گفتگوهای صمیمی 396

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (396)

این روایت‌ها، شرح تفصیلی خاطراتی است که شاید روزگاری در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده باشند. در این گفتگوها، تلاش کرده‌ام با زبانی صمیمی، تجربه‌ها، تأملات و دریافت‌هایم را از زندگی، علم، عرفان و معنویت با شما در میان بگذارم. آنچه پیش‌رو دارید، نه‌تنها بازتابی از زیست شخصی من، بلکه دعوتی است به تأمل در حکمت الهی، صبر، و راه‌های سلوک معنوی که در بستر زندگی روزمره و تحولات اجتماعی شکل گرفته‌اند.

بخش اول: علم و تحولات اجتماعی

در روزگار جوانی‌ام، هنگامی که هنوز تب و تاب تحولات اجتماعی در دل جامعه موج می‌زد، کتابی چون «جامع الشتات» مرحوم میرزای قمی را زیر بغلم می‌فشردم و با شوق به دنبال حقیقت بودم. روزی یکی از عالمان دینی به من گفت: «حاج آقا، دیگر بس است! زمان کتاب به سر آمده، حالا وقت عمل است!» با تعجب پرسیدم: «مگر چه شده؟» گفت: «تحولات اجتماعی در راه است، دیگر کتاب به کار نمی‌آید.» من که هنوز در شور جوانی بودم، پاسخ دادم: «تحولات که بیش از پیش به علم و کتاب نیاز دارد!» اما او با اطمینان گفت: «نه، تحولات اجتماعی کتاب نمی‌خواهد.» آن روز، گمان می‌کردم او در اشتباه است، اما سال‌ها بعد، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم شاید او راست می‌گفت. در آن روزگار، عمل‌گرایی بر علم سایه افکنده بود. اما من همچنان باور دارم که علم، چراغ راه است و بدون آن، هیچ تحولی پایدار نمی‌ماند.

نکته کلیدی: علم و کتاب، حتی در بزنگاه‌های تحولات اجتماعی، چراغ راه هدایت‌اند. عمل‌گرایی بدون پشتوانه علمی، راه به خطا می‌برد.

این تجربه مرا به یاد آیه‌ای از قرآن کریم می‌اندازد: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ (زمر: 9)؛ یعنی: «بگو آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟» این آیه مرا به تأمل واداشت که علم، حتی در میان هیاهوی تحولات، پایه‌ای است که نمی‌توان از آن چشم پوشید.

بخش دوم: دنیا، مزرعه آخرت

سال‌ها پیش، در خلوت تأملاتم، به این حقیقت رسیدم که دنیا مزرعه‌ای است برای آخرت. هر چه در این دنیا می‌کاریم، در آن جهان درو می‌کنیم. آنچه در این دنیا به ما می‌رسد، چه خیر و چه شر، تنها مساعده‌ای است برای حساب نهایی. مانند کارگری که در کارخانه، میان ماه حقوق مختصری می‌گیرد، اما حساب اصلی‌اش در پایان ماه بسته می‌شود. دنیا هم همین‌گونه است؛ آنچه در آن به ما می‌دهند، مساعده است و حساب واقعی در آخرت است. گاهی غصه کم و زیاد این مساعده‌ها ما را به خود مشغول می‌کند، اما نباید چنین باشد. اگر چیزی به ما ندادند، چه باک؟ باید آن را به حق تعالی فروخت، که او بهترین خریدار است.

خداوند، حتی خرت‌وپرت‌های ما را هم با کرم و لطف می‌خرد. گاهی در عالم شطح به خودم می‌گویم: «خدایا، اگر آدمی بتواند چیزی به هیچ‌کس نفروشد و همه‌چیز را به تو عرضه کند، سودش بیشتر است!» مانند عتیقه‌فروشانی که اشیای کهنه را به بهای گزاف می‌خرند، خداوند هم در روز قیامت، حتی باطله‌های ما را با کرم و لطفش می‌خرد. این باور مرا به یاد آیه‌ای می‌اندازد: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (زلزال: 7-8)؛ یعنی: «هر که به اندازه ذره‌ای نیکی کند، آن را ببیند و هر که به اندازه ذره‌ای شر کند، آن را ببیند.»

نکته کلیدی: دنیا مزرعه آخرت است و هر خیر و شری در آن، مساعده‌ای برای حساب نهایی در آخرت است. معامله با خدا، سودمندترین معامله است.

این نگاه به من آموخت که عدالت الهی در آخرت، نابرابری‌های ظاهری دنیا را جبران می‌کند. این حقیقت با آیه يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (جاثیه: 17) هم‌خوانی دارد: «روز قیامت میانشان در آنچه اختلاف داشتند، داوری می‌کند.» دنیا اگر مزرعه‌ای سبز باشد، خیرات می‌روید و اگر مزبله‌ای زرد و گندیده، شرور برمی‌آید. این تمثیل مرا به یاد آیه‌ای دیگر می‌اندازد: وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا (أعراف: 58)؛ یعنی: «زمین پاک با اذن پروردگارش گیاهش را برمی‌آورد، و زمین ناپاک جز به سختی چیزی برنمی‌آورد.»

بخش سوم: قضاوت عادلانه و حب الهی

یکی از درس‌هایی که از عالمان دینی آموختم، این بود که قضاوت درباره آدمیان باید بر حال کنونی‌شان باشد، نه گذشته‌شان. آنچه امروز هستند و آنچه امروز می‌کنند، معیار است. این نگاه مرا به یاد آیه‌ای می‌اندازد: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (إسراء: 36)؛ یعنی: «چیزی را که به آن علم نداری دنبال مکن.» حب و بغض ما نیز باید برای خدا باشد، نه از سر تعصبات نفسانی. این اخلاص در احساسات، راه را از بیراهه جدا می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ (بقره: 165)؛ یعنی: «از مردم کسانی هستند که جز خدا همتایانی می‌گیرند و آن‌ها را مانند خدا دوست دارند.»

نکته کلیدی: قضاوت درباره افراد باید بر اساس حال کنونی آن‌ها باشد و حب و بغض ما باید برای خدا و از سر اخلاص باشد.

بخش چهارم: صبر و سلوک عرفانی

در مسیر سلوک، طمع به حالات معنوی، مانند تله‌ای است که سالک را زمین‌گیر می‌کند. روزی در خلوت خود تأمل می‌کردم که اولیای خدا، با وجود درک اسرار الهی، سکوت می‌کنند و از بیان آن پرهیز دارند. این سکوت، نشانه اخلاص آن‌هاست. اگر سالک به حالات معنوی طمع کند، راهش بسته می‌شود و به کاسب تبدیل می‌شود. این حقیقت مرا به یاد آیه‌ای می‌اندازد: وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ (مدثر: 6)؛ یعنی: «منتی مگذار که زیادت طلبی.» صبر، مانند کتک‌خوری در تمرین پهلوانی، مقدمه‌ای است برای قوت معنوی. همان‌طور که پهلوان با تحمل ضربات، قوی می‌شود، سالک نیز با صبر در برابر بلایا به کمال می‌رسد.

این درس را از شهدا و جانبازان آموختم. آن‌ها دردهایشان را در سینه نگه می‌داشتند و جز به خدا شکایت نمی‌بردند. این صبر واقعی است. قرآن کریم می‌فرماید: وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ (بقره: 177)؛ یعنی: «و صابران در سختی و زیان.» صبر، مانند پختن برنج است؛ نیاز به دقت و تحمل دارد. اگر مربی کامل باشد، سالک را از آسیب‌های صبر نادرست حفظ می‌کند. این حقیقت با آیه وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ (نحل: 127) هم‌خوانی دارد: «صبر کن و صبرت جز به یاری خدا نیست.»

نکته کلیدی: صبر، کلید سلوک عرفانی است. طمع به حالات معنوی، سالک را از مسیر بازمی‌دارد، اما سکوت اولیا و تحمل شهدا، الگوی صبر واقعی است.

بخش پنجم: صبر، درمان روح

در جوانی، وقتی طب می‌خواندم، استادی داشتم که به من آموخت صبر، مانند دارویی است که دردهای روح را خنثی می‌کند. گاهی با خودم فکر می‌کردم که صبور بودن یعنی چه؟ آیا باید همه‌چیز به میل آدمی باشد؟ خیر، صبر یعنی تحمل سختی‌ها و پرهیز از عافیت‌طلبی. این درس را از انبیا و اولیا آموختم که در برابر بلایا صبر کردند و به کمال رسیدند. قرآن کریم می‌فرماید: وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (بقره: 155-156)؛ یعنی: «صابران را بشارت ده، کسانی که چون مصیبتی به آن‌ها رسد، گویند ما از آن خدا هستیم و به سوی او بازمی‌گردیم.»

روزی در حرم حضرت معصومه (س)، زنی با لهجه اصفهانی فریاد می‌زد: «حضرت معصومه، چه غلطی کردم به زیارتت آمدم؟» بچه‌اش گم شده بود و او از شدت اضطراب این‌گونه سخن می‌گفت. اما صبر یعنی همین که در چنین لحظاتی، انسان به خدا پناه ببرد و شکایت به غیر او نبرد.

نکته کلیدی: صبر، داروی روح است که با تحمل سختی‌ها و پرهیز از عافیت‌طلبی، سالک را به کمال می‌رساند.

بخش ششم: محبت و تسلیم در برابر بلا

در دعای کمیل، که از زبان امیرالمومنین (ع) جاری شده، درس بزرگی نهفته است. این دعا، بیانگر تسلیم و محبت در برابر بلایای الهی است. روزی با خودم فکر می‌کردم که محبت الهی، سالک را به جایی می‌رساند که از بلا لذت می‌برد، زیرا در آن قرب و انس با خدا می‌یابد. این حقیقت با آیه فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (آل‌عمران: 50) هم‌خوانی دارد: «از خدا پروا کنید و از من اطاعت کنید.» اما صبر، گاهی با کراهت همراه است، در حالی که محبت، سالک را به انس با خدا می‌رساند.

انبیا و اولیا، مانند رسول خدا (ص)، در برابر اذیت‌های فراوان صبر کردند. قرآن کریم می‌فرماید: وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا (أنعام: 34)؛ یعنی: «پیش از تو پیامبرانی تکذیب شدند و بر تکذیبشان صبر کردند.» این صبر، بخشی از سلوک آن‌ها بود. اما تجلد و اثبات نفس در مسیر توحید، از منکرات است. توحید، فنای نفس می‌طلبد. این حقیقت با آیه كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (رحمن: 26) هم‌خوانی دارد: «هر که بر روی زمین است فانی است.»

نکته کلیدی: محبت الهی، سالک را به لذت در بلا و انس با خدا می‌رساند، اما تجلد و اثبات نفس، مانع سلوک توحیدی است.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از سال‌ها تأمل و تجربه در مسیر علم، عرفان و معنویت است. از روزگار جوانی که با کتاب زیر بغلم در پی حقیقت بودم، تا لحظه‌هایی که در برابر بلایا و سختی‌ها صبر کردم، همه‌چیز مرا به این باور رساند که دنیا مزرعه‌ای است برای آخرت. صبر، محبت و تسلیم در برابر حکمت الهی، کلیدهایی هستند که درهای قرب و انس با خدا را می‌گشایند. امیدوارم این روایت‌ها، شما را نیز به تأمل در این حقایق دعوت کند و چراغی باشد برای راهتان.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)