متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 346
این روایتها، بازتابی از لحظههای زندگی من است که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا ذکر شدهاند. اکنون با نگاهی ژرفتر، آنها را برای شما بازگو میکنم تا شاید نوری بر مسیر علم و معرفت بتابانند. هر خاطره، تکهای از تجربههایم در راه جستجوی حقیقت و تهذیب نفس است که با دلی پر از اخلاص و عشق به دانایی نگاشتهام.
بخش اول: تلاش برای تصحیح اسفار
سالها از عمرم را صرف اصلاح دو جلد از اسفار اربعه کردم، بهویژه بخشهای طبیعیات و جوهر و عرض. این دو جلد پر از غلط بود، گویی عالمان پیشین کمتر به آنها توجه کرده بودند. روزها و شبها با دقت و وسواس، خط به خط پیش رفتم تا متن را برای چاپ آماده کنم. این کار نهتنها آزمونی برای صبرم بود، بلکه مرا به یاد آیهای از قرآن کریم انداخت: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (حجر: ۹)؛ «ما قرآن را نازل کردیم و خود نگهبان آنیم». این آیه به من آموخت که حفظ و اصلاح متون دینی، وظیفهای الهی است که نیازمند تعهد و دقت است.
بخش دوم: گم شدن کتاب و درسهای حواسپرتی
یادم میآید روزی در حین تدریس تجرید و اشارات، کتاب اسفارم گم شد. ذهنم چنان درگیر یافتن آن بود که درس را با حواسپرتی ادامه دادم. در خیابانها به دنبال کتاب گشتم تا اینکه از پشت شیشه دکانی بسته، آن را دیدم. خوشحالیام لحظهای بود، اما ناگهان به خود آمدم: اگر این همه تلاش را برای یافتن خدا کرده بودم، چه بسا به مراتب والاتری رسیده بودم! این تجربه مرا به یاد آیهای انداخت: قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (انعام: ۱۶۲)؛ «بگو نماز و عباداتم، زندگی و مرگم برای خداست». از آن روز، کوشیدم دلبستگیام به امور مادی را کمتر کنم و اخلاص را در قلبم بپرورانم.
بخش سوم: نقد رویکرد یکجانبه به علم دینی
یکی از دردهایم این بود که در حوزههای علمی، علوم طبیعی و فلسفی کمتر مورد توجه قرار میگرفت. همه یکسره به دنبال مباحث الهیاتی بودند، گویی میخواستند یکشبه به خدا برسند. اما بدون فهم طبیعت و فلسفه، چگونه میتوان خدا را شناخت؟ دو جلد اسفار، بهویژه طبیعیات، پر از غلط بود، چون عالمان کمتر به آن پرداخته بودند. این مرا به یاد آیهای انداخت: سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ (فصلت: ۵۳)؛ «بهزودی آیات خود را در آفاق و در دلهایشان نشان خواهیم داد». این آیه به من آموخت که شناخت خدا بدون مطالعه طبیعت و نفس، ناقص است.
این رویکرد یکجانبه، مانند شیرجه زدن به سوی خدا بدون آمادگی است. پیامبر فرمود: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا»؛ «بگویید جز خدا هیچ نیست تا رستگار شوید». اما این سخن برای مردمانی بود که فرصت تربیت نداشتند. بدون تربیت علمی و معرفتی، ایمان ظاهری سودی ندارد. پس از پیامبر، بسیاری مرتد شدند، چون تربیت نشده بودند. قرآن کریم میفرماید: لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ (حشر: ۲۱)؛ «اگر این قرآن بر کوهی نازل میشد، آن را فروتن و از هم پاشیده میدیدی». اما ما گاه از تأثیر قرآن جاخالی میدهیم، چنانکه آیه میفرماید: إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ جَهُولٌ (احزاب: ۷۲)؛ «انسان ستمگر و نادان است».
بخش چهارم: تدریس دقیق لمعه و شاگردی برجسته
سالها لمعه را با دقت تدریس میکردم، روزی یک یا دو خط، گاه تا پنج سال برای یک دوره. این کتاب، نهتنها علمی که مقدس است و نیازمند تأمل عمیق. برخلاف سیوطی که روزی هفت صفحه تدریس میکردم، لمعه را با وسواس پیش میبردم. قرآن کریم میفرماید: وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (مزمل: ۴)؛ «قرآن را با دقت و تأمل بخوان». این آیه مرا به مطالعه دقیق متون دینی رهنمون کرد.
یکی از شاگردانم، مردی هندی و ثروتمند بود که چند زبان میدانست. او با طرح شبهات پیچیده، عالمان را به چالش میکشید و از این راه برای فقرا پول جمع میکرد. آنقدر زیبا درس میخواند که هیچ مجتهدی جرئت بحث با او نداشت. این مرا به یاد آیهای انداخت: وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا (بقره: ۲۶۹)؛ «هر که حکمت داده شود، خیر فراوان یافته است». او حکمتش را در خدمت دیگران به کار برد.
بخش پنجم: نقد فرهنگ قلدری و تربیت با محبت
در گذشته، فرهنگ قلدری بر همهچیز سایه افکنده بود: دین، عرفان، خانواده و جامعه. حتی در تربیت، به جای محبت، از زور و خشونت استفاده میشد. این روش نهتنها نفس را رام نمیکرد، بلکه به تربیت نادرست میانجامید. قرآن کریم میفرماید: وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (عصر: ۳)؛ «یکدیگر را به حق و صبر سفارش کردند». محبت و صبر، کلید تهذیب نفس است، نه زور. آیه دیگر میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (مریم: ۹۶)؛ «کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، خداوند برایشان محبت قرار میدهد».
یادم میآید مردی را که در دعوای زناشویی، با شلاق و کارد همسرش را تهدید میکرد تا صاحبخانه چیزی نشنود. این تصویر تلخ، مرا به یاد آیهای انداخت: وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً (روم: ۲۱)؛ «از نشانههای اوست که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به آنها آرام گیرید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد». محبت، نه خشونت، آرامش میآورد.
بخش ششم: تربیت با حیا، نه ترس
تربیت با ترساندن، انسان را بزدل میکند، اما تربیت با حیا و عفاف، او را به شرم از کار بد وا میدارد. باید چنان تربیت کرد که انسان از گناه شرم کند، نه از ترس آن را ترک کند. قرآن کریم میفرماید: وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ (نور: ۳۳)؛ «کسانی که وسیله زناشویی نمییابند، باید پاکدامنی ورزند تا خدا از فضل خویش آنها را بینیاز کند». این آیه مرا به یاد ارزش حیا در تربیت انداخت.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتهایی از عمق تجربههایم در مسیر علم و معرفت است. از تلاش برای تصحیح اسفار تا نقد فرهنگ قلدری، هر خاطره، دعوتی است به تأمل در چگونه زیستن و چگونه آموختن. آموختم که علم بدون اخلاص، تربیت بدون محبت، و ایمان بدون معرفت، ناقص است. این درسها، که در لحظههای تدریس و تأمل شکل گرفتند، مرا به سوی نوری هدایت کردند که امیدوارم برای شما نیز روشنگر باشد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!