گفتگوهای صمیمی 382

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 382

مقدمه

این مجموعه، شرحی است از خاطراتی که در گذر ایام و در خلال درس‌گفتارهایم شکل گرفته‌اند. آنچه در این گفتگوها می‌خوانید، نه‌تنها بازتاب تأملات عرفانی و معرفتی من است، بلکه دعوتی است به تأمل در حقیقت وجود و رابطه انسان با خدای متعال. این خاطرات، گویی آیینه‌ای است که لحظه‌های زیستن در مسیر معرفت و تقرب به حق را بازمی‌تاباند. هر بخش، چونان گلی است که از بوستان معرفت چیده شده و با زبانی صمیمی، اما عمیق و متین، پیشکش شما می‌شود.

بخش اول: حرمت اولیای خدا و عدالت الهی

در یکی از درس‌گفتارهایم، به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کردم که سخن از حفظ حرمت محصنات و اولیای خدا دارد. این آیه، هشداری است به کسانی که با زبان یا عمل، حرمت پاکدامنان را خدشه‌دار می‌کنند. یادم می‌آید روزی که این آیه را برای شاگردانم شرح می‌دادم، دلم به لرزه درآمد از عظمت عدالت الهی. گفتم: «خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
(نور: 23)؛ یعنی کسانی که به زنان پاکدامن بی‌خبر مؤمن اتهام می‌زنند، در دنیا و آخرت ملعون‌اند و برایشان عذابی بزرگ است.» این آیه، گویی شمشیری است که باطل را از حق جدا می‌کند. آن روز، به شاگردانم گفتم که این آیه تنها یک حکم فقهی نیست، بلکه یک درس عرفانی است: حرمت اولیای خدا، حرمت خود خداست.

در ادامه، به داستان عایشه، همسر پیامبر (ص)، اشاره کردم که در بیابان گم شد و شایعاتی درباره او پراکنده شد. خداوند با نزول این آیه، نه‌تنها حرمت او را حفظ کرد، بلکه به همه آموخت که شایعه‌پراکنی علیه اولیای خدا، جز لعن و عذاب، نتیجه‌ای ندارد. این ماجرا مرا به یاد روزهایی می‌انداخت که خود شاهد بودم چگونه برخی با زبانشان، بی‌محابا به دیگران اتهام می‌زنند، غافل از اینکه در قیامت، زبان و دست و پای آدمی علیه او شهادت می‌دهند. قرآن کریم می‌فرماید:

يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
(نور: 24)؛ یعنی روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان به آنچه می‌کردند، بر آنها گواهی می‌دهد.

نکته کلیدی: حفظ حرمت اولیای خدا، نشانه تقواست. اتهام به محصنات، انحراف اخلاقی است و در قیامت، هیچ عملی از حساب الهی پنهان نمی‌ماند.

آن روز، به شاگردانم گفتم که این آیه، سیاسی هم هست، چرا که پای پیامبر (ص) و حرمت او در میان است. کسانی که به ناحق سخن می‌گویند، در دنیا و آخرت ملعون‌اند. این سخن مرا به تأمل در عدالت الهی برد: هیچ‌کس نمی‌تواند از حساب خدا بگریزد. حتی کسانی که در دنیا منکر حق‌اند، در قیامت به حقیقت می‌رسند. قرآن کریم می‌فرماید:

يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ
(نور: 25)؛ یعنی آن روز خدا سزای واقعی‌شان را به تمام و کمال به آنها می‌دهد و می‌دانند که خدا همان حق آشکار است. این معرفت، حتی برای گناهکاران و منافقان نیز حاصل می‌شود. خدا چنان معلمی است که هیچ‌کس در کلاس او رفوزه نمی‌شود.

یادم می‌آید وقتی این نکته را گفتم، یکی از شاگردان پرسید: «استاد، یعنی حتی کافران هم به معرفت خدا می‌رسند؟» پاسخ دادم: «بله، خدا معلم بی‌نظیری است. حتی کسانی که در دنیا از حق گریزان بودند، در قیامت به حقیقت او می‌رسند. این عدالت الهی است که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن فرار کند.» این گفتگو، مرا به یاد صبر پیامبر (ص) انداخت که در برابر اتهامات، سکوت می‌کرد و به خدا توکل داشت. قرآن کریم می‌فرماید:

فَإِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
(حج: 17)؛ یعنی بی‌گمان خدا در روز قیامت میانشان داوری می‌کند. این آیه، گویی مرهمی بود بر دلم که عدالت خدا، حق را از باطل جدا می‌کند.

نکته کلیدی: در قیامت، همه به معرفت حق می‌رسند. خدا معلم بی‌نظیری است که حتی گناهکاران را به حقیقت آشکار هدایت می‌کند.

بخش دوم: مقام جمع و وحدت در سلوک

در یکی دیگر از درس‌گفتارهایم، سخن از مقام جمع به میان آمد. یادم می‌آید که گفتم رسیدن به مقام جمع، کار آسانی نیست. بسیاری از نیکوکاران، با وجود کارهای خیرشان، نمی‌توانند به این مقام برسند. برای توضیح، مثالی زدم از عالمی که پیش از اقدام علیه ظالم، همسرش را طلاق داد تا او را از مشکلات دور نگه دارد. اما پرسیدم: «آیا این مقام جمع است؟» و خود پاسخ دادم: «نه، این تفرقه است. امام حسین (ع) وقتی به کربلا رفت، خانواده‌اش را با خود برد، با رضایت و وحدت کامل. این مقام جمع است.» قرآن کریم می‌فرماید:

قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
(انعام: 162)؛ یعنی بگو بی‌گمان نماز من و آیینم و زیستنم و مرگم برای خدای پروردگار جهانیان است. این آیه، گویی شرح حال امام حسین (ع) و یارانش بود که همه چیز را در وحدت با خدا دیدند.

آن روز، به شاگردانم گفتم که تزلزل در برابر مشکلات، مانع سلوک است. سالک باید مانند امیرالمؤمنین (ع) باشد که در برابر سختی‌ها، نه طلاق داد و نه از حق روی گرداند. یادم می‌آید مثالی زدم از جنگ‌های امیرالمؤمنین (ع) که با اخلاص کامل، بدون طمع به غنایم، برای خدا می‌جنگید. گفتم: «امیرالمؤمنین (ع) اسیر نمی‌گرفت تا شمشیر و کلاه کسی را بردارد. او برای خدا می‌جنگید، نه برای مال دنیا.» این اخلاص، مرا به یاد آیه‌ای انداخت که می‌فرماید:

وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
(بینة: 5)؛ یعنی و به آنها جز این فرمان داده نشده بود که خدا را با اخلاص در دین عبادت کنند.

نکته کلیدی: مقام جمع، وحدت در مسیر خداست. اخلاص امیرالمؤمنین (ع) در جهاد، نشانه سلوک حقیقی است که از تفرقه و تزلزل به دور است.

در ادامه، به تفاوت مقام جمع و تفرقه پرداختم. گفتم: «در مقام جمع، فقیر و غنی، سلطان و گدا، همه مظهر حق‌اند. تفرقه، مانع این مقام است.» این سخن مرا به یاد آیه‌ای انداخت که می‌فرماید:

كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
(قصص: 88)؛ یعنی هر چیز جز وجه او نابودشدنی است. این آیه، گویی نقشه راه سالک است که باید همه چیز را در وحدت با خدا ببیند.

بخش سوم: رهایی از تعلقات و تربیت الهی

در یکی از جلسات، سخن از مقام جمع و رهایی از تعلقات به میان آمد. گفتم: «سالک در مقام جمع، جز حق چیزی نمی‌بیند. مانند درباریانی که تربیت می‌شدند تا جز سلطان چیزی نبینند و نشنوند.» این مثال، مرا به یاد تربیت الهی انداخت که سالک را چنان پرورش می‌دهد که جز خدا نبیند و نشنود. قرآن کریم می‌فرماید:

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
(ذاریات: 56)؛ یعنی و جن و انس را جز برای عبادت نیافریدم. این آیه، هدف خلقت را نشان می‌دهد: عبادت و رؤیت حق.

نکته کلیدی: تربیت الهی، سالک را به توحید محض می‌رساند. در مقام جمع، سالک جز حق نمی‌بیند و از تعلقات آزاد می‌شود.

بخش چهارم: علم لدنی و رهایی از خوی غیر

یادم می‌آید روزی که از ادیب نیشابوری نقل کردم که علم ظاهری، گدایی از دیگران است، اما علم لدنی، مستقیم از خدا می‌آید. گفتم: «ما در جوانی، نزد استادانمان فکر می‌کردیم علم، جمع‌آوری دانش از این‌سو و آن‌سوست. اما علم حقیقی، لدنی است که نفس وجود را پر می‌کند.» این سخن، مرا به یاد آیه‌ای انداخت که می‌فرماید:

وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا
(بقره: 31)؛ یعنی و به آدم همه نام‌ها را آموخت. این علم لدنی، نشانه قرب به خداست.

در ادامه، گفتم که علم لدنی با علم اکتسابی تفاوت دارد. علم اکتسابی، دستمالی شده و پر از واسطه است، اما علم لدنی، نفس وجود سالک را پر می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ
(بقره: 282)؛ یعنی و از خدا پروا کنید و خدا به شما می‌آموزد. تقوا، کلید دریافت این علم است.

نکته کلیدی: علم لدنی، مستقیم از خدا می‌آید و نفس سالک را پر می‌کند. تقوا، راه رسیدن به این علم است.

در پایان آن جلسه، به شرایط دریافت علم لدنی اشاره کردم. گفتم: «علم لدنی نصیب کسی می‌شود که از کثرات جدا شود، اما این جدایی به معنای ترک علوم ظاهری نیست. سالک باید از تعلقات رها شود و با لطف الهی، به قرب حق برسد.» این سخن، مرا به یاد آیه‌ای انداخت که می‌فرماید:

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا
(عنکبوت: 69)؛ یعنی و کسانی که در راه ما کوشیده‌اند، به‌یقین آنها را به راه‌های خود هدایت می‌کنیم.

در یکی از خاطراتم، به داستانی از جوانی‌ام اشاره کردم. بیش از چهل سال پیش، شاهد گفت‌وگویی بودم میان دو نفر که یکی به دیگری گفت: «تو خودت کجایی؟» این جمله، چنان در ذهنم ماند که گویی همین لحظه گفته شده است. به شاگردانم گفتم: «سالک باید از خودش بپرسد: تو خودت کجایی؟ آنچه از دیگران جمع کرده‌ای، خوی غیر است. باید به حقیقت خودت برسی.» این خودشناسی، مرا به یاد آیه‌ای انداخت که می‌فرماید:

وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
(شمس: 7-8)؛ یعنی و سوگند به نفس و آنچه آن را سامان داد، سپس فجور و تقوایش را به او الهام کرد.

نکته کلیدی: خودشناسی، مقدمه سلوک و دریافت علم لدنی است. سالک باید از خوی غیر رها شود تا به حقیقت خود برسد.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به تأمل در مسیر معرفت و سلوک. از حفظ حرمت اولیای خدا تا رسیدن به مقام جمع و علم لدنی، هر بخش از این خاطرات، گویی چراغی است که راه را برای سالک روشن می‌کند. این درس‌گفتارها، نه‌تنها بازتاب تجربیات من در مسیر علم و عرفان است، بلکه تلاشی است برای نشان دادن عظمت عدالت الهی، اخلاص در عمل، و رهایی از تعلقات. امیدوارم این کلمات، چونان نسیمی باشد که دل‌های شما را به سوی حقیقت متعال هدایت کند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)