تحقق امکان و مراتب معرفت به آن

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

تحقق امکان و مراتب معرفت به آن

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه

## تحقق امکان و مراتب معرفت به آن

عارف با ژرف‌نگری عرفانی، امکان را در ساحت وجود اثبات می‌کند و این شناخت، نه صرفاً به چیستی امکان، بلکه به منشأ آن و پیوندش با اعیان ثابته معطوف است. چنین معرفتی که ریشه‌های امکان را در ارتباط با اعیان ثابته می‌جوید، معرفتی حضرتی است و تنها با شهود و تأمل، از ظاهر به باطن راه می‌یابد. ممکن، پیش از تحقق در عالم خارج، در مرتبه اعیان ثابته ساکن است و پس از تجلی در عالم ناسوت، به سبب اقتضای الهی، وجوب بالغیر می‌یابد. این گذار از باطن علم الهی به ظاهر وجود عینی، امری است که با دیده بصیرت قابل مشاهده می‌شود.

## مواد ثلاث و نسبت آن‌ها با ذهن و خارج

وجوب، امکان و امتناع از دیرباز در فلسفه و کلام اسلامی محل بحث بوده‌اند و نحوه تحقق این مواد در ذهن یا خارج، اشکالی اساسی را پدید آورده است. این مفاهیم به‌عنوان معقولات ثانی فلسفی، در خارج ما‌به‌ازای مستقیم ندارند، هرچند منشأ انتزاع آن‌ها از واقعیت خارجی است؛ نظیر سایه‌ای که هرچند خود شیء نیست، وجودش به شیء وابسته است. عروض امکان بر انسان در ساحت ذهن تحقق می‌یابد، اما اتصاف انسان به امکان، در عالم خارج رخ می‌دهد. این تمایز میان عروض و اتصاف، در فهم دقیق مواد ثلاث نقشی کلیدی دارد و از خلط میان وجود ذهنی و خارجی جلوگیری می‌کند. امتناع نیز به چیزی اطلاق می‌شود که در خارج وجود ندارد و امکان تحقق آن منتفی است، مانند شراکت با ذات باری؛ عروض این امتناع در ذهن است، اما اتصافش در خارج به معنای عدم تحقق عینی آن است، چرا که وحدت ذات الهی هرگونه شراکت را ممتنع می‌سازد. با این حال، قضایای صادقه، حتی اگر ظاهراً در ذهن شکل گیرند، به دلیل انطباق با نفس‌الامر از قضایای صرفاً ذهنی متمایزند؛ چنان‌که قضیه انسان ممکن است، به دلیل مطابقت با واقعیت خارجی صادق است.

## حضرات ثلاث و نسبت آن‌ها با اعیان ثابته

مواد ثلاث در عرفان به‌عنوان حضرات ثلاث معرفی می‌شوند که نه موجودند و نه معدوم، بلکه در حالتی بینابینی قرار دارند و در ظرف ذهن به صورت معقولات ثانی فلسفی انتزاع می‌شوند. این دیدگاه با چالش‌هایی در تبیین وجودی مواجه است، زیرا حضرات در خارج ما‌به‌ازای عینی ندارند. حضرت امکان به اعیان ثابته اشاره دارد که به‌عنوان مظاهر اسماء حسنای الهی در مرتبه علمی وجود دارند و اقتضای ظهور در عالم ناسوت را دارا هستند؛ این اعیان به‌عنوان تعینات اولیه، زمینه‌ساز ظهور در عالم خارج‌اند. در فلسفه، امکان به معنای مساوی‌الطرفین یعنی برابری وجود و عدم تعریف می‌شود، اما اعیان ثابته چنین نیستند، بلکه به دلیل پیوند با اسماء الهی، اقتضای ذاتی برای ظهور دارند و بدین‌سان از تعریف فلسفی امکان فاصله می‌گیرند.

حضرت امتناع به اعیانی نسبت داده شده که در غیب حق باقی می‌مانند و طالب ظهور نیستند؛ اما تمامی اعیان به دلیل اقتضای ذاتی، طالب ظهورند، و آنچه مانع تحقق برخی از آن‌ها می‌شود، قصور ظرف ظهور است، نه فقدان طلب در خود اعیان. اصطلاح حضرت امتناع در واقع به ذات الهی نظر دارد که به دلیل کمال مطلق، امکان ظهور در مرآت محدود را ندارد؛ این عدم ظهور، نه به معنای عدم طلب، بلکه به قصور مرآت بازمی‌گردد، در حالی که اقتضای ظهور در اسماء و صفات الهی همواره جاری است.

## تمایز طلب و اقتضا در نسبت با ذات الهی

طلب به معنای فقدان و نیاز است، در حالی که اقتضا توان ذاتی برای ظهور را نشان می‌دهد. نسبت دادن طلب به ذات الهی، به دلیل غنای ذاتی آن نادرست است، اما اقتضای ظهور در ذات و اسماء الهی همواره برقرار است. بر همین اساس، واجب الوجود به دلیل کمال ذاتی، طالب اتصاف به وجود نیست، زیرا طلب مستلزم فقدان است و واجب الوجود از هر فقدانی مبراست؛ واجب، نه طالب، بلکه دارای اقتضای ذاتی برای ظهور است. همچنین حضرات ثلاث را نمی‌توان خزینه‌های مفاتیح غیب به معنای ظروف مادی دانست، بلکه این خزینه‌ها مراتب وجودی و ظهورات الهی‌اند که اسماء الهی را در خود جای داده‌اند.

## وجوب بالذات و وجوب بالغیر

وجوب در ذات حق بالذات است، اما در ممکنات بالغیر تحقق می‌یابد. وجوب بالذات به غنای ذاتی حق اشاره دارد، در حالی که وجوب بالغیر به اقتضای ممکنات نسبت به تعین الهی وابسته است. تمامی ممکنات، شئونات حق در غیب ذات و اسماء او هستند و به‌عنوان مظاهر اسماء الهی، در مراتب غیب و ظهور، شئونات حق محسوب می‌شوند. این حقیقت که تمامی اعیان به دلیل اقتضای ذاتی طالب ظهورند و قصور ظرف ظهور مانع تحقق برخی از آن‌هاست، با آیه شریفه كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ همخوانی دارد؛ این آیه بیانگر آن است که هر آن، شأنی تازه از ظهورات الهی متحقق می‌گردد و بر دائمی بودن ظهور حق دلالت دارد.

## سلسله‌مراتب وجودی و ضرورت اصلاح ترمینولوژی عرفانی

وجودات در سلسله‌مراتب کمال قرار دارند؛ برخی در جایگاه نفرات نخست‌اند که به دلیل کمال ذاتی در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارند، و برخی نفرات دوم‌اند که توانایی ایفای نقش در مراتب پایین‌تر را دارا هستند. ذات الهی نیز به دلیل کمال مطلق، در مرآت محدود ظاهر نمی‌شود، اما این امر به معنای عدم اقتضای ظهور نیست، بلکه به قصور مرآت بازمی‌گردد؛ ذات در اسماء و صفات خود متجلی می‌شود. با توجه به این تحلیل‌ها، ادبیات عرفانی به دلیل پیچیدگی و گاه عدم دقت در اصطلاحات، نیازمند بازنگری است. چنین بازنگری‌ای با تطبیق اصطلاحات عرفانی بر موازین دقیق منطقی، به حفظ اصالت مفاهیم و جلوگیری از خلط میان مبانی عرفانی و مبانی فلسفی-کلامی یاری می‌رساند.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)