گفتگوهای صمیمی 256

متن تحقیق






گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (256)

مقدمه

این گفتگوها، روایت‌هایی هستند از درس‌گفتارهایم که گاه به‌صورت گذرا در میان سخنانم در حوزه و محافل علمی بیان شده‌اند. در این بخش، می‌کوشم تا با زبانی صمیمی و از دریچه تجربه‌های زیسته‌ام، شما را به دنیای تأملاتم در باب قدرت، تقدیر، و تنگناهای وجودی در نظام خلقت ببرم. آنچه پیش رو دارید، نه صرفاً درس‌های نظری، بلکه تکه‌هایی از قلب و جان من است که در مسیر سال‌ها تعلیم و تعلم در حوزه‌های علمی شکل گرفته‌اند. این روایت‌ها، بازتابی از عمق باورم به ضرورت انضباط، فشار، و تنگنا برای شکوفایی استعدادهای الهی در انسان است.

بخش اول: قدرت و تقدیر در نظام هستی

وقتی به قرآن کریم نگاه می‌کنم، واژگانی چون «قادر»، «قدیر»، «قدرت»، «قَدر»، «قِدر»، و «تقدیر» مانند نغمه‌ای هماهنگ در برابر چشمانم می‌درخشند. این واژه‌ها، همه از یک ریشه‌اند؛ ریشه‌ای که به استعداد و توانایی انسان اشاره دارد. استعداد، آن سرمایه الهی است که در وجود هر یک از ما نهاده شده، اما برای شکوفایی‌اش، نیاز به تنگنا و فشار دارد. مثل دیگی که اگر درش باز باشد، نه می‌پزد و نه چیزی از آن باقی می‌ماند. این تنگنا، همان «قِدر» است؛ تنگنایی که فشار می‌آورد، اندازه می‌گیرد، و انسان را به سوی کمال سوق می‌دهد.

نکته کلیدی: قدرت و تقدیر در قرآن، به معنای اندازه‌گیری دقیق و تنگنای سازنده است که استعدادهای نهفته انسان را به فعلیت می‌رساند.

تصور کنید دیگی را که برای پختن غذا روی آتش است. اگر درش باز باشد، بخار می‌گریزد و چیزی نمی‌پزد. انسان هم همین‌گونه است. بدون فشار، بدون تنگنا، استعدادهایش به هدر می‌روند. «تقدیر» یعنی اندازه‌گیری دقیق، «قَدر» یعنی اندازه، و «قِدر» یعنی آن تنگنایی که انسان را به حرکت وا می‌دارد. در قرآن کریم آمده است:

قَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ

(طلاق: ۱۱) رزق او را اندازه‌گیری کرده است.

این آیه، نظم الهی را نشان می‌دهد که رزق و روزی انسان را با تنگنا و اندازه‌گیری به او می‌رساند تا به کمال برسد.

فشار، جوهره حیات

هستی بدون فشار نمی‌چرخد. مثل لاستیک ماشین که اگر بادش کم باشد، لَخ‌لَخ می‌کند و به جایی نمی‌رسد. انسانی که در گشادی و بی‌نظمی زندگی می‌کند، مانند همان لاستیک پنچر است. فشار، آن اهرمی است که تمام نظام خلقت را به حرکت درمی‌آورد. اگر در وجود انسان درد نباشد، سوزی نباشد، تنگنایی نباشد، او مرده است. مرگ، دو گونه است: یکی مرگ جسمانی که زیر خاک می‌رود، و دیگری مرگ وجودی، که انسان زنده است اما فسیل شده؛ گشاد و بی‌قید، بدون تقدیر و اندازه.

نکته کلیدی: مرگ وجودی، نتیجه گشادی و فقدان تنگنای سازنده است که انسان را از رشد و کمال بازمی‌دارد.

یادم می‌آید روزگاری که در حوزه درس می‌خواندم، گاه با خودم فکر می‌کردم که چرا این‌قدر سخت‌گیری؟ چرا این‌قدر نظم و انضباط؟ اما حالا می‌فهمم که بدون این تنگناها، هیچ‌کس به جایی نمی‌رسد. مثل الاغی که اگر کمربندش را شل ببندند، بدنش زخمی می‌شود. انسان هم اگر تنگناهایش را سفت نبندد، زخمی وجودش می‌شود.

نقش مربی در تربیت

مربی، مانند کسی است که کمربند حیوان را سفت می‌بندد. باید تنگناها را محکم کند، وگرنه انسان در گشادی غرق می‌شود. یاد کلامی از امیرالمؤمنین (ع) می‌افتم که فرمود اگر یارانی داشت، با شلاق آن‌ها را تربیت می‌کرد. نه اینکه شلاق واقعی باشد، بلکه منظور، تنگنای تربیتی است که انسان را به حرکت وا می‌دارد. نظام آموزشی ما، گاه این تنگناها را شل می‌بندد. نتیجه‌اش می‌شود انسانی که سال‌ها درس می‌خواند، اما به جایی نمی‌رسد.

نکته کلیدی: مربی با ایجاد تنگناهای سازنده، انسان را از گشادی و بی‌نظمی به سوی کمال هدایت می‌کند.

یادم می‌آید روزی در حوزه، یکی از طلاب را دیدم که به گدایی افتاده بود، اما چه گدایی‌ای! چنان حرفه‌ای شده بود که برای گرفتن مهر و تسبیح هم اصرار می‌کرد. گفتم: «آقا، این چه کاری است؟» گفت: «مهرت را بده!» خنده‌ام گرفت، اما در دلم تأسف خوردم. این گشادی، این بی‌نظمی، انسان را به جایی می‌رساند که به جای رشد، به انحطاط می‌افتد.

درد، لازمه رشد

انسان باید درد را طلب کند، اما دردی که پاره‌اش نکند، بلکه بیدارش کند. خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب‌های تربیتی‌اش می‌گفت: «خودت را بسوزان، وگرنه نفله می‌شوی.» این سوز، همان فشار درونی است که انسان را از رخوت بیرون می‌آورد. بدون این سوز، بدون این درد، هیچ کمالی به دست نمی‌آید.

بخش دوم: صفا و صمیمیت در علم دینی

حوزه‌های ما، روزگاری پر از صفا و صمیمیت بود. طلاب کنار هم می‌نشستند، نان و پنیرشان را تقسیم می‌کردند، و از علم و عرفان لذت می‌بردند. اما حالا، گاه می‌بینم که این صفا کم شده. همه از هم فرار می‌کنند. یادم می‌آید شبی در حوزه، بحثی شد درباره روایتی که می‌گفت خوردن پیاز در شب جمعه کراهت دارد، چون ملائکه را دور می‌کند. با خنده گفتم: «مگر من منت ملائکه را می‌کشم؟» اما بعد فکر کردم، این روایت به ما می‌آموزد که محیط و رفتارمان، قوت معنوی‌مان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نکته کلیدی: صفا و صمیمیت در علم دینی، لازمه جذب انرژی معنوی است که با رفتار و محیط مناسب تقویت می‌شود.

علم و عرفان، مانند ظرفی هستند که باید ظرفیت نگه‌داشتن انرژی آن‌ها را داشته باشند. اگر ظرف وجودمان سفالین و شکننده باشد، یک قطره عرفان هم در آن نمی‌ماند. در قرآن کریم آمده است:

لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَىٰ رُكْنٍ شَدِيدٍ

(هود: ۸۰) کاش برای من در برابر شما نیرویی بود یا به پناهگاهی استوار پناه می‌بردم.

این آیه، نیاز به قوت و پناهگاه معنوی را نشان می‌دهد. ایمان واقعی، آن است که به آنچه نزد خداست، یقین بیشتری داشته باشیم تا آنچه در دستمان است. روایتی داریم که می‌فرماید: «ایمان در قلب کسی وارد نمی‌شود مگر اینکه به آنچه نزد خداست یقین بیشتری داشته باشد تا آنچه در دست اوست.» این یقین، همان قوت وجودی است که انسان را از وابستگی به مادیات آزاد می‌کند.

بخش سوم: نقدی بر نظام آموزشی علم دینی

یادم می‌آید یکی از عالمان دینی می‌گفت: «بیست سال ادبیات عرب خوانده، اما دو کلمه عربی نمی‌تواند صحبت کند.» این، همان ناکارآمدی نظام آموزشی است. در قرآن کریم آمده است:

لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا

(بقره: ۲۶۴) آن‌ها بر چیزی از آنچه کسب کرده‌اند توانایی ندارند.

دانشی که به عمل نیاید، نفله می‌شود. روزی یکی از طلاب را دیدم که پس از سال‌ها تحصیل، گفت: «من بلد نیستم عربی صحبت کنم.» گفتم: «تو که این‌همه خواندی، چرا به کار نبستی؟» این، نقدی است به نظام آموزشی ما که گاه به حفظ و تکرار محدود می‌شود، نه به خلق توانایی.

نکته کلیدی: نظام آموزشی علم دینی باید به توانایی‌های عملی منجر شود، نه صرفاً حفظ و تکرار صوری.

یاد عالمان گذشته می‌افتم. مرحوم آخوند خراسانی چنان به شاگردش، آقا ضیاء، وابسته بود که اگر او در درس نبود، درسش را قاطی می‌کرد. یا دختر علامه حلی، که به دلیل ترک واجب توسط پدرش، پشت سر او نماز نخواند. این‌ها نشان از تنگناهای سفت و محکمی دارد که عالمان گذشته را به کمال رساند. آثاری مثل «تبصرة المتعلمین» یا «لمعه» در تنگناهای سخت نوشته شدند، نه در گشادی و بی‌نظمی.

جمع‌بندی

این گفتگوها، دعوتی است به تأمل در تنگناها و فشارهایی که انسان را به سوی کمال می‌برند. از دیگ تحت فشار تا لاستیک ماشین، از کمربند حیوان تا نظام تربیتی حوزه، همه نشان از یک حقیقت دارند: بدون تنگنا، بدون انضباط، هیچ استعدادی شکوفا نمی‌شود. علم دینی ما، اگر بخواهد پویا و اثرگذار باشد، باید از گشادی و صوری‌گری فاصله بگیرد و به سوی خلق قوت و توانایی حرکت کند. این درس‌گفتارها، بخشی از تجربه‌هایم در مسیر علم و معرفت است که امیدوارم شما را به تأمل در این حقایق دعوت کند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)