متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۲۹۱)
مقدمه
من، محمدرضا نکونام، سالهاست که در مسیر علم و معرفت گام برمیدارم و در این راه، دغدغهام همواره این بوده که علم دینی، نهتنها در محافل حوزوی، بلکه در متن جامعه و زندگی مردم جاری شود. این گفتگوها، که از درسگفتارهایم برگرفته شدهاند، روایتی صمیمی از تأملاتم درباره جایگاه علم دینی در رهبری جامعه و نقد وضعیت کنونی آن است. آنچه در این مجموعه میخوانید، شرح لحظههایی است که در خلوت و جلوت، با شاگردان و همراهانم به اشتراک گذاشتهام؛ لحظههایی که گاه در کلاس درس، میان بحثهای علمی و معنوی، جرقهای از حقیقت در دلم روشن شده و مرا به گفتن و نوشتن واداشته است. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در این پرسش بنیادین: چگونه میتوان علمی دینی داشت که هم قدرتمند باشد، هم مردمی، و هم کارساز در حل مسائل جامعه؟
بخش اول: پوسیدگی علم دینی در دوران غیبت
وقتی به تاریخ علم دینی در دوران غیبت مینگرم، دلم از یک درد کهنه میسوزد. علمی که باید چراغ راه جامعه باشد، گاه در پیچوخمهای انزوا و کهنگی گرفتار شده است. روزگاری، علم دینی ما، که از سرچشمههای معرفت ائمه اطهار علیهمالسلام سیراب میشد، قدرتی داشت که دولتها را به تسلیم وامیداشت. اما در دوران غیبت، این علم از حقیقت و واقعیت خود دور شد. نه مردمی ماند، نه اجتماعی، و نه حتی رقابتی. گویی پوسیدگیای خاموش، ریشههایش را سست کرده است.
به یاد میآورم روزهایی را که در حوزه، میان کتابها و درسها، این پرسش در ذهنم جرقه میزد: چرا علم ما دیگر آن اقتدار پیشین را ندارد؟ چرا نمیتواند چون گذشته، جامعه را هدایت کند؟ قرآن کریم میفرماید: وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلًا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَٰلِحًا (سوره فصلت، آیه ۳۳)؛ یعنی «کیست خوشگفتارتر از آن که به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد». این آیه، مرا به این اندیشه واداشت که علم دینی، اگر بخواهد هدایتگر باشد، باید مردمی و اجتماعی شود، باید با نیازهای روز جامعه پیوند بخورد.
بخش دوم: فقدان رقابت و انگیزههای الهی
یکی از دردهای بزرگ حوزههای ما، نبود رقابت است. یادم میآید در جلسات درس، وقتی با شاگردانم درباره نوآوری در علم سخن میگفتم، چشمانشان از شوق میدرخشید، اما گاه حسرت میخوردم که چرا این شوق، در نظام علمی ما به بار نمینشیند. رقابت، آن نیروی محرکهای که علم را پویا میکند، در حوزههای ما کمرنگ شده است. قرآن کریم میفرماید: وَلِكُلٍّ وِجۡهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِ (سوره بقره، آیه ۱۴۸)؛ یعنی «برای هر کس جهتی است که به سوی آن رو میکند، پس در نیکیها بر یکدیگر پیشی گیرید». این آیه، مرا به این باور رساند که علم دینی، بدون رقابت، نمیتواند به اوج خود برسد.
انگیزههای الهی هم، اگر با ماهیت علمی و کاربردی همراه نشوند، راه به جایی نمیبرند. بارها در خلوت خود اندیشیدهام که چگونه میتوان انگیزههای الهی را با علم قدرتمند پیوند داد تا کارساز شود. قرآن کریم میفرماید: قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ (سوره زمر، آیه ۹)؛ یعنی «آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟». این آیه، مرا به تأمل در ارزش علم کاربردی واداشت.
بخش سوم: اقتدار علمی و نقش آن در رهبری جامعه
در خاطر دارم روزهایی را که از تأثیر دانشمندان در غرب شگفتزده میشدم. یک دانشمند، با یک نظریه علمی، میتواند دولتی را ساقط کند یا جامعهای را دگرگون سازد. این اقتدار، از علم واقعی و قدرتمند سرچشمه میگیرد. قرآن کریم میفرماید: يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٍ (سوره مجادله، آیه ۱۱)؛ یعنی «خدا کسانی را که ایمان آوردهاند و کسانی را که دانش داده شدهاند، به درجات بلند میکند». این آیه، مرا به این باور رساند که علم دینی، اگر قدرتمند شود، میتواند جامعه را هدایت کند.
اما در نظام علم دینی ما، این اقتدار کمرنگ شده است. دولتها به جای رجوع به حوزهها، به دانشگاهها روی میآورند. بارها با خود اندیشیدهام: چرا حوزههای ما از این جایگاه محروم ماندهاند؟ پاسخ را در فقدان علم قدرتمند و رقابتی یافتم. علم ما باید چنان نیرومند شود که حتی دولتها به آن نیاز پیدا کنند، نه اینکه تنها به احترام ظاهری بسنده کنند.
بخش چهارم: انفعال و مسئولیتگریزی در علم دینی
یکی از تلخترین خاطراتم، لحظههایی است که دیدم برخی از عالمان، در برابر مسائل جامعه، منفعل شدهاند. وقتی مشکلی در جامعه پیش میآید، گاه میگویند: «به ما چه؟ خودشان حل کنند!» این انفعال، قلبم را به درد میآورد. قرآن کریم میفرماید: كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ (سوره آلعمران، آیه ۱۱۰)؛ یعنی «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید، به معروف فرمان میدهید و از منکر بازمیدارید». این آیه، مسئولیت عالمان را در اصلاح جامعه به من یادآوری کرد.
ما عالمان، تکنسینهای مسائل جامعهایم، نه صرفاً مجریان احکام. باید راهحلهای علمی و دینی ارائه کنیم، نه اینکه بار مسئولیت را به دوش دیگران بیندازیم. روزی در قم، با یکی از شاگردانم سخن میگفتم و او از مشکلات شهر گله کرد. گفتم: «اگر ما عالمان، راهحل ندهیم، چه کسی باید بدهد؟»
بخش پنجم: نقد کلیشههای نادرست درباره عالمان
در خاطر دارم روزهایی را که برخی تصور میکردند عالم دینی یا باید شاه باشد یا فرتوت و ناتوان. این کلیشهها، مرا به خنده و تأسف وامیداشت. عالم دینی، نه شاه است و نه ناتوان؛ او باید مغز متفکر جامعه باشد. قرآن کریم میفرماید: وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةً يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا (سوره انبیاء، آیه ۷۳)؛ یعنی «آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکنند». این آیه، مرا به این باور رساند که عالمان، باید با علم و اقتدار، جامعه را هدایت کنند.
روزی در جمع شاگردانم گفتم: «عالم دینی، نه با قبای کهنه و عصا، بلکه با علم قدرتمند و مردمی، میتواند سلطان واقعی جامعه باشد.» این سخن، از عمق جانم برمیخاست، چرا که باور دارم علم دینی، اگر به حقیقت خود بازگردد، میتواند جامعه را دگرگون کند.
بخش ششم: ضرورت علم کاربردی و اجتماعی
یکی از آرزوهای همیشگیام، این بوده که علم دینی، به متن زندگی مردم راه یابد. بارها در درسهایم گفتهام: «علمی که نتواند مشکلات جامعه را حل کند، چه سودی دارد؟» دین، مصدر هدایت است و باید در تمام شئونات زندگی فتوا دهد. قرآن کریم میفرماید: وَمَآ أَرۡسَلۡنَاكَ إِلَّا رَحۡمَةً لِّلۡعَٰلَمِينَ (سوره انبیاء، آیه ۱۰۷)؛ یعنی «تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم». این آیه، مرا به این باور رساند که علم دینی، باید کاربردی، اجتماعی و مردمی باشد.
یادم میآید روزی با شاگردی سخن میگفتم که از محدودیتهای علم دینی گله داشت. گفت: «چرا حوزهها در مسائل کلان، مثل انرژی هستهای، مرجعیت ندارند؟» پاسخ دادم: «چون علم ما هنوز به آن اقتدار نرسیده است. باید رقابتی شود، باید کارساز شود.» این گفتگو، مرا به تأمل در ضرورت بازسازی نظام علم دینی واداشت.
بخش هفتم: نقد وابستگی و سوءاستفاده از علم دینی
یکی از تلخترین تجربههایم، دیدن سوءاستفاده از نخبگان حوزوی بود. بارها دیدم که نهادها، بهترین عالمان را گلچین میکنند و حوزهها را از استعدادهایشان محروم میسازند. روزی با یکی از شاگردانم گفتم: «این گناهی بزرگ است که بهترینهای ما را میبرند و حوزهها را تهی میکنند.» قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَشۡتَرُواْ بِـَٔايَٰتِي ثَمَنًا قَلِيلًا (سوره بقره، آیه ۴۱)؛ یعنی «آیات مرا به بهای اندک نفروشید». این آیه، مرا به تأمل در ضرورت حفظ استقلال حوزهها واداشت.
حوزهها باید خودکفا شوند، نه اینکه به بودجههای دیگران وابسته باشند. علم دینی، وقتی قدرتمند شود، نیازی به تکدی ندارد. باید چنان اقتداری یابد که حتی کافر هم به آن رجوع کند، نه فقط مؤمن.
بخش هشتم: مشروعیت و اقتدار
در عمق جانم باور دارم که هیچ فردی و هیچ گروهی، بدون اقتدار و سلامت، مشروعیت ندارد. روزی در جمع شاگردانم گفتم: «عالمی که اقتدار علمی ندارد، چگونه میتواند ادعای مرجعیت کند؟» روایتی از امام صادق علیهالسلام به یادم آمد که فرمودند: «من کان من الفقهاء و أنا من الفقهاء وللعوام ان یقلدوه»؛ اما این مرجعیت، بدون اقتدار و سلامت، بیمعناست. قرآن کریم میفرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡ (سوره نساء، آیه ۵۹)؛ یعنی «از خدا و پیامبر و اولیالامر از میان خودتان اطاعت کنید». این آیه، مرا به این باور رساند که مشروعیت، در گرو اقتدار است.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتی از دغدغههای من برای بازسازی نظام علم دینی است. من، محمدرضا نکونام، عمرم را در راه علم و معرفت صرف کردهام و باور دارم که علم دینی، اگر به حقیقت خود بازگردد، میتواند جامعه را هدایت کند. این علم، باید قدرتمند، رقابتی، مردمی و با انگیزههای الهی باشد. باید از انفعال و وابستگی رها شود و بهعنوان مغز متفکر جامعه، راهحلهای علمی و دینی ارائه کند. این خاطرات، دعوتی است به همه عالمان و جویندگان علم، تا با تلاش و تعهد، این آرمان را به واقعیت بدل کنند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!