برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش سیوهشتم: بزنگاه معرفتشناسی در منظومه سبزواری
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش سیوهشتم: بزنگاه معرفتشناسی در منظومه سبزواری
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیوهشتم: بزنگاه معرفتشناسی در منظومه سبزواری
اشکال چهارم بر اتحاد عالم و معلوم و پاسخ استثنایی ملاهادی سبزواری
یکی از حساسترین و ژرفترین گذرگاههای منظومه سبزواری، دقیقاً همینجاست: صفحه ۳۶، سطر هفتم، جایی که اشکال چهارم بر قول به اتحاد عالم و معلوم مطرح میشود و پاسخ ملاهادی سبزواری (قدسسره) در حاشیه و شرح منظومهاش، یکی از درخشانترین دفاعهای تاریخ حکمت اسلامی از «وجود علمی» و «فوقمقولیّت علم» را به نمایش میگذارد.
«اشکال آخر این بود که به حمل اولی جمع متقابلین میشود؛ زیرا که به حمل اولی هم مقوله است (یؤخذ فیه الجوهر) و هم مفهوم است (یصدق علیه العرض)؛ پس به حمل اولی جوهر است و عرض است و جمع متقابلین است و دیگر دو حمل نیست.»
توضیح اشکال: معلوم در نفس (یعنی صورت علمیه) از آن حیث که در نفسِ جوهر واقع شده، به حمل اولی داخل در مقوله جوهر است، و از آن حیث که قائم به نفس است و وجودش عین ربط به نفس است، بر آن «عرض» صادق است. بنابراین به یک حمل (حمل اولی) هم جوهر است و هم عرض → جمع نقیضین → محال.
پاسخ ابتدایی ملاهادی سبزواری
مرحوم حاجی میفرماید:
• حیث حاکی از خارج → اینجا مقوله است
• حیث حاکی عن النفس → اینجا دیگر مقوله نیست، بلکه کیف بالعرض است.
اشکال بر خودِ پاسخ حاجی (که خود حاجی آن را طرح میکند)
اگر بگویی کیف بالذات است → باز جمع متقابلین.
اگر بگویی وجود است → وجود نه جوهر است و نه عرض؛ پس دیگر کیف نیست!
این اشکال، دقیقاً نقطه ضعف ظاهری پاسخ اولیه حاجی است و اگر پاسخ داده نشود، همه بنای دفاع فرو میریزد.
پاسخ نهایی و درخشان ملاهادی سبزواری
مرحوم حاجی در اینجا پاسخ میدهد که این پاسخ، یکی از قلههای معرفتشناسی اسلامی است:
چون نفس با معلوم به نحو اتحاد متحد میشود، نه به نحو حلول و عرضیت مقولی. موضوعیت نفس برای معلوم، موضوعیت اتحادی است، نه موضوعیت انّی و مقولی.
سپس حاجی با بیانی عرفانی-فلسفی بینظیر، تمثیلات سلسله مراتب وجود را میآورد:
و فیض مقدس در مقام واحدیت و نور منبسط و عقل اول نیز همینگونه است؛ همه هستی را به ماهیت و جوهر و عرض متحقق میکند، در حالی که خود نه جوهر است و نه عرض.
و نفس ناطقه در مرتبه خلیفةاللهی نیز چنین است؛ به معلومات متخلق میشود بدون «نیست» و بدون ماهیت؛ علم محض است.
نقد محقق دوانی و پاسخ حاجی
محقق دوانی گفته بود: «علم کیف نیست؛ به مسامحه گفتهاند کیف است». حاجی میگوید: درست است، اما مسامحه هم نیست؛ علم اساساً فوق مقوله است، وجود است، دیگر هیچ مقولهای نخواهد بود.
جدول مقایسه نهایی سه قول بزرگ
| حکیم | به حمل اولی | به حمل شایع | نتیجه نهایی |
|---|---|---|---|
| ملاصدرا | مقوله است | کیف است (کیف نفسانی) | علم کیف بالذات نفسانی است |
| ملاهادی سبزواری | مقوله است | وجود است (فوق مقوله) | علم ماهیت مقولی ندارد؛ وجود علمی محض است |
| محقق دوانی و آخوند خواجویی | مقوله است (با انقلاب حیثیت) | دیگر کیف در کار نیست | علم اساساً کیف نیست؛ مسامحه بوده |
نتیجهگیری بخش
ملاهادی سبزواری در این پاسخ، نه تنها اشکال را دفع کرد، بلکه با استفاده از همان مبانی صدرا (وجود رابط، فیض اقدس و مقدس، اتحاد عاقل و معقول) علیه خود صدرا استدلال کرد و نشان داد که اگر در مراتب عالیه وجود، چیزی فوق جوهر و عرض ممکن است، در مرتبه علم حضوری نفس نیز همینگونه است. بنابراین علم نه کیف بالذات است و نه حتی کیف بالعرض به معنای مقولی؛ بلکه وجود علمی محض و حضوری است که فوق جمیع مقولات است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!