متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۲۷۳
مقدمه
این گفتار، بازتاب تأملات من در باب فرهنگ عامه، علم دینی، مراتب توحید و جایگاه انسان در عالم هستی است که در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. این روایتها، نهتنها شرح تجربههای زیستهام، بلکه دعوتی است به تأمل در حقیقت وجود و پویایی حیات معنوی. من، بهعنوان یک طلبه و معلم، تلاش کردهام با نگاهی فلسفی و عرفانی، زوایای پنهان فرهنگ و باورهایمان را بکاوم و شما را به این سفر معرفتی دعوت کنم.
بخش اول: فرهنگ عامه و ادراکات خیالی
در گذشته، رسم بود که اجساد را شبهنگام در حمام یا مسجد نگه میداشتند، چون شستوشوی آنها در تاریکی ممکن نبود. خودم بارها شاهد این صحنهها بودم؛ اجسادی که در حمام یا مسجد آرام گرفته بودند تا صبح فرا برسد. اما این رسم، گاه به داستانهای عجیبی منجر میشد. برخی ادعا میکردند که مرده در حمام راه افتاده یا آنها را دنبال کرده است. یک بار شنیدم که فردی شجاع میگفت: «مرده مرا دنبال کرد، یقهاش را گرفتم و زدمش تا افتاد توی آب!» و بعد خودش از ترس غش کرد. این روایتها، گرچه خندهدار به نظر میآیند، اما نشاندهنده تأثیر عمیق فرهنگ عامه بر ادراکات ماست.
بهعنوان یک فیلسوف، باور دارم که باید وجود را آنگونه که هست، عاری از خیالات، ببینیم. در حکمت متعالیه، همه موجودات دارای حیات ذاتیاند و حرکت از زنده به زنده منتقل میشود، نه از مرده. این ادراکات خیالی، مانع درک حقیقت پویای عالم میشوند.
بخش دوم: نقد روشهای آموزشی در علم دینی
سالها تدریس در حوزه به من آموخت که آموزش فلسفه نیازمند تحول است. بسیاری از طلاب، بدون پیشنیازهای لازم، وارد این رشته میشوند و صرفاً به حفظ متون و تکرار سخنان اساتید بسنده میکنند. این روش، خلاقیت و تفکر عمیق را سرکوب میکند. پیشنهاد من این است که آزمونهای ورودی دقیقی طراحی شود و مبادی فلسفه بهصورت نظاممند آموزش داده شود.
علم دینی، بهویژه فلسفه، باید با جهان خارج ارتباط برقرار کند. اگر در انزوا بمانیم، نمیتوانیم در برابر نقدهای جهانی محک بخوریم. باید درهای حوزه را به روی دنیا باز کنیم و گفتوگوهای علمی را تقویت کنیم.
بخش سوم: جعل احادیث و چالش اصالت
در گذشته، برخی احادیث جعلی میساختند. خودم هم زمانی در جوانی، با مهارت، حدیثی ساختم: «آخِرُ مَنْ يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا الْمُفْلِسُ» (آخرین کسی که از دنیا میرود، مفلس است). این حدیث، از نظر لفظی و معنایی زیبا بود، اما بعدها پشیمان شدم و آنها را دور ریختم. با این حال، گاهی حسرت میخورم، چون این متون، اگرچه جعلی بودند، ارزش ادبی و معنایی داشتند.
«مفلس» در این حدیث، نه فقیر مادی، بلکه کسی است که از نظر وجودی و معنوی تهی است. این تمایز، عمق مفاهیم اسلامی را نشان میدهد. اما جعل، حتی با نیت خیر، عملی غیراخلاقی است. قرآن کریم میفرماید:
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
(قرآن کریم، بقره: ۲۳ – پس اگر راست میگویید، سورهای مانند آن بیاورید)
این آیه، اعجاز قرآن را نشان میدهد. هیچ جعلی نمیتواند به عمق و اصالت قرآن برسد.
بخش چهارم: مراتب توحید و تجربه مرگ
توحید، محور حیات معنوی است. سه مرتبه توحید را آموختهام: «بِحَوْلِ اللَّهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ» (با نیروی خدا برمیخیزم و مینشینم)، «لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (هیچ نیرو و قوتی جز با خدا نیست)، و «لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ» (هیچ معبودی جز خدا نیست). پیامبر (ص) از روز نخست فرمود: «قُولُوا لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا» (بگویید هیچ معبودی جز خدا نیست تا رستگار شوید).
یادم میآید روزی در مردهشورخانه، فیلمی از شستوشوی اجساد دیدم. آن صحنهها مرا به گفتن «لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ» واداشت. یک بار، چهل سال پیش، کفن پوشیدم تا مرگ را تجربه کنم. وقتی سر و ته کفن را بستند، گویی همه چیز تمام شد. در آن لحظه، حقیقت توحید را با تمام وجود حس کردم: همه چیز فانی است جز خدا.
عارف در هر لحظه «لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ» را با قلبش درک میکند، چه در کفن باشد، چه در زندگی.
بخش پنجم: نفی دیوارهای وجودی و جایگاه انسان
صبح امروز، در قبرستان قدم میزدم و با خود زمزمه میکردم: ما کجای عالم هستی هستیم؟ عالم هستی دیوارهای ندارد. تقسیمبندیهایی مانند عالم ماده، مثال و عقل، صرفاً ذهنیاند. در حکمت متعالیه، عالم یکپارچه و متصل به حقیقت الهی است.
بحثهای کلامی که عوالم را جدا از هم میدانند، علمی نیستند. اینها ما را از درک حقیقت بازمیدارند. انسان، بهعنوان خلیفه الهی، جایگاهی محوری در عالم دارد و باید با تأمل در وجود خود، این جایگاه را درک کند.
بخش ششم: نفی خودمحوری و قدرت نامتناهی
یکی از عالمان دینی میگفت: «نگو من کاری کردم، دیگران در تو اثر دارند.» همه اعمال به نیروی الهی وابستهاند. انسان، در پرتو توحید، میتواند قدرتی نامتناهی داشته باشد و همه هستی را با دستانش بلند کند، چون به حقیقت بیکران الهی متصل است.
برای درک این حقیقت، باید تمرین کنیم. باید با خود خلوت کنیم، سبک و سنگین کنیم و ببینیم آیا خودمان عمل میکنیم یا دیگران در ما اثر دارند. این تأمل، ما را به پویایی وجودی میرساند.
جمعبندی
این گفتگوها، تأملاتی است در فرهنگ عامه، علم دینی، توحید و جایگاه انسان. از داستانهای خیالی مردگان تا نقد روشهای آموزشی، از تجربه کفنپوشیدن تا تأمل در قبرستان، همه اینها دعوتی است به بازاندیشی در حیات وجودی. علم دینی باید با جهان گفتوگو کند، از جعل پرهیز کند و به سوی اصالت حرکت کند. توحید، محور رستگاری است و تأمل در مرگ، ما را به این حقیقت نزدیک میکند. امیدوارم این گفتارها، شما را به سفری معرفتی دعوت کند که در آن، حقیقت وجود و پویایی حیات را با تمام وجود حس کنید.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!