متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۲۹۴
مقدمه: دعوت به تأمل در علم قدرتی
این روایت، بازتابی است از اندیشههایی که در درسگفتارهایم، گاه بهصورت گذرا، بیان کردهام. در این گفتار، میخواهم شما را به سفری معرفتی ببرم، سفری که در آن از خود میپرسیم: علم چیست؟ شأن عالم دینی کجاست؟ و چرا علوم دینی ما باید از صوری بودن بهسوی کاربردی شدن حرکت کنند؟ این پرسشها نهتنها ذهن مرا سالها به خود مشغول کرده، بلکه مرا به تأمل در آیات قرآن کریم واداشته است؛ آیاتی که از انسان میخواهند آسمانها و زمین را تسخیر کند. این خاطره، شرحی است از دغدغههایم برای تحول در علوم دینی، با زبانی صمیمی و از دل تجربههای شخصیام.
بخش اول: چیستی علم و علم قدرتی
سالها پیش، وقتی در محضر قرآن کریم تأمل میکردم، این پرسش در ذهنم شکل گرفت: علم چیست؟ آیا صرف دانستن الفاظ و مفاهیم، علم است؟ یا علمی ارزشمند است که قدرتی برای تغییر به ارمغان آورد؟ در این راه، آیات قرآن مرا هدایت کرد. به یاد دارم روزی که در خلوت خود، آیهای از سوره لقمان را زمزمه میکردم: سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا (لقمان/۲۰). این آیه به من آموخت که علم حقیقی، علمی است که انسان را قادر به تسخیر آسمانها و زمین کند. علم قدرتی، نهتنها دانستن، بلکه به کار بستن است؛ علمی که قناتهای خشکیده را زنده کند، طبیعت را رام سازد و انسان را به خلافت الهیاش نزدیکتر کند.
این آیه مرا به فکر فرو برد که چرا علوم دینی ما، که باید پیشتاز باشند، گاهی در دام الفاظ و مفاهیم صوری گرفتار میشوند؟ یادم میآید در یکی از جلسات درس، طلبهای پرسید: «آقا، این همه بحث صرف و نحو چه فایدهای دارد؟» و من پاسخ دادم: «اگر این علوم، ما را به تسخیر آسمان و زمین نرساند، چه ارزشی دارد؟» این پاسخ، نه از سر انکار علوم سنتی، بلکه از دغدغهای عمیق برای کاربردی شدن علوم دینی بود.
بخش دوم: شأن علوم دینی و ضرورت نظاممندی
شأن عالم دینی، وراثت انبیاست. این را بارها در جلسات درس گفتهام و هر بار که به این موضوع فکر میکنم، قلبم از مسئولیت سنگین آن به تپش میافتد. عالم دینی باید مربی جامعه باشد، نه صرفاً قاری قرآن یا مدرس صرف و نحو. قرآن کریم به ما میآموزد که علم باید نظاممند شود، باید قانونمند باشد، تا از اتهاماتی چون سحر یا خرافه به دور بماند. روزی در یکی از بحثها، طلبهای از من پرسید: «آقا، صحبت از عالم جن چه فایدهای دارد؟» پاسخ دادم: «قرآن از جن سخن گفته، پس چرا ما از آن سخن نگوییم؟ اما این سخن باید نظاممند باشد، باید علمی باشد، نه شخصی و پراکنده.»
به یاد دارم روزی که در مدرسه فیضیه، از عالم غیب و جن سخن گفتم، برخی با تعجب نگاه کردند و گفتند: «آقا، این حرفها چیست؟» اما من پاسخ دادم: «قرآن از این عالم سخن گفته، پس چرا ما از آن غافل باشیم؟» این دغدغه مرا به این باور رساند که علوم دینی باید ساختاری علمی پیدا کنند، ساختاری که نهتنها الفاظ را، بلکه کدها و الگوهای قرآنی را استخراج کند.
بخش سوم: نقد علوم صوری و دعوت به علم کاربردی
یکی از دردهایم این است که علوم دینی ما گاهی در دام علوم صوری گرفتار شدهاند. به یاد دارم مثالی که برای طلاب زدم: «درویشی را تصور کنید که چهل منزل دارد، اما سیونه منزل آن رندی است و تنها یک منزل سببیل!» این تمثیل، خندهای بر لبان طلاب آورد، اما در دلم غمی بود. چرا علوم دینی ما، که باید پیشتاز باشند، به ادبیات و صرف و نحو محدود شدهاند؟ این علوم، هرچند لازماند، اما وقتی صد بخش از وقت ما را بگیرند، از علم قدرتی بازمیمانیم.
در یکی از جلسات، طلبهای با صداقت گفت: «آقا، ما سالها درس خارج میخوانیم، اما آخرش چه؟» پاسخ دادم: «اگر درس خارج تو را به تسخیر آسمان و زمین نرساند، وقتت را هدر دادهای.» این سخن، نه از سر انکار درس خارج، بلکه از دغدغهای برای کاربردی شدن علوم بود. علم دینی باید به ما قدرتی دهد که بتوانیم در تکوین، در برزخ، در قیامت تصرف کنیم، همانطور که قرآن وعده داده است.
بخش چهارم: الگوهای قرآنی برای علم قدرتی
قرآن کریم، کتابی است پر از کدها و الگوهای علمی. روزی که آیه فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ (هود/۸۲) را میخواندم، به فکر فرو رفتم. این سنگهای سجیل، که نشانهدار و منظم بودند، چه بودند؟ آیا نمیتوانند الهامبخش فناوریهای مدرن باشند؟ این آیه مرا به یاد پیشرفتهای نظامی انداخت. روزگاری، برخی میگفتند ما از سلاح چیزی نمیدانیم، اما با همت و پشتکار، به جایی رسیدیم که جهان از توان ما سخن میگوید.
یا در داستان حضرت ایوب (ع)، وقتی آیه ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَٰذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ (ص/۴۲) را خواندم، به یاد سفری افتادم به منطقهای که میگفتند چشمهای از پای حضرت ایوب جوشیده است. اما وقتی دیدم آب داغ است، گفتم: «قرآن میگوید آب خنک و آشامیدنی، این چه ربطی به ایوب دارد؟» این تجربه به من آموخت که باید از خرافات دوری کنیم و آیات را با دقت علمی تفسیر کنیم.
بخش پنجم: ضرورت تحول در نقش عالمان دینی
یکی از تلخترین خاطراتم، دیدن عالمانی است که وقت خود را صرف اقامه نماز جماعت یا انتظار شهریه میکنند. روزی در مسجدی، پس از چند ساعت اقامه نماز جماعت، با خود گفتم: «این چه کاری است؟ مردم خودشان میتوانند نماز بخوانند. عالم باید اختراع کند، اکتشاف کند، آسمان و زمین را تسخیر کند.» این سخن، نه از سر انکار عبادت، بلکه از دغدغهای برای شأن عالم دینی بود. عالم باید پیشتاز باشد، باید علم قدرتی تولید کند که جهان را متحول سازد.
به یاد دارم روزی که از داستان حضرت داود (ع) سخن میگفتم: فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ (بقره/۲۵۱). داود با حکمت و ملک، جالوت را شکست داد. این حکمت، علمی بود که قدرت آورد. ما هم باید چنین علمی را دنبال کنیم، علمی که فساد را دفع کند و نظم را به جامعه بازگرداند.
جمعبندی: دعوتی به بیداری علمی
این گفتار، شرحی بود از دغدغههایم برای تحول در علوم دینی. سالها تدریس و تأمل در قرآن کریم به من آموخت که علم دینی باید قدرتی باشد، باید نظاممند شود، باید جهان را متحول کند. از طلاب میخواهم که کنجکاو باشند، آیات را امتحان کنند، کدها را استخراج کنند. از خودمان بپرسیم: چرا وقتی قرآن میگوید آسمان و زمین برای شما رام شده، ما در علوم صوری غرق شدهایم؟ این خاطره، دعوتی است به بیداری علمی، به تسخیر آسمانها و زمین، به تحقق خلافت الهی انسان.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!