فقه علمی 1840

متن تحقیق

شطرنج: قمار شاهانه و ابعاد روان‌کاوانه و فقهی آن

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 1840)

مقدمه: کاوش در عمق شطرنج به عنوان نماد باطل و ابزار تعقل

در عرصه دانش فقهی و روان‌کاوانه، شطرنج چونان شمشیری دو لبه ظاهر می‌شود که یک سوی آن باروری اندیشه و دیگری قساوت دل را به همراه دارد. این نوشتار، با نگاهی عمیق به روایات و آیات قرآن کریم، به بررسی جایگاه شطرنج در جبهه باطل پرداخته و تحولات آن را از قمار شاهانه تا ورزش فکری مورد تأمل قرار می‌دهد. همانند رودخانه‌ای که از کوهسار حقیقت سرچشمه می‌گیرد، این بررسی به دنبال روشن ساختن لایه‌های پنهان شطرنج است تا مخاطب متخصص را به سوی درک ژرف‌تری از احکام شرعی و تأثیرات روانی آن رهنمون سازد.

باب اول: شطرنج به عنوان رجس از اوثان و پیوند با بت‌پرستی

در روایات، شطرنج از مصادیق بت‌پرستی برشمرده شده است، حال آنکه ذاتاً از آلات قمار و میسر به شمار می‌رود. چگونه می‌توان شطرنج را در زمره بت‌پرستی قرار داد؟ در توجیه این روایت باید گفت که مراد از «رجس من الاوثان» بت‌های بسیار بزرگ است و در میان قمارها نیز قمار شاهانه بسیار بزرگ و تأثیرگذار است و شطرنج از قمارهای شاهانه و درباری بوده است. قمار بر چهار دسته است که قسمی از آن قمار سیاسی است که برای سلاطین و کارگزاران است. آنان شطرنج را در کنار شراب، رقص و امور حرام دیگر جمع می‌کردند و بر آن بودند تا با ترویج آن در میان مردم، دین و حقیقت را مندرس، و مقام عصمت را خانه‌نشین نمایند. چنین شطرنجی که از حق باز می‌دارد همانند بت‌پرستی و در ردیف آن می‌باشد. شطرنجی که می‌خواهد دین را مندرس کند. از این رو معلوم می‌شود که افزون بر حرمت قمار شطرنج، سیاست رکود دین و معنویات نیز با آن بوده است. نه تنها این نوع شطرنج بلکه هر امر دیگری که سران جبهه باطل بر آن دست نهند و آن را ابزار ترویج باطل و تحکیم جبهه خود نمایند چنین است. با این توضیح روشن می‌شود که فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ (پر هیز کنید از پلیدی بت‌ها) با قمار تنها طرف نیست. قبح قمار با آنکه ذاتی است و هیچ مورد حلالی برای آن نمی‌باشد، ولی چنین تعبیر غلاظ و شدادی، موضع‌گیری در برابر جبهه باطل است. قمار و پاسوری که یک انسان معمولی در خانه‌اش بازی می‌کند کجا و قماری که خلیفه با آن بازی می‌کند و نیت براندازی حق را با آن دارد کجا؟ آن که غربت عصمت و ولایت و دین را در پی دارد، قمار خلیفه است، نه آن که در خانه‌اش نشسته و قمار می‌کند؛ هرچند وی نیز به گناه مبتلاست، اما گناه وی اندراس جبهه حق و ولایت را در پی ندارد.

تحلیل روان‌کاوانه نشان می‌دهد که شطرنج، چونان آینه‌ای که چهره سیاست را باز می‌تاباند، قساوت قلب را به ارمغان می‌آورد و انسان را به سوی حسابگری مضاعف سوق می‌دهد. این امر، همانند دریایی طوفانی که کشتی عواطف را به گل می‌نشاند، عاطفه را تضعیف می‌کند.

شطرنج به عنوان قمار شاهانه، نماد استکبار و ابزار ترویج باطل است که در روایات با تعابیر شدید نهی شده.

زیرباب: تحلیل روان‌کاوانه شطرنج و دو جنبه ارزشی و غیرارزشی آن

شطرنج از اموری است که دارای دو جنبه ارزشی و غیر ارزشی است: شطرنج فکر را بارور می‌سازد و کسی که شطرنج نمی‌داند فکر بسته و راکدی دارد. دانستن شطرنج ساده‌لوحی را از انسان می‌برد، ولی از طرف دیگر، قساوت قلب از لوازم آن است. در بازی شطرنج، کسی به کسی رحم نمی‌آورد و همانند دنیای سیاست می‌ماند، سیاستی که پدر و مادر نمی‌شناسد و سیاست‌مدار خود را تابع شرایط می‌سازد. در بازی شطرنج، گاه مهره سرباز، اسب را می‌زند و با زدن او، همه را مات می‌کند و گاه نیز سربازها با یک حرکت ال، کیش می‌شوند. شطرنج‌بازانی که تربیت دینی ندارند، قساوت قلب می‌یابند، خبیث می‌شوند و به حساب‌گری مضاعف روی می‌آورند و صفا و وجدان در آنان کاهش می‌یابد؛ برخلاف ورزش کشتی که ورزشی جوان‌مردانه است. گاه پهلوانی کشتی گیر که به دو خم حریف می‌رود چون با ضعفی روبه‌رو می‌شود، خود را روی تشک می‌اندازد و «أشجع الناس من غلب هواه» (شجاع‌ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه کند) را نصب عین خود قرار می‌دهد، اما در شطرنج، چنین فرهنگی وجود ندارد و شطرنج‌بازان تنها به مات کردن طرف مقابل می‌اندیشند و برای آن برنامه دارند.

شطرنج بر دو قسم کوچه‌بازاری و شطرنج شاهانه است. دانستن شطرنج برای اهل سیاست امر لازمی است و شطرنج شاهانه برای اهل سیاست بوده است. کسی که می‌خواهد اهل سیاست باشد، اگر شطرنج نداند، در سیاست با ننگی به حاشیه رانده می‌شود و نمی‌تواند در معرکه سیاست بایستد. این روایت و احادیثی نظیر آن، که شطرنج را «رجس من الاوثان» می‌خواند شطرنج عباسی را می‌گوید که در کنار آن غنا و غارت مأمون عباسی بوده است که با نیرنگ، سر امین را گوش تا گوش می‌برد؛ چرا که بازی با شطرنج به او یاد می‌دهد که بکش وگرنه کشته می‌شوی.

تحلیل: این تمایز، بر اهمیت شناسایی مصادیق آلات قمار و تفاوت آن‌ها با بازی‌های سالم تأکید دارد، همانند شاخه‌ای از درخت دانش که میوه تعقل می‌دهد اما خار قساوت نیز دارد.

جمع‌بندی باب اول

در این باب، شطرنج به عنوان نمادی از قمار شاهانه و پیوند آن با بت‌پرستی بررسی شد. روایات نشان می‌دهند که شطرنج نه تنها قمار است بلکه ابزاری برای ترویج باطل و استکبار بوده، اما جنبه‌های مثبت آن مانند باروری فکر نیز مورد توجه قرار گرفت. این بررسی، چونان پلی میان فقه و روان‌کاوی، به درک عمیق‌تری از این بازی منجر می‌شود.

باب دوم: استکبار شطرنج‌باز و حرمت مطلق بازی با آلات قمار

در روایاتی که برای شطرنج آمده است، سخنی از رهان و گروگذاری در میان نیست و بازی با شطرنج از آن جهت که بازی با آلات قمار است، مورد نهی قرار گرفته است. روایت نخست، نه تنها شطرنج را پلیدی می‌داند، بلکه آن را بت‌پرستی و بازی با آن را شرک به خدا می‌شمرد. باید دید در شطرنج چیست که آن را در حد شرک به خداوند متعال قرار می‌دهد. ما پیش از این تحلیلی در این مورد، ارائه دادیم. اما در ادامه بر آن هستیم تا بگوییم افزون بر این شطرنج از ابزاری بوده که در خدمت خلفای جور بوده است، خود آن نیز استکبارخیزی مضاعف دارد و به فرد چنان غروری می‌بخشد که او را در برابر حق تعالی حتی به ادعای خدا بودن می‌کشاند و بت نفس را برجسته می‌سازد.

درست است که امر: فَاجْتَنِبُوا (پرهیز کنید) حرمت را نمی‌رساند و تنها می‌شود کراهت را برداشت نمود، اما قید و قرینه: مِنَ الْأَوْثَانِ (از بت‌ها) حرمت را ثابت می‌سازد؛ به ویژه آنکه الرِّجْسَ (پلیدی) به معنای نجاست نیست، بلکه به معنای زشتی، بدی، پلیدی و قباحت است، بنابراین روایت، شطرنج همانند بت‌پرستی پلید و قبیح است و حتی اگر بدون رهان باشد باز قبح آن ثابت است؛ مگر آنکه از آلت قمار بودن خارج شده یا رهان آن به جعاله تبدیل گردیده باشد.

در مورد رهان، می‌توان از شرک گروگذار، بهتر سخن گفت؛ زیرا وی با پشت کردن به باورهای دینی و ضعف اعتقادی است که در پی چنین کسب و درآمدی است، اما در مورد شطرنج‌بازی که به گرو نظر ندارد، باید گفت: شطرنج، قماری شاهانه، طاغوتی و استکباری بوده است و سلاطین، درباریان و سیاست‌مداران با آن به یکدیگر تفاخر می‌نموده‌اند و مانند اکنون نبوده که حتی کودکان فقرا نیز با آن بازی نمایند. مثل شطرنج در آن زمان‌ها مثل رفتن به حج در زمان طاغوت و نظام ستم‌شاهی است که مردم فقیر قدرت نداشتند به مکه روند و حتی اگر فرد عادی به حج می‌رفت مورد تمسخر اغنیا واقع می‌شد و این شعر نیز در همین دوره‌ها خطاب به امام رضا علیه‌السلام سروده شده است: اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند ای به قربان تو شاهی که حج فقرایی. ولی امروزه هم‌چون گذشته نیست و حتی اقشار کم‌درآمد نیز می‌توانند به حج روند و به حمد اللهی استکباری که در رفتن به حج بوده به برکت انقلاب و خون شهدا از بین رفته است و حاجی‌ها به مکه می‌روند، نه اغنیا. شطرنج در روزگار صدور این روایات چهره‌ای استکباری داشته و در جبهه سران باطل بوده؛ به گونه‌ای که با شنیدن نام آن، استکبار، طاغوت، عناد، الحاد و تفاخر به ذهن می‌آمده و این گونه بوده است که حدیث شریف، آن را در ردیف بت‌پرستی قرار می‌دهد.

استکبار در شطرنج و مهره‌ها، میز و فرش آن، خود را به ظهور می‌رسانده است و گاه گران‌بهاترین فرش، میز و مهره‌ها را در خدمت خود داشته است. مهره‌های شطرنج، میز و گاه فرش آن در طول زمان جنس‌های گوناگونی به خود دیده است و از طلا، نقره تا مس، چوب، کاغذ و پلاستیک اوج و حضیض داشته است. در این اواخر، برخی از طاغوتیان فرش‌هایی برای انجام بازی شطرنج بر آن داشتند که میلیون‌ها میلیون تومان، قیمت آن را گفته‌اند.

با توجه به این نکته، باید گفت استاد فرزانه قدس‌سره در مقام تبیین مفهوم شطرنج نیست، چرا که مفهوم شطرنج بت‌پرستی نیست، بلکه در مقام بیان مصداق شرک و بت‌پرستی است و به این اعتبار است که شطرنج را از مصادیق بت‌پرستی می‌داند. بت‌پرستی بودن آن به سبب تفاخر و استکبار و قساوت قلبی بوده که در آن وجود داشته است؛ چنان‌که آیه شریفه خطاب به برخی که فخرفروشی دارند می‌فرماید: أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ (فزون‌طلبی شما را غافل داشت تا بدانجا که گورها را دیدار کردید)؛ چرا که مشرکان حتی به قبر مرده‌های خویش هم فخر می‌فروختند مانند امروز که برخی افتخار می‌کنند مقبره شخصی دارند یا قبر گران‌تری خریداری نموده‌اند. امروزه گران‌ترین قبرها در حرم‌هاست که گاه برخی از آن به اندازه قبرستانی در یک شهرستان قیمت دارد و برای برخی دفن در حرم نه به خاطر صاحب حرم، بلکه برای اشرافی‌گری و اعیان‌گرایی و استکبار است و اگر از آنان پرسیده شود آیا بهتر نیست این پول هزینه فقیران شود و در جای دیگری دفن گردید می‌گویند آنان برای خود خدایی دارند، اما من می‌خواهم اینجا دفن شوم. چنین اموری را می‌توان به تنقیح مناط، مصداق شرک و بت‌پرستی دانست.

به صورت کلی، قمار حس استکبار و برتری‌جویی را در نهاد قمارباز به جوشش و فوران در می‌آورد و به لحاظ روان‌شناسی، نوع افراد قمارباز چاقوکش می‌شوند؛ زیرا حس غلبه و برتری‌جویی به‌طور بی‌رویه و به صورت افراطی در آنان نهادینه می‌گردد و با کوچک‌ترین پیشامدی، درگیر می‌شوند و آنان را از رأفت و رحمت نسبت به دیگران دور می‌سازد.

تعبیر دیگری که در این روایات حائز اهمیت است، تعبیر «واللعب بها شرک» است که در رابطه با به دست آوردن حکم بازی‌ها، ملاک و معیار به دست می‌دهد. این تعبیر می‌رساند که شاکله قمار بر بازی استوار شده است و مابازای دیگری ندارد. منشأ انتزاع آن نیز وجود آلت قمار است و آن بازی که با آلات قمار همراه باشد و منشأ انتزاع آن گردد، حرام است، ولی با برداشتن آلت قمار، بازی همانند مزاح بدون اشکال است؛ مگر آنکه موجب بی‌حرمتی به دیگران و ورود به حریم و آبروی دیگری شود یا موجب اشاعه فحشا گردد که در این دو صورت، حرام است.

عنوان: «واللعب بها شرک» می‌رساند مطلق بازی با آلات قمار و صرف بازی با آن، هرچند به همراه رهان و گروگذاری نباشد، حرام است.

بازی با آلات قمار، حتی بدون رهان، شرک و حرام است زیرا استکبار و قساوت را برمی‌انگیزد.

زیرباب: فراوانی روایات شطرنج و علت تأکید بر حرمت آن

در میان روایات قمار که از آلات قمار سخن می‌گوید، بیش از همه از «شطرنج» گفته شده است. باید پرسید: چرا روایات بر حرمت شطرنج تأکید داشته و این همه مردم را با تعابیری غلیظ، درشت و خشن از آن باز می‌داشته‌اند؟ بخش فراوانی از روایات قمار به حرمت شطرنج اختصاص دارد و باید دید علت این امر چیست؟ در اینجا به اختصار به بررسی این موضوع می‌پردازیم.

گفتیم شطرنج قماری بوده است که حاکمان، درباریان، اشراف، سیاست‌مداران و متکبران به آن می‌پرداخته‌اند و قماری که در میان مردم عادی و کوچه و بازار رایج بوده بیش‌تر کعاب و قاپ (تاس) و بازی با گردو بوده است. شطرنج قماری شاهانه بوده و برای خود در میان مردم شکوه و جلالی داشته و چشم را بسیار خیره می‌نموده است. شطرنج در دست افرادی همانند یزید و در واقع، به دست اوباش و اراذل ثروتمند و اشرافی جبهه باطل و سران آن‌ها بوده و به همین خاطر با تعابیری شدید حرام گردیده است و دیگران با آن تنها بازی می‌کرده‌اند. شطرنج بازی خاص پادشاهان و سیاست‌بازان بوده و آنان با استفاده از شطرنج در پی افزایش توان اندیشاری سیاسی خود بوده‌اند و در تقویت باطل و قساوت قلب خود و دوری از رحم و احساس، از آن بهره می‌برده‌اند، از این رو با شدیدترین تعبیرات از آن نهی شده است.

تحلیل: فراوانی روایات، بر نقش شطرنج در جبهه باطل و تأثیر آن بر سیاست‌مداران تأکید دارد، همانند بادی که آتش استکبار را شعله‌ور می‌سازد.

جمع‌بندی باب دوم

این باب به بررسی استکبار ناشی از شطرنج و حرمت مطلق بازی با آلات قمار پرداخت. روایات نشان‌دهنده پلیدی شطرنج به عنوان ابزاری برای شرک و تفاخر هستند، اما تحولات زمانی آن را به سوی حلالیت در شرایط جدید سوق می‌دهد. این تحلیل، چونان نگینی در انگشتر دانش فقهی، اهمیت تعادل را برجسته می‌سازد.

باب سوم: مسابقه شطرنج، تقویت اندیشه و نقش شیوع در تحول احکام

با توجه به مجموع روایات یاد شده در حرمت شطرنج در صورتی که آلت قمار باشد هیچ جای تردید نیست و آنچه باید به آن پرداخت و جای تحقیق دارد این است که آیا شطرنج هم‌اکنون از آلات قمار است یا خیر و در این رابطه باید دید برای تشخیص موضوع چه باید کرد؟ گاه چیزی در زمان روایات، موضوع قمار است و دلیل تنها به همان مورد انصراف دارد و همین موضوع ممکن است زمانی از حالت قمار بیرون آید که در این صورت، دلیل یاد شده از آن انصراف دارد. در حال حاضر، بازی شطرنج را می‌توان از این مورد دانست. شطرنج هم‌اینک از ورزش‌های فکری و ذهنی است و بیش از آنکه با آن قمار شود، به مسابقه‌ای ورزشی به آن نگاه می‌شود.

کسی که شطرنج می‌داند از کند ذهنی که در سبب به کار نگرفتن ذهن پیش می‌آید دوری می‌جوید. ذهن و اندیشه‌ای که به کار گرفته نشود همانند خودرویی است که یخ زده و قدرت حرکت ندارد. ذهن در صورتی پویا می‌گردد که از دوران طفولیت و کودکی در خانه و مدرسه به ورزش‌های فکری گماشته شود و در این صورت است که می‌تواند پویایی خود را تا پایان عمر حفظ کند. البته در این میان نباید به کودکان بیش از اندازه فشار آورد تا به بیماری آنان منجر نگردد.

شطرنج یا سایر آلات قمار می‌تواند دارای زمینه علمی باشد و از حالت مقامره و مراهنه بیرون آید.

درست است شطرنج می‌تواند جامعه را قانونمند کند و آن را از آشفتگی و قانون‌گریزی بیرون آورد، اما از سوی دیگر، قساوت قلب می‌آورد و انسان را از اموری معنوی هم‌چون ایثار و گذشت دور می‌دارد؛ همان‌گونه که دیده می‌شود برخی از افراد قانون‌مدار رحمی در دل ندارند که باید با وضع قوانینی خاص و همراه ساختن شطرنج با برخی از حرکات انفعال‌ساز و رقت‌آور، شطرنج‌بازان را در سطح متعادلی از قانون‌مندی و عاطفه‌گرایی نگاه داشت.

در بازی با شطرنج باید به شدت، از هر گونه افراط و زیاده‌روی پرهیز کرد؛ چرا که زیادی هر چیزی مشکل‌آفرین است و زیادی شطرنج، مشکل‌آفرینی مضاعف دارد. البته حتی نماز خواندن و تلاوت قرآن کریم نیز باید به صورت اعتدال باشد که بحث از آن را در کتاب «فقه موسیقی، رقص، قمار و شادمانی‌ها» آورده‌ایم. اگر شطرنج بیش از اندازه باشد، عاطفه و احساس را از انسان می‌گیرد و او را به قساوت قلب مبتلا می‌سازد؛ همان‌طور که نبود آن، فرد را کند ذهن و بلید می‌سازد. افراط و تفریط حتی در استفاده از هر کار مباحی اشکال دارد. در بهره بردن از غذاها نیز امر چنین است. به طور مثال، نان جو یکی از بهترین خوراکی‌ها برای جلوگیری از پوکی استخوان است و خوردن آن موجب پر شدن استخوان می‌گردد، ولی مشکل آن ایجاد یبوست در بدن است. ماست نیز حدود پانزده درصد از آب بدن را می‌گیرد ولی چون PH ماست زیر شش می‌باشد ـ برخلاف بدن که PH آن بالای هفت است ـ موجب سردی بدن و گاه سبب اغمای خفیف فرد می‌گردد، از این رو، فرد به خوابی عمیق فرو می‌رود و زمانی دراز بخوابد. زعفران نیز نشاط را بالا می‌برد، ولی زیادی آن فرد را دارای جنون و خنده افراطی می‌سازد. همان‌گونه که برای تنظیم خوراکی‌ها به کارشناس تغذیه نیازمند هستیم تا ما را راهنمایی کند و حد میان افراط و تفریط را نشان دهد، در معارف و احکام نیز نیازمند شریعت و مربی اعتدال‌گرا هستیم تا سره را از ناسره و زیان‌بار آن را از غیر آن جدا سازد تا با ایجاد تناسب میان احکام و دستوراتی که می‌دهد، تعادل را در روح آدمی ایجاد نماید. شطرنج نیز این چنین است. بازی شطرنج سبب تقویت نیروی اندیشه و عقل آدمی و قدرت تحلیل مسائل را بالا می‌برد، ولی زیان‌هایی دارد که از آن جمله کم نمودن حس عاطفی در انسان است. شطرنج در صورتی که آلت قمار باشد و در دست افرادی مانند یزید قرار بگیرد بازی با آن حرام است اما همین بازی اگر از پیشینه و گذشته خود بریده شود و به ورزشی فکری تبدیل گردد با تعدیل سازی آن ایرادی ندارد و دیگر نمی‌توان گفت این همان آلتی است که در دست یزید بوده است. این حکم مانند جواز سجده بر برگ درختی است که در بعضی مناطق خوردنی نیست برخلاف مناطقی که برگ آن درختان را خوردنی می‌دانند.

شطرنج در ابتدا تنها در دست پادشاهان و سران حکومتی بود، ولی با گذر زمان، شکوه گذشته خود را از دست داد و در دست مردم عادی قرار گرفت و هم‌اینک شیوع آن به عنوان ورزشی فکری، آن را از آلت قمار بودن خارج کرده و به وسیله‌ای برای ورزش تبدیل گشته است؛ برخلاف نرد که هم‌چنان در آلت قمار بودن شیوع دارد و از این لحاظ، بازی با آن هرچند بدون برد و باخت باشد، حرام است.

باید توجه داشت صرف شیوع در هر موضوعی باعث حليت یا حرمت چیزی نمی‌گردد. به طور مثال، اگر در منطقه‌ای مانند اروپا، شراب‌خواری امری شایع و رایج باشد، این گونه نیست که استفاده از شراب برای مسلمانانی که در آنجا زندگی می‌کنند جایز باشد. ولی نمی‌توان شیوع را به‌طور مطلق کنار گذاشت و منکر آن شد. به‌طور مثال، سوار شدن بر دوچرخه برای روحانیان زیبنده نیست، ولی اگر این امر در شهری شیوع پیدا کرد و برخی بودند که در ابتدا بد بودن آن را بر خویش تحمل کردند، آرام آرام قبح این کار از بین می‌رود و شیوع آن سبب می‌شود این کار اشکال نداشته باشد. هم‌چنین اگر در شهری، آرایش کردن معمولی زن‌ها را ناپسند می‌دانند، اما به مرور زمان، شمار کسانی که آرایش معمولی دارند، فراوان شود، ناپسندی آن از بین می‌رود. هم‌چنین است استفاده از کلاه‌گیس که اگر شیوع پیدا کند، کاری معمولی و عادی می‌شود. شیوع می‌تواند برخی امور را از حرمت بیرون آورد. شطرنج از این موارد است و شیوع آن در قالب بازی، آن را از آلت اختصاصی قمار بودن خارج ساخته است و مدارس و دانشگاه‌ها می‌توانند از آن استفاده اخلاقی و ورزشی برند و خواص اجتماعی آن را اعمال نمایند. در چنین فضایی دلایل حرمت، از آن انصراف دارد.

شیوع وقتی می‌تواند حرامی را به حلال تبدیل کند که در موضوع آن تبدیل صورت گیرد یا آن عمل به صورت ذاتی حرام نباشد، وگرنه صرف شیوع، موضوعیت ندارد. همان‌گونه که گفته شد شیوع هیچ گاه نمی‌تواند احکامی مانند حرمت شراب را به حلیت تبدیل کند؛ زیرا شیوع در موضوع آن تغییر و تبدیلی ایجاد نمی‌کند و حرمت شراب نیز ذاتی است، نه عارضی. البته اگر اسکار شراب برداشته شود، استفاده از آن حتی بدون شیوع، اشکال ندارد که البته در این صورت شراب طهور و نوشیدنی حلال است که به جای خمودی و مستی، شادی و نشاط را در پی دارد و دیگر بر آن اطلاق شراب نمی‌شود.

شیوع، شطرنج را به ورزشی فکری تبدیل کرده است و آن را از جبهه باطل و قمار بودن گرفته است؛ همانند اسلام که مسابقه اسب‌سواری و تیراندازی را به صورت کلی از قمار بیرون آورد و آن را مسابقه‌ای سالم نموده است. شیوع، شطرنج را از دست اراذل و اوباش مرفه و ثروتمندی مانند یزید گرفته و موجب حلیت آن شده است. همان‌طور که شیوع، کراوات، پاپیون، کلاه لبه‌دار و مانند آن را از جبهه کفر و باطل گرفته است و شیوع استفاده از آن در میان کشورهای اسلامی و منتسب نبودن آن به گروه خاصی (انگلیسی‌ها)، حرمت پوشیدن آن را برداشته است. در این صورت، موضوع شباهت به کفار از آن انصراف دارد؛ چرا که دیگر نمی‌توان این لباس‌ها را مظهر و نماد کفر و جبهه باطل دانست. کسانی که امروزه کراوات می‌زنند شعار و نشان کفري با خود ندارند، بلکه آنان به خاطر حس حفظ شخصیت و پرستیژ در این لباس، از آن استفاده می‌کنند. البته ما استفاده از کراوات و پاپیون را مناسب نمی‌دانیم، ولی سخن این است که اگر کسی کراوات زد، نباید او را نماینده یهود یا ارامنه دانست.

قرآن کریم می‌فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (و برای آنان هر چه در توان دارید از نیرو آماده کنید)؛ مصادیق بسیاری برای دفاع و مقابله با دشمن دارد که طراحی لباس برای حفظ پرستیژ نیز جزو این امر است.

تغییر موضوع به تعبیر دقیق، موجب بار شدن حکم موضوع جدید بر آن می‌گردد. حرمت مجسمه‌سازی نیز با تغییر شرایط و رسیدن جامعه به بلوغی که لوازم فساد آن برداشته شود، موجب جواز مجسمه‌سازی می‌گردد. جامعه امروز کشور ما این‌گونه است. شیوع نمادهای ویژه باطل نیز حرمت‌آور است. برای نمونه، در صورتی که با گذشت سال‌ها، فرهنگ جامعه به قهقرا رود و به شرک بگرایند، حکم حرمت مجسمه‌سازی برای موضوع پیش آمده ثابت است که البته تحقق چنین فرضی برای جامعه ایرانی ممکن نیست، اما در برخی مناطق دنیا که هنوز بت‌پرستی رایج است، این حکم ثابت می‌باشد و مسلمان نمی‌تواند برای آنان پیکره‌تراشی، تندیس‌سازی و ساخت مجسمه و عروسک داشته باشد.

اگر چیزی از آلت قمار بودن خارج شد و به بازی و مسابقه صرف تبدیل گردد، بازی با آن جایز است و حتی می‌توان رهن و گرو در آن قرار داد. گفتیم صرف گرو گذاشتن سبب حرمت چیزی نمی‌گردد، بلکه آلت قمار بودن است که حرمت‌زاست. بر این اساس، گذاشتن رهان در مسابقات شطرنج، کشتی، فوتبال و میان دو فرد یا میان مرغ و خروس یا در آب پریدن و خلاصه هر چیزی که عنوان حرمت را به خاطر آلت قمار بودن ندارد، بدون اشکال است.

شیوع شطرنج به عنوان ورزش فکری، آن را از آلت قمار بودن خارج کرده و حلال می‌سازد، همانند تحول در مسابقات اسب‌سواری.

زیرباب: پاسور و تفاوت با شطرنج

در کشور ما، پاسور وسیله‌ای برای بازی صرف است و شیوع در قمار ندارد. بازی با پاسور توسط مردمی سالم و صالح که زمینه آموزش و تربیت و توسعه ذهن و قانونمندسازی روان افراد را با آن می‌خواهند حلال است. البته همین بازی اگر توسط قماربازان به عنوان قمار صورت بگیرد، حرام است. این حکم در مورد شطرنج نیز چنین است. البته این حکم منحصر به پاسور و شطرنج است و دیگر آلات قمار که گذشته خویش را در قمار بودن حفظ کرده‌اند، چنین حکمی ندارند. برای نمونه، «تاس» هنوز نیز آلت قمار است و اگر کسی با آن بازی کند، هرچند بدون برد و باخت باشد، حرام است.

تحلیل: پاسور، در صورتی که به‌عنوان بازی سالم و بدون گروگذاری انجام شود، حلال است، برخلاف تاس که همچنان آلت قمار است، همانند شاخه‌ای که از درخت قمار جدا شده و به بوته‌ای مفید تبدیل گشته.

جمع‌بندی باب سوم

در این باب، تحول شطرنج از قمار به مسابقه فکری و نقش شیوع در تغییر احکام بررسی شد. تأکید بر تعادل میان تقویت اندیشه و جلوگیری از قساوت، چونان تعادلی در طبیعت، اهمیت پویایی فقه را نشان می‌دهد.

باب چهارم: روایات خاص در حرمت قمار و میسر

اربعة‌عشر: الخصال: عن ابن الولید، عن أحمد بن إدریس، عن الأشعری رفعه إلى أمیر المؤمنین علیه‌السلام قال: «نهى رسول الله صلى الله علیه و آله أن یسلم على أربعة: على السكران في سكره، وعلى من یعمل التماثیل، وعلى من یلعب بالنرد، وعلى من یلعب بالأربعة عشر، وأنا أزیدكم الخامسة: أنهاكم أن تسلموا على أصحاب الشطرنج». حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام می‌فرماید: رسول خدا صلى الله علیه و آله شما را از سلام دادن بر چهار گروه باز داشته است: فرد مستی که در حال مستی است، کسی که مجسمه می‌سازد، کسی که با تخته نرد بازی می‌کند، کسی که بازی چهارده‌خانه را انجام می‌دهد، و من بر آن پنجمی را می‌افزایم: از اینکه بر شطرنج‌بازان سلام کنید بپرهیزید. «اربعة عشر» آلتی مانند توپ داشته و همانند ازلام، چیزی را با آن تقسیم می‌کردند.

تحلیل: اربعه عشر، به‌عنوان یکی از آلات قمار، به دلیل شباهت به ازلام و نقش آن در تقسیم‌بندی‌های حرام، ممنوع است، همانند کلیدی که درهای فساد را می‌گشاید.

حرمت مطلق قمار: وفی روایة أبی خالد من باب «جملة من الخصال المحرّمة» قوله علیه‌السلام: «والذنوب التی تهتک العصم شرب الخمر، واللعب بالقمار». امام می‌فرماید: از گناهانی که پرده عصمت و پاکی را می‌درد خوردن شراب و بازی قمار است.

تحلیل: این روایت، قمار را به دلیل تأثیرات مخرب اخلاقی و اجتماعی، در کنار شراب‌خواری قرار داده و حرمت مطلق آن را تأیید می‌کند، چونان زهری که روح را مسموم می‌سازد.

وفی روایة حمران قوله علیه‌السلام: «ورأیت القمار قد ظهر، ورأیت الشراب یباع ظاهرا». در روایت حمران آمده است، امام فرمود: و می‌بینم که قمار آشکار می‌شود و شراب به صورت علنی به فروش می‌رسد.

وعن محمد بن یحیى، عن محمد بن الحسین، عن صفوان، عن العلاء، عن محمد بن مسلم، عن أحدهما علیهماالسلام قال: لا تصلح المقامرة ولا النهبة. قمار کردن و چپاول جایز نیست.

تحلیل: قرار گرفتن قمار در کنار چپاول، بر تأثیرات اجتماعی منفی آن، مانند ایجاد بی‌عدالتی و فساد، تأکید دارد، همانند دو روی یک سکه فساد.

ردیف دوم: روایات ناظر به مصداق یکسان میسر و قمار. سرایت حرمت میسر به قمار: تفسیر العیّاشی: عن أبی الحسن الرضا علیه‌السلام قال: «الميسر هو القمار». امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: میسر همان قمار است.

تحلیل: این روایت، با یکسان دانستن میسر و قمار از نظر مصداقی، بر حرمت هر نوع قمار، با یا بدون گروگذاری، تأکید دارد، چونان دو شاخه از یک تنه.

در این روایت، گزاره‌ای وجود دارد که موضوع آن میسر و محمول آن قمار است، نه به عکس. باید توجه داشت که از لحاظ عقلی نمی‌شود میان هیچ دو واژه‌ای ترادف باشد و این روایت می‌خواهد میسر را حکم قمار دهد، بر این اساس، چون میسر حرام است، تمامی اقسام قمار؛ خواه دارای رهان باشد یا بدون آن، حرام می‌گردد. با صرف نظر از این روایات، در صورتی که بخواهیم حکم میسر و قمار را به دست آوریم، باید برای هر یک دلیل جداگانه‌ای آورد و این دو را با هم در نیامیخت.

«النرد والشطرنج والأربعة عشر بمنزلة واحدة، وكلّ ما قومر عليه فهو ميسر». این روایت، دلیل بر حرمت قمار است در جایی که حتی برد و باخت نباشد.

حرمت قمار دارای رهان: علی بن إبراهیم (فی تفسیره) عن أبی الجارود، عن أبی جعفر علیه‌السلام فی قوله تعالی: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ (جز این نیست که شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدیی است از عمل شیطان پس از آن دوری گزینید)، قال: «أمّا الخمر: فكلّ مسكر من الشراب ـ إلى أن قال: ـ وأمّا الميسر: فالنرد والشطرنج، وكلّ قمار ميسر، وأمّا الأنصاب: فالأوثان التی كانت تعبدها المشركون، وأمّا الأزلام: فالأقداح التی كانت تستقسم بها المشركون من العرب فی الجاهلیّة، كلّ هذا بیعه وشراؤه والانتفاع بشیء من هذا حرام من الله محرّم، وهو رجس من عمل الشیطان، وقرن الله الخمر والمیسر مع الأوثان».

از امام صادق علیه‌السلام در مورد این گفته خداوند پرسش شد که: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ، حضرت فرمودند: اما شراب، هر مست کننده‌ای از شراب است، تا آن جا که فرمودند: «میسر» بازی نرد و شطرنج است و هر قماری میسر است. انصاب بت‌هایی است که مشرکان می‌پرستند و ازلام تیرهایی است که اعراب مشرک پیشین و جاهلی گوشت حیوان را با آن تقسیم می‌کردند که در همه این موارد خرید و فروش آن و نیز بهره بردن از آن حرام و محرم، رجس و از کرده و ساخته شیطان است. و خداوند نیز شراب و میسر را با بت‌ها همراه نموده است.

این روایت، دلیل بر حرمت میسر است و هر قماری را از این جهت که گروگذاری در آن باشد، میسر می‌داند. میسر و قمار هر دو حرام است؛ همان‌گونه که غیبت و زنا هر دو گناه است، ولى اسلام در مورد غیبت مى‌فرماید: «أشدّ من الزنا» و حال آن که غیبت زنا نیست و چنین تعبیری به جهت تقارب مفاسد و خصوصیات است. البته تفاوت میسر و قمار مانند تفاوت انسان و شراب است و نه اختلافی که در غیبت و زناست. غیبت و زنا دو مفهوم با دو مصداق جدا مى‌باشد؛ برخلاف قمار و میسر که قماربازی با آلات مخصوص است و میسر و داشتن رهان چیز دیگری است که بازی برای برد و باخت و به دست آوردن گِرو مى‌باشد، ولى از باب تغالب یا تداخل و اجتماع مصادیق، هر قماری میسر و هر میسری قمار دانسته شده است و براى هر دو تعبیر نیز دلیل خاص وجود دارد. سخن گفتن از بازی با آلات به سبب مغالبه در مصداق و سخن از میسر به لحاظ مقصود و هدف از بازی است که بردن گرو مى‌باشد و این دو لازم غیر بیّن دیگری است و دلایل خاص، هر دو مورد را حرام مى‌داند.

درست است که میان قمار و رهان ملازمه غیر بیّن است، اما دلیل خاص بر حرمت مطلق قمار اعم از قماری که با رهان همراه است و قماری که بدون رهان است، دلالت دارد، بر این اساس نمی‌توان به قدر متیقن عمل کرد و تنها قماری را که با رهان و گروگذاری است، حرام دانست؛ هرچند این روایت از گروگذاری و رهن سخن نمی‌گوید.

لحاظ بازی با آلات قمار در میسر: وعن حمدویه، عن حمد بن عیسى قال: كتب إبراهیم ابن عنبسة؛ یعنی إلى علی بن محمد علیه‌السلام: ـ إنّ رأي سيّدي ومولاي أن يخبرني عن قول الله عزّ وجلّ: يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ (از تو درباره شراب و قمار مى‌پرسند)، الآیة، فما الميسر جعلت فداك؟ فكتب: «كلّ ما قومر به فهو الميسر، وكلّ مسكر حرام».

ابن عنبسه به امام هادی علیه‌السلام نامه‌ای نوشت و در آن از حضرت پرسید: قربان شما شوم، نظر شما درباره آیه: يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ چیست، مراد از میسر چه می‌باشد؟ حضرت در پاسخ وی نوشت: هر چیزی که با آن قمار شود میسر است و هر چیز مست کننده‌ای حرام است.

این روایت به صراحت می‌فرماید هرچه با آن قمار شود میسر است و صرف بازی با آلات قمار است که سبب حرمت می‌گردد و نیز سبب اشاعه فحشا می‌گردد. باید توجه داشت قماربازان گاه در کنار قمار و در محیط‌هایی خاص، دست به کارهایی کثیف نیز می‌زنند که در مقام بیان آن نیستیم.

تفسیر العیّاشی: عن أبی الحسن الرضا علیه‌السلام قال: سمعتہ یقول علیه‌السلام: «إنّ الشطرنج والنرد وأربعة عشر وكلّ ما قومر عليه منها فهو ميسر».

امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: شطرنج، نرد، بازی چهارده‌خانه و هر چیزی که با آن قمار می‌شود میسر است.

این روایت با تعبیر: «وكلّ ما قومر عليه» هر چیزی را که با آن قمار شود خواه دارای رهان باشد یا نه میسر و حرام می‌داند و به صورت خاص از رهان و گروگذاری چیزی نمی‌گوید.

محمّد بن یعقوب، عن محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد، عن معمّر بن خلّاد، عن أبی الحسن علیه‌السلام قال: «النرد والشطرنج والأربعة عشر بمنزلة واحدة، وكلّ ما قومر عليه فهو ميسر».

امام علیه‌السلام می‌فرماید: بازی نرد، شطرنج و چهارده‌خانه تمامی حکمی یکسان دارد و هر چیزی که با آن قمار می‌شود، میسر است.

این روایت، نرد، شطرنج و هر قماری را میسر می‌داند. باید توجه داشت قمارباز به کسی می‌گویند که با آلات مخصوص قمار، بازی می‌کند. عرف خاص (قمار بازان) می‌دانند که آلات قمار چیست، از این رو هر چیزی را نمی‌توان آلت قمار برشمرد همان طور که هر خودرویی را نمی‌توان خودرو مسابقه دانست و شناخت آن بر عهده کارشناسان آن است.

وعن عبد الله بن جندب عن أبی عبد الله علیه‌السلام قال: «الشطرنج ميسر، والنرد ميسر».

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: بازی شطرنج و نرد از میسر و قمار است.

تفسیر العیّاشی: عن إسماعیل الجعفی، عن أبی جعفر علیه‌السلام قال: «الشطرنج والنرد ميسر».

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: شطرنج و نرد از میسر است.

تحلیل: این روایت، شطرنج و نرد را به دلیل ماهیت قمارگونه، حتی بدون گروگذاری، حرام می‌داند، همانند دو شمع که تاریکی باطل را روشن می‌کنند.

وعن إسماعیل الجعفی، عن أبی جعفر علیه‌السلام قال: «الشطرنج والنرد ميسر».

امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: بازی شطرنج و نرد از میسر و قمار است.

محمّد بن مسعود العیّاشی فی تفسیره: عن الحسین، عن موسى بن القاسم العجلی، عن محمد بن علی بن جعفر، عن أبیه، عن أخیه موسى، عن أبیه جعفر علیه‌السلام قال: «النرد والشطرنج من الميسر».

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: نرد و شطرنج از میسر است.

تفسیر علی بن إبراهیم: فی روایة أبی الجارود، عن أبی جعفر علیه‌السلام أنّه قال: «أمّا الميسر فالنرد والشطرنج، وكلّ قمار ميسر، وأمّا الأنصاب فالأوثان التی كانت تعبدها المشركون، وأمّا الأزلام فالقداح التی كانت تستقسم بها مشركوا العرب فی الجاهلیّة، كلّ هذا بیعه وشراؤه والانتفاع بشیء من هذا حرام من الله محرّم، وهو رجس من عمل الشیطان، وقرن الله الخمر والمیسر مع الأوثان».

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: اما مَیسر همان نرد و شطرنج است، و هر قماری میسر است، اما انصاب، بت‌هایی است که مشرکان آن را می‌پسندیدند، اما ازلام، تیرهایی بوده است که مشرکان مکه در دوره جاهلیت، حیوان را بر آن تقسیم می‌کردند، تمامی این امور خرید و فروش و هرگونه بهره‌ای از آن حرام و محرم است و این رجس و از کرده شیطان است، و خداوند شراب و قمار را با بت‌ها همراه ساخته است.

وعن عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن ابن أبی نجران، عن مثنى الحنّاط، عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله علیه‌السلام قال: قال أمیر المؤمنین علیه‌السلام: «النرد والشطرنج هما الميسر».

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: بازی نرد و شطرنج هر دو از میسر و قمار است.

این روایت صرف بازی با آلت قمار را حرام می‌داند؛ اعم از آنکه دارای گرو باشد یا خیر.

وعن محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد، عن محمد ابن سنان، عن عبد الملک القمی قال: كنت أنا وإدریس أخی عند أبی عبد الله علیه‌السلام، فقال: إدریس: جعلنا فداك ما الميسر؟ فقال أبوعبدالله: «هی الشطرنج، قال: قلت: إنّهم یقولون: إنّها النرد، قال: والنرد أیضا».

عبدالملک قمی گوید من و برادرم ادریس نزد امام صادق علیه‌السلام بودیم، ادریس از امام پرسید: فدایتان گردم، میسر و قمار چیست؟ امام فرمودند: میسر شطرنج است. به ایشان عرض کردم مردم می‌گویند بازی نرد است که میسر است، امام فرمودند: نرد نیز میسر است.

در این روایت هیچ سخنی از رهان نیامده و حرمت بر آلات قمار حمل شده است.

أمالی الطوسی: عن ابن الصلت، عن ابن عقدة، عن علی بن محمد بن علی الحسینی، عن جعفر بن محمد بن عیسى، عن عبد الله بن علی، عن الرضا علیه‌السلام عن آبائه علیهم‌السلام، عن علی علیه‌السلام قال: «كلّما ألهى عن ذكر الله فهو من الميسر».

حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام می‌فرماید: هرچیزی که انسان را از یاد خداوند باز دارد و سرگرمی بیهوده باشد، میسر است.

الشيخ أبو الفتوح الرازی فی تفسیره: عن رسول الله صلى الله علیه و آله أنّه قال: «إیّاكم وهاتین الكعبتین الموشومتین، فإنّهما من میسر العجم».

از پیامبر گرامی اسلام صلى الله علیه و آله روایت شده که فرمودند: بپرهیزید از این دو قاپ قماربازی خط دار؛ چرا که از قمار اهل فارس است.

وقال صلى الله علیه و آله: «وإیّاكم وهاتین الكعبتین المرسومتین، فإنّهما من میسر العجم».

از پیامبر گرامی اسلام صلى الله علیه و آله روایت شده که فرمودند: بپرهیزید از این دو قاپ قماربازی رایج؛ چرا که از قمار اهل فارس است.

وعن هشام، عن الثقة، عن أبی عبد الله علیه‌السلام قال: قیل له: روی عنكم أنّ الخمر والمیسر والأنصاب والأزلام رجال، فقال: «ما كان الله لیخاطب خلقه بما لا یعقلون».

شخصی از حضرت امام رضا علیه‌السلام پرسید: از شما روایت شده همانا خمر، میسر، انصاب و ازلام اشخاص و مردانی هستند (یعنی خلفای سه‌گانه و معاویه)، حضرت می‌فرماید: خداوند در سخن گفتن با مردم طرح معما نمی‌کند و به آنچه نمی‌دانند سخن نمی‌گوید.

راوی بر این گمان بوده که مراد از خمر و میسر خلفای سه گانه و معاویه است؛ همان‌گونه که آیه شریفه: إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ (در حقیقت شمار ماهها نزد خدا در کتاب خدا روزی که آسمانها و زمین را آفریده دوازده ماه است از آن میان چهار ماه حرام است این است آیین استوار) است که به امامان معصوم علیهم‌السلام تأویل رفته است که چهار نفر از آن حضرات دارای نام مبارک «علی» می‌باشند؛ ولی حضرت این گمان را رد می‌کند و می‌فرماید: خداوند معما طرح نمی‌کند و این گونه با بنده‌اش سخن نمی‌گوید.

باید توجه داشت امام در مقام بیان معنای آیه شریفه این احتمال را رد می‌کنند، اما در مقام بیان تأویل که آیه إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ در آن مقام است، این معنا را می‌توان پذیرفت، البته تأویل را تنها باید از امام معصوم خواست، نه از افرادی عادی و معمولی.

تحلیل: این روایت، تأویل میسر به خلفای جور را رد می‌کند و بر معنای ظاهری آیه تأکید دارد، همانند نوری که تاریکی تأویلات نادرست را می‌زداید.

روایات، شطرنج و نرد را میسر دانسته و حرمت مطلق قمار را تأیید می‌کنند، حتی بدون رهان.

جمع‌بندی باب چهارم

این باب به روایات خاص در حرمت قمار و میسر پرداخت و نشان داد که شطرنج و آلات مشابه، به دلیل پلیدی و تأثیرات منفی، مورد نهی هستند. ادغام تحلیل‌ها، عمق فقهی موضوع را روشن ساخت.

نتیجه‌گیری کلی: پویایی احکام در مواجهه با تحولات زمانی

روایات مرتبط با شطرنج، آن را به‌عنوان قمار شاهانه و ابزاری برای ترویج استکبار و باطل معرفی می‌کنند که به دلیل ارتباط با جبهه باطل و تأثیرات منفی اخلاقی و اجتماعی، مورد نهی شدید قرار گرفته است. آیات قرآن کریم مانند فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ و إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ، شطرنج را به دلیل پلیدی و شباهت به بت‌پرستی حرام می‌دانند. با این حال، تغییر مصداق شطرنج در دوران مدرن به ورزش فکری، آن را از شمول حرمت خارج کرده و در صورت فقدان گروگذاری و استفاده اخلاقی، جایز شمرده می‌شود. این انعطاف، نشان‌دهنده پویایی فقه شیعه در تطبیق احکام با شرایط جدید است. شطرنج، اگرچه می‌تواند ذهن را پویا کند، در صورت افراط، به قساوت قلب و کاهش عاطفه منجر می‌شود که نیازمند تعادل و تربیت دینی است. این بررسی، با حفظ تمام محتوای اصلی و ارائه نکات تفصیلی، موضوع را در قالبی علمی تبیین نمود.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)