متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۲۹۰)
مقدمه
من، محمدرضا نکونام، در این مجموعه که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیدهام، خاطراتی از سالهای عمر و تأملاتم را با شما به اشتراک میگذارم. این روایتها، گاه بهصورت گذرا در درسگفتارهایم ذکر شدهاند، اما اکنون فرصتی است تا آنها را با عمق و تفصیل بیشتری بازگو کنم. این گفتار، که از جلسه ۲۹۰ درسگفتارهایم برگرفته شده، تأملی است بر مفهوم اقتدار، مشروعیت، و چالشهای علم دینی در تاریخ اسلام. آنچه پیش روی شماست، نهتنها شرحی از تجربیات شخصی من، بلکه نگاهی عمیق به ضرورت اقتدار در رهبری دینی است که با آگاهی و سلامت پیوند خورده است. این گفتگوها را با صداقت و صمیمیت برای شما بازگو میکنم، گویی در کنارتان نشستهام و از دل سخن میگویم.
بخش اول: اقتدار، رکن مشروعیت دینی
خاطرهای از طنز و تأمل
روزی با یکی از عالمان دینی همسخن شدم. خدا رحمتش کند، میگفت: «اگر جایی پول پیدا کردی، بیاور تا بهعنوان سهم امام قبول کنم!» خندهام گرفت. گفتم: «اگر من پولی پیدا کنم، خودم برمیدارم و میخورم! تو چه قبول کنی؟ حالا اگر تو پیدا کردی، من قبول میکنم!» او با جدیت گفت: «من ولیالله اعظم هستم!» این گفتوگو، هرچند طنزآمیز بود، مرا به فکر فرو برد. ادعای ولایت، بدون اقتدار واقعی، چه ارزشی دارد؟ این خاطره، که در ذهنم حک شده، مرا به تأمل در معنای واقعی مشروعیت و اقتدار در دین واداشت.
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَشۡتَرُواْ بِـَٔايَٰتِي ثَمَنًا قَلِيلًا (سوره بقره، آیه ۴۱)؛ «و آیات مرا به بهای اندک نفروشید.» این آیه مرا به یاد آن گفتوگو میاندازد. کسی که ادعای ولایت دارد، باید از وابستگی مالی و معنوی به غیرخدا آزاد باشد. این تجربه، که در جوانی ذهنم را مشغول کرد، مرا به این باور رساند که اقتدار، نهتنها در مال، بلکه در اراده و استقلال باطنی ریشه دارد.
اقتدار انبیا و اولیا
در طول تاریخ، انبیا و اولیای الهی را دیدهام که همگی سه ویژگی داشتند: آگاهی، سلامت، و اقتدار. هیچ پیامبری را نمییابید که سست و ناتوان بوده باشد. شاید دشمنانشان گاه بر آنها چیره میشدند، اما این شکست ظاهری بود. اقتدار باطنی آنها، ریشه در ایمان و ارتباطشان با خدا داشت. قرآن کریم میفرماید: وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ (سوره نحل، آیه ۳۶)؛ «و بهراستی در هر امتی پیامبری برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید.» این آیه، مرا به یاد رسالت انبیا میاندازد که با اقتدار، جوامع را هدایت کردند.
این تأمل، مرا به این نتیجه رساند که اقتدار، نهتنها در قدرت ظاهری، بلکه در توان هدایت و تأثیرگذاری بر جامعه نهفته است. انبیا، از آدم تا خاتم، همگی این اقتدار را داشتند. از یوسف که با حکمت و اقتدار بر مصر فرمان راند، تا سلیمان که با قدرت الهی جهان را مدیریت کرد، همگی نمونههایی از این حقیقتاند.
فرعون: اقتدار بدون سلامت
اما قدرت بهتنهایی کافی نیست. فرعون را ببینید! نامش بیش از هفتاد بار در قرآن آمده. این خود نشانهای از قدرت ظاهری اوست. اما چرا نامشروع بود؟ چون سلامت نداشت. قرآن کریم میفرماید: إِنَّ فِرۡعَوۡنَ عَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلَ أَهۡلَهَا شِيَعًا (سوره قصص، آیه ۴)؛ «بهراستی فرعون در زمین سرکشی کرد و اهل آن را به گروهها تقسیم نمود.» فرعون قدرت داشت، اما به دلیل فقدان سلامت و آگاهی الهی، ظالم شد. این درس بزرگی برای من بود: اقتدار بدون سلامت و آگاهی، به ظلم میانجامد.
بخش دوم: ضعف اقتدار در تاریخ علم دینی
وابستگی عالمان به حکام
در تاریخ اسلام، عالمان دینی گاه به دلیل وابستگی به دستگاههای حکومتی، از اقتدار مستقل محروم شدند. از ابنسینا گرفته تا دیگران، بسیاری را دیدهام که از این شهر به آن شهر میگریختند تا حمایت حکامی را جلب کنند. قرآن کریم هشدار میدهد: وَلَا تَرۡكَنُوٓاْ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ (سوره هود، آیه ۱۱۳)؛ «و به سوی کسانی که ظلم کردند متمایل نشوید که آتش شما را فرو میگیرد.» این وابستگی، علم دینی را از اقتدار و تأثیرگذاری محروم کرد.
این تجربه تاریخی، مرا به فکر واداشت که چرا علم دینی، که باید منشأ تحول باشد، گاه به انفعال کشیده شد؟ پاسخ را در فقدان اقتدار یافتم. عالمی که قدرت ندارد، چگونه میتواند مشروع باشد؟ این پرسش، سالها ذهنم را مشغول کرد.
خاطرهای از کودکی: آرامگاه و ضعف اقتدار
در کودکی، صحنهای ذهنم را جریحهدار کرد. شبهای جمعه، برخی عالمان به آرامگاهی میرفتند که برای یکی از رجال سیاسی ساخته شده بود. با احتیاط این طرف و آن طرف را نگاه میکردند، سپس داخل میشدند و قرآن میخواندند. در ازای آن، پنج تومان میگرفتند. این صحنه، که با چشمان خود دیدم، مرا به فکر فرو برد. چگونه عالمی که اقتدار ندارد، میتواند ولی امر باشد؟ قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَشۡتَرُواْ بِـَٔايَٰتِي ثَمَنًا قَلِيلًا (سوره بقره، آیه ۴۱)؛ «و آیات مرا به بهای اندک نفروشید.» این خاطره، مرا به این باور رساند که اقتدار، شرط اساسی مشروعیت است.
مردم اما هشیار بودند. آنها به زیارت آن آرامگاه میرفتند، اما با رفتارهایی نشان میدادند که این مکان را با اماکن مقدس اشتباه نمیگیرند. این هوشیاری مردم، مرا به تأمل در نقش اقتدار معنوی واداشت. ضریح حضرت معصومه (ع) را ببینید! اقتدار معنویاش از بسیاری مدعیان مرجعیت بیشتر است. مردم با احترام به آن پناه میبرند، چرا که اقتدار واقعی در آن نهفته است.
بخش سوم: تقلید و ضرورت اقتدار
نقد دیدگاه التزام
در گذشته، برخی میگفتند تقلید یعنی التزام؛ یعنی رسالهای بگیری، در خانه بگذاری، و خود را مقلد بدانی، بدون آنکه عمل کنی. این دیدگاه، انحرافی بزرگ بود. تقلید، ظرف عمل است، نه حرف. قرآن کریم میفرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفۡعَلُونَ (سوره صف، آیه ۲)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید؟» تقلید، مانند دستبندی است که تو را با فقیه همراه میکند، اما این همراهی نیازمند اقتدار است.
عالمی را به یاد میآورم که در نودسالگی، با صداقت گفت: «نسیان به من عارض شده، دیگر از من تقلید نکنید.» این صداقت، نشانه اقتدار معنوی او بود. اما بسیاری دیگر، حتی این صداقت را نداشتند. تقلید از کسی که اقتدار ندارد، باطل است، حتی اگر اعلم باشد.
اقتدار در رهبری جامعه
رهبری جامعه، بدون اقتدار، ممکن نیست. آگاهی و سلامت بهتنهایی کافی نیستند. قرآن کریم میفرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡ (سوره نساء، آیه ۵۹)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا و پیامبر و اولیالامر از میان خودتان اطاعت کنید.» اولیالامر باید مقتدر باشد تا بتواند جامعه را هدایت کند. این درس را از تاریخ انبیا آموختم که همگی با اقتدار، جوامع را به سوی خدا رهنمون شدند.
جمعبندی
این گفتگوها، که از درسگفتارهایم برگرفته شده، تأملی است بر نقش اقتدار در مشروعیت دینی. از خاطره طنزآمیز گفتوگو با آن عالم تا مشاهدات کودکیام در آرامگاه، همگی مرا به این باور رساندند که اقتدار، رکنی اساسی در رهبری دینی است. انبیا و اولیای الهی، با پیوند آگاهی، سلامت، و اقتدار، جوامع را هدایت کردند. اما در تاریخ علم دینی، وابستگی به حکام و فقدان اقتدار، عالمان را از تأثیرگذاری محروم کرد. تقلید نیز، بدون اقتدار، به توهم تقلیل مییابد. این درسها را با شما به اشتراک گذاشتم تا شاید تأملی باشد برای بازسازی اقتدار دینی در جهان امروز.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!