فقه علمی 413

متن تحقیق





تحلیل فقهی غنا و موسیقی در عصر صفوی: دیدگاه‌های شیخ بهایی و محقق سبزواری

تحلیل فقهی غنا و موسیقی در عصر صفوی: دیدگاه‌های شیخ بهایی و محقق سبزواری

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۴۱۳)

دیباچه

موضوع غنا و موسیقی در فقه اسلامی، به‌ویژه در دوره صفویه، به مثابه دریایی ژرف و پرتلاطم است که امواج دیدگاه‌های گوناگون فقهی و کلامی را در خود جای داده است. این دوره، که با استقرار دولت صفوی و احیای هویت شیعی همراه بود، بستری نوین برای بازاندیشی در مسائل فقهی فراهم آورد. نزاع میان اخباریان، اصولیان و صوفیان، که هر یک بخشی از حقیقت را در آینه باور خویش می‌نگریستند، به پیچیدگی این موضوع افزود. در این میان، شیخ بهایی و محقق سبزواری، دو فقیه برجسته، با رویکردهایی متمایز، به بررسی مسئله غنا پرداختند. این نوشتار، با بازنویسی درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، می‌کوشد تا دیدگاه‌های این دو عالم والامقام را با نگاهی عمیق و آکادمیک کاوش کند، تا چون چراغی، مسیر فهم این موضوع را برای جویندگان علم روشن سازد.

بخش یکم: تأثیر حاکمیت صفوی بر فضای فقهی غنا و موسیقی

تحولات سیاسی و اجتماعی در دوره صفوی

با طلوع دولت صفوی در سال ۹۰۷ هجری قمری، شیعیان از سایه سنگین خفقان حاکمان سنی‌مذهب رهایی یافتند. این دوره، که چون بهاری پس از زمستانی طولانی بود، فرصتی برای شکوفایی شعائر شیعی فراهم آورد. حمایت حاکمان صفوی از دراویش و صوفیان، که با سماع و موسیقی به تبلیغ مرام عرفانی خویش می‌پرداختند، زمینه‌ساز گسترش فرهنگ موسیقایی در میان طبقات اجتماعی شد. این تحول، موسیقی را از انحصار اشراف به میان توده‌های مردم کشاند و در آیین‌های عزاداری حسینی و قرائت قرآن کریم، جلوه‌ای نو یافت.

ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (سوره حج، آیه ۳۲): این است [حکم] و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، آن از تقوای دل‌هاست.

این آیه، مبنای فقهی تقویت شعائر شیعی در این دوره بود که عزاداری‌های حسینی را به کانونی برای شکوفایی موسیقی مذهبی بدل ساخت.

نزاع فقهی میان اخباریان، اصولیان و صوفیان

دوره صفوی، صحنه تقابل فکری میان اخباریان، که بر نقل و روایات تکیه داشتند، و اصولیان، که عقل و اجتهاد را در فهم احکام به کار می‌بردند، بود. اخباریان، که از حمایت حاکمان صفوی برخوردار بودند، غنا و موسیقی را به دلیل پیوند با لهو و فساد، حرام مطلق می‌دانستند. در مقابل، صوفیان، که مناصب حکومتی داشتند، غنا را حلال مطلق شمرده و آن را ابزاری برای تعالی روح می‌انگاشتند. اصولیان، اما، چون پلی میان این دو دیدگاه، راه اعتدال را برگزیدند. این نزاع، چون رقصی میان نور و سایه، نشان‌دهنده پویایی فقه شیعه در مواجهه با مسائل نوپدید بود.

نکته کلیدی:

حاکمیت صفوی، با ایجاد فضای آزاد برای شیعیان، بستری برای احیای شعائر دینی و شکوفایی موسیقی مذهبی فراهم آورد، اما نزاع میان اخباریان، اصولیان و صوفیان، به پیچیدگی بحث غنا افزود.

شکوفایی موسیقی در عزاداری‌های حسینی

موسیقی، که پیش‌تر در انحصار اشراف بود، در دوره صفوی چون رودی که از کوهسار به دشت سرازیر شود، به میان توده‌های مردم راه یافت. عزاداری‌های حسینی، به‌ویژه در قالب تعزیه و نوحه‌خوانی، بستری برای شکوفایی موسیقی مذهبی شد. این نوع موسیقی، که با حزن و یادآوری مظلومیت اهل بیت (ع) همراه بود، از منظر فقهی مورد تأیید قرار گرفت و با روایاتی که گریه بر امام حسین (ع) را دارای ثواب عظیم می‌دانند، هم‌خوانی داشت.

سیاسی شدن بحث غنا و موسیقی

بحث غنا در دوره صفوی، چون آتشی که در باد شعله‌ور می‌شود، رنگ و بوی سیاسی یافت. دخالت گروه‌های مختلف، از جمله اخباریان و صوفیان، مانع از ژرف‌پژوهی در هویت غنا شد. این امر، فقها را به احتیاط و محافظه‌کاری واداشت، تا جایی که بسیاری از آنان از بررسی عمیق این موضوع پرهیز کردند.

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (سوره لقمان، آیه ۶): و از مردم کسی است که سخن لهو را می‌خرد تا [مردم را] از راه خدا بدون علم گمراه کند و آن را به مسخره گیرد. برای آنان عذابی خوارکننده است.

این آیه، که غنا را در صورت همراهی با لهو نکوهش می‌کند، مبنای فقهی بسیاری از فقها در این دوره بود.

شباهت بحث غنا به سحر

بحث غنا، چون سحر، به دلیل سیاسی شدن، از کاوش عمیق فقهی محروم ماند. سحر، به عنوان توانمندی، ذاتاً بی‌اشکال است و تنها در صورت ایستادگی در برابر حق یا آزار دیگران حرام می‌شود. به همین ترتیب، غنا نیز ذاتاً حرام نیست، بلکه عوارض آن، مانند لهو و فساد، سبب حرمت می‌گردد. این دیدگاه، نشان‌دهنده رویکرد عقلانی در تحلیل مسائل فقهی است.

جمع‌بندی بخش یکم

دوره صفوی، با ایجاد فضای آزاد برای شیعیان، بستری برای شکوفایی موسیقی مذهبی و نزاع‌های فقهی فراهم آورد. حمایت از صوفیان و دراویش، در کنار حضور اخباریان و اصولیان، به پیچیدگی بحث غنا افزود. این دوره، چون آینه‌ای است که تنوع دیدگاه‌های فقهی و تأثیر سیاست بر فقه را بازتاب می‌دهد.

بخش دوم: دیدگاه شیخ بهایی در باب غنا و موسیقی

جواز آموزش دانش موسیقی

شیخ بهایی، چون ستاره‌ای در آسمان فقه شیعه، دانش موسیقی را علمی مشروع می‌داند که نغمه‌ها، ایقاعات و چگونگی تألیف لحن‌ها را در بر می‌گیرد. وی معتقد است که شرع از آموزش این دانش منع نکرده و بسیاری از فقها در آن مهارت داشته‌اند. با این حال، کاربرد عملی موسیقی را به دلیل عوارض احتمالی حرام می‌شمارد.

وی چنین می‌فرماید: «دانش موسیقی، علمی است که از آن نغمه‌ها و ایقاعات و ویژگی‌های آن و چگونگی تألیف لحن‌ها و آلات موسیقی دانسته می‌شود. شرع از فراگیری این دانش منع نکرده و بسیاری از فقها در این فن مهارت داشتند. اما شرع مطهر اسلام، از کاربردی نمودن و عمل به آن نهی کرده و کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده، تنها امور علمی است.»

نکته کلیدی:

شیخ بهایی با تمایز میان آموزش نظری و کاربرد عملی موسیقی، آموزش آن را جایز می‌داند، اما کاربرد عملی را به دلیل عوارض احتمالی حرام می‌شمارد.

نقد دیدگاه شیخ بهایی

دیدگاه شیخ بهایی در حرمت کاربرد موسیقی مورد نقد قرار گرفته است، زیرا یادگیری موسیقی بدون تمرین عملی ممکن نیست. همان‌گونه که نوازنده‌ای که می‌خواهد آکاردئون یا نی بنوازد، باید ساز را در دست گیرد و بنوازد، خواننده‌ای که قصد یادگیری دستگاه‌های موسیقی ایرانی مانند چهارگاه، سه‌گاه یا شوشتری را دارد، باید بخواند تا آن را فرا گیرد. موسیقی، چون پرنده‌ای است که تنها در پرواز آموخته می‌شود، نه در قفس تئوری‌های ذهنی.

این تناقض، نشان‌دهنده تأثیر فضای سیاسی و اجتماعی دوره صفوی بر دیدگاه‌های فقهی است. شیخ بهایی، با درک بالای سیاسی، تلاش کرد تا با محافظه‌کاری، از نزاع با اخباریان و صوفیان پرهیز کند. این زیرکی، چون جامه‌ای است که وی بر تن حقیقت پوشاند تا از گزند اختلافات در امان ماند.

زیرکی شیخ بهایی در مواجهه با مخالفان

شیخ بهایی، با هوشیاری، مخالفان خویش را آرام ساخت. وی به نیکی می‌دانست که بدون نواختن و خواندن، موسیقی‌دان شدن ممکن نیست. با این حال، با بیان جواز آموزش موسیقی و حرمت کاربرد آن، راهی میانه برگزید تا از تنش‌های فقهی کاسته شود. این رویکرد، چون پلی است که میان دو ساحل متضاد، وحدت را برقرار می‌سازد.

جمع‌بندی بخش دوم

دیدگاه شیخ بهایی در باب غنا و موسیقی، چون چراغی است که در تاریکی فضای متشنج صفوی، راه اعتدال را نشان می‌دهد. وی با جواز آموزش موسیقی و حرمت کاربرد آن، تلاش کرد تا از نزاع‌های فقهی پرهیز کند. با این حال، نقد بر دیدگاه وی، نشان‌دهنده لزوم انسجام میان نظریه و عمل در فقه است.

بخش سوم: دیدگاه محقق سبزواری در باب غنا و موسیقی

حلال بودن ذات غنا

محقق سبزواری، چون خورشیدی در آسمان فقه شیعه، به‌عنوان نخستین فقیهی که حکم به حلال بودن ذات غنا داد، شناخته می‌شود. وی در «کفایة الاحکام» و رساله مستقل خود در حلال بودن غنا، با تحلیل روایات و شرایط اجتماعی، به جواز غنا در صورتی که عاری از عوارض حرام باشد، فتوا داد. این دیدگاه، با اعتراض اخباریان مواجه شد و وی را وادار به نگارش رساله‌ای در حرمت غنا کرد.

وی چنین می‌فرماید: «غنا، صوتی است دارای ترجیع و طرب‌انگیز، یا صوتی است که ترجیع دارد، یا طرب‌آور است، یا نیکو ساختن صوت است، یا کشیدن صوت است، یا صوتی است که عرف آن را غنا بداند.»

نکته کلیدی:

محقق سبزواری، با شجاعت فکری، غنا را ذاتاً حلال می‌داند و حرمت آن را به عوارضی مانند لهو و فساد نسبت می‌دهد.

تعاریف مختلف غنا

محقق سبزواری، با دقت در تعاریف لغوی و فقهی غنا، نشان می‌دهد که اختلاف در تعریف، به تفاوت در احکام منجر شده است. وی معتقد است که غنا به‌صورت غالب شامل ترجیع و طرب است، اما اگر عرف آن را غنا بداند، حتی بدون این ویژگی‌ها نیز مشمول حکم می‌شود. این تحلیل، چون آینه‌ای است که نقش عرف را در تعیین مصادیق احکام بازتاب می‌دهد.

نقد اجماع بر حرمت غنا

محقق سبزواری، اجماع ادعایی بر حرمت غنا را به دلیل فقدان مستندات قطعی، غیرقابل استناد می‌داند. وی روایات جواز غنا در قرائت قرآن کریم را دلیل بر استحباب آن می‌شمارد و حرمت را به غنای لهوی محدود می‌کند. این دیدگاه، با اصل فقهی «الاجماع المدركی لا یعتبر» (اجماع مبتنی بر مستندات غیرقطعی معتبر نیست) هم‌خوانی دارد.

روایات جواز غنا در قرائت قرآن کریم

محقق سبزواری، با استناد به روایاتی مانند قرائت حزین امام کاظم (ع) و روایت «من لم یتغنّ بالقرآن فليس منّا» (هرکس با قرآن به غنا نخواند، از ما نیست)، معتقد است که غنا در قرائت قرآن کریم، به دلیل ایجاد حزن و یادآوری آخرت، مستحب است. وی چنین نقل می‌کند: «فحص گفت: کسی را ندیدم که بر خویش ترسان‌تر از امام کاظم (ع) باشد و نیز کسی را نیافتم که بر خویش بیش از دیگران امیدوار باشد، مگر آن حضرت. قرائت حضرت حزین و غمناک بود و چون می‌خواند، گویی انسانی را مورد خطاب قرار داده است.»

این روایات، چون گوهرهایی در صدف فقه شیعه، نشان‌دهنده انعطاف در پذیرش غنا در چارچوب‌های دینی است.

تمایز میان غنای لهوی و غیرلهوی

محقق سبزواری، با تمایز میان غنای لهوی و غیرلهوی، حرمت را به عوارضی مانند فساد و لهو نسبت می‌دهد. وی معتقد است که غنا، به‌عنوان صوت حسن، ذاتاً حرام نیست و تنها در صورت همراهی با معاصی، مانند مجالس فسق، حرام می‌شود.

وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا (سوره فرقان، آیه ۷۲): و چون به لغو رسیدند، کریمانه از آن درگذرند.

این آیه، مبنای فقهی پرهیز از امور باطل و لهوی است که محقق سبزواری حرمت غنا را به آن محدود می‌کند.

نقد عموم استغراقی «الغناء»

محقق سبزواری، با نقد دیدگاه عموم استغراقی «الغناء»، معتقد است که این واژه به دلیل وجود قرینه، به غنای لهوی در مجالس فساد و شراب محدود است. وی با استناد به روایاتی مانند روایت ابوبصیر، که حرمت غنا را به ورود مردان به مجالس زنان نسبت می‌دهد، حرمت را به عوارض آن محدود می‌کند. این نقد، چون کلیدی است که قفل تعمیم احکام را می‌گشاید.

جواز حداخوانی و غناخوانی در عروسی‌ها

محقق سبزواری، با استناد به روایات و شهرت فقهی، حداخوانی (شعر برای تحریک شتران) و غناخوانی بانوان در عروسی‌ها را در صورتی که عاری از باطل باشد، جایز می‌شمارد. وی چنین نقل می‌کند: «از علی بن جعفر از برادرش امام کاظم (ع) پرسیدم: آیا غنا در عید فطر و قربان و شادی جایز است؟ فرمود: اشکالی ندارد، مادامی که معصیتی در آن نباشد.»

تقیه در رساله تحریمیه

محقق سبزواری، به دلیل اعتراض اخباریان و فضای متشنج علمی، رساله‌ای در حرمت غنا نوشت که به نظر تقیه‌ای است. این رساله، به دلیل فقدان استدلال‌های قوی و تکیه بر نقل قول‌ها، با دیدگاه اصلی وی در «کفایة الاحکام» هم‌خوانی ندارد. وی در این رساله، با عبارتی چون «وفي ما ذكرته كفاية لطالب الحق» (آنچه ذکر شد برای جوینده حقیقت کافی است)، تقیه‌ای بودن گفتار خود را به محققان می‌رساند.

نکته کلیدی:

رساله تحریمیه محقق سبزواری، به دلیل فقدان استدلال قوی و تکیه بر نقل قول‌ها، تقیه‌ای به نظر می‌رسد و با دیدگاه اصلی وی در جواز غنا هم‌خوانی ندارد.

تأثیر میرفندرسکی بر محقق سبزواری

محقق سبزواری، تحت تأثیر استادش میرفندرسکی، روحیه‌ای شجاعانه و آزاداندیش داشت. میرفندرسکی، چون عقابی که در آسمان علم پرواز می‌کند، با حضور در میان مردم و نقد انزوای عالمان، الگویی برای وی بود. این تأثیر، در شجاعت محقق سبزواری در ارائه فتوای جواز غنا و نقد اجماع‌های غیرمستند آشکار است.

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ (سوره فتح، آیه ۲۹): محمد رسول خدا است و کسانی که با او هستند، بر کافران سخت‌گیر و با یکدیگر مهربان‌اند.

این آیه، بر تعامل مثبت با جامعه تأکید دارد که در رویکرد میرفندرسکی و شاگردش بازتاب یافته است.

تأثیر فضای استبداد بر فقه شیعه

فضای استبداد حکومتی و فشارهای اخباریان، چون دیواری بلند، مانع از آزاداندیشی فقها شد. محقق سبزواری، برای حفظ وحدت جامعه شیعی، رساله تحلیلی خود را جمع‌آوری کرد و رساله تحریمیه را نگاشت. این امر، نشان‌دهنده تأثیر شرایط اجتماعی بر فقه شیعه است.

نقد روایات حرمت غنا

محقق سبزواری، روایات حرمت غنا را به دلیل ضعف سند یا دلالت، غیرقابل استناد می‌داند. وی معتقد است که این روایات، غنای لهوی در مجالس فساد را هدف قرار داده‌اند. برای نمونه، وی روایت محمد بن ابی‌عباد را نقل می‌کند که از امام رضا (ع) درباره سماع پرسیده و حضرت فرموده‌اند: «اهل حجاز درباره آن دیدگاهی مثبت دارند، اما سماع از امور باطل و لهو است.» وی این روایات را به دلیل ضعف سند یا دلالت، غیرقاطع می‌شمارد.

شواهد تقیه‌ای بودن رساله تحریمیه

محقق سبزواری در رساله تحریمیه، بدون ارائه استدلال قوی، به نقل قول‌ها بسنده کرده است. وی آیه‌ای از سوره نجم را نقل می‌کند:

أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ * وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ * وَأَنْتُمْ سَامِدُونَ (سوره نجم، آیات ۵۹-۶۱): آیا از این گفته به شگفت می‌آیید و می‌خندید و گریه نمی‌کنید و شما ناآگاهید و غنا می‌خوانید.

وی این آیه را تنها به نقل از مفسران، مانند شیخ طبرسی، ذکر می‌کند که مشرکان با غنا به مقابله با قرآن کریم می‌پرداختند، اما نظری از خود ارائه نمی‌دهد. این رویکرد، نشان‌دهنده تقیه‌ای بودن رساله است.

رابطه زیبایی صوت و غنا

محقق سبزواری معتقد است که زیبایی صوت، ذاتاً حرام نیست و تنها در صورت همراهی با معاصی حرام می‌شود. وی با استناد به روایتی از امام سجاد (ع) درباره کنیز خوش‌صدا، می‌فرماید: «اگر تو را به یاد بهشت اندازد، اشکالی ندارد.» این دیدگاه، چون نسیمی است که قلب را نرم و ملايم می‌سازد.

تأثیر صوت حسن بر روان انسان

صوت حسن، به دلیل تأثیر مثبت بر روان انسان، ذاتاً حرام نیست و می‌تواند یادآور نعمت‌های الهی باشد. این دیدگاه، با یافته‌های علمی مدرن که موسیقی را در درمان بیماری‌های روانی مؤثر می‌دانند، هم‌خوانی دارد. محقق سبزواری، با این تحلیل، بر ضرورت تطبیق احکام فقهی با نیازهای انسانی تأکید می‌کند.

جمع‌بندی بخش سوم

محقق سبزواری، با شجاعت فکری، غنا را ذاتاً حلال می‌داند و حرمت آن را به عوارض لهوی محدود می‌کند. وی با نقد اجماع و تحلیل دقیق روایات، راه را برای بازنگری در احکام غنا گشود. هرچند فشار اخباریان وی را به نگارش رساله تحریمیه واداشت، شواهد تقیه‌ای بودن این رساله، دیدگاه اصلی او را در جواز غنا تأیید می‌کند.

نتیجه‌گیری

بررسی دیدگاه‌های شیخ بهایی و محقق سبزواری در باب غنا و موسیقی، چون گشودن دریچه‌ای به سوی پویایی فقه شیعه در دوره صفوی است. شیخ بهایی، با رویکردی محتاطانه، آموزش موسیقی را جایز، اما کاربرد آن را حرام دانست، در حالی که محقق سبزواری، با شجاعت و آزاداندیشی، غنا را ذاتاً حلال شمرد و حرمت را به عوارض آن محدود کرد. این دیدگاه‌ها، چون دو شاخه از درختی تنومند، نشان‌دهنده تنوع و انعطاف فقه شیعه در مواجهه با مسائل نوپدید است. تأثیر فضای سیاسی و اجتماعی، از جمله استبداد حکومتی و فشار اخباریان، بر این دیدگاه‌ها آشکار است. با این حال، تأکید بر اصل اباحه، نقش عرف و تحلیل شرایط اجتماعی، راه را برای بازاندیشی در احکام غنا هموار می‌سازد. این نوشتار، چون آیینه‌ای است که حقیقت فقه شیعه را در بستر تاریخ بازتاب می‌دهد و بر ضرورت پویایی فقه در پاسخ به نیازهای زمان تأکید دارد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)