فقه علمی 1842

متن تحقیق

 

بررسی فقهی حرمت قمار و جواز مسابقات سالم

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 1842)

مقدمه: ورود به مباحث فقهی قمار و گروگذاری

در عرصه فقه شیعی، بررسی احکام مرتبط با قمار و گروگذاری، همچون دریایی ژرف است که امواج آن بر ساحل اخلاق و اقتصاد می‌کوبد. این نوشتار، با کاوش در روایات و تفاسیر، به تبیین مرزهای حرمت و جواز می‌پردازد، جایی که قمار چونان طوفانی ویرانگر، نظام اجتماعی را تهدید می‌کند، در حالی که مسابقات سالم همچون نسیمی آرام، توان جسمانی و روحی را تقویت می‌نماید. با الهام از آموزه‌های ائمه اطهار علیهم‌السلام، این بررسی به صورت منسجم و تفصیلی پیش می‌رود، تا مخاطبان متخصص را در عمق این مباحث غوطه‌ور سازد.

بخش اول: روایات حرمت قمار و بطلان گروگذاری

رهن قمار؛ اکل مال به باطل

در تفسیر العياشی، از محمد بن علی، از ابی عبدالله علیه‌السلام در تفسیر آیه شریفه قرآن کریم: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ) (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به باطل مخورید) فرمود: خداوند از قمار نهی فرموده است، و قريش مرد با اهل و مال خویش قمار می‌کرد، پس خداوند آنان را از آن نهی کرد. موضوع این روایت، قماری است که هم دارای آلت قمار باشد و هم رهان؛ زیرا تعبیر (لا تأکلوا) بر آن و بر به دست آوردن مال که در اینجا همان گرو است، دلالت دارد. خداوند متعال از رد و بدل شدن اموال به باطل نهی نموده و قمار از مصادیق تجارت باطل است؛ زیرا هم اضطراب می‌آورد و هم بغض. برای نمونه، در مثل قمار قاپ که به صورت «دو سر دو» است، ممکن است قمارباز همه هستی خود را ببازد و او به یکباره به نابودی کشیده شود. قمار می‌تواند نظام اقتصادی جامعه را مختل و آن را بیمار کند و روحیه کار و پیشرفت را از افراد جامعه بگیرد و امنیت روانی آنان را به خطر اندازد.

قمار در صورتی که قمار اصطلاحی باشد همچون غنا، موسیقی و رقص به تنهایی اقتضای حرمت ندارد، بلکه علیت در حرمت دارد. تعبیر «تقامر» از وجود آلات قمار حکایت دارد و این روایت افزوده بر این، می‌رساند در قمار، رهان نیز وجود داشته است؛ زیرا امام می‌فرماید: قريش اهل و مال خویش را گرو می‌گذاشته‌اند. در این گونه موارد که هم آلات و هم مراهنه در میان است، حرمت قمار قطعی است. درباره ملاک حرمت آن نیز گفتیم: معیار حرمت وجود رهان است که آن را «میسر» می‌سازد؛ زیرا مالی بدون دلیل و تنها با یک قاپ بالا و پایین انداختن یا ورق کشیدن، جابه‌جا می‌شود و گاه خانواده‌ای از زندگی ساقط می‌شود و بسیاری ورشکسته می‌گردند.

نکته کلیدی: قمار به عنوان مصداق اکل مال به باطل، نه تنها حرام است بلکه جامعه را همچون طوفانی ویرانگر به لرزه درمی‌آورد، در حالی که مسابقات سالم چونان باغی پربار، رشد و تعالی می‌بخشد.

مفت‌خوری در قمار

انتقال مال باید از طریق شرعی باشد و صرف زحمت و تلاش، دلیل بر حلیت یا حرمت چیزی نمی‌شود. درآمد قمار مفت است، اما آسان نیست. آسان‌خوری مانند این است که فردی با علم خویش با یک ساعت تدریس، پولی هنگفت را دریافت نماید، البته این شخص، زحمت آن را پیش از این کشیده است، ولی چنین فردی با کارگری که عرق می‌ریزد و در ازای کار فراوان خویش پول کمی دریافت می‌کند تفاوت بسیار دارد؛ زیرا این یکی به هزار زحمت پول درمی‌آورد و آن دیگری، هم از درس خویش لذت می‌برد و هم پول می‌گیرد، ولی درآمد وی مفت نیست، به عکس آن که قمار می‌کند و قاپی را بالا و پایین می‌اندازد که وی مفت‌خور است؛ هرچند آسان‌خور نیست؛ زیرا قمار بدون زحمت و اضطراب‌های حاد نیست، همان‌گونه که دزد شدن (جیب‌بری) بدون زحمت نیست و جیب‌بران حرفه‌ای تعلیم می‌بینند و با مرارت، بر انگشتان خود تمرین می‌کنند و بر انگشت میانی خویش چنان فشارهایی وارد می‌آورند تا کمی کوتاه شود و انگشت اشاره خویش را می‌کشند تا بلندتر شود و این دو انگشت همانند انبردستی عمل کند. بنابراین صرف کار کردن و زحمت کشیدن و تحمل فشارهای عصبی مضاعف، موجب حلیت مال نمی‌شود، بلکه مال باید از طریقی شرعی و مورد تأیید شارع انتقال یابد؛ به‌گونه‌ای که حتی نمی‌توان بدون استفاده از طریقی که شرع آن را باطل دانسته است، مالی را به‌صورت دل‌بخواهی به دیگری انتقال داد.

تحلیل اکل مال به باطل

«اکل مال به باطل» امری کلی و ارشاد به نخوردن مال به باطل است، اما این که باطل چیست، نیازمند ارائه دلیل است، به طور مثال، دلیل می‌گوید قمار حرام است و گرویی که در آن گذاشته می‌شود، تصرف باطل و حرام است و با چنین دلیلی می‌توان گفت به دست آوردن مال از طریق قمار، مصداق اکل مال به باطل است. با این وصف اگر دلیلی بر حرمت نبود، نمی‌توان به «اکل مال به باطل» تمسک نمود و قمار را حرام دانست؛ زیرا این بیان عام است و مثبت حرمت نیست، بلکه مقوی دلیل حرمت است و وقتی برای نمونه دلیلی بر نجاست و حرمت چیزی ارائه شد، این بیان عام به ما توجه می‌دهد که در آن تصرفی نداشته باشید. شایان ذکر است روایاتی که از «اکل مال به باطل» در این باب سخن می‌گوید، تمامی قمار یا آلات قمار را موضوع سخن قرار می‌دهد که دلیل بر حرمت آن در دست است، از این رو جزو مصادیق اکل مال به باطل می‌باشد، ولی در مورد بازی با غیر آلات قمار و گروگذاری در آن، دلیلی بر حرمت اقامه نشده است و نمی‌توان آن را از افراد اکل مال به باطل دانست. «اکل مال به باطل» نهی‌ای ارشادی و عمومی است و نیاز به تعیین مصداق دارد. همان‌طور که نهی از خلاف قانون مستلزم وجود قانونی است تا از مخالفت با آن پرهیز دهد.

در تفسیر العياشی، از اسباط بن سالم: سألت أبا عبدالله علیه‌السلام عن قول الله تعالی: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ) (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به باطل مخورید)، قال: هو القمار. یعنی به دست آوردن مال به وسیله قمار باطل است.

قمار با گردو

در تفسیر العياشی، از السكونی، عن جعفر، عن أبیه علیهما‌السلام: أنه كان ينهي عن الجوز الذي يحويه الصبيان من القمار أن يؤكل، وقال: هو السحت. امام صادق علیه‌السلام از پدر خویش امام باقر علیه‌السلام نقل می‌کند که آن حضرت از خوردن گردوهایی که کودکان آن را با قمار به دست می‌آوردند نهی می‌نمود و می‌فرمود: خوردن آن سحت و حرام است.

محمد بن یعقوب عن علی بن إبراهیم عن أبیه عن النوفلی عن السكونی عن أبی عبدالله علیه‌السلام: ينهى عن الجوز الذي يجيء به الصبيان من القمار أن يؤكل، وقال: هو سحت. در قمار با گردو که بچه‌ها به صورت بازی آن را انجام می‌دهند گردوهای فردی که می‌بازد به دیگری داده می‌شود که انتقالی غیر شرعی است و چنان‌چه گردوها با هم درآمیزند و مخلوط شوند، نمی‌توان از هیچ یک از گردوها استفاده کرد، مگر آن که اطمینان پیدا کنند گردوهای هر یک کدام است. این روایت، قماری را می‌گوید که هم آلت قمار در آن است و هم مراهنه و حکم حرمت را برای آن ثابت می‌داند. جوز گردوست. البته میان گردوی بازی با گردویی که به صورت غالبی برای خوردن استفاده می‌کنند تفاوتی وجود دارد و آن این که گردوهای بازی، سفت و به اصطلاح سنگی یا استخوانی است؛ برخلاف گردوهای دیگر که کاغذی یا پنبه‌ای می‌باشد و قدری نیز روی آن کار می‌شود تا به‌خوبی صاف و گرد شود.

قمار با تخم مرغ

محمدبن یعقوب عن الحسین بن محمد، عن محمد بن أحمد النهدی، عن یعقوب بن یزید، عن عبدالله بن جبلة، عن إسحاق بن عمار، قال: قلت لأبی عبدالله علیه‌السلام: الصبيان يلعبون بالجوز والبيض ويقامرون، فقال: لا تأكل منه، فإنه حرام. اسحاق بن عمار گوید به امام صادق علیه‌السلام عرض نمودم: کودکان با گردو و تخم مرغ بازی می‌کنند و قمار می‌زنند، حضرت فرمود: از آن نخورید زیرا حرام است.

در این حدیث نیز قماری موضوع سخن است که با آلات قمار و مراهنه همراه است. گردوها یا تخم‌مرغ‌ها نیز به دلیل اختلاطی که پیدا می‌کند قابل خوردن نیست؛ به گونه‌ای که اگر آن‌ها نشان‌گذاری شود و از اختلاط گردوها جلوگیری شود اشکالی در این که هر کس مال خویش را استفاده کند نیست و صرف آلت قمار شدن سبب حرمت استفاده از آن نمی‌گردد. در صورتی که فرد مقابل در برابر گردوهایی که برده است پول آن را بگیرد و گردوها را پس دهد، در این صورت نیز انتقال پول از طریق شرعی نیست و حرام است. قمار با تخم مرغ به این صورت بوده است که سر دو تخم مرغ را به هم می‌زدند و تخم مرغ هر کسی که می‌شکست، بازنده به شمار می‌رفت.

عدة من أصحابنا عن سهل بن زیاد وأحمد بن محمد جمیعا عن ابن محبوب، عن یونس بن یعقوب، عن عبدالحمید بن سعید قال: بعث أبو الحسن علیه‌السلام غلاما يشتری له بیضا، فأخذ الغلام بیضة أو بیضتین فقامر بها، فلمّا أتی به أكله، فقال له مولى له: أنّ فیه من القمار، قال: فدعا بطشت فتقیّأ فقاءه. ابن سعید گوید: امام رضا علیه‌السلام برده‌ای را فرستاد تا تخم مرغی برای ایشان بخرد، غلام نیز یک یا دو عدد تخم‌مرغ گرفت و با آن قمار نمود و شمار آن را زیاد کرد، آن برده تخم‌مرغ‌ها را آماده کرد و آورد، حضرت خواست از آن تناول نماید که غلام به حضرت عرض کرد: در میان این تخم‌مرغ‌ها، تخم مرغ قماری نیز بود، حضرت نیز طشتی طلبید و آن‌چه را خورده بودند، پس دادند.

این حدیث در سلسله سند و نیز در متن دچار ضعف است. در سلسله سند این روایت گرچه ابن محبوب هست، سهل بن زیاد فردی ضعیف است. هم‌چنین این روایت می‌گوید امام از تخم مرغ قمار خورده است؛ در حالی که امام، حرام را از حلال باز می‌شناسد و به حرام دست نمی‌زند و پس دادن خوراک حرام، امتیازی نیست. این حدیث با باور شیعه که معتقد است: «لم تنجّسه الجاهلیّة بأنجاسها» مخالف است و هم‌چنین با آیه شریفه قرآن کریم: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) (خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند) سازگاری ندارد. حرام هیچ گاه به معصوم نزدیک نمی‌شود، نه در خواب، نه در بیداری و نه از سر ناآگاهی.

اگر اشکال شود چرا معصومین با آن که می‌دانستند چیزی آغشته به زهر است، آن را خوردند، می‌گوییم زهر نجس نیست و خوردن آن، گاه تکلیف، گاه طبیعت و گاه امتیاز است. خوردن زهر برای انسان‌های معمولی که فقط دارای علم ظاهر هستند، حرام است، اما گاه قوام و بقای حق بر آن استوار است ـ با شهادت معصوم و ایجاد تکانه‌های روانی برای بیداری مردمان ـ و تکلیف معصوم آن است که با پیشامدها از زهر نیز استقبال نماید و این تکلیفی از ناحیه حق تعالی است.

قمار قاپ (قاب) و تاس

محمدبن یعقوب عن أبی علی الأشعری عن محمد بن عبد الجبار عن أحمد بن النضر عن فقیه عمرو بن شمر عن جابر عن أبی جعفر علیه‌السلام: قال: لمّا أنزل الله عزّ وجلّ على رسول الله : (إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ) (شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دوری گزینید)، قیل: یا رسول الله، ما الميسر، قال: كلّ ما تقومر به حتّى الكعاب والجوز، قیل: فما الأنصاب؟ قال: ما ذبحوه لآلهتهم. قیل: فما الأزلام؟ قال: قداحهم التي يستقسمون بها. امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: چون آیه شریفه بر پیامبر اکرم نازل شد، از آن حضرت پرسیده شد میسر چیست؟ حضرت فرمود: هر چیزی که آلت قمار واقع می‌شود و با آن قمار گردد حتی قاپ و گردو. از آن حضرت پرسیدند: انصاب چیست؟ حضرت فرمود: آن‌چه عرب جاهلی برای خدایانشان ذبح می‌نمودند. بار دیگر پرسیده شد: ازلام کدام است؟ حضرت فرمود: تیرهایی است که گوشت حیوانی را با آن تقسیم می‌کردند.

باید توجه داشت تعبیر: «كلّ ما تقومر به» تنها شامل قماری که با رهان همراه باشد نمی‌گردد، بلکه هر قماری حتی قمار تفریحی و بدون گروگذاری را در بر می‌گیرد. غالب قمارهایی که انجام می‌گیرد، همراه با رهان و گروگذاری است. بنابراین قمار، خواه با مراهنه باشد یا بدون آن، حرام است. «حتّى الكعاب والجوز»، حضرت علیه‌السلام، از آلات قمار، قاپ و تاس و گردو را نام می‌برند که فروترین وسایل و آلات قمار است، تا قمارهای بالاتر مانند شطرنج که قماری شاهانه است را به دلیل اولویت، داخل در قمار بداند.

گروی میسر

وعن یاسر الخادم، عن الرضا علیه‌السلام قال: سألته عن الميسر، قال : الثقل من كلّ شىء، قال: والثّقل ما يخرج ما بين المتراهنين من الدراهم. یاسر خادم گوید: از امام رضا علیه‌السلام در مورد میسر و قمار پرسش نمودم، حضرت فرمود: میسر گرانی هر چیزی است. (در ادامه) فرمودند: درهمی است که از دست دو گروگذار خارج می‌شود تا برای برد و باخت آن قمار کنند. علامه مجلسی احتمال می‌دهد «الثقل» در اصل «التفل» باشد؛ به معنای گرو و رهنی که برای قمار گذاشته می‌شود و بخشی از آن به تلکه‌گیر داده می‌شود.

بخش دوم: روایات جواز گروگذاری در مسابقات سالم

گروگذاری برای مسابقات سالم

محمد بن الحسن بإسناده عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن محمد بن موسى، عن أحمد بن الحسن، عن أبیه، عن علی بن عقبة، عن موسى النمیري، عن العلاء بن سیابة، عن أبی عبدالله علیه‌السلام قال: سمعته يقول: لا بأس بشهادة الذي يلعب بالحمّام، ولا بأس بشهادة المراهن علیه، فإنّ رسول الله ۹ قد أجرى الخیل وسابق، وكان يقول: إنّ الملائكة تحضر الرهان في الخفّ والحافر والریش، وما سوى ذلک فهو قمار حرام. سیابه گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: گواهی کسی که با کبوتر، بازی می‌کند، اشکالی ندارد و نیز هم‌چنین است گواهی کسی که بر آن برد و باخت و گرو می‌گذارد، همانا پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله رهن را در اسب سواری جاری می‌ساخت و بر آن مسابقه می‌گذارد، و بارها می‌فرمود: همانا فرشتگان در گروگذاری و شرط‌بندی بر خف (شترسواری)، حافر (اسب و استر سواری) و ریش (تیراندازی) حاضر می‌شوند ولی غیر از آن قمار و حرام است.

مرحوم فیض ریش را به معنای پرنده می‌گیرد. برخی نیز «ریش» را به معنای تیر پردار گرفته‌اند. «ریش» آن‌گونه که برخی گمان می‌کنند به تیر پردار نمی‌گویند، همان‌طور که مسابقه‌ای خاص از تیراندازی نیست؛ زیرا مخالف اصل آن است، بلکه «ریش» به معنای مسابقه با پرندگان است.

مسابقه با خروس و دیگر پرندگان

یکی از پرنده‌هایی که با آن مسابقه گذاشته می‌شود خروس است. هر خروسی که دارای پرهایی کشیده‌تر و قد بلندتری باشد برای مسابقه آمادگی بیشتری دارد. کسانی که در مسابقات خروس رهان و گرو می‌گذارند، با توجه به هیکل و کشیدگی قد و قامت آن، خروس بهتری را انتخاب می‌کنند. این کار به صورت اولی اشکالی ندارد؛ مگر آن که به مسابقات کازینویی تبدیل شود و وحشی‌گری و جرزنی در آن ایجاد شود، وگرنه با حاکمیت شرایط عادی، برگزاری این مسابقه و تلکه‌گیری برای حفظ انتظامات آن، اشکالی ندارد. این کار در صورتی جایز است که خروس‌بازی در محیط قمارخانه یا کازینو و با شرایط حاکم بر آن انجام نشود، وگرنه هر بازی که شرایط کازینو را به خود بگیرد، حرام می‌شود.

برخی از بزرگان، حمام را به معنای کبوتر ندانسته و آن را به اسب معنا کرده‌اند: قال بعض فضلائنا: الحمّام في عرف أهل مكّة والمدينة يطلق على الخيل، فلعلّه المراد من الحديث بدلالة استدلاله علیه‌السلام بحديث الخيل فيحصل الشکّ في تخصيص الحصر السابق بغير الحمام.

توانمندی جسمانی و رشادت حضرت رسول اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله

در این روایت، فراز: «فإنّ رسول اللّه ۹ قد أجرى الخيل وسابق» نکته‌ای بس مهم را در شناخت شخصیت پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله در بر دارد. متأسفانه تصویری منتسب به پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله به صورت گسترده پخش شده که آن حضرت را در سن هجده سالگی فردی نحیف و ضعیف نشان می‌دهد و چنین عکس‌هایی برای تحقیر آن حضرت و بیشتر توسط یهودیان انجام می‌شود. پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله به شهادت تاریخ دارای بنیه‌ای قوی در جسم و با قدرت طراحی تاکتیک‌های نظامی گسترده بود و حضرت امیر مؤمنان علیه‌السلام با آن همه رشادت، شاگرد پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله بوده و پیامبر اسلام صلى‌الله‌علیه‌وآله به همین منظور، آن‌حضرت را از ابوطالب می‌گیرد و نزد خود می‌آورد. حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام نیز به‌خوبی موقعیت خود را با پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله معرفی می‌کند و خود را همسنگ ایشان قرار نمی‌دهد و می‌فرماید: «أنا عبد من عبيد محمد صلى‌الله‌علیه‌وآله»؛ زیرا حضرت با همه گستردگی که در حقیقت خویش دارند، ظهور آن حضرت می‌باشند و این عظمت حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام در قدرشناسی از حضرت رسول اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله را آشکار می‌سازد.

در این حدیث آمده است که پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله در مسابقه دادن پیشی می‌گیرد و رجز می‌خواند و پیوسته می‌فرماید: ملائکه در مسابقه‌ی اسب‌سواری و مانند آن حاضر می‌شوند. چنین اخلاقی می‌رساند آن حضرت به سبب بنیه‌ی بسیار قوی که داشته و کسی که خود را دارای قوت چهل مرد می‌داند و در طول عمر شریف خود بیش از بیست همسر می‌گیرد ـ آن هم همسرانی مانند عایشه و حفصه که از گرگ و شیر درنده‌تر بودند و بودن با آن‌ها کار هر کسی نبوده ـ چنین اقتضائاتی را می‌طلبد. با چنین عظمتی، چه جای توهم که چنین تصاویری را از پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله بدانیم. تصاویری که از دسیسه‌های صهیونیست است. صهیونیست‌هایی که جنگ آنان با فلسطینیان تنها برای آب و خاک نیست، بلکه آنان در پی براندازی نسل مسلمانان هستند و از هیچ کاری بر علیه مسلمانان فروگذار نمی‌کنند و تنها به تخریب اسلام و مسلمانان می‌اندیشند.

این روایت، قمار را حرام می‌داند؛ یعنی آن‌چه به عنوان آلات قمار شناخته می‌شود یا به این نام ابداع می‌گردد. بحث از آلات قمار همانند بحث از آلات موسیقی است؛ با این تفاوت که آلات موسیقی استفاده‌ی مباح دارد. آلات موسیقی هر چیزی است که بتوان با آن نواخت؛ هرچند با یک سینی باشد. در این بحث نیز هر چیزی که با آن قمار شود، جزو آلات قمار است و بازی با آن اشکال دارد.

مسابقه پیامبر با اسبان

قرب الإسناد: ابن طریف، عن ابن علوان، عن الصادق، عن أبیه علیهما‌السلام: أنّ رسول اللّه صلى‌الله‌علیه‌وآله سابق بين الخيل وأعطى السوابق من عنده. امام صادق علیه‌السلام از پدرانش به نقل از امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: همانا رسول خدا میان اسبان، مسابقه می‌گزاردند و به آنان که پیشی می‌گرفتند، از خود، جوایزی می‌پرداختند.

مسابقه شترسواری پیامبر

قرب الإسناد: أبو البختری، عن الصادق علیه‌السلام عن أبیه، عن جدّه: أنّ النبي صلى‌الله‌علیه‌وآله أجرى الخيل، وجعل فيها سبع أواق من فضّة، وأنّ النّبي صلى‌الله‌علیه‌وآله أجرى الإبل مقبلة من تبوک فسبقت العضباء وعليها أسامة، فجعل النّاس يقولون: سبق رسول اللّه صلى‌الله‌علیه‌وآله ورسول اللّه يقول: سبق أسامة. امام صادق علیه‌السلام از پدر گرامی به نقل از جد بزرگوارشان می‌فرماید: همانا پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله مسابقه‌ی اسب سواری برگزار می‌کردند و هفت اوقیه از نقره را به عنوان جایزه قرار می‌دادند، و هم‌چنین مسابقه‌ی شترسواری به گاه بازگشت از جنگ تبوک برگزار نمودند و شتری که گوش آن شکافته بود و اسامه بر آن بود پیش افتاد و مردم می‌گفتند رسول خدا مسابقه را برد، اما آن حضرت فرمود، نه، اسامه پیشی گرفت.

مسابقه با اعرابی و تواضع پیامبر

الحسین بن سعید فی کتاب الزهد عن بعض أصحابنا، عن علی بن شجرة، عن عمّه بشیر النبال عن أبی عبدالله علیه‌السلام قال: قدم أعرابی النبی صلى‌الله‌علیه‌وآله فقال: یا رسول الله، تسابقنی بناقتک هذه؟ فقال : فسابقه فسبقه الأعرابی، فقال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: إنّكم رفعتموها فأحبّ الله أن يضعها، إنّ الجبال تطاولت لسفينة نوح علیه‌السلام، وكان الجودي أشدّ تواضعا، فحطّ الله بها على الجودي. امام صادق علیه‌السلام فرمود: روزی یک اعرابی نزد پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله آمد و به آن حضرت عرض داشت: آیا با ماده شتر خود با من مسابقه می‌دهید؟ آن حضرت با وی مسابقه گذاشت و اعرابی بر ایشان پیشی گرفت. حضرت رسول اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: همانا شما برتری یافتید بر ناقه‌ی من، پس خداوند دوست دارد که ناقه‌ی مرا فرودست قرار دهد، همانا کوه‌ها برای گرفتن کشتی نوح بر خود با هم مقابله و تفاخر می‌کردند و کوه جودی فروترین آنان در تواضع بود، از این رو کشتی نوح را بر آن فرود آورد.

بازی‌های کودکانه و اخلاق حسنه

بشارة المصطفى: قال: حدّثنا الشیخ العالم أبو إسحاق إسماعیل بن أبی القاسم بن أحمد الدیلمی، عن أبی إسحاق إبراهیم بن بندار الصیرفی، عن القاضی أبی جعفر محمد بن علی الجبلی، عن السید أبی طالب الحسینی، عن أبی منصور محمد الدینوری، عن أبی شاکر بن البختری، عن عبدالله ابن محمد بن العبّاس الضبی، عن یحیى بن سعید القطان، عن عبدالله بن الوسیم عن أبی رافع، قال: كنت ألاعب الحسن بن علی صلوات الله علیه وهو صبی، بالمداحی، فإذا أصابت مدحاتی مدحاته، قلت: احملنی، فیقول: ویحک أترکب ظهرا حمله رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله فأترکه، فإذا أصابت مدحاته مدحاتی قلت له: لا أحملک کما لم تحملنی، فیقول: أو ما ترضى أن تحمل بدنا حمله رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله، فأحمله. ابورافع گوید من با امام حسن علیه‌السلام که کودک بود با روروک بازی می‌کردم و چون روروک (چوبی که کودکان بر آن سوار شوند، برخی نیز آن را سنگ‌های گردی دانسته‌اند که همانند بازی گلف باید در سوراخی انداخته شود) من به روروک او برخورد نمود، به آن حضرت عرض داشتم باید مرا بر پشت خود بگیری، امام فرمود: وای بر تو، آیا می‌خواهی بر پشتی سوار شوی که رسول خدا آن را بر پشت خود می‌گرفته است، پس از آن منصرف شدم، بعد از آن چون روروک آن حضرت به روروک من برخورد نمود، به ایشان عرض داشتم: من شما را بر پشت نمی‌گیرم؛ همان‌گونه که شما مرا بر پشت نگرفتید، آن حضرت فرمود: آیا خوشنود و راضی نمی‌شوی بدنی را بر پشت‌گیری که رسول خدا آن را بر پشت می‌گرفته است، پس من نیز به آن حضرت سواری دادم.

کشتی‌گیری حسنین علیهما‌السلام

أمالی الصدوق: ابن المتوكّل، عن السعد آبادی، عن البرقی، عن أبیه، عن فضالة، عن زید الشحّام، عن الصادق، عن آبائه علیهم‌السلام: قال: دخل النّبي صلى‌الله‌علیه‌وآله ذات لیلة بیت فاطمة علیها‌السلام، ومعه الحسن والحسین علیهما‌السلام، فقال لهما النّبي صلى‌الله‌علیه‌وآله: قوما فاصطرعا فقاما لیصطرعا، وقد خرجت فاطمة صلوات الله علیها فی بعض خدمتها فدخلت فسمعت النبی صلى‌الله‌علیه‌وآله وهو یقول: إیه یا حسن، شدّ على الحسین فاصرعه، فقالت له: یا أبه وا عجباه، أتشجع هذا على هذا؟ تشجع الكبیر على الصغير؟ فقال لها: لإبنیة أمّا ترضین أن أقول أنا: یا حسن، شدّ على الحسین فاصرعه، وهذا حبیبی جبرییل علیه‌السلام یقول : یا حسین، شدّ على الحسن فاصرعه. امام صادق علیه‌السلام به نقل از پدران خویش می‌فرماید: پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله شبی در خانه‌ی حضرت فاطمه علیها‌السلام بود و امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام با آنان بودند، پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله به آنان فرمود: برخیزید و با هم کشتی بگیرید، آنان برخاستند تا کشتی بگیرند، در این میان، حضرت فاطمه‌ی زهرا علیها‌السلام برای انجام کاری بیرون رفتند و پس از آن بازگشتند، شنیدند پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: آفرین بر حسن، بر حسین سخت بگیر، او را به پشت بر زمین بزن، حضرت فاطمه علیها‌السلام عرض داشت: پدر، شگفت است، آیا حسن را تشویق می‌کنی، آیا بزرگ‌تر را بر کوچک‌تر تشویق می‌نمایی؟ پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله به ایشان فرمود: دخترم، آیا خشنود نمی‌شوی که من بگویم: ای حسن بر حسین سخت گیر و او را به زمین بزن، و این دوستم جبرییل بگوید: ای حسین، بر حسن سخت گیر و او را به زمین بزن.

نفرت از گروگذاری

محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن العلاء بن سیابة قال : سألت أبا عبدالله علیه‌السلام عن شهادة من يلعب بالحمّام، قال: لا بأس إذا كان لا يعرف بفسق، قلت: فإنّ من قبلنا يقولون: قال عمر: هو شیطان، فقال: سبحان الله أما علمت أنّ رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله قال: إنّ الملائكة لتنفر عند الرهان وتلعن صاحبه ما خلا الحافر والخفّ والریش والنصل، فإنّها تحضره الملائكة، وقد سابق رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله أسامة بن زید، وأجرى الخیل. از امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی اعتبار گواهی کسی که کبوترباز است پرسش نمودم، امام فرمودند: اشکال ندارد در صورتی که به فسق شناخته نشود، گفتم برخی می‌گویند عمر آن را شیطانی دانسته است، امام فرمودند: سبحان الله، آیا نمی‌دانی رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: همانا فرشتگان به هنگام گروگذاری و شرط‌بندی بیزاری می‌جویند و می‌رمند و صاحب گرو را لعن می‌کنند؛ مگر در مسابقه حافر (اسب و استر سواری)، خفّ (شترسواری)، ریش (تیراندازی) و نصل (پرتاب نیزه) که فرشتگان در این موارد حاضر می‌شوند، همانا رسول خداوند با اسامه مسابقه گذاردند و مسابقه‌ی اسب‌سواری برگزار کردند.

در این حدیث، گروگذار مورد لعن و نفرت واقع شده و در آن آمده است فرشتگان از رهان نفرت دارند. رهان به معنای مسابقه است و بر اساس این روایت، باید جنس مسابقه مورد لعن و نفرت واقع شود و دست‌کم باید آن را ناشایست دانست، اگر حرام دانسته نشود، و حال آن که برخی از روایات، با اصل مسابقه، مخالفت ننموده است؛ چنان‌که در همین روایت، اموری از آن استثنا شده است.

با باید توجه داشت اطلاقی که در روایت است محدوده‌ی عرفی خود را در بر می‌گیرد و همانند «اکرم العلماء»، میزان فراگیری و شمول آن به عالمان نزدیک مخاطب، محدود است و با آن که اطلاق لُبّی دارد، بر مخاطب لازم نیست برای اکرام عالمی که در دسترس وی نیست رنج سفر را بر خود هموار سازد. در بحث حاضر نیز ماجرا این گونه است و نمی‌توان هر رهان و مسابقه‌ای را موجب نفرت و بیزاری فرشتگان دانست؛ همان‌گونه که کشتن انسان‌ها به صورت مطلق بد نیست و در برخی از موارد، واجب می‌گردد. پس بر فرض که روایت مذکور اطلاق داشته باشد و تمامی افراد مسابقه غیر از موارد برشمرده را حرام بداند، این روایت برخی از موارد استثنایی که در دیگر روایات است را نمی‌آورد؛ مانند: «ملاعبة الرجل أهله»؛ در حالی که طبق دلالت مطابقى باید آن را نیز ذکر می‌نمود؛ زیرا ملاعبه نیز نوعی رهان و مسابقه است و ما این معنا را در جای خود توضیح خواهیم داد، بنابراین دلالت روایت پیشین با این روایت، تعارض می‌نماید و اطلاق آن را به چالش می‌کشاند و از طرفی، چون مسابقات استثنا شده از این روایت، شمار بسیاری می‌یابد، معنای روایت به اجمال می‌گراید و قابلیت استدلال برای حکم به حرمت مطلق مسابقه را از دست می‌دهد و تنها باید به قدر متیقن این روایت عمل نمود که همان مسابقه‌هایی است که با قمار دارای رهان همراه است و معنای روایت چنین است که فرشتگان به هنگام قمار بیزاری می‌جویند و قماربازان را لعن می‌کنند. به ویژه آن که بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد تیراندازی و اسب‌سواری نیز جزو قمار بوده، ولی اسلام آن را محدود کرده و از قمار بودن خارج نموده است. یعنی همان‌گونه که می‌توان مال مرتد را گرفت یا کافر حربی را به قتل رساند و این امور از مصادیق ظلم نیست، در حالی که در دید معمولی ظلم است، در بحث حاضر نیز این چنین است و قدر متیقن از حرام، رهان با آلات قمار است و مسابقات استثنا شده از قمار، جزو قمار بوده، ولی اسلام آن را از قمار بودن خارج ساخته است. البته گاه مسابقات حلال و استثنا شده از قمار می‌تواند حالتی ثانوی بیابد و به‌گونه‌ای شود که قمار به آن صدق کند و همان‌طور که می‌شود در حالتی ثانوی یا با تغییر موضوع در دید اولیه، حرامی را حلال نمود، حلال‌ها را نیز می‌توان حرام نمود؛ هرچند با دقت عقلی، هیچ حرامی حلال نمی‌شود و هیچ حلالی حرام نمی‌گردد، بلکه این تنها تغییر موضوع است که سبب می‌شود حکم ویژه‌ی آن موضوع بر آن بار شود. در زمان پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله، پرنده‌بازی از حالت قمار خارج شد، ولی هم‌اینک گاه دیده می‌شود تبدیل موضوع پیش آمده و از حالت زورآزمایی، کشتی و بازی درآمده و به صورت قمار پیشین خود بازگشته است و دیگر نمی‌توان آن را حلال دانست؛ چرا که برای نمونه، خروس‌بازی به کازینوها رفته است، و کازینو محلی است که هر مسابقه‌ی حلالی به آن وارد شود، حکم آن به حرمت تبدیل می‌گردد.

فراز دیگری که در این روایت حائز اهمیت است تعبیر : «لتنفر عند الرهان» می‌باشد. این روایت به صورت صریح از قمار یادی ننموده است و تعبیر «عند الرهان» را به‌جای «عند القمار» آورده است، اما تعبیر «عندالرهان» سبب می‌شود که بر امور استثنا شده اطلاق رهان گردد، نه قمار، و واژه‌ای که اسلام با آن مخالف است بر موارد چندی صدق نکند و قبح استفاده از این واژه از میان نرود. تفاوت این دو تعبیر مانند تفاوتی است که در میان دو گزاره‌ی زیر است: پرویز انسان خوبی است و پرویزِ دزد، آدم خوبی است.

در تحلیل این روایت که معنای آن به اجمال می‌گراید و نیز با فقد دلایل دیگر، اصل اولی در مسابقات حليت آن است و اصل: «كلّ شىء لک حلال» یا «كلّ شىء لک مباح حتى تعلم أنّه حرام» بر آن حاکم است و تا دلیلی محکم در دست نباشد نمی‌توان چیزی را حرام نمود. این به این معناست که وجود هرگونه اهمال یا شبهه یا اجمال در معنای ادله‌ی لفظی سبب جریان اصل حليت می‌گردد. البته با وجود اجمال، اخذ قدر متیقن ثابت می‌باشد.

معناشناسی برخی واژگان روایت

در معناشناسی این روایت می‌گوییم «الحافر» به چارپا می‌گویند. به چارپا الحافر و حفر کننده می‌گویند؛ زیرا به هنگام راه رفتن، زمین را با سُم خویش گود می‌کند. «الخفّ» به معنای خفیف و سبک است. به کسی که عفیف است خفیف می‌گویند. به شتر «خفّ» می‌گویند؛ زیرا با آن که پاهای بزرگی دارد، به گاه راه رفتن زمین را نمی‌کند و پای خود را نرم روی زمین می‌گذارد. به انسان نیز توصیه می‌شود همچون حافر و چارپا قدم برندارد و پا بر زمین نکوبد، بلکه آرام و نرم قدم بردارد و زمین را با پای خود در آغوش بگیرد، نه این که آن را لگدکوب سازد. بهترین نوع راه رفتن پس از فرشتگان الهی، برای عالمان است که با نعلین و بدون صدا راه می‌روند. حسن نعلین این است که برای پا کوچک و تنگ نمی‌شود و فشاری را به پا وارد نمی‌آورد. پشت نداشتن آن نیز حائز اهمیت است. پا عزیزتر از چشم است؛ زیرا چینشی از رشته عصب‌های موتور مغز در پا جا سازی شده است، از این رو باید قدر پا دانسته شود. باید مراقب بود که ناخن پا بزرگ نباشد تا پا را آزار دهد و نیز جوراب پلاستیکی پوشیده نشود تا پا عرق نکند. بهتر است از پوشیدن کفش‌های فعلی که بر پشت پا فشار می‌آورد، خودداری نمود تا چشم، آزاری نبیند.

اما «الریش»، مسابقه با پرندگان است، ولی برخی آن را به معنای تیر گرفته‌اند؛ همان‌طور که این معنا را برای «النصل» آورده‌اند با این تفاوت که «ریش» تیری است که با پر است و «نصل» تیر بدون پر است. اما این معنا درست نیست. مراد از «ریش»، مسابقه با پرندگان و از «نصل»، تیر است. در قرآن کریم واژه‌ی «الریش» دو بار آمده که به معنای زینت و آراستن به کار رفته است. محاسن مرد را ریش می‌گویند؛ زیرا زینت مرد است؛ همان‌طور که لباس زینت است. در شأن مؤمن است که تمیز، شیک، زیبا و مرتب باشد؛ همان‌طور که پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله به این امر اهمیت فراوان می‌داد و با شرایط آن روز جزیرة العرب و در محیط جاهلی عرب، چه زیبا، تمیز و معطر می‌زیست و همواره بخش قابل توجهی از درآمد خویش را صرف خرید عطر و امور بهداشتی می‌نمود.

این روایت می‌فرماید فرشتگان از غیر از سه مسابقه‌ی یاد شده بیزاری می‌جویند، اما پرسش این است که آیا بیزاری فرشتگان از چیزی به معنای حرام بودن آن است؟ ما گفتیم چنین نیست و حتی روایاتی که گروگذار و شرط‌بند را مورد لعن قرار داده بود نیز نمی‌تواند حرمت تکلیفی و وضعی چیزی را ثابت نماید؛ چنان‌چه برخی از روایات، کسی را که به تنهایی غذا می‌خورد مورد لعن فرشتگان دانسته است؛ در حالی که فقیهی به حرمت تنها غذا خوردن فتوا نداده است.

کبوتربازی

محمد بن الحسن باسناده عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن محمد بن موسى، عن أحمد بن الحسن، عن أبیه، عن علی بن عقبة، عن موسى النمیري، عن العلاء بن سیابة، قال: سألت أبا عبدالله علیه‌السلام عن شهادة من يلعب بالحمّام، فقال: لا بأس إذا كان لا يعرف بفسق. علاء گوید از امام صادق علیه‌السلام در مورد گواهی کسی که با کبوتر، بازی می‌کند پرسیدم، آن حضرت فرمود: چنان‌چه به فسق شناخته نشود، اشکالی ندارد.

کسی که کبوترباز است چنان‌چه با دیگری مسابقه یا مراهنه گذارد که کبوتر را جلد خویش ساخته و آن کبوتر بیشترین زمان ممکن را در هوا بماند و سپس به نزد وی باز گردد و کبوتر از آلات قمار دانسته شود، بازی و مسابقه‌ی وی از اقسام قمار است و حرام است، اما صرف بازی با کبوتر، بدون آن که بر آن قمار شود، در صورتی حلال است که کبوتر از آلات مخصوص قمار دانسته نشود. کبوتر بازی با کبوتر باز متفاوت است و دومی به خاطر قماری که در آن است حرام، می‌باشد.

قمار با حیوانات

قمار به شکل‌های گوناگون و با آلات بسیاری صورت می‌گیرد و یکی از گونه‌های آلات آن، حیوانات هستند. قمار با کبوتر، خروس، سگ و میمون قابل انجام است و برخی از کبوتربازها، سگ بازها، خروس بازها و میمون‌بازها با آن قمار می‌کنند. کسانی که در قمار مبتدی و تازه‌کار هستند با این آلات فقط بازی می‌کنند، ولی وقتی در آن توانا می‌گردند «قمارباز» می‌گردند و با آلات یاد شده قمار می‌کنند که در این صورت، به آنان میمون‌باز یا سگ‌باز یا خروس‌باز گفته می‌شود و آنان غیر از کسانی هستند که با این حیوانات، تنها بازی می‌کنند.

نمونه‌ای از مسابقات مباح

وقال الصادق علیه‌السلام: إنّ الملائكة لتنفر عند الرهان ویلعن صاحبه ما خلا الحافر والخفّ والریش والنصل. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: همانا فرشتگان به هنگام گروگذاری و شرط‌بندی (مراهنه) بیزاری می‌جویند و می‌رمند و سرگرم به آن را لعن می‌کنند؛ مگر در مسابقه‌ی حافر (اسب و استر سواری)، خفّ (شترسواری)، ریش (تیراندازی) و نصل (پرتاب نیزه).

وقال علیه‌السلام: لا سبق إلاّ في خفّ أو حافر أو نصل. امام علیه‌السلام می‌فرماید: مسابقه‌ای نیست مگر در حافر (اسب و استر سواری)، خفّ (شتر سواری) و نصل (پرتاب نیزه).

قرب الإسناد: بهذا الإسناد قال: قال رسول اللّه صلى‌الله‌علیه‌وآله: لا سبق إلاّ في حافر أو نصل أو خفّ. مسابقه‌ای نیست مگر در حافر (اسب و استر سواری)، نصل (پرتاب نیزه) یا خفّ (شتر سواری).

معانی الأخبار: أبی، عن سعد، عن ابن أبی الخطّاب، عن جعفر بن بشیر، عن غیاث قال: سمعت أبا عبدالله علیه‌السلام یقول: لا جنب ولا جلب ولا شغار في الإسلام، قال: الجلب الذي يجلب مع الخيل يركض معها، والجنب الذي يقوم في أعراض الخيل فيصيح بها، والشغار كان الرجل يزوّج في الجاهليّة ابنته بأخته. غیاث گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمود: جنب، جلب و شغار در اسلام نیست. فرمود: جلب نوعی خدعه در مسابقه است و آن این است که فردی که با اسب مسابقه می‌دهد سوارکاری دیگر در پی او رود و اسب او را برانگیزاند تا در مسابقه پیش افتد و سرعت گیرد و جنب آن است که اسب بی‌سواری را با اسب‌های مسابقه و پیشاپیش آنان بتازانند و در این بین، سوارکار باید بتواند خود را به آن اسب بی‌سوار برساند و خود را بر آن فرود آورد. و شغار که در جاهلیت رواج داشته آن بوده است که مردی دختر دیگری را در برابر ازدواج خواهر خود با آن مرد به ازدواج خود درآورد بدون آن که مهری در میان آنان باشد.

المحاسن: أبی عن ابن المغیرة، ومحمد بن سنان، عن طلحة بن زید، عن أبی عبدالله، عن أبیه علیهما‌السلام: أنّه كره إخصاء الدوّاب والتحریش بینها. امام صادق علیه‌السلام به نقل از پدر گرامی خویش می‌فرماید: ایشان خصی ساختن حیوان (کوبییدن یا کشیدن نرینگی) و برانگیختن حیوانات برای حمله به هم را ناپسند می‌داشت.

المحاسن: علی بن الحکم، عن أبان بن عثمان، عن أبی العبّاس، عن أبی عبدالله علیه‌السلام قال: سألته عن التحریش بین البهائم فقال : كلّه مكروه إلاّ الكلاب. ابوعباس گوید از امام صادق علیه‌السلام از حکم برانگیختن چارپایان بر یکدیگر پرسیدم، امام فرمود: این کار در تمامی چارپایان مکروه است مگر در سگ‌ها.

تفسیر العيّاشی: عن محمد بن عيسى، عمّن ذكره، عن أبی عبدالله علیه‌السلام فی قول الله تعالی: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) (و برای آنان هر چه در توان دارید از نیرو آماده کنید)، قال : سیف وترس. امام صادق علیه‌السلام در تفسیر آیه شریفه فرمود: مراد از نیرو و توان، شمشیر و سپر است.

تفسیر العياشی: عن عبدالله بن المغیرة رفعه قال: قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله فی قوله تعالی: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) قال : الرمی. پیامبر گرامی اسلام صلى‌الله‌علیه‌وآله در تفسیر آیه شریفه فرمود: مراد از توان، قدرت تیراندازی است.

کتاب المسائل: لعلی بن جعفر، عن أخیه موسى علیه‌السلام قال : سألته عن المحرم هل يصلح له أن يصارع؟ قال: لا يصلح مخافة أن يصيبه جرح أو يقع بعض شعره. علی بن جعفر گوید از برادرم امام کاظم علیه‌السلام پرسیدم: آیا بر کسی که در احرام است جایز است دیگری را بر پشت بر زمین بیفکند؟ امام فرمود: نه، چون ترس آن می‌رود که زخمی بر وی وارد شود یا مویی از وی بریزد.

تربیت‌پذیری حیوان و انسان

قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: كلّ لهو المؤمن باطل إلاّ في ثلاث، في تأدیبه الفرس، ورمیه عن قوسه، وملاعبته امرأته، فإنّهنّ حقّ. امام علیه‌السلام می‌فرماید: هرگونه لهو و سرگرمی مؤمن باطل و بریده است؛ مگر آن که خود را به تربیت اسب و تیراندازی و بازی با همسر خویش مشغول دارد؛ چرا که این امور حق و درست است.

این روایت، فرد مؤمن را موضوع سخن قرار می‌دهد و نه انسان‌های عادی و معمولی را. باید توجه داشت کارهای دیگر مؤمن لهو باطل دانسته شده است، نه حرام و میان باطل و حرام تفاوت است. باطل است به این معناست که عقلاً نیست و ما بحث لهو، لعب، لغو و باطل را در کتاب «فقه موسیقی، رقص، قمار و شادمانی‌ها» آورده و بحث فقهی آن را به تفصیل در آن‌جا بیان کرده‌ایم. روایت می‌فرماید هیچ لهوی غرض عقلاً ندارد مگر سه کار: تربیت اسب، تیراندازی و بازی با همسر. نکته‌ای که در این فراز از روایت است عبارت است از تربیت اسب و نه سواری گرفتن از آن؛ یعنی می‌توان اسب را ادب نمود؛ همان طور که امروزه شیر و دیگر حیوانات را تأدیب می‌کنند. هم‌اینجا شایسته است تذکر داده شود چنان‌چه اسب و شیر قابل تأدیب هستند، آیا نمی‌توان انسان‌ها را مورد تربیت قرار داد؟ هم‌اینک حدود چند میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی می‌کنند و تنها اندکی از آنان با هزاران امکانات و اهرم برجسته بر علیه نظام فعالیت دارند، اما بسیاری از آنان هیچ غرضی ندارند و چون بیرون شده یا خود ترسیده و گریخته‌اند داghi بر دل آنان مانده و دوست دارند به وطن خویش برگردند و اگر در کشور، طرحی ریخته شود که آنان برگردند، برگشت هر یک از آنان با کم شدن یک دشمن فرضی و بازگشت یک ایرانی به کشور و به خانه‌ی خود برابر است. متأسفانه چون طرحی برای بازگشت آنان ریخته نمی‌شود، آنان روز به روز به کجی و کاستی و دوری از اسلام و نظام تقویت می‌شوند، سیستم و نظام به خود می‌گیرند و دولت تشکیل می‌دهند و مشکلاتی را برای کشور ایجاد می‌کنند.

همان‌گونه که می‌توان اسب و شیر را تأدیب کرد، در برخورد با این افراد نباید گمان نمود آنان قابل اصلاح نیستند و لازم است به صورت تهاجمی و غیر رؤوفانه با آنان برخورد نمود، بلکه باید دانست آنان گاه افرادی دانشمند یا هنرمند هستند که می‌خواهند با مردم دنیا به صورت معمولی زندگی بگذرانند، اما بیگانگان که آب را گل‌آلود می‌خواهند، آنان را بر علیه نظام تحریک و تقویت می‌کنند؛ آن هم کسانی که برخی از آن‌ها را می‌توان با اندک تلنگری به دامن میهن باز گرداند. البته این را هم باید پذیرفت که بسیاری از این دست مشکلات، بر اثر سلطنت چند هزار ساله‌ی طاغوت بر ملت ایران و جنایات آنان ایجاد شده و وجود چنین عوارضی، طبیعیِ آن بیماری است، ولی باید برای درمان و رفع آن چاره‌جویی داشت.

نکته کلیدی: تربیت‌پذیری انسان، همچون اسبی که با ادب می‌شود، دریایی از امکانات اصلاح اجتماعی را می‌گشاید، جایی که مهربانی چونان کلیدی، قفل‌های دوری را باز می‌کند.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

در این بررسی فقهی، روایات حرمت قمار را کاوش کردیم که آن را مصداق اکل مال به باطل می‌دانند و بر تأثیرات منفی آن بر اقتصاد، روان و جامعه تأکید دارند، همچون طوفانی که بنیان‌ها را می‌لرزاند. قمار، حتی بدون گروگذاری، به دلیل ماهیت میسرگونه‌اش، ناپسند است و آلات آن چونان ابزار شیطانی، حرمت می‌آورد. با این حال، مسابقات سالم مانند اسب‌سواری، شترسواری، تیراندازی و پرنده‌بازی، که توان جسمانی و نظامی را تقویت می‌کنند، جایز و مورد تشویق‌اند، همچون باغی که میوه‌های تعالی می‌پرورد. این تمایز، انعطاف فقه شیعه را در تطبیق با شرایط عرفی نشان می‌دهد. روایات بر رعایت اخلاق در مسابقات، پرهیز از خدعه و خشونت تأکید دارند و فعالیت‌های مباح را برای مؤمنان برجسته می‌سازند. این نوشتار، با حفظ تمامی جزئیات روایی و تحلیلی، مرزهای جواز و حرمت را روشن ساخت تا در فضای پژوهشی، چراغی برای کاوشگران باشد.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)