متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 398
مقدمه
این مجموعه، روایتهایی است از خاطراتی که در درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند و اکنون با جزئیات و تأمل بیشتری بازگو میکنم. این خاطرات، نهتنها بازتاب تجربههای شخصی من، بلکه آیینهای از عمق معرفت، معنویت و تعهد به ارزشهای الهی است که در مسیر زندگیام آموختهام. هر بخش از این روایتها، دعوتی است به تأمل در مفاهیم والای عرفانی، فقهی و اجتماعی که در بستر زندگی روزمره شکل گرفتهاند. آنچه پیشرو دارید، تلاشی است برای به اشتراک گذاشتن این تجربیات با زبانی صمیمی و در عین حال عمیق، تا شاید نوری بر مسیر طالبان حقیقت بتاباند.
بخش اول: صبر عام و خاص در مسیر عبادت
روزی در ایام ماه مبارک رمضان، داستانی شنیدم که مرا به تأمل واداشت. شخصی که روزهدار بود، به دلیل خرابی ماشینش و تماس بنزین با گلویش، روزهاش را شکست. گلویم میسوزد، گفت، و دیگر نمیتوانم روزه بگیرم. این صبر عامه است؛ صبری که به شرایط مادی و ظاهری وابسته است. اما صبر خاص، آن است که برای خدا و با اخلاص باشد. این تفاوت میان صبر عام و خاص، مرا به فکر فرو برد که چگونه انگیزههای مادی میتوانند اعمال عبادی ما را تحت تأثیر قرار دهند.
در قرآن کریم آمده است:
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
(نحل: ۱۲۷)؛ صبر کن و صبرت جز به یاری خدا نیست. این آیه مرا به یاد این حقیقت انداخت که صبر حقیقی، تنها با اتکا به خدا ممکن است. وقتی عبادت ما با نیت خالص برای خدا باشد، سختیها رنگ دیگری میگیرند و تبدیل به پلی برای قرب الهی میشوند.
بخش دوم: نقد رفتار عامه در جامعه
در جامعهای که تجربه کردهام، گاه دیدهام که مردم در تصمیمگیریهایشان، بیش از آنکه به عدالت و ارزشهای الهی توجه کنند، دنبال منافع شخصی خود هستند. شنیدهام که برخی میگویند: «هر که پول بدهد، میپذیریم، حتی اگر ناشایست باشد.» این نگاه، مرا به تأمل در این آیه واداشت:
وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا
(بقره: ۴۱)؛ آیات مرا به بهای اندک نفروشید. پول و منافع مادی، نباید معیار انتخاب ما باشد. جامعهای که به دنبال سود زودگذر است، از حقیقت و عدالت فاصله میگیرد.
این رفتار عامه، که گاه حتی افراد ناشایست را به دلیل منافع مادی ترجیح میدهند، نشاندهنده اختلاط انگیزههای الهی با خواستههای نفسانی است. در درسگفتارهایم، همیشه تأکید کردهام که نباید لله را با عامه قاطی کرد. اخلاص در عمل، نیازمند جدایی از انگیزههای مادی است. قرآن کریم میفرماید:
فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا
(کهف: ۱۱۰)؛ هر که به دیدار پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نسازد.
بخش سوم: دقت در معانی سخنان
همیشه به شاگردانم گفتهام که انسان باید در سخنان و افکارش دقت کند. کلمات ما باید در ترازوی حقیقت سنجیده شوند. گاه در جامعه دیدهام که سخنان بدون تأمل و منطق بیان میشوند و این، به آشفتگی در فهم و عمل منجر میشود. قرآن کریم میفرماید:
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
(إسراء: ۳۶)؛ چیزی را که به آن علم نداری دنبال مکن. این آیه، راهنمای من در تدریس و زندگی بوده است که هر سخنی را با دقت و آگاهی بیان کنم.
بخش چهارم: پرهیز از بزرگنمایی و تخریب بیمورد
در سالهایی که تدریس میکردم، گاه دیدهام که برخی بدون سند معتبر، افراد را بزرگ یا کوچک میکنند. یادم میآید که درباره یکی از عالمان بزرگ، شایعاتی بیاساس درباره تواناییهای خارقالعادهاش مطرح میشد. این بزرگنماییها یا تخریبها، به جامعه آسیب میرساند. قرآن کریم میفرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
(حجرات: ۱۲)؛ ای مؤمنان، از بسیاری گمانها بپرهیزید که برخی گمانها گناه است. این آیه، مرا به یاد این حقیقت میانداخت که قضاوت درباره دیگران باید با سند و عدالت باشد.
جامعهای که نبض سالم نداشته باشد، مانند بیماری است که قند خونش بیثبات است. گاه یک نفر را بیش از حد بزرگ میکنند و گاه کسی را بیدلیل تخریب. این بیثباتی، به سلامت معنوی جامعه لطمه میزند. قرآن کریم هشدار میدهد:
وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا
(إسراء: ۱۶)؛ و چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، به خوشگذرانانش فرمان دهیم و در آن فساد کنند.
بخش پنجم: عشق الهی و مراتب توحید
در یکی از درسگفتارهایم، از استادم مرحوم آقای الهی شنیدم که میگفت: «قابلیت خلق، بالامکان است، اما ما میگوییم قابلیت هم بالعشق است.» این سخن مرا به تأمل در منشأ خلقت واداشت. همه چیز در عالم، از عشق الهی سرچشمه میگیرد، اما وقتی به مراتب پایینتر نزول میکند، با هوس و نفس آلوده میشود. قرآن کریم میفرماید:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
(ذاریات: ۵۱)؛ جن و انس را جز برای پرستش نیافریدم. عبادت، جلوهای از این عشق الهی است.
در سلوک عرفانی، توحید مراتب مختلفی دارد. توحید با رضا، که نفس هنوز در آن حضور دارد، ناقص است. اما وقتی سالک به فنای نفس میرسد، توحید ذاتی و فعلی محقق میشود. قرآن کریم میفرماید:
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ
(رحمن: ۲۶)؛ هر که بر روی زمین است فانی است. این آیه، مرا به یاد ضرورت فنای نفس در مسیر توحید میانداخت.
بخش ششم: تفاوت اَکابر و اطفال در فهم دینی
در کودکی، وقتی به مدرسه میرفتم، از اَکابر شنیدم؛ مدارسی شبانه که بزرگسالان با سنین و تجربههای متفاوت در آن درس میخواندند. این تفاوت میان اَکابر و اطفال، مرا به فکر فرو برد که فهم دینی نیز با تجربه و شرایط زندگی تغییر میکند. قرآن کریم میفرماید:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ
(ابراهیم: ۴)؛ هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان قومش. این آیه، نشاندهنده توجه به تفاوت مخاطبان در فهم دین است.
ائمه علیهمالسلام، با فهمی عمیق از علم الهی، شبها به عبادت و خدمت مشغول بودند، در حالی که عامه در خواب غفلت بودند. قرآن کریم میفرماید:
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ
(زمر: ۹)؛ آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟ این برتری علم و عمل ائمه، مرا به تأمل در مسئولیت سنگین علما واداشت.
بخش هفتم: فداکاری برای خدا
در سالهای جنگ، شاهد فداکاریهایی بودم که مرا به شگفتی واداشت. جوانانی که زن، بچه و زندگی را رها کردند و جانشان را در راه خدا فدا کردند. این فداکاری، نشانه مقام رضا بود. قرآن کریم میفرماید:
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
(توبه: ۱۱۱)؛ خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهای بهشت خریداری کرده است. این آیه، مرا به یاد شهدایی میانداخت که خدا را بر همه چیز ترجیح دادند.
بخش هشتم: مردمی بودن علما
یکی از خاطراتی که از استادم مرحوم آقای الهی دارم، داستان زندگی ساده و پرمشقت اوست. شبی به من گفت که مانند گربهای در خانه میگردد تا شاید چیزی برای خوردن پیدا کند. با این حال، روحی آزاد و قلبی راضی داشت. روزی در حرم امام رضا علیهالسلام دعا کرد که به مقام رضا برسد. در راه بازگشت، سربازی به او برخورد کرد و دستش شکست. با این حال، او از سرباز گذشت و حتی او را همراهی کرد تا مشکلی برایش پیش نیاید. این مردمی بودن و رضا، مرا به یاد این آیه انداخت:
وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
(بقره: ۱۵۵-۱۵۶)؛ صابران را بشارت ده، کسانی که چون مصیبتی به آنها رسد، گویند ما از آن خدا هستیم و به سوی او بازمیگردیم.
علمای شیعه همیشه با مردم بودهاند و از وابستگی به قدرتهای دولتی پرهیز کردهاند. قرآن کریم میفرماید:
وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا
(هود: ۱۱۳)؛ به سوی کسانی که ظلم کردند متمایل نشوید. وابستگی به بودجههای دولتی، علم دینی را از مردمی بودن دور میکند.
بخش نهم: اجرای حدود با محبت
در اوایل انقلاب، شاهد بودم که برخی در اجرای حدود الهی، با خشونت و بیحرمتی عمل میکردند. به جوانان میگفتم که حتی در اجرای شلاق، باید محبت و احترام را حفظ کرد. مجرم هم انسانی است که باید حرمتش نگه داشته شود. قرآن کریم میفرماید:
وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ
(نساء: ۵۸)؛ چون میان مردم داوری کنید، به عدالت داوری کنید. این آیه، مرا به یاد این حقیقت میانداخت که اجرای عدالت باید با محبت همراه باشد.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از تجربههایم در مسیر علم، معرفت و خدمت به مردم است. از صبر خاص در عبادت تا مردمی بودن علما، هر خاطره تلاشی است برای نشان دادن راه حقیقت و اخلاص. این روایتها، دعوتی است به تأمل در ارزشهای الهی و مسئولیتهای سنگین علما در حفظ استقلال و ارتباط با مردم. امیدوارم این کلمات، نوری باشد بر مسیر طالبان علم و معرفت.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!