متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 288
مقدمه
این مجموعه، روایتهایی است از زندگی و تأملات من که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. این خاطرات، آیینهای از تجربیات، تأملات معنوی و دغدغههای علمی من است که با زبانی صمیمی و از نگاه اول شخص روایت میشود. هر بخش، پنجرهای است به سوی لحظههایی که مرا شکل دادهاند: از مواجهه با نیازمندان و تأمل در معارف نهجالبلاغه تا نقد خرافات و بازسازی سنتهای اصیل. این روایتها نهتنها بازتابدهنده زندگی من، بلکه دعوتی است به تأمل در مسائل اجتماعی، دینی و فلسفی که همگان را به سوی حقیقت و حکمت رهنمون میسازد.
بخش اول: کرامت در مواجهه با نیازمندان
روزی مردی نیازمند نزد من آمد و با لحنی آکنده از درد، از سختیهای زندگیاش گفت. تازه از بیمارستان بازگشته بود و قلبش را جراحی کرده بودند. با صدایی لرزان از من خواست که راهی برای کمک به او نشان دهم. من به او گفتم: «پدرجان، به دفاتر عالمان دینی در خیابان ارم برو. آنجا با احترام و عزت با تو رفتار میکنند و از منابعی که برای فقرا و ضعفا در نظر گرفته شده، به تو کمک خواهند کرد.» این لحظه برایم یادآور وظیفهای عظیم بود: حفظ کرامت انسانی نیازمندان، که ریشه در اخلاق اسلامی دارد.
قرآن کریم میفرماید: وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ (سوره ضحی، آیه 10)؛ یعنی سائل را مران. این آیه مرا به یاد مسئولیت سنگین حفظ کرامت انسانها میاندازد. در آن لحظه، احساس کردم که هدایت این مرد به نهادی معتبر، نهتنها نیاز مادی او را برطرف میکند، بلکه اعتمادش به جامعه دینی را نیز تقویت میکند.
بخش دوم: ضرورت پیرایهزدایی از علم دینی
سالها تجربه در حوزه علمیه به من آموخت که علم دینی ما گرفتار خرافات و پیرایههایی است که مانع پویایی آن میشود. روزی در جمع شاگردانم گفتم: «تا زمانی که در نظام اسلامی، بخشی ویژه برای پیرایهزدایی از علم دینی تأسیس نشود، ما همچنان در دام خرافات گرفتار خواهیم بود.» این سخن از عمق قلبم برمیخاست، چرا که دیدهام چگونه باورهای نادرست، راه حقیقت را سد میکنند.
قرآن کریم میفرماید: وَٱتَّبِعُوٓاْ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ (سوره زمر، آیه 55)؛ یعنی از بهترین آنچه از پروردگارتان به شما نازل شده، پیروی کنید. این آیه مرا به این باور رساند که علم دینی باید از هرچه غیراصیل است، پاک شود تا به حقیقت ناب اسلامی نزدیکتر گردد.
بخش سوم: نقد ادعاهای بیاساس در علم
روزی مردی نزدم آمد که ادعا میکرد بر «هجده هزار عالم» مسلط است. با لبخند به او گفتم: «مشکلت را روی زمین بگو، چیست؟» وقتی پرده از دلش برداشت، گفت که همسرش او را ترک کرده و زندگیاش فروپاشیده است. به او گفتم: «این همه ادعای علم داری، اما نتوانستی زندگی خودت را حفظ کنی؟» این لحظه برایم یادآور این حقیقت بود که علم حقیقی، باید در خدمت حل مسائل واقعی زندگی باشد.
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌ (سوره اسراء، آیه 36)؛ یعنی چیزی را که به آن علم نداری، دنبال مکن. این آیه مرا به فروتنی در برابر علم و تمرکز بر مسائل واقعی زندگی رهنمون ساخت.
بخش چهارم: محدودیت معرفتی انسان
همیشه به شاگردانم میگفتم: انسان در هر مرحله از وجودش، از حقیقت مرحله بعدی بیخبر است. در رحم مادر، از دنیای بیرون جاهل است؛ در دنیا، از عالم برزخ غافل است؛ و در برزخ، از قیامت بیخبر. این محدودیت، مرا به فروتنی در برابر علم الهی دعوت میکرد.
قرآن کریم میفرماید: وَٱللَّهُ أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡـًٔا (سوره نحل، آیه 78)؛ یعنی خدا شما را از شکم مادرانتان در حالی که چیزی نمیدانستید، بیرون آورد. این آیه، یادآور جهل اولیه ما و نیاز به یادگیری مداوم است.
بخش پنجم: عظمت نهجالبلاغه و فروتنی در علم
در آخرین روزهای حیات یکی از عالمان بزرگ، او برایم تعریف کرد که در خواب دیدم نهجالبلاغه زیر بغلم است و به سوی درس امیرالمؤمنین (ع) در بهشت میدوم. گفت: «ما تازه میخواهیم نهجالبلاغه را بخوانیم و بفهمیم، در حالی که سالها شرح بر آن نوشتهایم بدون فهم عمیق.» این سخن چنان مرا تکان داد که دریافتم عظمت نهجالبلاغه فراتر از فهم ماست و باید با فروتنی به آن نزدیک شویم.
قرآن کریم میفرماید: يُؤۡتِي ٱلۡحِكۡمَةَ مَن يَشَآءُ (سوره بقره، آیه 269)؛ یعنی حکمت را به هر که بخواهد میدهد. نهجالبلاغه، نمونهای از این حکمت الهی است که باید با اشتیاق و تواضع به آن نزدیک شد.
بخش ششم: واگذاری مسائل به اهل فن
همیشه به شاگردانم تأکید میکردم که تا بر موضوعی احاطه کامل ندارید، در آن سخن نگویید و آن را به اهلش واگذار کنید. این اصل، ریشه در اخلاق علمی اسلامی دارد و مرا به یاد آیهای میاندازد که میفرماید: فَٱسۡـَٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ (سوره نحل، آیه 43)؛ یعنی اگر نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید.
بخش هفتم: زیارت عتبات و انس با اماکن مقدس
در طول عمرم، تنها دو بار توفیق زیارت عتبات عالیات نصیبم شد. پس از سقوط صدام، به کربلا رفتم. هر روز به فرات میرفتم، غسل میکردم و در اطراف حرم میگشتم تا برکات معنوی آن را حس کنم. این تجربه، روحم را جلا داد و مرا به خدا نزدیکتر کرد.
قرآن کریم میفرماید: فِيهِ ءَايَٰتٌۢ بَيِّنَٰتٌ مَّقَامُ إِبۡرَٰهِيمَ (سوره آلعمران، آیه 97)؛ یعنی در آن نشانههای آشکاری است، مقام ابراهیم. این آیه، مرا به درک برکات اماکن مقدس رهنمون ساخت.
بخش هشتم: ارزش روشهای سنتی در ساخت
قدیمیها برای ساخت خشت دیوار، صبر و حوصلهای بینظیر داشتند. گلی را که هفتاد سال لگد میکردند، چنان مقاوم میشد که زلزله هم آن را فرو نمیریخت. خودم در ارگ بم دیدم که تنها کمی خاک از آن فرو ریخته بود. این دقت، در تهیه خمیر نان هم دیده میشد. خمیری که با حوصله ورز داده شود، نانی سالم و زنده تولید میکند.
قرآن کریم میفرماید: وَٱصۡبِرۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ (سوره هود، آیه 115)؛ یعنی شکیبا باش که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند.
بخش نهم: نقد شتابزدگی در تولید مدرن
امروزه، گندم را پیش از آنکه زنده شود، به آرد و نان تبدیل میکنند. این نان، چون از مواد مرده تهیه شده، به سلامت انسان آسیب میرساند. در ذبح شرعی هم، حیوان در حالت بیهوشی ذبح میشود و گوشتش روح ندارد. این شتابزدگی، مرا به یاد ضرورت بازگشت به روشهای اصیل میاندازد.
قرآن کریم میفرماید: كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ (سوره بقره، آیه 57)؛ یعنی از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم، بخورید.
بخش دهم: دعوت به دلایل، نه اعتقادات
روزی جوانی نزدم آمد و از پدرش شکایت کرد که همهچیز برایش مردم است، نه خدا و دین. گفتم: «ما نباید مردم را به اعتقاداتمان دعوت کنیم، بلکه به دلایلمان.» باید به اصول برسیم، نه فروع. این باور، مرا به سوی منطق و استدلال در دیانت هدایت کرد.
قرآن کریم میفرماید: ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِ (سوره نحل، آیه 125)؛ یعنی با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن.
بخش یازدهم: نقد مردمزدگی
آن جوان گفت: «پدرم فقط به نظر مردم اهمیت میدهد، نه به حقیقت و دین.» این سخن، مرا به تأمل واداشت که چگونه فشارهای اجتماعی میتوانند انسان را از اصول دینی دور کنند. به او گفتم: «تو خودت باش، نه آنچه مردم میخواهند.»
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ (سوره ص، آیه 26)؛ یعنی از هوی و هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا گمراه میکند.
بخش دوازدهم: دوگانگیهای اجتماعی در اوایل انقلاب
در اوایل انقلاب، با گروهی به شهری سفر کردیم. در دو راهی، دو نفر ما را به خانههایشان دعوت کردند: یکی برای نماز، دیگری برای شام. به خانهای رفتیم که گفتند شام مفصلی دارد، اما فقط نان و پنیر و خرما آوردند. وقتی اعتراض کردم، ما را به اتاقی دیگر بردند که پر از برنج و گوشت بود. به دوستانم گفتم: «مواظب باشید یک بوم و دو هوا نشوید. این دوگانگیها، نشانه نابرابری است.»
قرآن کریم میفرماید: وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡـًٔا وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًا (سوره نساء، آیه 36)؛ یعنی خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک قرار ندهید و به والدین احسان کنید.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتهایی از زندگی من است که هر یک، درسهایی از حکمت، معرفت و تعهد به حقیقت را در خود نهفته دارد. از مواجهه با نیازمندان تا تأمل در عظمت نهجالبلاغه، از نقد خرافات تا تأکید بر روشهای اصیل، همه این خاطرات دعوتی است به سوی پویایی فرهنگ دینی و حفظ عدالت و کرامت در جامعه. امیدوارم این روایتها، خواننده را به تأمل در حقیقت و حکمت دعوت کند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!