مشیت الهی و نسبت آن با فیض اقدس

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

مشیت الهی و نسبت آن با فیض اقدس

زمان مطالعه: حدود 9 دقیقه

## مشیت الهی و نسبت آن با فیض اقدس

آیه شریفه $\text{أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ}$ که ناظر است به گستردگی سایه به دست تدبیر پروردگار، نقطه عزیمتی برای تبیین نسبت میان ظل و فیض اقدس قرار می‌گیرد. در این خوانش، ظل به وجود خارجی تعبیر می‌شود و مشیت الهی در نسبت مستقیم با فیض اقدس تحلیل می‌گردد. فیض اقدس به ظهورات علمی الهی در مرتبه احدیت اشاره دارد و از فیض مقدس، که ناظر به تحقق خارجی موجودات است، متمایز می‌شود. این تمایز، شالوده تحلیل مراتب وجود و جایگاه مشیت در فرآیند ظهور را تشکیل می‌دهد.

مباحث مربوط به مشیت و اراده در این موضع، رنگ‌وبوی کلامی دارد نه فلسفی، و از منظر تحلیل عقلی برهانی، فاقد دقت اصطلاحی است. در کلام، مشیت و اراده غالباً بدون تحلیل دقیق به فیض اقدس و مقدس و مفاهیم ازل و ابد پیوند می‌خورند، در حالی که در نظر فلسفی، این دو، صفات ذاتی یا فعلی الهی به شمار می‌آیند و نیازمند تفکیک دقیق‌ترند.

چنانچه اراده به عنوان اسم ذات لحاظ شود، با مشیت همسان است؛ اما در مقام اسم فعل، از مشیت متمایز می‌گردد. این تمایز در روایت «خلق الله الأشیاء بالمشیة والمشیة بنفسها» بازتاب یافته که نشان می‌دهد مشیت در مرتبه ذات بر فعل تقدم دارد. مشیت اعیان ثابته را در علم الهی رقم می‌زند و اراده این اعیان را به سوی وجود خارجی سوق می‌دهد. بر این اساس، مشیت مقام ثبوت علمی خلقت است و اراده، مقتضی تحقق خارجی آن.

## فیض اقدس، فیض مقدس و مراتب وجود

فیض اقدس به اعیان ثابته منسوب است؛ یعنی وجودات علمی که در مرتبه علم الهی، اسماء و صفات حق را در ظرف علم منعکس می‌سازند. فیض مقدس این اعیان را از مرتبه علم به عالم خارج منتقل می‌کند و موجودات خارجی مظاهر همین اعیان‌اند که در قالب خلقت متحقق می‌شوند. فیض اقدس و فیض مقدس دو مرحله متمایز اما متصل در فرآیند ظهورند: نخست ثبوت علمی اعیان در مقام احدیت، سپس تحقق خارجی آنها در مرتبه واحدیت و کثرت ظهوریه.

دیدگاه اشعری مبنی بر اطلاق مطلق مشیت الهی، بدین معنا که حکمت و عدل هیچ تقییدی بر آن وارد نمی‌کنند، در برابر ضرورت هماهنگی صفات الهی محل تأمل است. آیه شریفه $\text{لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ}$ که بر نفی ستم از ساحت الهی نسبت به بندگان دلالت دارد، مؤید این نکته است که علم، حکمت، قدرت، عدل و رحمت الهی در انسجامی تام عمل می‌کنند و هیچ‌یک به تنهایی و بدون لحاظ دیگری، مبنای فعل الهی قرار نمی‌گیرد. بر این پایه، اعیان ثابته در مقام ثبوت علمی، و تحقق آنها به فیض مقدس در عالم خارج، همگی در چارچوب هماهنگی اسمائی صورت می‌پذیرد و مانع از تحقق ظلم در افعال الهی می‌شود.

## مقولات وجودشناختی: واجب، ممکن و ممتنع

در تحلیل فلسفی، مواد ثلاث شامل واجب، یعنی آنچه نمی‌تواند نباشد؛ ممتنع، یعنی آنچه نمی‌تواند باشد؛ و ممکن، یعنی آنچه می‌تواند باشد یا نباشد، تقسیم‌بندی می‌شود. در تحلیل عرفانی، این مقولات به حضرات ثلاث بازمی‌گردد که به وصف «لاموجوده و لامعدومه» شناخته می‌شود و ادراک آن دشوار و مختص اهل معرفت است. این حضرات در مرتبه‌ای فراتر از دوگانه وجود و عدم، حقیقتی متمایز را نمایان می‌سازند که تحویل آن به مقولات صرفاً فلسفی، از دقت لازم برخوردار نیست.

برخی متکلمان با انکار حضرت ممتنع، موجودات را منحصر در واجب بالذات و واجب بالغیر دانسته‌اند. این خوانش با تأکید بر استقلال حضرت ممتنع به عنوان واقعیتی متمایز، قابل نقد است؛ چراکه امکان، حضرتی مستقل و غیرقابل تحویل به دو مقوله دیگر به شمار می‌آید. ممکن با واجب بالغیر تفاوت دارد و این تفاوت از دقایقی است که فهم آن به تأمل ژرف نیازمند است. ممکن نه موجود است و نه معدوم، بلکه در مرتبه‌ای بینابین این دو قرار می‌گیرد که از آن به «حال» تعبیر می‌شود.

## معقولات اولی و ثانی و نسبت امکان با آنها

فهم معقولات اولی، یعنی مفاهیمی که مصداق مستقل خارجی دارند مانند انسان، و معقولات ثانی، یعنی مفاهیمی که صرفاً در ذهن تحقق می‌یابند مانند امکان، از دیرباز محل تدقیق فلسفی بوده است. معقول اولی بازتاب مستقیم واقعیت خارجی در ذهن است، در حالی که معقول ثانی صفتی است که ذهن بر این تصویر عارض می‌سازد؛ این تمایز مرز میان واقعیت خارجی و ساحت ذهنی را ترسیم می‌کند.

امکان به عنوان معقول ثانی فلسفی در ذهن تحقق می‌یابد و سپس بر موجودات خارجی اتصاف می‌گیرد. امکان نه موجود است و نه معدوم، بلکه در مرتبه «حال» قرار دارد؛ مرتبه‌ای که نه به مبدأ وجود ملحق می‌شود و نه در عدم محض مستهلک می‌گردد. این تحلیل، نیازمند تفکیک دقیق میان ساحت فلسفی معقولات و مرتبه عرفانی حضرات ثلاث است تا خلطی میان این دو نظام معرفتی رخ ندهد.

توقف نسبی در بسط علوم دینی، ناشی از گرفتاری‌های اجتماعی و اشتغال به مسائل غیرعلمی، ضرورت احیای حیات علمی و جدایی مباحث علمی از دغدغه‌های مادی را ایجاب می‌کند. رشد معرفتی در حوزه عرفان نظری و فلسفه اسلامی، بدون تمرکز محض بر تحقیق و تدقیق مفهومی، میسر نخواهد بود.

## حکمت الهی، هماهنگی اسماء و نسبت اراده با فیض

اراده الهی به فیض مقدس و ایجاد ممکنات، و مشیت به اعیان ثابته و وجودات علمی مرتبط می‌شود. این تمایز با آیه شریفه $\text{إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}$ تبیین می‌شود، که دلالت بر آن دارد که تعلق اراده الهی به تحقق هرچیز، موجب صدور امر تکوینی و ظهور خارجی آن می‌شود. مشیت و اراده الهی مقتضای حکمت و اسماء و صفات الهی‌اند، چنان‌که آیه $\text{فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ}$ نیز بر این معنا دلالت دارد که تحقق هدایت عمومی، بر مشیت الهی مبتنی است، مشیتی که خود مقتضای حکمت است نه امری گزاف و بی‌ضابطه.

عنایت الهی حاصل انسجام علم، قدرت و حکمت است که ظهورات الهی را در موجودات به نحو محکم و متقن تضمین می‌کند. افعال الهی، از جمله رحمت و انتقام، بر پایه استعداد اشیاء و اقتضای اعیان ثابته شکل می‌گیرد؛ به این معنا که خداوند در موضع انتقام رحمت نمی‌کند و در موضع رحمت انتقام نمی‌گیرد، مگر آنکه حکمت الهی چنین اقتضایی داشته باشد.

دیدگاه اشعری که امکان تحقق رحمت در موضع انتقام یا برعکس را روا می‌داند، در برابر این تحلیل که رحمت و انتقام الهی بر عدل و فضل استوارند، محل تأمل است. در روایات آمده است که خداوند به فضل خویش رحمت می‌کند و به عدل خویش انتقام می‌گیرد؛ این بیان، بر هماهنگی و عدم تعارض میان صفات الهی دلالت دارد.

شفاعت ارحم‌الراحمین در ظرف انتقام، به معنای مداخله رحمت در ساحت عدل است که بر پایه استعداد و استحقاق عبد صورت می‌گیرد و خود مقتضای حکمت الهی است. رحمت، انتقام و شفاعت سه مفهوم متمایزند: رحمت با فضل و انتقام با عدل سازگار است، اما شفاعت با انتقام تنافی دارد، زیرا اجرای انتقام را متوقف می‌سازد. اسماء الهی، مانند عدل و رحمان، در ظهورات خویش هماهنگ عمل می‌کنند؛ چنانچه غلبه با اسم عدل باشد، انتقام محقق می‌شود، و چنانچه غلبه با اسم رحمان باشد، شفاعت ظهور می‌یابد. این هماهنگی، نظام منسجمی از حکمت الهی را در ظهورات و افعال الهی تثبیت می‌کند.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)