برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش چهل و پنجم: تبیین مقولهٔ صورتهای علمیه و رفع شبهات مربوط به وجود ذهنی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش چهل و پنجم: تبیین مقولهٔ صورتهای علمیه و رفع شبهات مربوط به وجود ذهنی
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش چهل و پنجم: تبیین مقولهٔ صورتهای علمیه و رفع شبهات مربوط به وجود ذهنی
متن منظومه: «وَقِيلَ بِالتَّشْبِيهِ وَالْمُسَامَحَةِ هَذِهِ الْبَاءُ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَا بَعْدَهَا»
یعنی برخی گفتهاند حرف «باء» در «العلم کَیْفٌ» به مسامحه و تشبیه تعلق به «کَیْف» گرفته شده است.
۱. بیان مشهور حکما و نقد محقق دوانی
حکمای پیشین به مسامحه و تشبیه فرمودهاند که صورتهای علمیه (صور ذهنیه) از مقولهٔ کیف است. دلیلشان آن بود که همانگونه که کیف خارجی قابل تقسیم نیست (لا یقبل القسمة)، صورت ذهنی نیز یکپارچه و غیرقابل تقسیم است؛ پس به تشبیه، آن را کیف نامیدند. این سخن مانند آنگاه که میگویند «جَری المیساب» برای میزی که خود جاری نمیشود، بلکه آب از آن جاری میگردد.
محقق دوانی قدسسره میفرماید: این اطلاق از روی مسامحه است و در حقیقت صحیح نیست؛ زیرا:
العلم لما کان متحدًا بالذات مع المعلوم بالذات، کان من مقولة المعلوم.
یعنی علم (صورت علمیه) چون با ذات معلوم – یعنی همان ماهیت خارجی – متحد است، از همان مقولهٔ معلوم خواهد بود.
۲. تبیین اتحاد علم و معلوم از دیدگاه محقق دوانی
در حقیقت، صورت علمیه با همان ماهیت خارجی که ادراک شده متحد است؛ نه آنکه چیزی زاید بر آن باشد. پس:
- اگر معلوم خارجی جوهر باشد (مانند انسان)، صورت علمیه نیز جوهر است.
- اگر معلوم خارجی کمیت باشد، صورت علمیه نیز کمیت است.
- اگر معلوم خارجی کیف باشد (مانند سیاه و سفید)، صورت علمیه نیز همان کیف است.
- و همینگونه در سایر مقولات.
بنابراین صورت علمیه هرگز «کیف» نمیشود مگر آنکه خود معلوم خارجی کیف بوده باشد. ذهن هیچگاه ماهیت شیء را تغییر نمیدهد؛ بلکه همان را به همانگونه که هست حاضر میسازد.
۳. رفع شبههٔ اجتماع جوهر و عرض در یک شیء واحد
شبهه میشود: اگر انسان در ذهن جوهر است، اما در عین حال در نفس «عارض» شده، پس هم جوهر است و هم عرض؛ و این محال است.
جواب محقق دوانی:
- به حمل اولی: عین مقولهٔ معلوم خارجی است (جوهر باشد جوهر، عرض باشد عرض).
- به حمل شایع: کیف نفسانی است (حالت یا ملکة برای نفس).
- هیچ تناقض و اجتماع نقیضین لازم نمیآید؛ زیرا اختلاف در حمل است.
- وجود ذهنی نه ماهیت جدیدی میآفریند و نه ماهیت خارجی را تغییر میدهد؛ بلکه همان حقیقت خارجی را به نحو حضوری در نفس حاضر میسازد.
العروض مفهومٌ عقلي ثانوي، لا ماهيةٌ خارجية. و المفاهيم لا تُشكل في اجتماعها مع الماهيات.
یعنی «عروض» صرفاً یک مفهوم انتزاعی است، نه یک ماهیت واقعی. مفهوم «عرض بودن» بر هر چیزی که در ذهن حاضر شود صادق است، حتی بر جوهر ذهنی. اما این صدق مفهومی، ماهیت جدیدی ایجاد نمیکند؛ پس یک ماهیت واحد است، نه دو ماهیت.
نتیجه: لا یلزم اندراج شیء واحد تحت مقولتین. تنها یک مقوله داریم: همان مقولهٔ خارجی معلوم.
۴. دیدگاه صدرالمتألهین قدسسره: حمل اولی و حمل شایع
حکیم متأله، صدرالدین شیرازی، این مسأله را با دقت بیشتری حل فرموده و میگوید صورت علمیه دو اعتبار دارد:
| جهت اعتبار | مقوله | توضیح |
|---|---|---|
| به حمل اولی و ذاتی (حاکي از خارج) | همان مقولهٔ معلوم خارجی | انسان ذهنی = حیوان ناطق = جوهر |
| به حمل شایع صناعي (از آن جهت که حالت نفسانی است) | کیف نفسانی (حاله یا ملکه برای نفس) | علم من به انسان = کیف نفسانی |
چون حملها متفاوت است، هیچ تناقضی پیش نمیآید؛ همانگونه که «شریک باری» به حمل اولی معدوم است و به حمل شایع موجود است.
۵. کلام دقیقتر صدرالمتألهین در اسفار
ایشان در مبحث وجود ذهنی اسفار میفرماید:
«إن الطبائع الکلية العقلية من حیث کلیتها و معقولیتها لا تدخل تحت مقولة من المقولات، بل هي عين المقولة الخارجية بحمل أولی. و من حیث وجودها في النفس فهي کیف نفسانی، إما حالة و إما ملکة، فتصیر مظهراً أو مصدراً للنفس.»
یعنی طبیعت کلی معقول از آن جهت که کلی و معقول است، تحت هیچیک از مقولات عشر نیست؛ بلکه عین همان مقولهٔ خارجی است به حمل اولی. اما از آن جهت که در نفس موجود است، کیف نفسانی است؛ گاهی «مظهر» (یعنی حاکی از خارج) و گاهی «مصدر» (یعنی ساختهٔ نفس).
جمعبندی بخش
حاصل آنکه صورت علمیه:
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!