متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 311
مقدمه
من، محمدرضا نکونام، سالهاست که در مسیر علم و معرفت گام برمیدارم و در این راه، شاهد فراز و نشیبهای بسیاری بودهام. این خاطرات، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام، روایتی است از تأملاتم درباره علم دینی، جایگاه حوزههای علمیه، و ضرورت تحول در آنها. این گفتوگوهای صمیمی، نهتنها بازتاب تجربههای شخصی من، بلکه دعوتی است به تأمل در مسئولیتهای عالمان دینی در برابر جامعه. در این بخش، از دغدغههایم درباره علم قدرتی، رقابت علمی، و انگیزه الهی سخن میگویم؛ دغدغههایی که ریشه در عمق باورهایم به رسالت حوزههای علمیه دارد.
بخش اول: علم قدرتی و جایگاه آن در جهان معاصر
هنگامی که به جوامع پیشرفته غربی نگاه میکنم، میبینم که دانشمندان آنها با تکیه بر نظریههای علمی خود، نهتنها دولتها را تحت تأثیر قرار میدهند، بلکه گاه ساختار سیاسی یک کشور را دگرگون میسازند. قدرت نظامی یک کشور مانند آمریکا، به پشتوانه دانشمندانش است که معنا مییابد. آنها به فرهیختگان خود بها میدهند، برایشان سند و شناسه فراهم میکنند و پایداری کشورشان را در حفظ اندیشمندان میبینند. این مشاهدات، مرا به تأمل وامیدارد که چرا علم دینی ما، با وجود انگیزههای الهی، نتوانسته چنین جایگاهی در جامعه بیابد؟
قرآن کریم میفرماید:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ
(انفال: 60)؛ یعنی: «و برای [مقابله با] آنها هرچه در توان دارید از نیروی [علمی و مادی] آماده کنید.» این آیه مرا به این فکر میاندازد که قوت علمی، ضرورتی انکارناپذیر برای هر جامعهای است.
بخش دوم: پوسیدگی علم دینی و دوری از رقابت
در سالهایی که در حوزههای علمیه گذراندم، با چشمان خود دیدم که علم دینی ما، بهویژه در دوره غیبت، از پویایی و رقابت بازمانده است. حوزهها نتوانستهاند علمی واقعی، مردمی و اجتماعی تولید کنند. انگیزه الهی در میان عالمان وجود داشته، اما بدون مسیر و ماهیت مشخص، این انگیزه کارگشا نبوده است. علم ما از رقابت و قدرت عقب افتاده و از سلامت و هدف خود دور شده است. این وضعیت، مرا به یاد آیهای میاندازد که میفرماید:
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
(آلعمران: 139)؛ یعنی: «و سست نشوید و اندوهگین نباشید، درحالیکه اگر مؤمن باشید، شما برترید.» این آیه، هشداری است که پویایی و برتری علمی، شرط ایمان واقعی است.
بخش سوم: پاسخهای غیرمسئولانه به نقدها
بارها دیدهام که وقتی اشکالات علم دینی را مطرح میکنم، برخی با پاسخهای سربالا میگویند: «به ما ربطی ندارد، خودتان مشکلات را حل کنید.» این پاسخها، مرا به یاد آیهای میاندازد:
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صَدًّا
(نساء: 61)؛ یعنی: «و چون به آنها گفته شود به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید، منافقان را میبینی که از تو رویگردان میشوند.» این رویکرد، مانع اصلاح و پیشرفت است. به یاد دارم روزی که جوانی پرشور بودم و تازه به قم آمده بودم، اساتید را ترسو میدیدم، اما بعدها فهمیدم که آنها زخمخورده تجربههای تلخاند و شجاعت از دلشان رخت بربسته است.
بخش چهارم: نقش حوزهها در نظریهپردازی
همیشه باور داشتهام که دولت و رهبری، تنها مجریاند و این حوزههای علمیهاند که باید نظریهپرداز و راهنمای مسائل خرد و کلان جامعه باشند. اما امروز، علم دینی ما به دلیل انزوای عالمان و عدم کاربردی بودن، تأثیرگذاری ندارد. دولت نیازی به حوزهها احساس نمیکند، چرا که دروس ما ماهیتاً علمی و قدرتی نیست. عالمان ما از اجتماع کناره گرفتهاند و نوشتههایشان برای جامعه کارساز نیست. قرآن کریم میفرماید:
قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ
(یوسف: 108)؛ یعنی: «بگو این راه من است که با بصیرت به سوی خدا دعوت میکنم.» حوزهها باید با بصیرت، جامعه را هدایت کنند.
بخش پنجم: محدودیت نقش عالمان به موعظه
دردناک است که جامعه، عالمان دینی را تنها بهعنوان موعظهگر یا مسئلهگو میبیند. آیا شایسته نیست که حوزهها در مسائل کلان، مانند انرژی هستهای، نقشآفرین باشند؟ گاه دیدهام که نهادهایی مانند صداوسیما، به دلیل اعتراضات غیرسازنده برخی عالمان، امور را در خفا انجام میدهند تا از حاشیهسازی بپرهیزند. این وضعیت، مرا به یاد آیهای میاندازد:
وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ
(آلعمران: 104)؛ یعنی: «و باید از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند.» عالمان باید در خیر عمومی جامعه نقش فعال داشته باشند.
بخش ششم: تعبدگرایی و موانع رشد علمی
یکی از مشکلات حوزهها، تکیه بیش از حد بر تعبد و تقلید است که مانع رشد علمی و معرفتی شده است. علم رقابتی، حتی برای غیرمسلمانان جذاب است، اما تعبد تنها مؤمنان را جذب میکند. قرآن کریم میفرماید:
قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ
(اسراء: 81)؛ یعنی: «بگو حق آمد و باطل نابود شد.» علم حقیقی، با قدرت و رقابت، میتواند بر باطل غلبه کند. اما وقتی عالمی از علم قدرتی سخن میگوید، با تهمتهایی مانند سحر مواجه میشود. این موانع، رقابت و فعالیت علمی را سرکوب میکند.
بخش هفتم: مشروعیت رهبری و علم قدرتی
مشروعیت مرجعیت و رهبری، به علم قدرتی و رقابتی با انگیزه الهی وابسته است. بدون این علم، مشروعیت زیر سؤال میرود. حدیث شریفی از امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِنًا لِنَفْسِهِ، حَافِظًا لِدِينِهِ، مُخَالِفًا عَلَىٰ هَوَاهُ، مُطِيعًا لِأَمْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ» (وسائل الشیعه، ج 27، ص 131)؛ یعنی: «هر فقیهی که خود را حفظ کند، دینش را نگه دارد، با هوای نفس مخالفت کند و مطیع امر مولایش باشد، برای عامه جایز است که از او تقلید کنند.» این حدیث، شروط مشروعیت را روشن میکند. قرآن نیز میفرماید:
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ
(مجادله: 11)؛ یعنی: «خدا کسانی از شما را که ایمان آوردهاند و کسانی که علم داده شدهاند، به درجات بالا میبرد.»
بخش هشتم: ضعف مالی و علمی حوزهها
حوزههای علمیه، به دلیل ضعف علمی و مالی، به درخواست بودجه از دولت متوسل شدهاند، درحالیکه بودجه در ازای ارائه خدمات تخصیص مییابد. این وضعیت، مرا به یاد آیهای میاندازد:
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ
(حجر: 88)؛ یعنی: «و به آنچه به گروههایی از آنان بهره دادهایم چشم مدوز.» حوزهها باید با تولید علم کاربردی، استقلال مالی کسب کنند.
بخش نهم: ناکارآمدی در مسائل جزئی
حتی در مسائل جزئی، مانند احکام نماز مسافر یا حجاب در حرم، حوزهها ناکارآمدند. دیدهام که در حرم، چادر کهنهای بر سر بانوان میاندازند و هنگام خروج، آن را بازمیستانند، گویی تنها در حرم باید محجبه باشند. این رویکرد، مرا به یاد آیهای میاندازد:
وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا
(اعراف: 56)؛ یعنی: «و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید.» این ناکارآمدی، نشاندهنده ضعف در نظریهپردازی است.
بخش دهم: ضرورت قانونگذاری و اقتدار معنوی
حوزهها باید قانونگذار مسائل دینی و پشتوانه علمی جامعه باشند تا از خودسری نهادها جلوگیری کنند. اقتدار معنوی ائمه (ع)، مانند داستان امام صادق (ع) که با علم قدرتی، معرکهگیر را به زانو درآورد، الگویی است برای ما. قرآن کریم میفرماید:
وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
(حج: 32)؛ یعنی: «و هر که شعائر خدا را بزرگ بدارد، این از تقوای دلهاست.» حوزهها باید با علم قدرتی، این اقتدار را بازسازی کنند.
جمعبندی
این گفتوگوهای صمیمی، تأملاتی است از عمق قلب و ذهن من درباره رسالت حوزههای علمیه. از جوانی که پرشور به قم آمدم و اساتید را ترسو میدیدم، تا امروز که زخمهای تجربه را درک کردهام، همواره به این باور بودهام که علم دینی باید قدرتی، رقابتی و با انگیزه الهی باشد. حوزهها باید مغز متفکر جامعه شوند، نه صرفاً موعظهگر. با تکیه بر آیات قرآن و احادیث ائمه (ع)، باید نظامی علمی طراحی کنیم که دروس و تحقیقات، کاربردی و اجتماعی شوند. این مسیر، نهتنها مشروعیت عالمان را تضمین میکند، بلکه جامعه را به سوی خیر و پیشرفت هدایت خواهد کرد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!