حضرات خمس و مبنای همت عارف در تحقق مخلوقات

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

حضرات خمس و مبنای همت عارف در تحقق مخلوقات

زمان مطالعه: حدود 10 دقیقه

## حضرات خمس و مبنای همت عارف در تحقق مخلوقات

فص اسحاقیه به تبیین نسبت میان همت عارف، خلق مخلوقات، و جایگاه حضرات خمس در سلسله‌مراتب وجود می‌پردازد. تعریف موجود از حضرات خمس، عوالم معانی، اعیان ثابته، ارواح، مثال، و شهادت را دربرمی‌گیرد، به‌گونه‌ای که انسان کامل جامع همه این عوالم دانسته می‌شود. این تعریف با اشکالی جدی مواجه است، چرا که میان حضرات حقی و حضرات خلقی خلط صورت گرفته است؛ حضرات خمس در معنای دقیق آن، عوالم خلقی یعنی عقول، نفوس، مثال، ناسوت و انسان را دربرمی‌گیرد، در حالی که اعیان ثابته، به‌عنوان مظاهر شؤون و اسمای الهی و ظرف تجلی حق، از سنخ حضرات خلقی نیست و نباید در ردیف آن‌ها قرار گیرد. این خلط اصطلاحی، دقت لازم در تمایز میان مقام تنزیه و مراتب ظهوریه را مخدوش می‌سازد.

عارف با اتکا بر همت خویش، در غیر ظرف همت خلق می‌کند؛ یعنی مراد او در موطنی جز موطن اراده مستقیم او تحقق می‌یابد. این توانایی، بیانگر بسط اقتضایی وجود عارف در مراتب مختلف است. مخلوق عارف در بقای خویش به توجه مستمر او وابسته است، به‌گونه‌ای که استمرار توجه، شرط دوام ظهور آن مخلوق در عالم خویش است.

آیه شریفه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ که در مفهوم عرفانی بر تنزیه مطلق حق از هرگونه مشابهت و مماثلت دلالت دارد، مبنای تبیین نسبت میان همت عارف و مخلوق را در پرتو شؤون و اسمای الهی فراهم می‌آورد؛ به این معنا که تحقق مخلوق در ظل اسمی از اسمای حق صورت می‌گیرد و همت عارف، مظهریت او را نسبت به آن اسم فعلیت می‌بخشد.

## غفلت و توجه در نسبت با بقای مخلوق

در صورتی که عارف از مخلوق خویش غافل شود، آن مخلوق باقی نمی‌ماند، مگر آنکه در عالمی دیگر همچنان حضور و توجه او برقرار باشد و بقای آن را تضمین کند. این پرسش مطرح می‌شود که آیا غفلت تام برای عارف، به‌گونه‌ای که هیچ مخلوقی در هیچ عالمی نداشته باشد، ممکن است؟ چنین امری برای عارف کامل منتفی است، زیرا بسط وجودی او که ناشی از تحقق در تمامی مقامات و اتصاف به جمیع اسماست، وی را از غفلت تام مصون می‌دارد.

غفلت تام، که با جهل مرکب برابری می‌کند، صرفاً در حق غیرعارف، نظیر کافر یا جانی، متصور است؛ چنین کسی می‌تواند نسبت به همه عوالم بی‌بهره از ادراک باشد. با این حال، هرچند کافر خود مظهر اسمای الهی است، این مظهریت به نحو بسیط و بدون التفات و توجه اوست؛ او همچون کسی است که گنجی در اختیار دارد اما از وجود آن آگاه نیست. انسان در نسبت با عوالم می‌تواند توجه کامل، غفلت کامل، یا توجه و غفلت نسبی داشته باشد، و این طیف از احوال وجودی، دامنه ادراک انسانی را در مسیر سلوک نشان می‌دهد. عارف کامل، در تمایز از سالک عادی، هرچند ممکن است نسبت به عالمی خاص غفلت نسبی بیابد، از غفلت تام مصون است، چرا که همت او که مقتضی حفظ مظاهرش در تمامی مراتب است، این مصونیت را تضمین می‌کند.

## خلق عارفانه، منشأ ملائکه، و مراتب نفرین

ملائکه از سنخ مخلوقات خمسه طیبه‌اند و ظهور آن‌ها به نور اهل‌بیت علیهم‌السلام، به‌ویژه حضرت حسن و حسین علیهما‌السلام، بازمی‌گردد؛ بدین‌سان منشأ وجودی ملائکه در پرتو ولایت اهل‌بیت تبیین می‌شود. عارف کامل توانایی احیای مردگان، هدایت، توجه‌بخشی، یا نفرین را دارد، اما به مقتضای کمال خویش از نفرین احتراز می‌کند. این احتراز، عارف کامل را از عارف متوسط متمایز می‌سازد.

نفرین در مواردی خاص، از سنخی دیگر است؛ چنان‌که نفرین الهی در آیه تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ که مضمون آن بر هلاکت و محرومیت ابولهب از هرگونه توفیق دلالت دارد، یا نفرین امام سجاد علیه‌السلام، بیانگر مرتبه‌ای است که با نفرین عارف متوسط قابل قیاس نیست؛ این تمایز، جایگاه والای معصومان را در نظام ولایت نشان می‌دهد.

## سلسله‌مراتب ظهور صورت و نسبت حضرات اعلی و سفلی

صورت مخلوق ابتدا در حضرت علمیه تحقق می‌یابد و سپس در عالم عقلیه، لوحیه، سماویه، و عنصریه ظهور می‌کند. در صورتی که همت عارف در حضرت علمیه صورتی را حفظ کند، آن صورت در حضرات سفلیه نیز محفوظ می‌ماند؛ زیرا حضرات اعلی به‌منزله روح حضرات سفلیه‌اند، و حفظ صورت در مرتبه بالاتر، بقای آن را در مراتب پایین‌تر تضمین می‌کند. وجود صورت در مرتبه سافل، خود نشانه بقای معنای متعلق به همت عارف در مرتبه عالی است؛ بدین‌ترتیب انقطاع صورت از معنای خویش متصور نیست.

تطابق صور میان حضرات مختلف الهی، امکان بقای صورت واحد را در عوالم گوناگون فراهم می‌سازد. کرامات اولیا، از قبیل پیشگویی حدوث یا زوال امور، مبتنی بر همین تطابق است؛ به این معنا که ولی نخست صورتی را در حضرت سماویه مشاهده می‌کند و سپس تحقق همان صورت را در حضرت سفلیه شاهد می‌شود یا موجب می‌گردد.

## قبض و بسط عارف در برابر غفلت

محور اصلی بحث در سلوک عرفانی، قبض و بسط عارف در عوالم مختلف است، نه غفلت او. عارف کامل ممکن است در عالمی قبض و در عالم دیگر بسط داشته باشد، و این احوال، خلق و حفظ مخلوقات را متأثر می‌سازد. عارف با بسط در عالم اعلی می‌تواند صورتی را در عالم سافل حفظ کند، هرچند در همان عالم سافل حالت قبض داشته باشد؛ این نکته نشان می‌دهد که حفظ صورت، تابع بسط در مرتبه بالاتر است نه صرفاً حضور در مرتبه پایین‌تر.

قبض در اولیای کامل، برخلاف غفلت، امری ارادی است؛ آنان به اراده خویش می‌توانند برخی عوالم را ببینند یا از دیدن آن‌ها اعراض کنند. از همین روست که ممکن است معصومی زهر یا آفتی را به سبب قبض ارادی مشاهده نکند، نه از سر غفلت. در توحید مفضل از امام صادق علیه‌السلام چنین مضمونی قابل استخراج است که در صورت نبود نسیان، اضطرابی دائمی برای معصومان حادث می‌شد؛ بنابراین قبض ارادی، سپری است که ایشان را از اضطراب ناشی از ادراک مستمر مصائب مصون می‌دارد. اولیای کامل، خود قابض و باسط‌اند و تسلط تام بر این دو حالت دارند؛ چنین تسلطی مرتبه‌ای از مقام ولایت کلیه را نشان می‌دهد که با تعابیر عامیانه‌ای نظیر توصیف بی‌تأثری صنعتگر نسبت به ابزار شکسته خویش، قابل تبیین نیست و نیازمند تحلیلی دقیق‌تر در چارچوب قبض و بسط ارادی است.

## جایگاه معرفتی عرفان مبتنی بر ولایت و عصمت

مباحث مطرح‌شده در این فص، در قیاس با عمق مسائل مرتبط با ولایت و عصمت معصومان، از مرتبه‌ای نازل‌تر برخوردار است. عرفانی که بر مأثورات و قرآن کریم مبتنی است و از سرچشمه ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام بهره می‌گیرد، در تحلیل خلق عارفانه و مراتب قبض و بسط، از دقت و عمقی فراتر برخوردار است. ابن‌عربی در قیاس با مقام اولیای معصوم، تنها بخشی از حقیقت عرفانی را بازتاب می‌دهد. از این‌رو تدوین مستقل عرفان مبتنی بر ولایت و عصمت، امری ضروری است تا استقلال معرفتی این مکتب از وابستگی به مبانی غیرشیعی حاصل آید. گسترش محبت اهل‌بیت در عالم، اثری عمیق بر معرفت انسانی خواهد داشت، هرچند موانعی در طول تاریخ در برابر این گسترش ایجاد شده است.

## نتیجه

تحلیل فص اسحاقیه نشان می‌دهد که همت عارف، رکن اساسی در خلق و حفظ مخلوقات در مراتب حضرات خمس است، و این نقش با تمایز دقیق میان حضرات حقی و خلقی، و نیز تفکیک میان غفلت، قبض، و بسط، قابل فهم دقیق‌تر می‌گردد. غفلت تام که با جهل مرکب برابری می‌کند، اختصاص به غیرعارف دارد، حال آنکه عارف کامل به مقتضای بسط وجودی خویش از آن مصون است. قبض و بسط، برخلاف غفلت، احوالی ارادی در اولیای کاملند که تسلط ایشان بر مراتب ادراک و ظهور را نشان می‌دهد. سلسله‌مراتب ظهور صورت از حضرت علمیه تا عالم عنصریه، و تطابق صور میان حضرات گوناگون، مبنای تبیین کرامات اولیا و بقای مخلوقات در نظام هستی است؛ نظامی که در پرتو ولایت و عصمت معصومان به کمال تبیین خویش می‌رسد.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)