گفتگوهای صمیمی 293

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۲۹۳

مقدمه: دعوت به تأمل در نظام‌مندی و علم قدرتی

این گفتار، شرحی است تفصیلی از آنچه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان کرده‌ام. خاطراتی که در این مجموعه گرد آمده‌اند، نه‌تنها روایت تجربه‌های زیسته‌ام، بلکه دعوتی است به تأمل در ضرورت نظام‌مندی امور، تحول در علوم دینی و دستیابی به علمی که از قرآن کریم سرچشمه می‌گیرد و توان تسخیر آسمان‌ها و زمین را به انسان می‌بخشد. این روایت‌ها، بازتاب عمق معرفتی، تعهد معنوی و دغدغه‌ام برای اصلاح ساختارهای علمی و دینی است که سال‌ها در ذهن و قلبم ریشه دوانده‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید، تلاشی است برای بازسازی نظامی که نه‌تنها به خودکفایی جامعه دینی منجر شود، بلکه آن را به پیشگامی در عرصه جهانی برساند.

نکات کلیدی:
1. نظام‌مندی امور، جایگزین مدیریت فردی است و به خودکفایی و پایداری منجر می‌شود.
2. علم دینی باید به علم قدرتی تبدیل شود که از قرآن کریم الهام گرفته و کاربرد عملی دارد.
3. علوم صوری، پاسخ‌گوی نیازهای جامعه مدرن نیستند و باید با علوم کاربردی تکمیل شوند.
4. قرآن کریم، منبعی غنی برای استخراج کدها و الگوهای علم قدرتی است.
5. قانون‌مندی علوم غیبی، از سوءاستفاده و اتهامات نادرست جلوگیری می‌کند.
6. علوم دینی می‌توانند با تولید علم قدرتی، در بازار جهانی علم رقابت کنند.

بخش اول: ضرورت نظام‌مندی در اداره امور

سال‌ها پیش، برخی از عالمان دینی به من پیشنهاد می‌دادند که در امور اجرایی دخالت مستقیم کنم، چرا که به زعم ایشان، برخی افراد از عهده انجام کارها برنمی‌آمدند. اما من همواره بر این باور بودم که دخالت فردی، هرچند در لحظه گره‌گشا باشد، راه به جایی نمی‌برد. اگر بخواهم خودم همه امور را به دست گیرم، نظامی شکل نمی‌گیرد و کارها قاعده‌مند نمی‌شوند. باید اجازه داد دیگران خودشان بیاموزند، حتی اگر در این مسیر زمین بخورند و خطا کنند. این خطاها، بخشی از فرآیند یادگیری است. یادم می‌آید که می‌گفتم: «اگر من همه کارها را انجام دهم، نظام‌مندی شکل نمی‌گیرد. باید خودشان یاد بگیرند، حتی اگر خراب کنند، دوباره بلند شوند و درستش کنند.» این باور، ریشه در نگاهی عمیق به تدبیر الهی دارد که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است:

قرآن کریم: إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ
(ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.) [سوره قمر، آیه ۴۹]

این آیه، نظم و قاعده‌مندی الهی را نشان می‌دهد. نظام‌مندی، مانند جویباری است که با کنار زدن گل و لای، آب زلال را به جریان می‌اندازد و حیاتی نو به اطراف می‌بخشد. در اداره امور نیز باید ساختاری ایجاد کرد که وابسته به فرد نباشد، بلکه بر قواعد و سیستم‌های پایدار استوار باشد.

بخش دوم: خودآموزی و استقلال در مدیریت

یکی از دغدغه‌های همیشگی‌ام این بوده که افراد باید خودشان اداره امور را بیاموزند. این فرآیند، هرچند با شکست‌های مقطعی همراه باشد، به استقلال و خودکفایی منجر می‌شود. یادم می‌آید در یکی از درس‌گفتارها تأکید می‌کردم که نباید به مدیریت فردی وابسته شد. اگر کسی زمین خورد، باید بلند شود و دوباره تلاش کند. این دیدگاه، با آنچه در قرآن کریم درباره ظرفیت انسان آمده، هم‌خوانی دارد:

قرآن کریم: لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
(خداوند هیچ‌کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کند.) [سوره بقره، آیه ۲۸۶]

این آیه، به من یادآوری می‌کرد که انسان‌ها ظرفیت پذیرش مسئولیت و یادگیری از خطاها را دارند. مانند کودکی که در گام‌های نخست راه رفتن می‌افتد، اما سرانجام استوار می‌ایستد، جامعه دینی نیز باید از شکست‌ها درس بگیرد و به سوی استقلال حرکت کند.

بخش سوم: نقد علوم صوری و ضرورت علم قدرتی

یکی از دردها و دغدغه‌های همیشگی‌ام، تمرکز بیش‌ازحد علم دینی بر الفاظ و علوم صوری بوده است. سال‌ها در حوزه‌های علمیه، طلاب را به ادبیات، صرف و نحو مشغول کرده‌اند، گویی علم دینی تنها در واژه‌ها خلاصه می‌شود. اما این علوم، گره‌ای از مشکلات جامعه باز نمی‌کنند. آنچه امروز نیاز داریم، علمی است که قدرت‌مند باشد، علمی که از قرآن کریم سرچشمه گیرد و به تسخیر آسمان‌ها و زمین منجر شود. قرآن کریم این ظرفیت را به روشنی نشان داده است:

قرآن کریم: سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا
(آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، همه را برای شما رام کرد.) [سوره لقمان، آیه ۲۰]

این آیه، دریچه‌ای است به سوی علمی که نه‌تنها برای انبیا و معصومین، بلکه برای همه انسان‌ها در دسترس است. علم قدرتی، مانند کلیدی است که قفل‌های طبیعت را می‌گشاید و انسان را به خلافت الهی نزدیک‌تر می‌کند. اما این علم، نیازمند نظام‌مندی و قاعده‌مندی است. اگر حوزه‌های علمیه به این سو حرکت کنند، می‌توانند پیشگام علوم جهانی شوند، نه اینکه تنها به آموزش الفاظ بسنده کنند.

بخش چهارم: قانون‌مندی علوم غیبی

یکی از مسائلی که همواره ذهنم را مشغول کرده، حاشیه‌راندن علوم غیبی در حوزه‌های علمیه است. وقتی درباره عالم جن یا فرشتگان سخن می‌گفتم، سر و صداهایی بلند می‌شد که چرا از این موضوعات سخن می‌گویم. اما مگر قرآن کریم از اجنه و ابلیس سخن نگفته است؟ مگر انسان نمی‌تواند بر اساس آیات قرآنی، در عالم غیب تصرف کند؟ این علوم، اگر قانون‌مند شوند، نه‌تنها از سوءاستفاده جلوگیری می‌کنند، بلکه به هدایت جامعه کمک می‌رسانند. مانند پزشکی که با قاعده و مدرک به درمان بیماران می‌پردازد، عالم دینی نیز می‌تواند با ضوابط شرعی، در عالم غیب تصرف کند:

قرآن کریم: وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا
(و به آدم همه نام‌ها را آموخت.) [سوره بقره، آیه ۳۱]

این آیه، ظرفیت بی‌پایان انسان برای کسب علوم الهی را نشان می‌دهد. اما این علوم، باید نظام‌مند شوند تا از اتهاماتی مانند سحر و جادو در امان بمانند. یادم می‌آید وقتی در مدرسه فیضیه از جن و شیطان سخن گفتم، برخی معترض شدند، اما من پاسخ دادم که قرآن کریم خود از این امور سخن گفته است. چرا باید از کاوش در این علوم هراسید؟

بخش پنجم: الگوهای قرآنی علم قدرتی

حضرت لوط (ع) و قدرت الهی

یکی از نمونه‌های روشن علم قدرتی در قرآن کریم، داستان حضرت لوط (ع) است. وقتی قوم او به میهمانانش تعرض کردند، او در تنگنا قرار گرفت و گفت:

قرآن کریم: وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَٰذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ
(و چون فرستادگان ما به‌سوی لوط آمدند، از آمدنشان اندوهگین و دل‌تنگ شد و گفت: این روزی سخت است.) [سوره هود، آیه ۷۷]

در این لحظه، حضرت لوط (ع) در اوج استیصال، حتی دختران خود را به قومش پیشنهاد کرد، اما این پیشنهاد، نه از سر اختیار، بلکه از شدت ناچاری بود. واژه «بناتی» در این آیه، به معنای دختران خود اوست، نه دختران قوم، زیرا قومش او را به‌عنوان رهبر قبول نداشتند. اما اندکی بعد، دست قدرت الهی وارد شد:

قرآن کریم: فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ
(پس چون فرمان ما آمد، آن [شهر] را زیر و زبر کردیم و سنگ‌هایی از گِل‌های لایه‌لایه بر آن فرو ریختیم.) [سوره هود، آیه ۸۲]

این سنگ‌های نشانه‌دار، نمونه‌ای از علم قدرتی است که مانند سلاح‌های مدرن، با دقت و هدفمندی عمل می‌کنند. حوزه‌های علمیه باید از این الگو الهام گیرند و فناوری‌هایی تولید کنند که معادلات جهانی را تغییر دهد.

حضرت داود (ع) و پیروزی بر جالوت

داستان حضرت داود (ع) نیز نمونه دیگری از علم قدرتی است. او با اتکا به قدرت الهی، جالوت را شکست داد:

قرآن کریم: فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ
(پس به اذن خدا آنان را شکست دادند و داود جالوت را کشت.) [سوره بقره، آیه ۲۵۱]

این پیروزی، نتیجه علمی بود که خداوند به داود (ع) آموخت. این علم، قدرت پیش‌روی در برابر دشمنان را به او بخشید و نشان داد که علم دینی می‌تواند به پیروزی‌های بزرگ منجر شود.

حضرت ایوب (ع) و جوشش چشمه

یکی از زیباترین نمونه‌های علم قدرتی، داستان حضرت ایوب (ع) است. وقتی او از رنج شیطان به خدا پناه برد، خداوند به او فرمود:

قرآن کریم: ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَٰذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ
(با پایت [بر زمین] بکوب، اینک این چشمه‌ای است خنک و نوشیدنی.) [سوره ص، آیه ۴۲]

این عمل ساده، جوشش چشمه‌ای سرد و آشامیدنی را به دنبال داشت. اما خرافاتی مانند جوشش آب گرم در برخی مناطق، با این آیه سازگار نیست. یادم می‌آید در سفری به منطقه‌ای نزدیک شوروی، مردم ادعا می‌کردند که چشمه‌ای گرم به دلیل کوبیدن پای حضرت ایوب (ع) جوشیده است. من با استناد به آیه گفتم: «این آب باید خنک و آشامیدنی باشد، نه گرم و غیرقابل‌استفاده!» این تجربه، مرا به این فکر واداشت که علوم دینی باید از خرافات پاک شوند و با تفسیر علمی آیات، به حقیقت نزدیک‌تر شوند.

بخش ششم: نقد انفعال و دعوت به عمل‌گرایی

یکی از غصه‌های همیشگی‌ام، انفعال در برابر آیات قرآنی است. چرا به جای انکار توانایی‌ها، یک‌بار امتحان نمی‌کنیم؟ مگر نه اینکه انسان می‌تواند آسمان و زمین را تسخیر کند؟ مانند سربازان عراقی که با کوبیدن پایشان، اشیا را فرو می‌ریختند، ما نیز باید آیات را تجربه کنیم. یادم می‌آید داستانی از سربازان عراقی شنیدم که با زرنگی، وسایلی را با نخ به هم وصل کرده بودند تا با کوبیدن پا، همه چیز فرو ریزد. این داستان، به من آموخت که باید با دقت و خلاقیت، آیات را به کار بست و از آزمون‌وخطا نهراسید.

طلاب نباید به انتظار شهریه یا اقامه نماز جماعت اکتفا کنند. آنها ورثه انبیا هستند و باید آسمان و زمین را تسخیر کنند. یادم می‌آید مدتی کوتاه در مسجدی نماز جماعت اقامه می‌کردم، اما دلم سوخت از اینکه عالمان دینی ساعت‌ها در محراب معلق می‌زنند، در حالی که انبوه کارهای پژوهشی بر زمین مانده است. مردم خود می‌توانند نماز جماعت برگزار کنند. وظیفه عالم دینی، اختراع و اکتشاف است، نه تکرار کارهای روزمره.

بخش هفتم: رقابت جهانی و ضرورت تحول

جهان امروز، منابع عظیمی را به پروژه‌های علمی اختصاص داده است. کشورهای پیشرفته، به دنبال علوم نفسانی و قدرتی هستند، اما بدون دسترسی به کده‌های قرآنی. این وظیفه ماست که با تفسیر علمی آیات، پیشگام شویم. حوزه‌های علمیه نباید خود را ناتوان بدانند. مانند فرزندان انقلاب که از ناآشنایی با اسلحه به ساخت موشک‌های پیشرفته رسیدند، ما نیز می‌توانیم علم قدرتی را عملی کنیم. یادم می‌آید در اوایل انقلاب، برخی حتی نمی‌دانستند اسلحه را چگونه به دست گیرند، اما امروز معادلات جهانی را تغییر داده‌اند. حوزه‌های علمیه نیز باید با همت و پشتکار، از قرآن کریم الهام گیرند و علوم شفابخش تولید کنند.

جمع‌بندی: دعوت به بیداری علمی

این گفتار، دعوتی است به بیداری علمی و عمل‌گرایی. علوم دینی باید از انفعال خارج شوند و به سوی تولید علم قدرتی حرکت کنند. قرآن کریم، منبعی بی‌پایان برای نوآوری است که با تدبر و کاوش، می‌تواند حوزه‌های علمیه را به قطب علمی جهانی تبدیل کند. این تحول، نیازمند بازنگری در برنامه‌های آموزشی، پرورش روحیه کنجکاوی و نظام‌مندی علوم غیبی است. من همیشه باور داشتم که عالمان دینی، ورثه انبیا هستند و می‌توانند آسمان و زمین را تسخیر کنند. این راه، دشوار اما ممکن است، اگر با همت و ایمان پیش رویم.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)