شرح وجود ذهنی در حکمت متعالیه – مقدمهٔ بخش
شرح وجود ذهنی در حکمت متعالیه – مقدمهٔ بخش
شرح وجود ذهنی در حکمت متعالیه
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
مقدمهٔ بخش
بحث وجود ذهنی از دشوارترین و در عین حال ظریفترین مباحث حکمت متعالیه است. آنچه اساس گفتار حکما و علمای متأخر گردیده، سخن مرحوم صدرالمتألهین است و اگر کلام ایشان بهدرستی فهم نشود، گرهٔ مسئله هرگز گشوده نخواهد شد. در این بخش، چهار اشکال اساسی که بر نظریهٔ وجود ذهنی وارد شده، همراه با پاسخ دقیق و نهایی صدرا ارائه میگردد.
مبنای کلام صدرالمتألهین
صدرالمتألهین فرمود: علم به حمل اولی مقوله است و به حمل شایع صناعی کیف نفسانی است. علم، وجودی نفسانی است که اولاً و بالذات برای نفس و ثانیاً و بالتبع برای معلوم است. یعنی ماهیت در خارج، وجود حقیقی و مستقل دارد و هنگامی که در نفس حاضر میشود، وجودی تبعی و تنزیلی مییابد، نه وجودی مستقل.
اشکال اول: تعدد وجود برای یک ماهیت
اگر ماهیت دو وجود پیدا میکند: یکی خارجی و یکی علمی. این تعدد وجود برای یک ماهیت قبیح است.
پاسخ: آری، دو وجود دارد؛ یکی حقیقی خارجی و یکی تبعی علمی. این دوگانگی، دوگانگی حقیقی نیست، بلکه یکی مستقل و دیگری متکی است.
اشکال دوم: وجود خیالی نیز خارجی است
ما همهٔ وجود ذهنی را نمیپذیریم که شما آن را به حمل اولی مقوله بدانید. بخشی از وجود ذهنی، عالم خیال است که هم به حمل شایع وجود نفسانی است و هم به حمل اولی وجود نفسانی است؛ یعنی خارجِ متخَیَّل، نفس است.
پاسخ: همین که میگویید «خارجش نفس است» مشکل را حل میکند؛ زیرا آنچه به حمل اولی مقوله است، تصور شیء است که به وجود خارجی (نه ذهنی) مقوله میشود. خیال هرچند صورت را خلق میکند و خارجش نفس است، اما این خلاقیت به نفس بازمیگردد، پس خارجیِ علمی است، نه خارجیِ خارجی. و مراد از «الخارج» در عبارت «الماهية إذا وجدت في الخارج كانت في الموضوع ولا في الموضوع» خارج حقیقی است، نه خارج علمی. بنابراین وجود خیالی نیز اثر خارجی ندارد، تنها اثر علمی دارد.
اشکال سوم: تفاوت معقول و متخیل
تفاوت در این است که معقول ما کلی عقلی است، اما متخیل ما صورتدار و جزئی است. خیال به معنا صورت میبخشد، عقل معنا میبخشد.
پاسخ: خیال نیز خارجش خارجیِ علمی است. آنچه مؤثر و دارای اثر خارجی است، خارج حقیقی است، نه خارج علمی.
اشکال چهارم: حساسترین و بزنگاهدارترین اشکال
تا اینجا سه اشکال را پاسخ دادید: گفتید به حمل اولی مقوله است و به حمل شایع کیف است. مثال زدید که این پرچم، به حمل شایع مخمل و پارچه است و به حمل اولی علامت و نشانه است. وقتی میگوییم «انسان را تصور کردم» حاکی از خارج است، و وقتی میگوییم «علم به انسان دارم» حاکی از نفس است.
شما گفتید به حمل اولی این صورت ذهنی «انسانٌ» است، یعنی همان مقولهٔ خارجی. اما این حمل اولی کجاست؟ در خارج که نیست، زیرا اثر خارجی ندارد. در عدم هم نیست. پس در نفس است. اگر در نفس است، باید کیف باشد (یا کیف بالذات = علم، یا کیف بالعرض = معلوم). پس به حمل اولی هم باید گفت «كيفٌ» است، در حالی که شما گفتید به حمل اولی «مقوله» است. این جمع میان متقابلین است!
پاسخ نهایی و لطیف صدرالمتألهین
جواب صدرا این نیست که بگوید «کیف نیست» یا «کیف است ولی…». جواب در یک کلمه است: كيفُ الكيف.
کیف بالذات همان «علم» است (تخلق نفس به صورت).
اما «معلوم» کیف بالعرض است، زیرا تابع علم و عارض بر نفس است.
وقتی میگوییم به حمل اولی «انسانٌ» است، مراد مفهوم الجوهر یا مفهوم الإنسان المقولی است، نه جوهر حقیقی خارجی. و این مفهوم الجوهر خود کیف بالعرض است (چون بر علم که کیف بالذات است عارض شده).
پس تناقضی نیست:
- از حیث اینکه حاکی و نماگر ماهیت مقولی خارجی است → به حمل اولی «جوهرٌ» یا «مقولهٌ» است (مفهوماً).
- از حیث اینکه در نفس موجود و تابع علم است → به حمل اولی «كيفٌ بالعرض» است.
یک حقیقت است با دو حیثیت تقییدیة متفاوت که با هم تناقض ندارند.
تمثیل معروف پرچم
این پارچه به حمل شایع: مخمل است، قرمز است → کیف حقیقی.
به حمل اولی: پرچم است، علامت است → این «پرچم بودن» کیف نیست، بلکه اعتبار و حکایت است.
آیا این اعتبار «پرچم» اثر خارجی دارد؟ خیر.
آیا در نفس یا ذهن موجود نیست؟ بلکه هست، اما کیف بالعرض است (تابع صورت مخمل و قرمز).
نتیجهٔ نهایی صدرا
یعنی معلوم در ذهن از یک حیث عین علم است و از آن حیث کیف بالعرض است، و از حیث دیگر همان مقوله و ماهیت خارجی است که به حمل اولی بر آن صادق است.
این همان رئالیسم صدرایی است: ما واقعاً به خارج راه داریم، زیرا همان ماهیت با تحقق خارجی در خارج است و با تحقق علمی (اضافی و تبعی) در ذهن، و هیچکدام اعتبار محض نیستند.
نعم، به حمل اولی کیفٌ است… لکن کیفُ الکیف (کیف بالعرض)، نه کیف حقیقی مستقل، بلکه کیف تابع علم، و از این حیث با مفهوم المقوله به حمل اولی منافاتی ندارد.
جمعبندی بخش
با این بیان لطیف، تمام اشکالات چهارگانه بر نظریهٔ وجود ذهنی صدرالمتألهین مرتفع میگردد. این پاسخ چنان ظریف است که از چنگ بسیاری از شارحان اسفار و منظومه گریخته، و حتی مرحوم حاجی سبزواری نیز صریحاً اینگونه بیان نکرده است، لیکن کلام صدرا در جلد سوم اسفار و در شواهد الربوبیة دقیقاً همین است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!