متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۲۹۶
مقدمه
سالها پیش، در خلال درسگفتارهایم، گاه به موضوعاتی پرداختم که از عمق جانم برمیخاست؛ تأملاتی درباره علم دینی، جایگاه عالمان در جامعه و ناشناختههای خلقت. این گفتارها، که گاه بهصورت گذرا در جلساتم بیان شدهاند، اکنون فرصتی یافتهاند تا به شکلی منسجم و با نگاهی عمیقتر بازگو شوند. آنچه در ادامه میآید، روایتی است از دغدغههایم درباره علم قدرتی و تصرف در تکوین، که نهتنها بهعنوان یک عالم دینی، بلکه بهعنوان انسانی کنجکاو و جویای حقیقت، مرا به تأمل واداشته است. این خاطرات، بازتابی از تجربهها، مشاهدات و نقدهایم به وضعیت کنونی علم دینی است که با زبانی صمیمی و از منظر خودم، برای شما روایت میکنم.
بخش اول: علم قدرتی و چالشهای علم دینی
در روزگاری که علوم مدرن و شبهعلمی در گوشه و کنار جهان، از اروپا تا هندوستان و حتی ایران، با روشهایی چون هیپنوتیزم، انرژیدرمانی و روانکاوی، تواناییهایی شگفتانگیز در تصرف در تکوین نشان میدهند، من بهعنوان یک عالم دینی، با حسرتی عمیق به حوزههای علمیه مینگرم. در این حوزهها، که باید وارثان انبیا باشند، گاه عالمان به محض انجام عملی قدرتی، متهم به سحر و جادو میشوند. این اتهامات، نهتنها از ناآگاهی برخی سرچشمه میگیرد، بلکه نشاندهنده غفلت ما از ظرفیتهای نهفته در علوم الهی است.
روزی در جمع طلاب، با اشاره به این موضوع گفتم: «چگونه است که دیگران با ابزارهای خود، چشم جهانیان را خیره میکنند، اما ما در حوزههایمان، گاه به مباحث فرمال و غیرکاربردی بسنده کردهایم؟» این سخن، از سر درد بود؛ دردی از اینکه علم دینی، که باید پاسخگوی نیازهای معنوی و مادی جامعه باشد، گاه در دام مباحث نظری گرفتار شده و از تأثیرگذاری عملی بازمانده است.
| نکته کلیدی: علم دینی باید فراتر از مباحث نظری، به علوم قدرتی و کاربردی بپردازد تا عالمان دینی بتوانند بهعنوان وارثان انبیا، در امور تکوینی تأثیرگذار باشند. |
بخش دوم: تسخیر آسمانها و زمین در نگاه قرآنی
قرآن کریم، کتابی است که نهتنها راهنمای اخلاق و احکام، بلکه دعوتی است به کشف رموز خلقت. در درسگفتارهایم، بارها به آیاتی اشاره کردم که ما را به تسخیر آسمانها و زمین فرا میخوانند. خداوند میفرماید:
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا
خدا بیع را حلال و ربا را حرام کرده است. (قرآن کریم، بقره/۲۷۵)
سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است برای شما مسخر کرده است. (قرآن کریم، لقمان/۲۰)
إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا
اگر میتوانید از کرانههای آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید، پس رخنه نمایید. (قرآن کریم، رحمن/۳۳)
این آیات، برای من همیشه چون دعوتی به سوی ناشناختهها بودهاند. تسخیر آسمانها و زمین، تنها به استفاده از منابع مادی مانند گاو و گوسفند محدود نمیشود. این مفهوم، عمیقتر از آن است؛ دعوتی است به فهم اسرار خلقت و نفوذ در ابعاد ناشناخته آن. در درسگفتارهایم، تأکید میکردم که این تسخیر، نیازمند کشف الفبای علوم الهی است، الفبایی که گویی چون قناتی مدفون، در انتظار لایروبی است.
| نکته کلیدی: تسخیر آسمانها و زمین در قرآن کریم، دعوتی است به کشف رموز خلقت و نفوذ در ابعاد ناشناخته آن، که نیازمند احیای علوم الهی و قدرتی است. |
بخش سوم: چشمه دمکش و ناشناختههای خلقت
یکی از خاطراتم که هنوز در ذهنم زنده است، به سفری به چابکسر در شمال ایران بازمیگردد. در آنجا، چشمهای عجیب به نام دمکش دیدم که آبش گاه تا شصت درجه بالا میآمد و سپس خشک میشد، و پس از ساعاتی دوباره چون رودخانهای عظیم جاری میگشت. مردم محلی، زمان دقیق قطع و وصل آب را نمیدانستند و منتظر میماندند تا آب بر سنگهای قرمز جاری شود، گویی خونی بر سنگها ریخته شده است.
برخی این چشمه را جنزده میدانستند، عدهای آن را معجزه میخواندند و حتی تختهسنگی در کنارش قرار داده بودند و میگفتند هر سقفی بر آن بزنند، فرو میریزد. من به یکی از همراهانم گفتم: «برو آنجا نماز بخوان، اما تنها از خدا بخواه که حقیقت این چشمه را آشکار کند. از امام رضا (ع) همین را بخواه که راز این پدیده چیست.» نوشتهای در آنجا بود که نشان میداد هفتصد سال است کسی رمز این چشمه را کشف نکرده. این برایم نشانهای از عقبماندگی علمی و فرهنگی بود. چرا ما، با این همه ادعای علم و دین، نتوانستهایم راز یک چشمه را در سرزمین خودمان کشف کنیم؟
این تجربه، مرا به تأمل واداشت. به طلاب گفتم: «ما بهجای درگیری با مباحث نظری مانند مبتدا و خبر، باید به دنبال الفبای تصرف در تکوین باشیم. انبیا اینگونه بودند؛ آنها در طبیعت دخل و تصرف میکردند. ما نیز باید این مسیر را ادامه دهیم.»
| نکته کلیدی: تجربه چشمه دمکش، دعوتی است به عالمان دینی برای پژوهش در ناشناختههای خلقت و تلفیق علم دینی با تحقیق تجربی. |
بخش چهارم: نقد خرافهپرستی و ضرورت تفکر عقلانی
آنچه در چابکسر دیدم، تنها یک چشمه نبود؛ بلکه آیینهای بود از وضعیت فرهنگی ما. برخی با سوءاستفاده از ناآگاهی مردم، دکانهایی برای خود باز کرده بودند و از چشمه دمکش، داستانهای خرافی میساختند. این خرافهپرستی، مرا به یاد وظیفه عالمان دینی انداخت. ما باید با تفکر عقلانی و علمی، به کشف حقیقت پدیدهها بپردازیم. به یکی گفتم: «نماز بخوان، اما نه برای حاجتهای معمولی؛ بخواه که راز این چشمه بر تو آشکار شود.» این توصیه، از باورم به تلفیق عبادت و تحقیق سرچشمه میگرفت.
| نکته کلیدی: عالمان دینی باید با ترویج تفکر عقلانی و علمی، خرافهپرستی را کنار زده و به کشف حقیقت پدیدههای طبیعی بپردازند. |
بخش پنجم: وضعیت طلاب و محدودیتهای زندگی
در میان درسگفتارهایم، گاه از وضعیت طلاب سخن میگفتم. روزی یکی از طلاب به من گفت: «تا ظهر در حوزه میمانم، چون اگر زود به خانه بروم، همسرم اعتراض میکند که چرا بیکار به خانه بازگشتی؟» این سخن، قلبم را به درد آورد. طلاب، که باید پرچمداران علم و معرفت باشند، گاه به دلیل مشکلات معیشتی و اجتماعی، از تمرکز بر پژوهش و آموزش بازمیمانند. این محدودیتها، مانعی است در برابر احیای علوم قدرتی و لدنی که حوزههای علمیه باید به آن بپردازند.
| نکته کلیدی: مشکلات معیشتی و اجتماعی طلاب، مانعی برای تمرکز بر پژوهش و احیای علوم دینی است که نیازمند حمایت و بازنگری در زیرساختهای حوزههاست. |
بخش ششم: گذشته و حال حوزههای علمیه
زمانی که به تاریخ حوزههای علمیه مینگرم، به یاد عالمانی میافتم که صاحب ولایت بودند، از علم لدنی برخوردار بودند و الفبای تصرف در تکوین را میدانستند. مدرسه فیضیه، روزگاری دریایی از خیرات و کمالات بود؛ نداهای داودی در آن طنینانداز بود و مناجاتهای شبانهاش، دلها را به سوی حق میکشاند. اما امروز، گاه به رسالهنویسی و فعالیتهای غیرکاربردی بسنده کردهایم. این مقایسه، برایم تلنگری بود تا بگویم: «ما باید به گذشته بازگردیم، نه برای تقلید، بلکه برای احیای آن روح معنوی و علمی که در حوزههایمان جریان داشت.»
| نکته کلیدی: مقایسه گذشته و حال حوزههای علمیه، دعوتی است به احیای ظرفیتهای معنوی و علمی با بازنگری در اولویتهای آموزشی و پژوهشی. |
بخش هفتم: ضرورت احیای علوم لدنی و قدرتی
در درسگفتارهایم، بارها تأکید کردم که علوم لدنی و قدرتی، ابزارهایی هستند برای تحقق اهداف انبیا. این علوم، مانند قناتی مدفوناند که نیازمند لایروبی و تلاش است. ما باید الفبای این علوم را کشف کنیم، نه اینکه به مباحث نظری و غیرکاربردی بسنده کنیم. این سخن، از اعتقاد عمیقم به ظرفیتهای نهفته در علوم دینی سرچشمه میگیرد. اگر انبیا در طبیعت تصرف میکردند، ما نیز بهعنوان وارثان آنها، باید این مسیر را ادامه دهیم.
| نکته کلیدی: احیای علوم لدنی و قدرتی، نیازمند کشف الفبای علوم الهی و بازسازی نظام علم دینی با رویکردی کاربردی است. |
جمعبندی
این گفتارها، که از دل درسگفتارهایم برآمدهاند، بازتاب دغدغههایم برای احیای علم دینی است. از چشمه دمکش تا آیات قرآنی، از وضعیت طلاب تا تاریخ حوزههای علمیه، همه و همه مرا به این باور رساندهاند که علم دینی باید فراتر از نظریهپردازی، به تأثیرگذاری عملی در جامعه بپردازد. ما، بهعنوان وارثان انبیا، موظفیم الفبای علوم قدرتی را کشف کنیم، خرافهپرستی را کنار بزنیم و با تلفیق عبادت و تحقیق، به کشف رموز خلقت بپردازیم. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در این مسیر و تلاش برای بازسازی نظام علم دینی، تا بار دیگر حوزههایمان، چون گذشته، دریایی از خیرات و کمالات شوند.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!