متن تحقیق
قمار و احکام آن: از حرمت گروگذاری تا جواز مسابقات سالم
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه 1841)
مقدمه: کاوش در عمق قمار به عنوان اکل مال به باطل و تمایز آن با مسابقات سالم
در عرصه دانش فقهی، قمار چونان دریایی مواج ظاهر میشود که امواج حرمت آن بر ساحل احکام شرعی میکوبد، در حالی که مسابقات سالم همانند رودخانهای آرام جریان مییابند و به تقویت توان جسمانی و نظامی جامعه میانجامند. این نوشتار، با بررسی روایات و آیات قرآن کریم، به تبیین حرمت قمار به دلیل انتقال غیرشرعی مال و جواز گروگذاری در مسابقات خاص میپردازد، همانند تمایزی که میان سایه و نور وجود دارد تا مخاطب متخصص را به درک ژرفتری از این احکام رهنمون سازد.
باب اول: حرمت قمار و اکل مال به باطل در پرتو روایات
در تفسیر عیاشی، از امام صادق علیهالسلام درباره آیه شریفه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ (ای کسانی که ایمان آوردهاید اموال یکدیگر را به باطل مخورید) نقل شده: «نهى عن القمار، وكانت قريش تقامر الرجل بأهله وماله، فنهاهم اللّه عن ذلك». خداوند از قمار نهی کرده، زیرا قریش با اهل و مال خود قمار میکردند و خداوند آنها را از این کار بازداشت. این روایت، قمار را مصداق اکل مال به باطل میداند، زیرا مال بدون توجیه شرعی و صرفاً از طریق آلات قمار و گروگذاری جابهجا میشود. قمار، به دلیل ایجاد اضطراب، بغض و اختلال در نظام اقتصادی جامعه، حرام است. این حرمت، به دلیل وجود آلات قمار و مراهنه (گروگذاری) قطعی است، زیرا انتقال مال بدون سبب مشروع، به نابودی خانوادهها و ورشکستگی منجر میشود.
قمار را موضوعی است که هم دارای آلت قمار باشد و هم رهان؛ چرا که تعبیر لَا تَأْكُلُوا بر آن و بر به دست آوردن مال که در اینجا همان گرو است دلالت دارد. خداوند متعال از اینکه اموال به باطل رد و بدل شود نهی نموده و قمار از مصادیق تجارت باطل است؛ زیرا هم اضطراب میآورد و هم بغض. برای نمونه، در مثل قمار قاپ که به صورت «دو سر دو» است ممکن است قمارباز همه هستی خود را ببازد و او به یکباره به نابودی کشیده شود. قمار میتواند نظام اقتصادی جامعه را مختل و آن را بیمار کند و روحیه کار و پیشرفت را از افراد جامعه بگیرد و امنیت روانی آنان را به خطر اندازد.
قمار در صورتی که قمار اصطلاحی باشد همچون غنا، موسیقی و رقص به تنهایی اقتضای در حرمت ندارد، بلکه علیت در حرمت دارد. تعبیر «تقامر» از وجود آلات قمار حکایت دارد و این روایت افزوده بر این، میرساند در قمار، رهان نیز وجود داشته است؛ چرا که امام میفرماید: قریش اهل و مال خویش را گرو میگذاشتهاند. در این گونه موارد که هم آلات و هم مراهنه در میان است، حرمت قمار قطعی است. درباره ملاک حرمت آن نیز گفتیم: معیار حرمت وجود رهان است که آن را «میسر» میسازد؛ زیرا مالی بدون دلیل و تنها با یک قاپ بالا و پایین انداختن یا ورق کشیدن، جابه جا میشود و گاه خانوادهای از زندگی ساقط میشود و بسیاری ورشکسته میگردند.
درآمد قمار، هرچند همراه با زحمت و اضطراب باشد، به دلیل فقدان مشروعیت شرعی، مفتخوری محسوب میشود. انتقال مال باید از مجرای شرعی باشد. برای مثال، درآمد حاصل از تدریس، هرچند آسان به نظر آید، به دلیل زحمت پیشین مشروع است، اما درآمد قمار، به دلیل فقدان سبب شرعی، حرام است. این تفاوت، با مقایسه قمارباز و دزد حرفهای که هر دو زحمت میکشند اما مال را بهصورت غیرشرعی کسب میکنند، روشن میشود. صرف زحمت و تلاش، دلیل بر حلیت یا حرمت چیزی نمیشود. درآمد قمار مفت است، اما آسان نیست. آسانخوری مانند این است که فردی با علم خویش با یک ساعت تدریس، پولی هنگفت را دریافت نماید، البته این شخص، زحمت آن را پیش از این کشیده است، ولی چنین فردی با کارگری که عرق میریزد و در ازای کار فراوان خویش پول کمی دریافت میکند تفاوت بسیار دارد؛ چرا که این یکی به هزار زحمت پول درمیآورد و آن دیگری، هم از درس خویش لذت میبرد و هم پول میگیرد، ولی درآمد وی مفت نیست، به عکس آنکه قمار میکند و قاپی را بالا و پایین میاندازد که وی مفتخور است؛ هرچند آسانخور نیست؛ زیرا قمار بدون زحمت و اضطرابهای حاد نیست، همانگونه که دزد شدن (جیب بری) بدون زحمت نیست و جیببران حرفهای تعلیم میبینند و با مرارت، بر انگشتان خود تمرین میکنند و بر انگشت میانی خویش چنان فشارهایی وارد میآورند تا کمی کوتاه شود و انگشت اشاره خویش را میکشند تا بلندتر شود و این دو انگشت همانند انبردستی عمل کند. بنابراین صرف کار کردن و زحمت کشیدن و تحمل فشارهای عصبی مضاعف، موجب حلیت مال نمیشود، بلکه مال باید از طریقی شرعی و مورد تأیید شارع انتقال یابد؛ بهگونهای که حتی نمیتوان بدون استفاده از طریقی که شرع آن را باطل دانسته است، مالی را بهصورت دلبخواهی به دیگری انتقال داد.
«اکل مال به باطل» امری کلی و ارشاد به نخوردن مال به باطل است، اما اینکه باطل چیست، نیازمند ارائه دلیل است، به طور مثال، دلایل میگوید قمار حرام است و گرویی که در آن گذاشته میشود، تصرف باطل و حرام است و با چنین دلیلی میتوان گفت به دست آوردن مال از طریق قمار، مصداق اکل مال به باطل است. با این وصف اگر دلیلی بر حرمت نبود، نمیتوان به «اکل مال به باطل» تمسک نمود و قمار را حرام دانست؛ زیرا این بیان عام است و مُثبِت حرمت نیست، بلکه مقوّی دلیل حرمت است و وقتی برای نمونه دلیلی بر نجاست و حرمت چیزی ارائه شد، این بیان عام به ما توجه میدهد که در آن تصرفی نداشته باشید. روایات که از «اکل مال به باطل» در این باب سخن میگوید، تمامی قمار یا آلات قمار را موضوع سخن قرار میدهد که دلیل بر حرمت آن در دست است، از این رو جزو مصادیق اکل مال به باطل میباشد، ولی در مورد بازی با غیر آلات قمار و گروگذاری در آن، دلیلی بر حرمت اقامه نشده است و نمیتوان آن را از افراد اکل مال به باطل دانست.
«اکل مال به باطل» نهیای ارشادی و عمومی است و نیاز به تعیین مصداق دارد. همانطور که نهی از خلاف قانون مستلزم وجود قانونی است تا از مخالفت با آن پرهیز دهد.
در تفسیر عیاشی، از اسباط بن سالم نقل شده که امام صادق علیهالسلام درباره آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ فرمود: «هو القمار». یعنی به دست آوردن مال از طریق قمار باطل است. قمار، به دلیل اضطرابآفرینی و ایجاد بغض، نظام اقتصادی و امنیت روانی جامعه را مختل میکند. قمار، با انتقال غیرشرعی مال، روحیه کار و پیشرفت را تضعیف کرده و به بیعدالتی اقتصادی منجر میشود. برای مثال، در قمار قاپ، ممکن است فرد تمام دارایی خود را از دست بدهد که این امر به فروپاشی اقتصادی و اجتماعی منجر میشود.
| قمار، به دلیل انتقال غیرشرعی مال و ایجاد اضطراب و بغض، مصداق اکل مال به باطل است و حرمت ذاتی دارد. |
زیرباب: قمار با گردو و تخممرغ و تحلیل حرمت آن
در تفسیر عیاشی، از سکونی، از جعفر، از أبیه علیهالسلام: أنه کان ینهی عن الجوز الذی یحویه الصبيان من القمار أن یؤکل، وقال: هو السحت. امام صادق علیهالسلام از پدر خویش امام باقر علیهالسلام نقل میکند که آن حضرت از خوردن گردوهایی که کودکان آن را با قمار به دست میآوردند نهی مینمود و میفرمود: خوردن آن سحت و حرام است.
محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن النوفلی عن السکونی عن أبی عبد الله علیهالسلام: ینهی عن الجوز الذی یجیء به الصبيان من القمار أن یؤکل، وقال: هو سحت. در قمار با گردو که بچهها به صورت بازی آن را انجام میدهند گردوهای فردی که میبازد به دیگری داده میشود که انتقالی غیر شرعی است و چنانچه گردوها با هم درآمیزند و مخلوط شود، نمیتوان از هیچ یک از گردوها استفاده کرد، مگر آنکه اطمینان پیدا کنند گردوهای هر یک کدام است. این روایت، قمار با گردو را که همراه با آلات قمار و مراهنه است، حرام میداند. اختلاط گردوهای بازنده و برنده، استفاده از آنها را ممنوع میکند، مگر اینکه تفکیک شوند. جوز گردوست. البته میان گردوی بازی با گردویی که به صورت غالبی برای خوردن استفاده میکنند تفاوتی وجود دارد و آن این که گردوهای بازی، سفت و به اصطلاح سنگی یا استخوانی است؛ برخلاف گردوهای دیگر که کاغذی یا پنبهای میباشد و قدری نیز روی آن کار میشود تا بهخوبی صاف و گرد شود.
محمد بن یعقوب عن الحسین بن محمد، عن محمد بن أحمد النهدی، عن یعقوب بن یزید، عن عبد الله بن جبلة، عن اسحاق بن عمار، قال: قلت لأبی عبد الله علیهالسلام: الصبيان یلعبون بالجوز والبيض ویقامرون، فقال: «لا تأکل منه، فإنه حرام». اسحاق بن عمار گوید به امام صادق علیهالسلام عرض نمودم: کودکان با گردو و تخم مرغ بازی میکنند و قمار میزنند، حضرت فرمود: از آن نخورید زیرا حرام است. در این حدیث نیز قماری موضوع سخن است که با آلات قمار و مراهنه همراه است. گردوها یا تخممرغها نیز به دلیل اختلاطی که پیدا میکند قابل خوردن نیست؛ به گونهای که اگر آنها نشانگذاری شود و از اختلاط گردوها جلوگیری شود اشکالی در اینکه هر کس مال خویش را استفاده کند نیست و صرف آلت قمار شدن سبب حرمت استفاده از آن نمیگردد. در صورتی که فرد مقابل در برابر گردوهایی که برده است پول آن را بگیرد و گردوها را پس دهد، در این صورت نیز انتقال پول از طریق شرعی نیست و حرام است. قمار با تخم مرغ به این صورت بوده است که سر دو تخم مرغ را به هم میزدند و تخم مرغ هر کسی که میشکست، بازنده به شمار میرفت.
عدة من أصحابنا عن سهل بن زیاد وأحمد بن محمد جمیعا عن ابن محبوب، عن یونس بن یعقوب، عن عبدالحمید بن سعید قال: بعث أبو الحسن علیهالسلام غلاما یشتری له بیضا، فأخذ الغلام بیضة أو بیضتین فقامر بها، فلما أتی به أکله، فقال له مولى له: أن فیہ من القمار، قال: فدعا بطشت فتقيّأ فقاءه. ابن سعید گوید: امام رضا علیهالسلام بردهای را فرستاد تا تخم مرغی برای ایشان بخرد، غلام نیز یک یا دو عدد تخممرغ گرفت و با آن قمار نمود و شمار آن را زیاد کرد، آن برده تخممرغها را آماده کرد و آورد، حضرت خواست از آن تناول نماید که غلام به حضرت عرض کرد: در میان این تخممرغها، تخم مرغ قماری نیز بود، حضرت نیز طشتی طلبید و آنچه را خورده بودند، پس دادند. این روایت به دلیل ضعف سندی و تناقض با عصمت معصوم علیهالسلام، قابل استناد نیست. معصوم به دلیل علم به حلال و حرام، هرگز به حرام نزدیک نمیشود. این روایت با آیه إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (جز این نیست که خدا میخواهد آلودگی را از شما خاندان بردارد و شما را پاک و پاکیزه کند) ناسازگار است. حرام هیچ گاه به معصوم نزدیک نمیشود، نه در خواب، نه در بیداری و نه از سر ناآگاهی. اگر اشکال شود چرا معصومین با آنکه میدانستند چیزی آغشته به زهر است، آن را خوردند، میگوییم زهر نجس نیست و خوردن آن، گاه تکلیف، گاه طبیعت و گاه امتیاز است. خوردن زهر برای انسانهای معمولی که فقط دارای علم ظاهر هستند، حرام است، اما گاه قوام و بقای حق بر آن استوار است ـ با شهادت معصوم و ایجاد تکانههای روانی برای بیداری مردمان ـ و تکلیف معصوم آن است که با پیشامدها از زهر نیز استقبال نماید و این تکلیفی از ناحیه حق تعالی است.
| قمار با گردو و تخممرغ، به دلیل وجود آلات قمار و مراهنه، حرام است و اختلاط مال، استفاده از آن را ممنوع میکند. |
جمعبندی باب اول
این باب به بررسی حرمت قمار به عنوان اکل مال به باطل پرداخت و نشان داد که قمار، با آلات خاص و گروگذاری، به انتقال غیرشرعی مال منجر میشود. تمایز میان مفتخوری قمار و درآمد مشروع، چونان خط فاصلی میان تاریکی و روشنایی، اهمیت مشروعیت شرعی را برجسته میسازد.
باب دوم: قمار با قاپ و تاس و گرو در میسر
محمد بن یعقوب عن أبی علی الأشعری عن محمد بن عبد الجبار عن أحمد بن النضر عن فقیه عمرو بن شمر عن جابر عن أبی جعفر علیهالسلام: قال: «لما أنزل الله عز وجل على رسول الله : (إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ)، قیل: یا رسول الله، ما الميسر، قال: كلّ ما تقومر به حتّى الكعاب والجوز، قیل: فما الأنصاب؟ قال: ما ذبحوه لآلهتهم. قیل: فما الأزلام؟ قال: قداحهم التی یستقسمون بها». امام باقر علیهالسلام میفرماید: چون آیه شریفه إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ (جز این نیست که شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدیی است از عمل شیطان پس از آن دوری گزینید) بر پیامبر اکرم نازل شد، از آن حضرت پرسیده شد میسر چیست؟ حضرت فرمود: هر چیزی که آلت قمار واقع میشود و با آن قمار گردد حتی قاپ و گردو. از آن حضرت پرسیدند: انصاب چیست؟ حضرت فرمود: آنچه عرب جاهلی برای خدایانشان ذبح مینمودند. بار دیگر پرسیده شد: ازلام کدام است؟ حضرت فرمود: تیرهایی است که گوشت حیوانی را با آن تقسیم میکردند.
باید توجه داشت تعبیر «كلّ ما تقومر به» تنها شامل قماری که با رهان همراه باشد نمیگردد، بلکه هر قماری حتی قمار تفریحی و بدون گروگذاری را در بر میگیرد. غالب قمارهایی که انجام میگیرد، همراه با رهان و گروگذاری است. بنابراین قمار، خواه با مراهنه باشد یا بدون آن، حرام است. «حتّى الكعاب والجوز»، حضرت علیهالسلام، از آلات قمار، قاپ و تاس و گردو را نام میبرند که فروترین وسایل و آلات قمار است، تا قمارهای بالاتر مانند شطرنج که قماری شاهانه است را به دلیل اولویت، داخل در قمار بداند.
وعن یاسر الخادم، عن الرضا علیهالسلام قال: سألته عن الميسر، قال : «الثقل من كلّ شىء، قال: والثّقل ما يخرج ما بين المتراهنين من الدراهم». یاسر خادم گوید: از امام رضا علیهالسلام در مورد میسر و قمار پرسش نمودم، حضرت فرمود: میسر گرانی هر چیزی است. (در ادامه) فرمودند: درهمی است که از دست دو گروگذار خارج میشود تا برای برد و باخت آن قمار کنند. علامه مجلسی احتمال میدهد «الثقل» در اصل «التفل» باشد؛ به معنای گرو و رهنی که برای قمار گذاشته میشود و بخشی از آن به تلکهگیر داده میشود. این روایت، گروگذاری را مناط اصلی میسر میداند. احتمالاً «الثقل» به معنای «التفل» (گرو) است که به مال مورد گروگذاری اشاره دارد و حرمت آن را تأیید میکند.
| هر نوع قمار، حتی با قاپ و تاس بدون گروگذاری، حرام است زیرا به آلات قمار مربوط میشود. |
زیرباب: جواز گروگذاری در مسابقات سالم و تحلیل آن
محمد بن الحسن بإسناده عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن محمد بن موسى، عن أحمد بن الحسن، عن أبیه، عن علی بن عقبة، عن موسى بن النمیری، عن العلاء بن سیابة، عن أبی عبدالله علیهالسلام قال: سمعته یقول: «لا بأس بشهادة الذی یلعب بالحمّام، ولا بأس بشهادة المراهن علیه، فإنّ رسول اللّه 9 قد أجرى الخیل وسابق، وکان یقول: إنّ الملائکة تحضر الرهان فی الخفّ والحافر والریش، وما سوى ذلک فهو قمار حرام». سیابه گوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمود: گواهی کسی که با کبوتر، بازی میکند، اشکالی ندارد و نیز همچنین است گواهی کسی که بر آن برد و باخت و گرو میگذارد، همانا پیامبر اکرم 9 رهن را در اسب سواری جاری میساخت و بر آن مسابقه میگذارد، و بارها میفرمود: همانا فرشتگان در گروگذاری و شرطبندی بر خف(شترسواری)، حافر(اسب و استر سواری) و ریش(تیراندازی) حاضر میشوند ولی غیر از آن قمار و حرام است.
مرحوم فیض ریش را به معنای پرنده میگیرد. برخی نیز «ریش» را به معنای تیر پردار گرفتهاند. «ریش» آنگونه که برخی گمان میکنند به تیر پردار نمیگویند، همانطور که مسابقهای خاص از تیراندازی نیست؛ زیرا مخالف اصل آن است، بلکه «ریش» به معنای مسابقه با پرندگان است. این روایت، گروگذاری در مسابقات سالم مانند شترسواری، اسبسواری و پرندهبازی را جایز میداند، زیرا این فعالیتها به تقویت توان جسمانی و نظامی کمک میکنند و از قمار متمایزند.
گروگذاری در مسابقات خروس، در صورتی که در محیط کازینویی نباشد، جایز است. یکی از پرندههایی که با آن مسابقه گذاشته میشود خروس است. هر خروسی که دارای پرهایی کشیدهتر و قد بلندتری باشد برای مسابقه آمادگی بیشتری دارد. کسانی که در مسابقات خروس رهان و گرو میگذارند، با توجه به هیکل و کشیدگی قد و قامت آن، خروس بهتری را انتخاب میکنند. این کار به صورت اولی اشکالی ندارد؛ مگر آنکه به مسابقات کازینویی تبدیل شود و وحشیگری و جرزنی در آن ایجاد شود، وگرنه با حاکمیت شرایط عادی، برگزاری این مسابقه و تلکهگیری برای حفظ انتظامات آن، اشکالی ندارد. این کار در صورتی جایز است که خروسبازی در محیط قمارخانه یا کازینو و با شرایط حاکم بر آن انجام نشود، وگرنه هر بازی که شرایط کازینو را به خود بگیرد، حرام میشود. این نوع مسابقه، اگر بهصورت سالم و بدون تبدیل به قمار کازینویی انجام شود، اشکالی ندارد. اما ورود به محیط کازینو، آن را به قمار حرام تبدیل میکند.
برخی از بزرگان، حمام را به معنای کبوتر ندانسته و آن را به اسب معنا کردهاند: «قال بعض فضلائنا: الحمّام فی عرف أهل مکّة والمدینة یطلق على الخیل، فلعلّه المراد من الحدیث بدلالة استدلاله علیهالسلام بحدیث الخیل فیحصل الشكّ فی تخصیص الحصر السابق بغیر الحمام». روایت: پیامبر صلى الله علیه و آله در اسبسواری و تیراندازی شرکت میکردند و جوایزی اهدا میفرمودند. این روایت، بر توان جسمانی و نظامی پیامبر صلى الله علیه و آله تأکید دارد و تصاویر تحریفآمیز از ضعف ایشان را رد میکند. این فعالیتها، بهعنوان مسابقات سالم، از قمار متمایزند و مورد تأیید شرعاند.
در این روایت، فراز: «فإنّ رسول اللّه 9 قد أجرى الخیل وسابق» نکتهای بس مهم را در شناخت شخصیت پیامبر اکرم 9 در بر دارد. متأسفانه تصویری منتسب به پیامبر اکرم 9 به صورت گسترده پخش شده که آن حضرت را در سن هجده سالگی فردی نحیف و ضعیف نشان میدهد و چنین عکسهایی برای تحقیر آن حضرت و بیشتر توسط یهودیان انجام میشود. پیامبر اکرم 9 به شهادت تاریخ دارای بنیهای قوی در جسم و با قدرت طراحی تاکتیکهای نظامی گسترده بود و حضرت امیر مؤمنان علیهالسلام با آن همه رشادت، شاگرد پیامبر اکرم 9 بوده و پیامبر اسلام 9 به همین منظور، آنحضرت را از ابوطالب میگیرد و نزد خود میآورد. حضرت امیرمؤمنان علیهالسلام نیز بهخوبی موقعیت خود را با پیامبر اکرم 9 معرفی میکند و خود را همسنگ ایشان قرار نمیدهد و میفرماید: «أنا عبد من عبید محمد 9»؛ چرا که حضرت با همه گستردگی که در حقیقت خویش دارند، ظهور آن حضرت میباشند و این عظمت حضرت امیرمؤمنان علیهالسلام در قدرشناسی از حضرت رسول اکرم 9 را آشکار میسازد.
روایت: پیامبر صلى الله علیه و آله در شترسواری و اسبسواری جوایزی مانند نقره اهدا میکردند. این روایت، نشاندهنده جواز گروگذاری و اهدای جایزه در مسابقات سالم است که به تقویت روحیه و توان جسمانی کمک میکند.
| گروگذاری در مسابقات سالم مانند اسبسواری و پرندهبازی جایز است و فرشتگان در آن حاضر میشوند. |
جمعبندی باب دوم
این باب به قمار با قاپ و تاس و نقش گرو در میسر پرداخت و جواز گروگذاری در مسابقات سالم را تبیین کرد. تمایز میان قمار حرام و مسابقات جایز، چونان دو راهی که یکی به تاریکی و دیگری به نور منتهی میشود، پویایی احکام فقهی را نشان میدهد.
باب سوم: مسابقات با حیوانات و تحلیل احکام کبوتربازی و قمار با حیوانات
محمد بن الحسن باسناده عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن محمد بن موسى، عن أحمد بن الحسن، عن أبیه، عن علی بن عقبة، عن موسى النمیری، عن العلاء بن سیابة، قال: سألت أبا عبدالله علیهالسلام عن شهادة من یلعب بالحمّام، فقال: «لا بأس إذا کان لا یعرف بفسق». علاء گوید از امام صادق علیهالسلام در مورد گواهی کسی که با کبوتر، بازی میکند پرسیدم، آن حضرت فرمود: چنانچه به فسق شناخته نشود، اشکالی ندارد. کسی که کبوترباز است چنانچه با دیگری مسابقه یا مراهنه گذارد که کبوتر را جلد خویش ساخته و آن کبوتر بیشترین زمان ممکن را در هوا بماند و سپس به نزد وی باز گردد و کبوتر از آلات قمار دانسته شود، بازی و مسابقه وی از اقسام قمار است و حرام است، اما صرف بازی با کبوتر، بدون آنکه بر آن قمار شود، در صورتی حلال است که کبوتر از آلات مخصوص قمار دانسته نشود. کبوتر بازی با کبوتر باز متفاوت است و دومی به خاطر قماری که در آن است حرام، میباشد.
قمار به شکلهای گوناگون و با آلات بسیاری صورت میگیرد و یکی از گونههای آلات آن، حیوانات هستند. قمار با کبوتر، خروس، سگ و میمون قابل انجام است و برخی از کبوتربازها، سگ بازها، خروس بازها و میمونبازها با آن قمار میکنند. کسانی که در قمار مبتدی و تازهکار هستند با این آلات فقط بازی میکنند، ولی وقتی در آن توانا میگردند «قمارباز» میگردند و با آلات یاد شده قمار میکنند که در این صورت، به آنان میمونباز یا سگباز یا خروسباز گفته میشود و آنان غیر از کسانی هستند که با این حیوانات، تنها بازی میکنند.
| صرف بازی با کبوتر جایز است، اما قمار با آن حرام، و کبوتربازی به عنوان قمار از مسابقات سالم متمایز است. |
زیرباب: نمونههای مسابقات مباح و تربیتپذیری حیوان و انسان
قال الصادق علیهالسلام: «إنّ الملائكة لتنفر عند الرهان ویلعن صاحبه ما خلا الحافر والخفّ والریش والنصل». امام صادق علیهالسلام میفرماید: همانا فرشتگان به هنگام گروگذاری و شرطبندی (مراهنه) بیزاری میجویند و میرمند و سرگرم به آن را لعن میکنند؛ مگر در مسابقه حافر(اسب و استر سواری)، خفّ(شترسواری)، ریش(تیراندازی) و نصل(پرتاب نیزه).
وقال علیهالسلام: «لا سبق إلا فی خفّ أو حافر أو نصل». امام علیهالسلام میفرماید: مسابقهای نیست مگر در حافر(اسب و استر سواری)، خفّ(شتر سواری) و نصل(پرتاب نیزه).
قرب الإسناد: بهذا الإسناد قال: قال رسول اللّه 9: «لا سبق إلا فی حافر أو نصل أو خفّ». مسابقهای نیست مگر در حافر(اسب و استر سواری)، نصل(پرتاب نیزه) یا خفّ(شتر سواری).
معانی الأخبار: أبی، عن سعد، عن ابن أبی الخطّاب، عن جعفر بن بشیر، عن غیاث قال: سمعت أباعبد الله علیهالسلام یقول: «لا جنب ولا جلب ولا شغار فی الإسلام، قال: الجلب الذی یجلب مع الخیل یركض معها، والجنب الذی یقوم فی أعراض الخیل فیصیح بها، والشغار کان الرجل یزوّج فی الجاهلیّة ابنته بأخته». غیاث گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود: جنب، جلب و شغار در اسلام نیست. فرمود: جلب نوعی خدعه در مسابقه است و آن این است که فردی که با اسب مسابقه میدهد سوارکار دیگری در پی او رود و اسب او را برانگیزاند تا در مسابقه پیش افتد و سرعت گیرد و جنب آن است که اسب بیسواری را با اسبهای مسابقه و پیشاپیش آنان بتازانند و در این بین، سوارکار باید بتواند خود را به آن اسب بیسوار برساند و خود را بر آن فرود آورد. و شغار که در جاهلیت رواج داشته آن بوده است که مردی دختری دیگری را در برابر ازدواج خواهر خود با آن مرد به ازدواج خود درآورد بدون آنکه مهری در میان آنان باشد.
المحاسن: أبی عن ابن المغیرة، ومحمد بن سنان، عن طلحة بن زید، عن أبی عبد الله، عن أبیه علیهالسلام: «أنه کره إخصاء الدوّاب والتحریش بینها». امام صادق علیهالسلام به نقل از پدر گرامی خویش میفرماید: ایشان خصی ساختن حیوان (کوبیدن یا کشیدن نرینهگی) و برانگیختن حیوانات برای حمله به هم را ناپسند میداشت.
المحاسن: علی بن الحکم، عن أبان بن عثمان، عن أبی العبّاس، عن أبی عبد الله علیهالسلام قال: سألته عن التحریش بین البهائم فقال : «كلّه مكروه إلا الكلاب». ابوعباس گوید از امام صادق علیهالسلام از حکم برانگیختن چارپایان بر یکدیگر پرسیدم، امام فرمود: این کار در تمامی چارپایان مکروه است مگر در سگها.
تفسیر عیاشی: عن محمد بن عیسى، عمّن ذكره، عن أبی عبد الله علیهالسلام فی قول الله تعالى: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ، قال : «سیف وترس». امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه شریفه وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (و برای آنان هر چه در توان دارید از نیرو آماده کنید) فرمود: مراد از نیرو و توان، شمشیر و سپر است.
تفسیر عیاشی: عن عبد الله بن المغیرة رفعه قال: قال رسول الله 9 فی قوله تعالى: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ قال : «الرمی». پیامبر گرامی اسلام 9 در تفسیر آیه شریفه وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ فرمود: مراد از توان، قدرت تیراندازی است.
کتاب المسائل: لعلی بن جعفر، عن أخیه موسى علیهالسلام قال : «سألته عن المحرم هل یصلح له أن یصارع؟ قال: لا یصلح مخافة أن یصیبه جرح أو یقع بعض شعره». علی بن جعفر گوید از برادرم امام کاظم علیهالسلام پرسیدم: آیا بر کسی که در احرام است جایز است دیگری را بر پشت بر زمین بیفکند؟ امام فرمود: نه، چون ترس آن میرود که زخمی بر وی وارد شود یا مویی از وی بریزد.
قال 9: «كلّ لهو المؤمن باطل إلا فی ثلاث، فی تأدیبه الفرس، ورمیه عن قوسه، وملاعبته امرأته، فإنّهنّ حقّ». امام علیهالسلام میفرماید: هرگونه لهو و سرگرمی مؤمن باطل و بریده است؛ مگر آنکه خود را به تربیت اسب و تیراندازی و بازی با همسر خویش مشغول دارد؛ چرا که این امور حق و درست است. این روایت، فرد مؤمن را موضوع سخن قرار میدهد و نه انسانهای عادی و معمولی را. باید توجه داشت کارهای دیگر مؤمن لهو باطل دانسته شده است، نه حرام و میان باطل و حرام تفاوت است. باطل است به این معناست که عقلاً نیست و ما بحث لهو، لعب، لغو و باطل را در کتاب «فقه موسیقی، رقص، قمار و شادمانیها» آورده و بحث فقهی آن را به تفصیل در آنجا بیان کردهایم. روایت میفرماید هیچ لهوی غرض عقلاً ندارد مگر سه کار: تربیت اسب، تیراندازی و بازی با همسر.
نکتهای که در این فراز از روایت است عبارت است از تربیت اسب و نه سواری گرفتن از آن؛ یعنی میتوان اسب را ادب نمود؛ همان طور که امروزه شیر و دیگر حیوانات را تأدیب میکنند. همینجا شایسته است تذکر داده شود چنانچه اسب و شیر قابل تأدیب هستند، آیا نمیتوان انسانها را مورد تربیت قرار داد؟ هماینک حدود چند میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی میکنند و تنها اندکی از آنان با هزاران امکانات و اهرم برجسته بر علیه نظام فعالیت دارند، اما بسیاری از آنان هیچ غرضی ندارند و چون بیرون شده یا خود ترسیده و گریختهاند داghi بر دل آنان مانده و دوست دارند به وطن خویش برگردند و اگر در کشور، طرحی ریخته شود که آنان برگردند، بازگشت هر یک از آنان با کم شدن یک دشمن فرضی و بازگشت یک ایرانی به کشور و به خانه خود برابر است. متأسفانه چون طرحی برای بازگشت آنان ریخته نمیشود، آنان روز به روز به کجی و کاستی و دوری از اسلام و نظام تقویت میشوند، سیستم و نظام به خود میگیرند و دولت تشکیل میدهند و مشکلاتی را برای کشور ایجاد میکنند.
همانگونه که میتوان اسب و شیر را تأدیب کرد، در برخورد با این افراد نباید گمان نمود آنان قابل اصلاح نیستند و لازم است به صورت تهاجمی و غیر رؤوفانه با آنان برخورد نمود، بلکه باید دانست آنان گاه افرادی دانشمند یا هنرمند هستند که میخواهند با مردم دنیا به صورت معمولی زندگی بگذرانند، اما بیگانگان که آب را گلآلود میخواهند، آنان را بر علیه نظام تحریک و تقویت میکنند؛ آن هم کسانی که برخی از آنها را میتوان با اندک تلنگری به دامن میهن باز گرداند. البته این را هم باید پذیرفت که بسیاری از این دست مشکلات، بر اثر سلطنت چند هزار ساله طاغوت بر ملت ایران و جنایات آنان ایجاد شده و وجود چنین عوارضی، طبیعی آن بیماری است، ولی باید برای درمان و رفع آن چارهجویی داشت.
| مسابقات مباح مانند اسبسواری و تیراندازی جایزند و تربیت حیوانات به تقویت توان نظامی کمک میکند. |
جمعبندی باب سوم
این باب به مسابقات با حیوانات و احکام کبوتربازی پرداخت و نشان داد که قمار با حیوانات حرام است، اما مسابقات سالم جایز. تربیتپذیری حیوان و انسان، چونان آینهای که ظرفیت اصلاح را باز میتاباند، اهمیت رویکرد رؤوفانه را برجسته میسازد.
نتیجهگیری کلی: پویایی احکام قمار و مسابقات در فقه شیعه
روایات مرتبط با قمار، آن را بهعنوان اکل مال به باطل و ابزاری برای انتقال غیرشرعی مال معرفی میکنند که به دلیل وجود آلات و گروگذاری، حرام است. با این حال، مسابقات سالم مانند اسبسواری، تیراندازی و پرندهبازی، با گروگذاری جایز، به تقویت جسمانی و نظامی جامعه کمک میکنند. این تمایز، نشاندهنده پویایی فقه شیعه در تطبیق احکام با شرایط است. قمار، اگرچه به اضطراب و فساد منجر میشود، در صورت فقدان گروگذاری و آلات خاص، از حرمت خارج میگردد، نیازمند تعادل و تربیت دینی است.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!