فص سبوحی: نسبت تنزیه و تشبیه در مقام حضرت نوح علیه‌السلام

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

فص سبوحی: نسبت تنزیه و تشبیه در مقام حضرت نوح علیه‌السلام

زمان مطالعه: حدود 9 دقیقه

## فص سبوحی: نسبت تنزیه و تشبیه در مقام حضرت نوح علیه‌السلام

فص سبوحی از فصوص الحکم به تبیین مقام ظهور حق در موجودات می‌پردازد و بر این معنا استوار است که وَلَيْسَ الْأَمْرُ كَذَلِكَ فَإِنَّ الْمَوْجُودَاتِ بِذَوَاتِهِمْ وَوُجُودَاتِهِمْ وَكَمَالَاتِهِمْ كُلُّهَا مَظَاهِرُ لِلْحَقِّ وَهُوَ ظَاهِرٌ فِيهِمْ وَمُتَجَلٍّ لَهُمْ وَهُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا فِيهِ ذَوَاتِهِمْ وَوُجُودُهُمْ وَبَقَاؤُهُمْ وَجَمِيعُ صِفَاتِهِمْ. مراد از این عبارت آن است که موجودات به حسب ذوات، وجودات و کمالات خویش، همگی مظاهر ظهورات حق‌اند و حق در آن‌ها ظاهر و برای آن‌ها متجلی است و در هر تعینی که موجودات در آن قرار دارند، اعم از ذوات، وجود، بقا و همه شؤون آن‌ها، همراه ایشان است. این معنا اصل مظهریت موجودات برای وحدت قدسی و نحوه سریان ظهورات حق در تعینات را بیان می‌دارد.

فص سبوحی محل تسبیح الهی است؛ تسبیح در این مقام به تنزیه ذات از کثرات و نواقص ناظر است. مقام حضرت نوح علیه‌السلام به سبوحی موسوم است، بدین معنا که در این مقام تسبیح و تنزیه بر شؤون دیگر غلبه دارد. این غلبه به معنای انحصار در تنزیه نیست، بلکه بیانگر برتری وجه تنزیهی در این مقام است، در برابر مقام حضرت موسی علیه‌السلام که غلبه تشبیه در آن مشهود است. تنزیه و تشبیه در مقامات انبیا دو وجه متلازم‌اند که در هر مقام، یکی بر دیگری غلبه می‌یابد، بدون آنکه وجه دیگر به‌کلی منتفی گردد.

## ضرورت جمع میان تنزیه و تشبیه

تنزیه بدون تشبیه و تشبیه بدون تنزیه هر دو به نقصان در معرفت می‌انجامد. تنزیه بدون تشبیه به جهل منتهی می‌شود، از آن‌رو که حق را از ظهورات و تجلیات دور می‌دارد و بطون صرف را بر او مقرر می‌کند بدون توجه به اقتضای ظهور در تعینات. تشبیه بدون تنزیه نیز به سوء ادب می‌انجامد، چرا که حق را به حد ظهورات و مظاهر فرومی‌کاهد. جمع میان این دو وجه، شرط لازم برای فهم کامل نسبت میان وحدت قدسی و کثرت ظهوریه است.

در نسبت میان جهل و سوء ادب، تحلیلی که جاهل را نیز صاحب سوء ادب می‌شمارد با منطق درونی این بحث ناسازگار می‌نماید، زیرا سوء ادب مستلزم علم و اختیار است و جاهل که از علم محروم است، امکان تحقق سوء ادب برای او منتفی است. سوء ادب عبارت است از ترک رعایت ملکه‌ای که فرد بر رعایت آن عالم و قادر بوده و از آن تخلف کرده است؛ بنابراین سوء ادب صفتی است که تنها با وجود علم و قدرت بر رعایت، تحقق می‌یابد و جاهل از این حکم مستثنی می‌ماند.

بر همین اساس، حجت بالغه الهی تکلیف را بر مبنای علم یا جهل فرد استوار می‌سازد؛ جاهل مکلف به طلب دانستن است، نه به عملی که از آن آگاهی ندارد. این اصل، مبنای عدالت در تعیین تکلیف بندگان است و نقش علم را در تحقق مسئولیت اخلاقی و عرفانی روشن می‌سازد.

## تنزیه نقص و تنزیه کمال

تنزیه بر دو گونه تحلیل می‌شود: تنزیه سبوحی که به تنزیه نقص موسوم است و تنزیه قدوسی که به تنزیه کمال شناخته می‌شود. تنزیه سبوحی، از آن‌رو که ظهورات و مظاهر حق را نفی می‌کند و حق را از تجلیات دور می‌دارد، خود نوعی نقص در معرفت است. در برابر آن، تنزیه قدوسی جامع کمال است و حق را در مقام وحدت قدسی و کمال مطلق ملحوظ می‌دارد، بدون آنکه ظهورات و اقتضای تجلی را نفی کند.

تنزیه حق در حقیقت تنزیه نفس است، زیرا حق ذاتاً از هر نقصی منزه است و نیازی به تنزیه از جانب سالک ندارد. آنگاه که عارف می‌گوید مَا أَعْظَمَ شَأْنِي، در حقیقت خود را تنزیه می‌کند نه حق را؛ این‌گونه تنزیه، امری است که به نفس بازمی‌گردد نه به ذات باری.

## نقد عبارات عرفانی و مقام احدیت

عباراتی نظیر مَا أَعْظَمَ شَأْنِي و لَيْسَ فِي جُبَّتِي إِلَّا اللَّهُ به دلیل تأکید بر وجه تشبیهی بدون لحاظ وجه تنزیهی، از توازن میان دو وجه محروم‌اند و به همین جهت با نقصی در بیان همراه‌اند. بر اساس توحید مفضل، هر تمایزی که با اوهام انسانی صورت می‌گیرد، از افق نفس انسان برمی‌خیزد و به ذات حق بازنمی‌گردد؛ این اصل بطلان تنزیه و تشبیه محدود را روشن می‌سازد، از آن‌رو که هرگونه تمایز، ساخته ذهن ناظر است نه امری متعلق به مقام ذات.

در مقام احدیت، که تعدد و تقابل در آن منتفی است، نه تنزیه معنا دارد و نه تشبیه، زیرا این دو مفهوم مبتنی بر لحاظ تمایزند و تمایز از احکام مقام واحدیت و ظهورات است، نه مقام احدیت. در عنقاء المغرب نیز آمده است که غایت معرفت منزه، سلب نواقص کون از حق است؛ این سلب، به تحلیل دقیق، به خود منزه بازمی‌گردد نه به ذات حق، و این معنا محدودیت تنزیه را در نسبت با مقام ذات آشکار می‌سازد.

## تحلیل عرفانی سبحان الله و الله اکبر

گفتن سُبْحَانَ اللَّهِ در حقیقت به تنزیه نفس و استغفار ناظر است، نه تنزیه حق، زیرا حق ذاتاً از هر نقصی منزه است و نیازی به تنزیه ندارد. این ذکر از منظر تحلیل زبانی نه فعل، بلکه شبه‌فعل یا حرف است که بار معنایی آن به تنزیه گوینده و بازگشت او به مقام استغفار تعلق دارد. عبارت اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ نیز هرگونه وصف انسانی را از ذات الهی نفی می‌کند و بر ناتوانی زبان بشری از وصف حقیقت الهی تأکید دارد، نه بر مقایسه حق با مخلوقات.

گفتن سُبْحَانَ اللَّهِ به‌جای إِلَهِي الْعَفْوْ برای پرهیز از اقرار به گناه، با فرهنگ توبه و صداقت در عبادت ناسازگار است، زیرا پذیرش گناه و طلب عفو بخشی از مسیر خودسازی و تقرب به حق محسوب می‌شود و جایگزینی آن با تسبیحی که مقصودش تنزیه نفس است، از مسیر اصلی توبه منحرف می‌گردد.

## نقد تنزیه انبیا

تنزیه انبیا در حقیقت اقراری به نقص ایشان است؛ در برابر آن، شایسته است به‌جای تنزیه، تفضیل انبیا مورد لحاظ قرار گیرد، زیرا انبیا صاحب مراتب متفاوت کمال‌اند نه نقص. حق نیز چون ذاتاً از هر نقصی منزه است، موضوعی برای تنزیه ندارد؛ تنزیه حق در حقیقت به تشبیه منجر می‌شود، از آن‌رو که با معیارهای انسانی و بر پایه لحاظ نقص صورت می‌گیرد، حال آنکه ذات حق از چنین لحاظی متعالی است.

فص سبوحی با تبیین نسبت میان تنزیه، تشبیه و مقام حضرت نوح علیه‌السلام، بر مظهریت موجودات برای حق و ظهور او در تعینات تأکید می‌ورزد. جمع میان تنزیه و تشبیه، بازگشت تنزیه به نفس سالک، انتفای موضوع تنزیه در مقام ذات، و ضرورت تفضیل انبیا به‌جای تنزیه ایشان، از محورهایی است که فهم دقیق این فص را ممکن می‌سازد.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)