فقه علمی 31

متن تحقیق





تحلیل فقهی روایات نهی از قیام و نسبت آن با ولایت فقیه در زمان غیبت

تحلیل فقهی روایات نهی از قیام و نسبت آن با ولایت فقیه در زمان غیبت

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه سی و یک)

مقدمه

بحث از روایات نهی از قیام و چگونگی ارتباط آن‌ها با اصل ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت، یکی از موضوعات بنیادین در فقه سیاسی شیعه است. این روایات، که به ظاهر از هرگونه حرکت و قیام در دوران غیبت نهی می‌کنند، نیازمند تأملی عمیق و تحلیل فقهی دقیق‌اند تا از سوء‌تفاهم و برداشت‌های ناصواب مصون مانند. این نوشتار، با استناد به احادیث معتبر و آیات نورانی قرآن کریم، به کاوش در معانی این روایات پرداخته و نشان می‌دهد که نه‌تنها منافاتی میان این روایات و اصل تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت وجود ندارد، بلکه این روایات در بستر تاریخی و فقهی خود، معانی متفاوتی دارند که عمدتاً به زمان حضور معصومین علیهم‌السلام یا قیام‌های نامشروع با ادعای مهدویت بازمی‌گردند.

بخش اول: تبیین روایات انزوا و نسبت آن‌ها با تشکیل حکومت

عدم منافات روایات انزوا با تشکیل حکومت

روایات موسوم به انزوا، که در نگاه نخست از قیام و تشکیل حکومت نهی می‌کنند، در حقیقت هیچ‌گونه تعارضی با اصل تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت ندارند. این روایات، همچون مشعلی که در تاریکی راه را نشان می‌دهد، بر انجام تکالیف عبادی و معرفتی در شرایطی تأکید دارند که امکان قیام و تشکیل حکومت فراهم نیست. به‌بیان دیگر، این روایات نه به معنای نفی مطلق تشکیل حکومت، بلکه به‌عنوان راهنمایی برای مومنین در شرایط فقدان قدرت و امکانات حکومتی نگریسته می‌شوند. برای مثال، این روایات به مومن توصیه می‌کنند که اگر شرایط برای قیام مهیا نیست، همچون کشاورزی که در فصل نامناسب از کاشت پرهیز می‌کند، به تکالیف فردی و عبادی خود بپردازد و از غصه خوردن بپرهیزد.

نکته کلیدی: روایات انزوا، به‌جای نهی از تشکیل حکومت، بر اولویت حفظ دیانت و انجام تکالیف عبادی در شرایط فقدان امکانات حکومتی تأکید دارند.

تکلیف در نبود امکان تشکیل حکومت

در شرایطی که امکان تشکیل حکومت اسلامی فراهم نباشد، فقیه یا مومن مکلف است به تکالیف عبادی و معرفتی خود پرداخته و از اندوه و نومیدی دوری گزیند. این تکلیف، مانند سپری است که مومن را در برابر طوفان‌های زمانه حفظ می‌کند. در چنین اوضاعی، مومن باید با تمرکز بر تقوا و دیانت، خود را برای انجام وظایف شرعی آماده سازد، بدون آنکه در حسرت نبود حکومت به سر برد.

انعطاف در تشکیل حکومت

تشکیل حکومت در زمان غیبت، امری ثابت و الزامی نیست، بلکه تابع شرایط زمانی و مکانی است. گاه ممکن است تشکیل حکومت به گناه منجر شود، مانند زمانی که شرایط اجتماعی و سیاسی، امکان اجرای احکام الهی را فراهم نکند. در مقابل، در برخی فصول، تشکیل حکومت نه‌تنها جایز، بلکه تکلیف شرعی است. این انعطاف، مانند جریان آبی است که مسیر خود را بر اساس موانع و امکانات زمین می‌یابد.

تلاش برای تشکیل حکومت

مومن مکلف است برای تشکیل حکومت اسلامی تلاش کند، مگر آنکه این تلاش به گناه منجر شود. این تکلیف، مانند کوشش باغبانی است که برای باروری درختان خود می‌کوشد، اما اگر بداند کاشت در خاک نامناسب به زیان منجر می‌شود، از آن پرهیز می‌کند. تلاش برای تشکیل حکومت، بخشی از تکلیف شرعی است که باید با دقت و رعایت احکام الهی انجام پذیرد.

بخش دوم: رفتار ائمه علیهم‌السلام و روایات نهی از قیام

رفتار ائمه در زمان حضور

ائمه معصومین علیهم‌السلام در شرایطی که امکان قیام حق وجود نداشت، به انزوا روی آورده و به انجام تکالیف عبادی و معرفتی خود می‌پرداختند. این رفتار، مانند انتخاب حکیمانه‌ای است که در نبود شرایط مناسب، از اقدام شتاب‌زده پرهیز می‌کند و به حفظ گوهر دیانت اولویت می‌دهد. این الگو، برای مومنین در زمان غیبت نیز راهگشاست.

روایات نهی از قیام در زمان حضور

برخی روایات نهی از قیام، به زمان حضور معصومین علیهم‌السلام اختصاص دارند و به شرایطی اشاره می‌کنند که امام معصوم خود از قیام منع کرده است. برای مثال، در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که ایشان فرمودند: «اگر کاری مناسب بود، من پیش از دیگران به آن اقدام می‌کردم.» این سخن، مانند چراغی است که مسیر اطاعت از معصوم را روشن می‌سازد و نشان می‌دهد که قیام بدون اذن معصوم در زمان حضور جایز نیست.

نکته کلیدی: روایات نهی از قیام در زمان حضور معصومین علیهم‌السلام، بر ضرورت اذن معصوم برای هرگونه حرکت و قیام تأکید دارند و به زمان غیبت تعمیم نمی‌یابند.

نهی از قیام برای ادعای امامت

برخی روایات، از قیام‌هایی نهی می‌کنند که با ادعای امامت یا مهدویت همراه باشند، نه تشکیل حکومت اسلامی به‌طور کلی. این روایات، مانند نگهبانی هستند که از انحراف در مسیر مهدویت جلوگیری می‌کنند. قیام‌هایی که با ادعای مستقل مهدویت یا امامت انجام شوند، از منظر شرعی فاقد مشروعیت‌اند.

مشکلات شیعیان در زمان غیبت

در زمان غیبت، شیعیان با مشکلات فراوانی مواجه‌اند که مانع از تحقق آسان اهداف اسلامی می‌شود. این مشکلات، مانند خارهایی در مسیر باغبان دیانت‌اند که او را به صبر و استقامت دعوت می‌کنند. بااین‌حال، این دشواری‌ها تکلیف شرعی را ساقط نمی‌کنند و مومنین مکلف به تلاش در حد توان خود هستند.

بخش سوم: تحلیل روایات جهاد و نسبت آن‌ها با ولایت فقیه

استناد به روایات وسائل الشیعه

در جلد یازدهم وسائل الشیعه، کتاب الجهاد، باب دوازدهم، روایاتی ذکر شده که جهاد بدون اذن امام عادل (معصوم) را حرام می‌دانند. این روایات، مانند ستون‌های استواری هستند که بر محوریت معصوم در زمان حضور تأکید دارند. به‌عنوان مثال، در روایتی از علی بن نعمان نقل شده که قتال با غیر امام مفترض‌الطاعه، مانند میته، دم و لحم خنزیر حرام است.

«إِنَّ الْقِتَالَ مَعَ غَيْرِ الْإِمَامِ… حَرَامٌ مِثْلُ مَيْتَةٍ وَالدَّمِ وَلَحْمِ الْخِنْزِيرِ»

ترجمه: قتال با غیر امام مفترض‌الطاعه، حرام است، مانند مردار، خون و گوشت خوک.

امام صادق علیه‌السلام در تأیید این روایت فرمودند: «هُوَ کَذلِکَ هُوَ کَذلِکَ»، یعنی همین‌گونه است. این تأیید، بر حرمت قتال بدون اذن معصوم در زمان حضور تأکید دارد، اما به زمان غیبت ارتباطی ندارد.

عدم ارتباط روایات با ولایت فقیه

روایات نهی از قتال بدون اذن معصوم، هیچ ارتباطی با ولایت فقیه یا تشکیل حکومت در زمان غیبت ندارند. این روایات، مانند آیینه‌ای هستند که تنها شرایط زمان حضور را بازتاب می‌دهند و نمی‌توانند مانعی برای تشکیل حکومت فقهی در زمان غیبت تلقی شوند.

نکته کلیدی: روایات نهی از قتال بدون اذن معصوم، به زمان حضور محدود بوده و هیچ‌گونه تعارضی با اصل ولایت فقیه در زمان غیبت ندارند.

شرایط قتال در زمان حضور

در زمان حضور معصوم، قتال تنها با اذن او جایز است و بدون اذن، حتی فقیه عادل نیز نمی‌تواند اقدام کند. این اصل، مانند کلیدی است که در قفل اطاعت از معصوم می‌چرخد و هرگونه اقدام بدون اذن او را نامشروع می‌سازد.

عدالت فقیه در زمان حضور

اگر فقیهی در زمان حضور معصوم، بدون اذن او قیام کند، از عدالت ساقط می‌شود. این حکم، مانند خط‌کشی است که مرز اطاعت از معصوم را مشخص می‌کند. عدالت فقیه، مشروط به تبعیت کامل از معصوم است.

نقش فقیه در زمان غیبت

فقیه در زمان غیبت، اگر با اذن عام معصوم عمل کند، قیام او مشروع است و نیازی به اذن خاص ندارد. این نقش، مانند پلی است که جامعه را به احکام الهی متصل می‌سازد. فقیه، به‌عنوان نایب عام، مسئولیت اجرای احکام و هدایت جامعه را بر عهده دارد.

بخش چهارم: تحلیل روایات خاص و استنادات قرآنی

روایت عبدالملک بن امر

در روایتی از عبدالملک بن امر، امام صادق علیه‌السلام از او پرسیدند: «چرا در قتال شرکت نکردی؟» عبدالملک پاسخ داد: «منتظر امر شمایم.» امام فرمودند: «وَاللَّهِ لَوْ کَانَ خَیْرًا مَا سَبَقُونَا إِلَیْهِ»، یعنی اگر خیری در این قتال بود، دیگران بر ما سبقت نمی‌گرفتند. این پاسخ، مانند نسیمی است که پرده‌های توهم را کنار می‌زند و نشان می‌دهد که قیام‌های موردنظر، به دلیل انگیزه‌های دنیوی، فاقد مشروعیت بودند.

روایت عباد بصری و استناد به قرآن کریم

عباد بصری به امام سجاد علیه‌السلام گفت که ایشان جهاد را ترک کرده و به حج روی آورده‌اند، و به آیه‌ای از قرآن کریم استناد کرد:

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

ترجمه: خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را به بهای بهشت خریداری کرده است، در راه خدا می‌جنگند (سوره توبه، آیه 111).

امام سجاد علیه‌السلام در پاسخ فرمودند که آیه را کامل بخوان و به «التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ» اشاره کردند، یعنی جهاد با افراد تائب و عابد افضل است. این پاسخ، مانند مشعلی است که مسیر صحیح جهاد را روشن می‌سازد و بر ضرورت خلوص نیت و حضور افراد صالح تأکید دارد.

نکته کلیدی: جهاد تنها با افراد تائب و عابد و در شرایط مشروع ارزشمند است، وگرنه به ماجراجویی و گمراهی منجر می‌شود.

روایت امام باقر علیه‌السلام

امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «در این زمان، جهاد جز در حج، عمره و جوار نیست.» این سخن، مانند چراغی است که در تاریکی شرایط دشوار، راه حفظ دیانت را نشان می‌دهد. در شرایط خاص زمان حضور، جهاد به اعمال عبادی محدود می‌شود.

جهاد در خانه‌نشینی

امام باقر علیه‌السلام خانه‌نشینی و حفظ دیانت را در برخی شرایط، نوعی جهاد دانستند. این جهاد، مانند مبارزه‌ای است که در درون نفس رخ می‌دهد و مومن را به صبر و تقوا دعوت می‌کند. خانه‌نشینی، به دلیل نیاز به کنترل نفس، خود مجاهده‌ای بزرگ است.

روایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: «مسلمان در جهاد، جز با صاحب حکم خارج نمی‌شود.» این سخن، مانند ستونی است که بر محوریت معصوم در جهاد تأکید دارد و به زمان حضور محدود است.

بخش پنجم: روایات باب سیزدهم وسائل الشیعه و قیام در زمان غیبت

روایت عیسی بن قاسم

در باب سیزدهم وسائل الشیعه، امام صادق علیه‌السلام به عیسی بن قاسم فرمودند: «تقوای الهی پیشه کنید و اگر کسی بهتر از شما در امری یافت شد، آن را به او واگذار کنید.» این روایت، مانند آیینه‌ای است که اصل شایسته‌سالاری را در زمان غیبت بازتاب می‌دهد. مومن باید امور را به کاردان‌تر واگذار کند، حتی اگر خود شایسته باشد.

شایسته‌سالاری در زمان غیبت

در زمان غیبت، اگر فردی شایسته‌تر در امری یافت شد، باید تصدی امر به او واگذار شود. این اصل، مانند جریانی است که آب را به سوی زمین‌های حاصلخیز هدایت می‌کند و از رقابت‌های غیرمشروع جلوگیری می‌کند.

مثال گوسفند و چوپان

روایت مذکور، با مثالی تمثیلی، می‌فرماید: «اگر چوپانی بهتر از شما برای گوسفندان یافت شد، گله را به او واگذار کنید.» این تمثیل، مانند نقشی است که بر لوح دل حک می‌شود و بر ضرورت واگذاری امور به افراد شایسته‌تر تأکید دارد.

نکته کلیدی: شایسته‌سالاری در زمان غیبت، اصل بنیادینی است که از خودمحوری و رقابت‌های غیرمشروع جلوگیری می‌کند.

روایت درباره زید

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «اگر زید عالم و صادق بود، اما بدون رضایت آل محمد علیهم‌السلام قیام کرد، قیام او مشروع نیست.» این سخن، مانند خط روشنی است که مرز مشروعیت قیام را مشخص می‌کند. رضایت معصومین یا نیابت مشروع، شرط اساسی قیام است.

رضایت آل محمد علیهم‌السلام

هر قیامی در زمان غیبت، باید با رضایت آل محمد علیهم‌السلام یا نیابت مشروع از ایشان باشد. این اصل، مانند ستاره‌ای است که در آسمان فقه می‌درخشد و فقیه را به‌عنوان نایب عام معصوم معرفی می‌کند.

بخش ششم: تمایز قیام فقیه و قیام قائم

تفاوت قیام فقیه و قیام قائم

قیام فقیه، برای اجرای احکام الهی است و هیچ ارتباطی با قیام قائم ندارد. این تمایز، مانند دو مسیر متمایز است که یکی به سوی اداره جامعه اسلامی و دیگری به سوی تحقق مهدویت می‌رود. فقیه، به‌عنوان نایب عام، تنها به اجرای احکام مکلف است.

انقلاب اسلامی و قیام قائم

انقلاب اسلامی، قیامی برای رفع ظلم و اجرای احکام دینی است، نه قیام قائم یا جایگزینی امام زمان علیه‌السلام. این قیام، مانند نهالی است که برای باروری دین کاشته شده، اما ادعای جایگزینی ظهور را ندارد.

عدم ارتباط زمینه‌سازی با قیام

زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان علیه‌السلام، به معنای قیام یا تشکیل حکومت نیست، بلکه به معنای انتظار و آمادگی معنوی و عملی است. این انتظار، مانند بذری است که در دل مومن کاشته می‌شود و با صبر و تقوا به ثمر می‌نشیند.

نکته کلیدی: زمینه‌سازی برای ظهور، به معنای انتظار و آمادگی است، نه قیام برای جایگزینی امام زمان علیه‌السلام.

تکلیف در زمان غیبت

در زمان غیبت، مومنین مکلف به انجام تکالیف شرعی خود هستند، چه با تشکیل حکومت و چه بدون آن. این تکلیف، مانند جریانی است که در هر شرایطی مسیر خود را می‌یابد و مومن را به اطاعت از احکام الهی هدایت می‌کند.

انتظار و آمادگی

انتظار فرج، به معنای آمادگی برای ظهور است، نه قیام برای جایگزینی امام زمان علیه‌السلام. این انتظار، مانند چراغی است که در دل مومن می‌درخشد و او را به سوی دیانت و تقوا هدایت می‌کند.

تکلیف مستقل از نتیجه

مومنین مکلف به انجام وظیفه شرعی هستند، نه دستیابی به نتیجه خاص یا زمینه‌سازی برای ظهور. این اصل، مانند ستونی است که بنای دیانت را استوار می‌سازد و مومن را از نتیجه‌گرایی بازمی‌دارد.

رد ادعای زمینه‌سازی اجباری

زمینه‌سازی برای ظهور، تکلیفی اجباری نیست، زیرا علم به زمان ظهور وجود ندارد. این دیدگاه، مانند نسیمی است که پرده‌های توهم را کنار می‌زند و مومن را به انتظار و آمادگی دعوت می‌کند.

بخش هفتم: نقش فقیه و مردم در زمان غیبت

وظیفه فقیه در زمان غیبت

فقیه در زمان غیبت، مکلف به هدایت مردم و اجرای احکام الهی است، نه زمینه‌سازی برای ظهور. این نقش، مانند چشمه‌ای است که جامعه را از معارف دینی سیراب می‌سازد.

اطاعت مردم از فقیه

مردم در زمان غیبت، مکلف به اطاعت از فقیه عادل هستند، زیرا او نایب معصوم است. این اطاعت، مانند پلی است که مردم را به احکام الهی متصل می‌کند.

عدم استقلال فقیه

فقیه در زمان غیبت، هیچ‌گونه استقلال از معصوم ندارد و تنها نایب اوست. این وابستگی، مانند ریشه‌ای است که فقیه را به درخت معصوم متصل می‌سازد.

وظیفه مردم در زمان غیبت

مردم در زمان غیبت، مکلف به عمل به احکام دینی و اطاعت از فقیه عادل هستند. این وظیفه، مانند جریانی است که جامعه را به سوی دیانت و عدالت هدایت می‌کند.

رد هرج‌ومرج در زمان غیبت

زمان غیبت، زمان هرج‌ومرج نیست و مومنین مکلف به پرهیز از معصیت و انجام تکالیف شرعی هستند. این اصل، مانند سپری است که جامعه را از بی‌نظمی حفظ می‌کند.

تکلیف امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، از جمله تکالیفی است که در زمان غیبت برای جلوگیری از معصیت واجب است. این تکلیف، مانند نگهبانی است که از حریم دیانت پاسداری می‌کند.

نکته کلیدی: امر به معروف و نهی از منکر، ابزار حفظ جامعه از معصیت در زمان غیبت است و تکلیفی واجب برای مومنین به شمار می‌رود.

ولایت فقیه و تکلیف شرعی

ولایت فقیه، بخشی از تکلیف شرعی در زمان غیبت است و هیچ ارتباطی با قیام قائم ندارد. این اصل، مانند ستونی است که بنای حکومت اسلامی را در زمان غیبت استوار می‌سازد.

رفع ظلم توسط فقیه

فقیه در زمان غیبت، اگر قدرت داشته باشد، مکلف به رفع ظلم و اجرای احکام دینی است. این وظیفه، مانند شمشیری است که در دست فقیه برای قطع ریشه‌های ظلم به کار می‌رود.

مقیاس رفع ظلم

رفع ظلم توسط فقیه، در مقیاس‌های مختلف، از یک روستا تا یک کشور، جایز و تکلیف است. این انعطاف، مانند جریانی است که در هر زمینی به تناسب شرایط جاری می‌شود.

بخش هشتم: نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

تحلیل روایات نهی از قیام و نسبت آن‌ها با ولایت فقیه در زمان غیبت، نشان‌دهنده عمق و غنای فقه شیعه در تبیین تکالیف شرعی است. این روایات، که در نگاه نخست مانعی برای تشکیل حکومت اسلامی به نظر می‌آیند، در حقیقت به زمان حضور معصومین علیهم‌السلام یا قیام‌های نامشروع با ادعای مهدویت اختصاص دارند. روایات انزوا، مومنین را به حفظ دیانت و انجام تکالیف عبادی در شرایط نبود امکان قیام دعوت می‌کنند، درحالی‌که ولایت فقیه، به‌عنوان نیابت عام معصوم، راه را برای اجرای احکام الهی و رفع ظلم در زمان غیبت هموار می‌سازد. انتظار فرج، به معنای آمادگی معنوی و عملی برای ظهور است، نه قیام برای جایگزینی امام زمان علیه‌السلام. مومنین و فقیهان، در زمان غیبت، مکلف به انجام تکالیف شرعی، پرهیز از معصیت و اطاعت از فقیه عادل‌اند، بدون آنکه نیازی به ادعای زمینه‌سازی برای ظهور داشته باشند. این تحلیل، مانند باغی است که با نهال‌های معرفت و تقوا آراسته شده و میوه‌های عدالت و دیانت را به ارمغان می‌آورد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)