گفتگوهای صمیمی 410

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (410)

مقدمه

من، محمدرضا نکونام، در این مجموعه که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیده‌ام، خاطراتی از زندگی و تجربیاتم را با شما به اشتراک می‌گذارم. این روایت‌ها، که گاه به‌صورت گذرا در درس‌گفتارهایم بیان شده‌اند، شرحی است از روزهایی که در مسیر هدایت و اصلاح جامعه گام برداشتم. در این گفتارها، از فعالیت‌هایم در اوایل انقلاب اسلامی، تأملات عرفانی، نقدهای اجتماعی و دینی، و تلاش برای وحدت میان گروه‌های مختلف سخن می‌گویم. هر خاطره، دریچه‌ای است به سوی عمق باورها و تعهدات معنوی‌ام، که امیدوارم برای شما الهام‌بخش و تأمل‌انگیز باشد. این مجموعه، نه‌تنها روایت زندگی من، بلکه دعوتی است به تأمل در سلوک عرفانی، وحدت دینی، و ضرورت به‌روزرسانی علوم دینی برای پاسخگویی به نیازهای زمان.

بخش اول: تأملاتی در سلوک عرفانی و نقد وابستگی‌های غیرمشروع

در اوایل انقلاب، روزهایی بود که قلبم برای هدایت مردم و ایجاد وحدت در میان آن‌ها می‌تپید. در گناباد و کرمانشاه، جایی که شور و هیجان انقلاب هنوز تازه بود، من در میان مردم بودم، از روستاهای ساده‌ای چون شورآباد و تخته‌نمک تا خانقاه‌های عرفانی. خاطرم هست در گناباد، در خانقاهی که دراویش و مسجدی‌ها هر دو گرد هم می‌آمدند، منبر می‌رفتم. همه مرا به‌عنوان هادی می‌شناختند، نه به‌عنوان کسی که بخواهد میان آن‌ها جدایی اندازد. در آن جلسات، با زبانی ساده و صمیمی، به دراویش می‌گفتم: «اگر می‌خواهید ذکر بگویید، یا علی بگویید، یا حسین بگویید. همه با هم یکی شویم.» و مسجدی‌ها و دراویش، دست در دست هم، ذکر می‌گفتند و قلب‌هایشان به هم نزدیک‌تر می‌شد.

اما در آن روزها، مشکلی بود که ذهنم را به خود مشغول کرده بود. برخی گروه‌ها، که خود را درویش می‌نامیدند، وابستگی‌هایی غیرمشروع به قدرت‌های خارجی داشتند، چه از نظر مالی و چه سیاسی. من همیشه تأکید داشتم که این مشکلات را نباید به مردم ساده نسبت داد. مردم عادی، با قلب‌های پاکشان، چه گناهی دارند؟ آن‌ها که در خانقاه‌ها ذکر می‌گفتند، جز محبت به خدا و اهل‌بیت چیزی در دل نداشتند. این وابستگی‌ها، کار رهبرانی بود که از نام مقدسات سوءاستفاده می‌کردند. من باور داشتم که نباید چوب مشکلات را بر سر مردم ساده زد.

نکات کلیدی:
1. تلاش برای وحدت میان دراویش و مسجدی‌ها در گناباد نشان‌دهنده نقش عالمان دینی در کاهش تنش‌های فرهنگی است.
2. نقد وابستگی‌های غیرمشروع برخی گروه‌ها، با تأکید بر حفظ حرمت مردم ساده و هدایت معنوی آن‌ها.
3. تشویق به ذکرهای مشترک مانند «یا علی» و «یا حسین» برای کاهش اختلافات و تقویت وحدت دینی.

در یکی از آن جلسات، به یاد دارم که درویشی با چشمان اشک‌بار به من گفت: «حاج‌آقا، ما فقط می‌خواهیم خدا را یاد کنیم.» من به او گفتم: «ذکر تو، اگر با قلب پاک باشد، راه به خدا می‌برد. اما مراقب باش که شیاطین در کمین‌اند.» این سخن از تجربه‌ام برمی‌آمد. سلوک عرفانی، اگر بدون هدایت صحیح باشد، مانند پزشکی است که پرستاری بخواهد جای پزشک را بگیرد. ممکن است نیت خیر باشد، اما نتیجه؟ گاه انحراف، گاه آسیب‌های معنوی. من همیشه به شاگردانم می‌گفتم که سلوک، مربی آگاه می‌خواهد، وگرنه شیطان به سالک نزدیک می‌شود و او را از مسیر حق دور می‌کند.

قرآن کریم: «وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ» (زخرف: ۳۶)
هرکس از یاد خدای رحمان غافل شود، شیطانی را بر او می‌گماریم که همدم او گردد.

این آیه، هشداری بود که همیشه در ذهنم طنین‌انداز بود. سلوک عرفانی، راهی است که باید با ذکر خدا و هدایت مربی طی شود. من در آن روزها، با تمام وجود تلاش می‌کردم تا مردم را به سوی ذکرهای صحیح و وحدت معنوی هدایت کنم، تا از اختلافات و انحرافات به دور باشند.

بخش دوم: عرفان، عروس علوم و نقد اختلافات مذهبی

عرفان برای من همیشه مانند عروسی زیبا و پاک بود، علمی که قلب را صیقل می‌دهد و انسان را به خدا نزدیک می‌کند. در یکی از جلساتم، که مهمانی از کشوری دیگر آمده بود، سخن از اختلافات مذهبی شد. او از من پرسید: «چگونه می‌توان میان شیعه، سنی و عرفا وحدت ایجاد کرد؟» من با قاطعیت گفتم: «اختلافات واقعی نیستند. این دولت‌ها و گروه‌های خشک‌مزاج‌اند که تفرقه می‌اندازند. عرفا، چه شیعه باشند و چه سنی، دعوایی با هم ندارند. همه در پی یک حقیقت‌اند.» خاطرم هست که آن مهمان، پیرمردی با تجربه، با تعجب به من نگاه کرد و گفت: «پس چرا این همه نزاع؟» گفتم: «این نزاع‌ها را طالبان و خوارج زمان می‌سازند، نه مردم عادی. مردم دل‌هایشان پاک است.»

نکات کلیدی:
1. عرفان به‌عنوان عروس علوم، نمادی از پاکی و کمال در میان علوم دینی است.
2. نقد اختلافات مذهبی به‌عنوان نتیجه دخالت‌های سیاسی و گروه‌های نادان.
3. درویش حقیقی، بی‌کینه، پاک و با محبت به همه موجودات است.

من همیشه باور داشتم که درویش حقیقی، کسی است که کینه از دلش بیرون کرده و با همه موجودات، از قناری کوچک تا انسان، با محبت رفتار می‌کند. خاطره‌ای دارم از قناری‌هایم. هرگاه خدمتکاری برای تمیز کردن قفس آن‌ها می‌آمد، می‌گفت: «حاج‌آقا، این قناری‌ها مثل بچه‌هایم هستند.» این محبت، همان چیزی است که عارف را از دیگران متمایز می‌کند. عارف، دلش به خدا بسته است و به مال و منال دنیا دلبستگی ندارد. این نگاه توحیدی، همه مخلوقات را مظهر الهی می‌بیند و به آن‌ها عشق می‌ورزد.

قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» (مریم: ۹۶)
همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خدای رحمان برایشان محبت قرار می‌دهد.

در کرمانشاه، روزهایی بود که اختلافات میان گروه‌های دینی بالا گرفته بود. من جلساتی ترتیب دادم و پیرمردهای منطقه را دعوت کردم. به آن‌ها گفتم: «اگر اختلافی دارید، میان خودتان حل کنید. مردم عادی مشکلی با هم ندارند. این ریش و سبیل نیست که دین را می‌سازد. کتاب و سنت به این چیزها کاری ندارد.» خاطرم هست که برخی شایعات عجیب میان مردم پخش شده بود، مثل اینکه آخوندها می‌خواهند سبیل‌ها را قیچی کنند! من خندیدم و گفتم: «باباجان، دین به مو بند نیست. همه ما علی‌اعلایی هستیم، چه درویش، چه مسجدی.» این جلسات، لحظه‌های شیرینی بود که قلب‌ها را به هم نزدیک می‌کرد.

بخش سوم: چالش‌های حوزه‌های علمیه و ضرورت به‌روزرسانی علوم دینی

سال‌ها در حوزه‌های علمیه تدریس و تأمل کرده‌ام و نزدیک به هشتصد اثر نوشته‌ام، که سی‌تای آن‌ها درباره چالش‌های حوزه‌هاست. اما چه سود که ساختارهای موجود، اجازه نشر این آثار را نمی‌دهد؟ همیشه دلم برای حوزه‌ها می‌سوخت. علوم دینی ما، گاه از تاریخ مصرف گذشته‌اند. نه اینکه بی‌ارزش باشند، نه! اما باید به‌روز شوند، علمی و کاربردی شوند تا پاسخگوی نیازهای امروز باشند. من بارها به طلبه‌ها می‌گفتم: «علم دینی باید با زمان پیش برود، وگرنه نمی‌تواند جامعه را هدایت کند.»

نکات کلیدی:
1. ضرورت به‌روزرسانی علوم دینی برای پاسخگویی به نیازهای روز جامعه.
2. دلسوزی برای عالمان دینی که بار سنگین مسئولیت را بر دوش کشیده‌اند.
3. نقد ساده‌انگاری برخی افراد نسبت به عالمان دینی و تأکید بر تجربه و آگاهی آن‌ها.

خاطره‌ای دارم از دیدار با یکی از رجال سیاسی. او از مسئولیت‌های سنگینش سخن گفت و نگران عاقبت کارش بود. من به او گفتم: «شما خودتان را سپر بلا کرده‌اید. این فداکاری، ارزشمند است.» قبل از انقلاب، عالمان دینی مورد احترام بودند، اما بعد از آن، گاه با انتقادات تند مواجه شدند. من همیشه به شاگردانم می‌گفتم: «با انصاف قضاوت کنید. این عالمان، بیش از توانشان بار کشیده‌اند.» برخی فکر می‌کنند ما ساده‌ایم، اما من به آن‌ها می‌گفتم: «من بچه تهرانم، قمارباز بودم قبل از اینکه آخوند شوم! فکر نکنید ساده‌ام.» این را با خنده می‌گفتم، اما حقیقت داشت. ما عالمان، با تجربه و آگاهی، در خدمت جامعه بودیم.

قرآن کریم: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء: ۳۶)
و چیزی را که به آن علم نداری دنبال مکن.

من همیشه به شاگردانم یادآوری می‌کردم که عالم دینی باید آگاه به زمان خود باشد. حدیثی است که می‌فرماید: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس» (عالم آگاه به زمان خود، گرفتار گمراهی نمی‌شود). این سخن، چراغ راه من بود در تمام سال‌های تدریس و هدایت.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، روایتی است از قلب و جان من، از روزهایی که در میان مردم، در خانقاه‌ها و مساجد، برای وحدت و هدایت تلاش کردم. از گناباد تا کرمانشاه، از درس‌گفتارهای عرفانی تا نقد چالش‌های حوزه‌های علمیه، همه این خاطرات، دعوتی است به تأمل در سلوک عرفانی، وحدت دینی، و اصلاح علوم دینی. من باور دارم که عرفان، عروس علوم است، و عالم دینی باید با آگاهی و محبت، جامعه را به سوی کمال هدایت کند. این مجموعه، نه‌تنها شرح زندگی من، بلکه دعوتی است به شما برای همراهی در این مسیر معنوی و علمی.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)