تبیین وضعیت آخرالزمان و مراتب سلوک در پرتو تمایز میان جذب، محو، صحو و صعق

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

تبیین وضعیت آخرالزمان و مراتب سلوک در پرتو تمایز میان جذب، محو، صحو و صعق

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه

## تبیین وضعیت آخرالزمان و مراتب سلوک در پرتو تمایز میان جذب، محو، صحو و صعق

انسان در دوره‌ای که از آن به آخرالزمان تعبیر می‌شود، در استیلای شهوت و غضب، بی‌التفات به مرزهای حلال و حرام، در کثرت ظهوریه غرق می‌گردد، به‌گونه‌ای که هیچ ظهوری از نور عقل و شرع بر باطن او تجلی نمی‌یابد. این استغراق در ظلمت نفس، همان چیزی است که از آن به قیامت صغری تعبیر می‌شود؛ پایانی که نشانه فروپاشی نظام ناسوتی و انسداد استعدادهای ترقی معنوی در وجود اوست. انسان در این مرتبه، از تمییز میان خیر و شر بازمی‌ماند و در مرتبه‌ای فروتر از حیوانات جای می‌گیرد، چنان‌که در آیه أَوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ بیان شده است؛ آیه‌ای که این معنا را می‌رساند که چنین کسانی حتی از مقتضای طبیعی حیوانات نیز فروتر می‌افتند، زیرا حیوان به اقتضای فطرت خویش عمل می‌کند، حال آنکه این گروه، با وجود برخورداری از استعداد عقلانی، از آن اقتضای فطری نیز غافل مانده‌اند.

قیاس این مرتبه انحطاطی با حالت مجذوبین که در برخی متون صورت گرفته، قیاسی نادرست است. مجذوبین در مرتبه‌ای والا از سلوک عرفانی و در ذیل تجلیات وحدت قدسی قرار دارند، و بی‌تمییزی ظاهری آنان در حالت محو و صعق، با انحطاط اخلاقی و وجودی انسان آخرالزمانی از حیث مرتبه هستی‌شناختی هیچ سنخیتی ندارد؛ درهم‌آمیختن این دو، حقیقت عرفانی را با آنچه از سنخ خرافه است درمی‌آمیزد.

## اصطلاحات محو، صحو، صعق و جذب در سلوک عرفانی

در عرفان نظری، محو به معنای غیبت سالک از تعینات نفسانی خویش و توجه تام او به مقام تنزیه حق است؛ صحو، بازگشت هوشیاری سالک پس از این غیبت و استقرار او در مقام بقای بعد از فناست؛ صعق، بی‌خودی کامل در برابر ظهور عظمت الهی است؛ و جذب، همان کشش وحدت قدسی به سوی خویش است که سالک را از تعینات کثرت ظهوریه می‌رهاند. هر یک از این مراتب، منزلتی متفاوت در سیر سالک از تعین نفسانی به سوی فنای در حق را نشان می‌دهد. آنچه در برخی متون عرفانی بدان دامن زده شده، ادعای برداشته شدن تکلیف از مجذوبین و نسبت دادن بی‌تمییزی در امور ظاهری از قبیل عریانی یا پوشش به ایشان است؛ ادعایی که عرفان حقیقی را از بنیان هماهنگ آن با عقل و شرع خارج می‌سازد و ضرورت پالایش این‌گونه متون از چنین انحرافاتی را آشکار می‌کند.

## نقد نسبت دادن رفع تکلیف به مجذوبین

جذب الهی را نباید با کششی غیرعاقلانه و بی‌ضابطه، نظیر کشش نیرویی طبیعی که بی‌اختیار انسان را به سوی خود می‌کشاند، یکسان انگاشت. جذب حق، مقتضای عقل کل و حکمت الهی است و سالک مجذوب را نه به بی‌خردی، بلکه به اراده‌ای حکیمانه متصل می‌سازد؛ چنین اتصالی هرگز به معافیت از تکالیف شرعی و عقلانی نمی‌انجامد. بر همین اساس، در سلوک عرفانی سه اصل بنیادین رعایت می‌شود: احتیاط در حرکت معنوی، همراهی با مربی که خود به مقام عرفان واصل است، و رعایت حد در تقرب به حق؛ این سه اصل، سالک را از پرتگاه‌های انحراف در امان می‌دارد و مسیر او را به‌سوی کمال منضبط می‌سازد.

## نسبت عرفان با عقل و شرع

عرفان حقیقی نه‌تنها با عقل و شرع تعارضی ندارد، بلکه در طول آن‌ها و به‌منزله مرتبه‌ای متعالی‌تر از ظهورات آن‌ها تحقق می‌یابد. انبیا و اولیا با آنکه به مراتب عالی معرفت واصل شده‌اند، هیچ‌گاه اشراف عقل و التزام به شرع را نفی نکرده‌اند. از این رو، هر گزاره‌ای که مدعی فراتر بودن عرفان از عقل و رهایی سالک از حدود شرعی باشد، به تعطیل مرتبه عقل و در نتیجه به جهل می‌انجامد؛ زیرا عقل، والاترین ظهور حقیقت در نشئه انسانی است و عرفان اصیل، آن را به کمال می‌رساند، نه آنکه از اعتبار ساقط کند.

## تمایز مراتب محبوبین، محبین، محجوبین و اصحاب صحو بعد از محو

در ترتیب مراتب سالکان، محبوبین کسانی‌اند که بی‌آنکه مسیر ریاضت و مجاهده را طی کرده باشند، به تجلی و جذب مستقیم وحدت قدسی به سوی حق کشیده می‌شوند، در حالی که محبین با سلوک اختیاری و طی مراحل مجاهده به این مقام نزدیک می‌شوند؛ از این رو محبوبین در مرتبه‌ای برتر از محبین جای می‌گیرند. در مقابل این دو مرتبه، محجوبین قرار دارند که به سبب استیلای حجاب‌های وجودی از درک حقایق بازمانده و در مرتبه‌ای فروتر از حیوانات باقی می‌مانند، چه از علم و از اقتضای فطری هر دو محروم‌اند. اما اصحاب صحو بعد از محو، که پس از فنای در حق به بقا رسیده‌اند، از سایر مجذوبین متمایزند؛ اینان با هوشیاری کامل، از تأثیر شهوت محض و از بی‌تمییزی مصون می‌مانند. این استثنا در آیه فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ بازتاب یافته است؛ آیه‌ای که بیانگر آن است که در برابر تجلی عظمت الهی، همه موجودات آسمان و زمین مستغرق در بی‌خودی می‌گردند، مگر کسانی که به مقام بقای بعد از فنا رسیده و از استغراق مطلق مصون داشته شده‌اند.

## نقد عرفان‌های کاذب و ضرورت پالایش علمی

عرفان‌های کاذب که در برخی محافل به رقص و غفلت فروکاسته می‌شوند، از حقیقت عرفانی که بر عبادت، مجاهده و شهادت استوار است، بیگانه‌اند. علم دینی و بالاخص عرفان نظری، تنها در سایه رشد علمی و پالایش از خرافات می‌تواند در هماهنگی کامل با عقل و شرع، ظهورات حقیقت را در نشئه انسانی آشکار سازد. تمایز میان مجذوبین، محجوبین و اصحاب صحو بعد از محو، مراتب گوناگون سلوک را روشن می‌سازد و جایگاه عرفان اصیل را، به‌مثابه مرتبه‌ای که عقل و شرع را در خود به کمال می‌رساند نه آنکه آن‌ها را نقض کند، در برابر عرفان‌های کاذب متمایز می‌گرداند.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)