نسبت جوهر با جواهر خمسه و مسئله تمایز
نسبت جوهر با جواهر خمسه و مسئله تمایز
## نسبت جوهر با جواهر خمسه و مسئله تمایز
جوهر میتواند جنس برای جواهر خمسه، یعنی جوهر مطلق، نامی، حساس، ناطق و مجرد، واقع شود، بیآنکه این جنسیت به نفی عینیت جوهر با افرادش بینجامد. تعدد جواهر خمسه، وحدت حقیقت جوهر را مخدوش نمیسازد. تمایز میان جواهر، به اعراض خاصه بازمیگردد، نه به ذات آنها؛ زیرا ممیز نمیتواند عین متمیز یا فرد آن باشد، و این خود مستلزم تأخر منطقی ممیز از متمیز است. جواهر در حقیقت جوهر با یکدیگر مشترکاند، همچنانکه افراد نوع انسانی در حقیقت واحد انسانیت مشترکاند، لیکن تمایز آنها به عوارض خاصه است.
انواع با اعراض کلی، نظیر نطق، و افراد با اعراض جزئی، نظیر بیاض و سواد، از یکدیگر متمایز میشوند. حیوان با الحاق نطق، انسان میگردد؛ با الحاق صهیل، اسب؛ و با الحاق نهیق، خر. این نمونهها نشان میدهند که اعراض، نقش تعیینکنندهای در تمایز انواع دارند. برای آنکه حمل عرض بر جوهر بهنحو مواطات، یعنی هُوهُو، صورت پذیرد، وجود اشتقاق ضروری است؛ چنانکه واژگانی همچون ناطق یا صاهل مشتقاند. در غیاب اشتقاق، حمل از سنخ ذوئی خواهد بود، نه مواطاتی.
## تحلیل مفهومی نطق و حیوان در ماهیت انسان
نطق در انسان، در خارج عین حیوان موجود در وجود انسانی است؛ اما در تحلیل ذهنی، مفهوم انسان اعم از مفهوم حیوان است، زیرا مفهوم انسان، نطق را نیز در بر میگیرد. این اعمیت، صرفاً در ساحت مفهوم و تحلیل ذهنی معتبر است، در حالی که در ساحت وجود خارجی، انسان با حیوان عینیت دارد.
ترکیبی که در ماهیت انسان تحقق دارد، ترکیبی معنوی میان طبیعت حیوانی، که جنبه اشتراکی دارد، و طبیعت نطقی، که جنبه اختصاصی دارد، است؛ این ترکیب را نباید با ترکیب جوهر و عرض یکسان انگاشت. جوهر هرگز از جوهر و عرض ترکیب نمییابد، زیرا انسان ناطق، خود جوهری واحد است، نه مرکبی از جوهر و عرض. این نکته، مانع از تصور نادرستی است که ماهیت جوهر را مرکب از اجزای جوهری و عرضی میپندارد.
## تمایز تحلیل منطقی از تحلیل وجودی
در تحلیل منطقی، حیوان و ناطق بهترتیب در مقام عرض عام و عرض خاص قرار میگیرند، هرچند در وجود خارجی، این دو یک حقیقت واحدهاند. تحلیل منطقی، امری مستقل از وجود خارجی است و نباید با مباحث اصالت وجود یا اصالت ماهیت خلط شود؛ چه آنکه غرض از تحلیل منطقی، تفکیک مفهومی است، نه بیان نحوه تحقق خارجی اشیاء.
جوهر عین جواهر است و تمایز میان جواهر، به اعراض بازمیگردد؛ اعراض کلی موجب تمایز در سطح انواع، و اعراض جزئی موجب تمایز در سطح افراد میگردند. در تحلیل منطقی، جنس، مانند حیوان، و فصل، مانند ناطق، در حکم عرض عام و عرض خاص قرار میگیرند، هرچند در وجود خارجی، جنس و فصل عین جوهرند. در انواع، انضمام امری کلی به امری کلی، مانند انضمام حیوان به نطق، کلیت را حفظ میکند؛ اما در افراد، انضمام امری جزئی به امری کلی، کلیت را زایل میسازد.
## عرض عام و عرض خاص در نسبت با ذاتیات
عرض عام، مانند مشی و احساس، به چند حقیقت تعلق میگیرد، در حالی که عرض خاص، مانند نطق و ضحک، مختص به یک حقیقت واحد است. ضحک و نطق در تحلیل منطقی در زمره عرض قرار میگیرند، اما در مباحث برهانی، به سبب آنکه از انسان لاینفکاند، حکم ذاتی مییابند. در خارج، نطق، ضحک و انسان یک حقیقت واحدند؛ اما در تحلیل ذهنی، بهعنوان عرض و معروض از یکدیگر تفکیک میشوند. حمل یک ماهیت بر ماهیتی مباین با آن، در صورتی که وجود آن دو متحد نباشد، محال است، زیرا حمل صحیح متوقف بر اتحاد وجودی محمول و موضوع است.
## نقد فرضیههای ترکیب ماهیت جوهر
اگر جوهر عین مصادیق خارجی خود نباشد، یا داخل در تمامی آن مصادیق است یا خارج از آنها. در فرض نخست، جوهر به ترکیب ماهیت از جواهر غیرمتناهی منتهی میشود؛ زیرا هر جزء فرضی خود مشتمل بر جنس و فصل است و این تسلسل، تا بینهایت ادامه مییابد، امری که محال است. در فرض دیگر، اگر فصل جواهر عرض انگاشته شود، ماهیت جوهر خود عرضی خواهد شد، که با ذاتی بودن ماهیت جوهر منافات دارد؛ و اگر جوهر تنها در برخی مصادیق داخل باشد، معروض آن در مصادیق دیگر غیرجوهر خواهد بود، که این نیز محال است. اگر جوهر بهکلی خارج از تمامی مصادیق فرض شود، ذاتی بودن آن نفی میگردد، که استحالهای اشد از فروض پیشین است. بنابراین تنها فرض قابل قبول آن است که جوهر، عین افراد خویش در خارج باشد.
حقیقت جوهر، بهعنوان حقیقتی واحده، عین افرادش در خارج است، و هرگونه فرض استقلال آن، خواه به تبدیل جوهر به عرض بینجامد و خواه به نفی جوهر بودن افراد، مستلزم محال است. تمایز میان جواهر، به اعراض خاصه بازمیگردد نه به ذات، و اعراض کلی و جزئی بهترتیب موجب تمایز انواع و افراد میشوند. تحلیل منطقی، امری مستقل از وجود خارجی است و بر تمایز مفهومی دلالت دارد، در حالی که در ساحت وجود خارجی، جوهر و افرادش حقیقتی واحد را تشکیل میدهند. نقد فرضیههای ترکیب ماهیت جوهر از جواهر غیرمتناهی یا از جوهر و عرض، در نهایت بر همین وحدت وجودی جوهر با افرادش استوار است.
― متن به پایان رسید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!