گفتگوهای صمیمی 260

متن تحقیق






گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 260

مقدمه

در این مجموعه، که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیده‌ام، خاطراتی از تأملات و دغدغه‌هایم درباره چیستی علم، جایگاه حوزه‌های علمیه، و ضرورت بازسازی نظام علمی دینی را به اشتراک می‌گذارم. این گفتارها، که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند، در اینجا با جزئیات و عمق بیشتری بازگو می‌شوند تا شما را به دنیای اندیشه‌ها و تجربه‌هایم دعوت کنند. آنچه پیش‌رو دارید، نه‌تنها تأملی بر مسائل علمی و دینی است، بلکه روایتی صمیمی از دغدغه‌هایم برای احیای نقش حوزه‌ها به‌عنوان ورثه انبیا. با من همراه شوید تا در این مسیر، از چیستی علم تا افق‌های تحول در حوزه‌های علمیه را کاوش کنیم.

بخش اول: جست‌وجوی ماهیت علم و علم قدرتی

سال‌ها پیش، هنگامی که در حجره‌ای ساده در حوزه علمیه نشسته بودم و به گفت‌وگوهای علمی طلاب گوش می‌دادم، پرسشی عمیق ذهنم را مشغول کرد: علم چیست؟ این پرسش، که شاید در نگاه نخست ساده به نظر آید، ریشه‌ای ژرف در دغدغه‌هایم داشت. علم را نمی‌توان با تعاریف کلی و شعاری، مانند «نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء»، محدود کرد. چنین تعریفی، هرچند زیبا، راه به جایی نمی‌برد. من به دنبال پاسخی ملموس بودم؛ پاسخی که نه‌تنها چیستی علم را روشن کند، بلکه مرز میان علم و غیرعلم، و مهم‌تر از آن، علم قدرتی و معلومات بی‌اثر را مشخص سازد.

در یکی از جلسات درس، طلبه‌ای جوان با شور و شوق از آموخته‌هایش سخن می‌گفت، اما سخنانش پراکنده و فاقد جهت بود. به او گفتم: «علم، آن‌گاه علم است که قدرتی در آن باشد؛ قدرتی که بتواند جامعه را متحول کند، تمدن را پیش ببرد، و انسان را به خدا نزدیک‌تر سازد.» این سخن، جرقه‌ای در ذهنم زد: حوزه‌های علمیه باید علمی تولید کنند که نه‌تنها معرفتی، بلکه تحول‌آفرین باشد. علمی که صرفاً به انباشت معلومات منجر شود، مانند کتابی است که در قفسه خاک می‌خورد؛ زیبا اما بی‌فایده.

نکته کلیدی: علم قدرتی، دانشی است که توانایی تغییر و تحول در جامعه و تمدن را دارد. حوزه‌ها باید از انباشت معلومات به سوی تولید چنین علمی حرکت کنند.

این تأمل مرا به یاد آیه‌ای از قرآن کریم انداخت که در آن، داستان داود و جالوت روایت شده است. خداوند در سوره بقره می‌فرماید:

فَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ

«پس چون به مصاف جالوت و سپاهیانش رفتند، گفتند: پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز و گام‌هایمان را استوار دار و ما را بر قوم کافر پیروز گردان. پس به اذن خدا، آنان را شکست دادند و داود، جالوت را کشت و خدا به او پادشاهی و حکمت عطا کرد و از آنچه می‌خواست به او آموخت.»

این آیه برایم روشن کرد که علم داود، علمی قدرتی بود؛ نه‌تنها معرفتی نظری، بلکه نیرویی عملی که او را قادر ساخت تا جالوت را شکست دهد و ملتی را هدایت کند. حوزه‌های علمیه نیز باید چنین علمی تولید کنند؛ علمی که نه‌تنها معرفت می‌آفریند، بلکه قدرت تحول در عالم را دارد.

بخش دوم: ضرورت نظام‌مندی در حوزه‌های علمیه

سال‌ها در حوزه تدریس کرده‌ام و شاهد بوده‌ام که طلاب با اشتیاق وارد حوزه می‌شوند، اما بدون برنامه‌ای روشن، در دام روزمرگی گرفتار می‌شوند. روزی در یکی از جلسات، طلبه‌ای از من پرسید: «استاد، ما چه باید بخوانیم؟» پاسخ دادم: «تا ندانیم چه علمی حوزوی است و چه علمی دانشگاهی، چگونه می‌توانیم مسیر را بیابیم؟» این پرسش، مرا به تأمل واداشت که حوزه‌های ما نیازمند ساختاری نظام‌مند برای شناسایی علوم هستند. باید دفتری، نهادی، یا حتی تیمی باشد که مشخص کند چه چیزی علم است، چه چیزی علم قدرتی است، و چه چیزی در حیطه وظایف ماست.

یادم می‌آید روزی در یکی از حوزه‌ها، عالمی فاضل را دیدم که هم درس فقه می‌داد و هم در خانه‌اش مطب دندان‌پزشکی داشت. در میانه درس، بیماری با درد دندان وارد شد و او درس را رها کرد تا دندان بیمار را بکشد. با خود گفتم: «این چه حوزه‌ای است که عالم آن باید همه‌چیزدان باشد؟» نه اینکه دندان‌پزشکی کاری ناپسند باشد، اما عالم دینی باید بر وظیفه اصلی خود متمرکز شود. حوزه باید مرزهای خود را بشناسد؛ ادبیات فارسی و عربی را به دانشگاه‌ها واگذار کند و بر علوم دینی که رسالت اوست، تمرکز یابد.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمیه باید با ایجاد ساختاری نظام‌مند، علوم حوزوی را از علوم دانشگاهی متمایز کنند تا از پراکندگی وظایف و تداخل مسئولیت‌ها جلوگیری شود.

بخش سوم: قرآن، محور علم قدرتی

یکی از شب‌هایی که در خلوت خود به قرآن تأمل می‌کردم، آیه‌ای از سوره هود مرا به خود مشغول کرد:

فَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ

«و چون فرستادگان ما به سوی لوط آمدند، از آمدنشان اندوهگین شد و دل‌تنگ گردید و گفت: امروز روز سختی است.»

این آیه مرا به فکر فرو برد. لوط، پیامبری بزرگ، در برابر قوم خود ناتوان بود، اما هنگامی که قدرت الهی با سنگ‌های سجیل منظود و مسومه نازل شد، عالم دگرگون گشت. این سنگ‌ها، که قرآن آن‌ها را با دقت توصیف می‌کند، برایم نمادی از علم قدرتی شدند؛ علمی که نه‌تنها معرفت می‌آفریند، بلکه قادر است عالم را تغییر دهد. به طلابم گفتم: «اگر حوزه‌های ما بتوانند از قرآن چنین علمی استخراج کنند، آیا دنیا متحول نخواهد شد؟»

این پرسش مرا به یاد خاطره‌ای از دوران انقلاب انداخت. در آن روزها، برخی می‌گفتند که جوانان ما حتی نمی‌دانند چگونه اسلحه را به دست بگیرند. اما چند سال بعد، همین جوانان با ایمان و اراده، فناوری‌های پیشرفته‌ای تولید کردند که جهانیان را شگفت‌زده کرد. چرا حوزه‌های ما نتوانند چنین تحولی را در علوم دینی رقم بزنند؟ قرآن، کتابی است که از تصرف در تکوین، جن، و برزخ سخن می‌گوید. اگر ما ورثه انبیا هستیم، باید این علوم را استخراج کنیم و به کار ببندیم.

نکته کلیدی: قرآن کریم منبعی بی‌پایان برای استخراج علم قدرتی است. حوزه‌ها باید با پروژه‌سازی علمی، این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند.

بخش چهارم: نقد روزمرگی و دعوت به تحول

در یکی از جلسات درس، طلبه‌ای از من پرسید: «استاد، چرا حوزه‌ها انگیزه‌ای برای نوآوری ندارند؟» پاسخ دادم: «چون ما گرفتار تکرار و روزمرگی شده‌ایم. طلبه‌ای که صبح تا شب صرف و نحو می‌خواند، اما نمی‌داند این علم به کجا می‌انجامد، چگونه می‌تواند انگیزه داشته باشد؟» این گفت‌وگو مرا به یاد کتاب‌های قدیمی مانند جامع المقدمات و نصاب الصبيان انداخت. این متون، روزگاری پایه آموزش حوزوی بودند، اما امروز پاسخ‌گوی نیازهای زمان نیستند. حوزه‌ها باید برنامه‌ای روشن برای شش ماه، ده سال، یا حتی صد سال آینده داشته باشند.

روزی در یکی از حوزه‌ها، عالمی را دیدم که با افتخار از منبرهایش سخن می‌گفت، اما وقتی از او پرسیدم: «این منبرها چه تحولی در جامعه ایجاد کرده‌اند؟» سکوت کرد. به او گفتم: «علم دینی باید قدرتی باشد؛ باید جامعه را هدایت کند، نه اینکه در تکرار الفاظ و مفاهیم بماند.» این تجربه مرا به این باور رساند که حوزه‌ها باید از قوه به فعل درآیند؛ باید ظرفیت‌های بالقوه خود را به دستاوردهای بالفعل تبدیل کنند.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمیه باید از روزمرگی و تکرار به سوی نوآوری و تولید علم قدرتی حرکت کنند تا نقش خود را به‌عنوان ورثه انبیا ایفا کنند.

نتیجه‌گیری

این گفتگوهای صمیمی، که از عمق قلب و تجربه‌هایم برآمده‌اند، دعوتی است به تأمل در رسالت حوزه‌های علمیه. من، به‌عنوان یک عالم دینی، باور دارم که حوزه‌ها باید از انباشت معلومات به تولید علم قدرتی روی آورند؛ علمی که نه‌تنها معرفت می‌آفریند، بلکه جامعه و تمدن را متحول می‌کند. با تأمل در آیات قرآن و بازسازی نظام علمی حوزه‌ها، می‌توانیم به جایگاه ورثه انبیا بازگردیم. این مسیر، دشوار اما ممکن است؛ کافی است با برنامه‌ریزی، نظام‌مندی، و ایمان به قرآن، گام‌هایمان را استوار کنیم.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)