گفتگوهای صمیمی 411

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 411

مقدمه

این مجموعه، بازتابی است از خاطراتی که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا به آن‌ها اشاره کرده‌ام. اکنون، با نگاهی عمیق‌تر، این روایت‌ها را بازگو می‌کنم تا تجربه‌هایم در مسیر علم، دین و خدمت به جامعه، با شما به اشتراک گذاشته شود. این خاطرات، نه‌تنها شرح زندگی من، بلکه تأملی است بر چالش‌های نظام آموزشی دینی، ضرورت اصلاح ساختارها، و ارائه دینی کاربردی و مردم‌گرا. با زبانی صمیمی و از عمق وجود، شما را به دنیای این گفتگوها دعوت می‌کنم، گویی در کنارم نشسته‌اید و پای سخنانم هستید.

بخش اول: چالش‌های نظام آموزشی دینی و ضرورت اصلاح

سال‌ها پیش، هنگامی که قدم در مسیر تدریس گذاشتم، جوانی بودم با شور و اشتیاقی بی‌پایان برای علم و حقیقت. در فیضیه، با ظاهری غیرمتعارف، با زلف‌های بلند و لباسی ساده، درس می‌گفتم. طلاب، با شگفتی به من نگاه می‌کردند و برخی انگشت اشاره‌شان را به‌سویم می‌چرخاندند و می‌گفتند: «این همان است که از تهران آمده!» عالمان برجسته‌ای به من می‌گفتند که این ظاهر برای تدریس مناسب نیست، اما من پاسخ می‌دادم: «اگر درس من را نمی‌خواهند، نیایند! من عمامه نمی‌خواهم، درس می‌خواهم بگویم.» این خاطره، برایم نمادی است از تقدم محتوا بر ظاهر، از اینکه علم و معرفت باید فراتر از تشریفات باشد.

طلاب، با همه صفا و صداقتشان، قلب‌هایی پاک دارند. ایمانشان به ائمه علیهم‌السلام، آن‌ها را از وابستگی‌های ناسالم حفظ کرده است. اما ساختار نظام آموزشی دینی، مانند درختی است که تنه و شاخه‌هایش آسیب دیده‌اند. اگر این‌گونه پیش برویم، خطر فاجعه‌ای نظام دینی را تهدید می‌کند. نبود مدیریت علمی و کارآمد، مانع از شکوفایی استعدادهای طلاب می‌شود. این سخن را با استناد به «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» (قرآن کریم، مریم: ۹۶) می‌گویم که ایمان و عمل صالح را مایه محبت الهی می‌داند، اما بدون ساختار مناسب، این ایمان به بار نمی‌نشیند.

هشدار می‌دهم که بدون اصلاح ساختارها، نظام دینی و انقلابی ما به خطر می‌افتد. برخی افراد، از ترس یا فشار، یا تخریب می‌شوند یا کنار گذاشته می‌شوند. این سخن با آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (قرآن کریم، انفال: ۶۰) هم‌سوست که به تقویت ساختارها برای حفظ دین تأکید دارد.

من عمرم را صرف تدریس و تحقیق کردم، نه منبر و محراب. روزگاری، هفده درس در روز می‌گفتم، از فلسفه تا فقه. وقت من، وقف علم بود، نه تبلیغ. این انتخاب، از باورم به آیه «قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ» (قرآن کریم، یوسف: ۱۰۸) سرچشمه می‌گرفت که دعوت به خدا را با بصیرت و آگاهی توصیه می‌کند.

نکات کلیدی:

  • صداقت و سلامت اخلاقی طلاب، سرمایه‌ای است که باید با مدیریت علمی حفظ شود.
  • نبود اصلاحات ساختاری، نظام دینی را به خطر می‌اندازد.
  • علم و معرفت باید بر ظواهر مقدم باشد.
  • تدریس و تحقیق، اولویت فعالیت‌های دینی است.

بخش دوم: تلاش برای نشر علم و موانع فرهنگی

سال‌ها پیش، تصمیم گرفتم دانشم را در قالب کتاب‌هایی به جامعه عرضه کنم. صدها اثر نوشتم، از فقه تا فلسفه. اما هر بار که خواستم آن‌ها را چاپ کنم، با موانعی روبه‌رو شدم. ابتدا می‌گفتند: «این‌ها خالی‌بندی است!» وقتی چاپ شدند، گفتند: «نباید چاپ شوند!» این مقاومت‌ها، مرا به یاد آیه «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (قرآن کریم، بقره: ۴۲) می‌اندازد که مخفی کردن حق را نکوهش می‌کند.

یکی از دغدغه‌هایم، استقلال علم دینی بود. پرسیدم: آیا نظام ما حکومتی دینی است یا دینی حکومتی؟ مرجعیت باید بر اساس شایستگی علمی باشد، نه دخالت‌های سیاسی. این باور، ریشه در اصل «استقلال العلماء» دارد که عالمان را از وابستگی به قدرت برحذر می‌دارد. با وجود فشارها، حوزه‌ها آزادی نسبی دارند. ما را نه می‌کشند و نه زندانی می‌کنند، اما اذیت‌ها کم نیست. مانند مادری که وشگون می‌گیرد، اما ما سکوت می‌کنیم و حرفمان را می‌زنیم. این، با آیه «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (قرآن کریم، اسراء: ۳۶) هم‌خوانی دارد که قضاوت بدون علم را نهی می‌کند.

من از نظر فکری، به ولایت باور داشتم، اما در عمل، به دنبال روش‌های اجرایی و کاربردی بودم. برخی عالمان، در فکر ولایی بودند، اما در عمل، رویکردهای متفاوتی داشتند. این تناقض، مرا به یاد اصل «الصدق فی‌القول والعمل» می‌اندازد که صداقت در گفتار و عمل را ضروری می‌داند.

نکات کلیدی:

  • نشر آثار علمی با موانع فرهنگی و حسادت مواجه است.
  • مرجعیت دینی باید مستقل از دخالت‌های سیاسی باشد.
  • آزادی نسبی در حوزه‌ها، فضایی برای نقد فراهم کرده است.
  • تناقض بین فکر و عمل، چالشی در علم دینی است.

بخش سوم: اسلام کاربردی و مردم‌گرا

همیشه باور داشتم که دین باید کاربردی و مردم‌گرا باشد، نه مزاجی و متغیر. اسلام باید دلشادی بیاورد، نه غمباری. مردم باید منافعشان را در دین ببینند. این باور، با آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً» (قرآن کریم، بقره: ۲۰۸) هم‌سوست که به پذیرش کامل دین در همه جنبه‌های زندگی توصیه می‌کند.

برای همین، به فکر تأسیس دانشگاهی دینی افتادم که علوم دینی را به‌صورت اجرایی و سیستمیک ارائه دهد. اما موانع مالی و ساختاری، این رویا را به تعویق انداخت. می‌گفتند: «دو میلیارد پول لازم است، ساختمان لازم است!» اما من باور داشتم که با کتاب و علم می‌توان قدم‌های بزرگی برداشت. این، با اصل «التعلیم الحدیث» هم‌خوانی دارد که آموزش مدرن را برای پیشرفت جامعه ضروری می‌داند.

جامعه را به بازی فوتبال تشبیه می‌کنم. اگر همه با هم هماهنگ باشند، پیروزی ممکن است، اما اگر یکی خراب کند، همه شکست می‌خورند. این تمثیل، با آیه «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ» (قرآن کریم، مائده: ۲) هم‌سوست که همکاری در نیکی را توصیه می‌کند.

نکات کلیدی:

  • دین باید کاربردی، مردم‌گرا و دلشادکننده باشد.
  • موانع مالی و ساختاری، مانع تأسیس نهادهای آموزشی مدرن است.
  • موفقیت جامعه دینی، به همکاری تیمی وابسته است.

بخش چهارم: موسیقی و استخاره، ضرورت شناخت علمی

چهل سال پیش، در حوزه، موسیقی تدریس می‌کردم. باور داشتم طلبه‌ای که موسیقی نداند، نمی‌تواند درباره حلال و حرام آن فتوا دهد. این، با آیه «وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَٰذَا حَلَالٌ وَهَٰذَا حَرَامٌ» (قرآن کریم، نحل: ۱۱۶) هم‌خوانی دارد که فتوای بدون علم را نهی می‌کند. روزی در حضور استادی برجسته، موسیقی تدریس کردم. او شگفت‌زده شد و گفت: «بیا و عمومی درس بده!» اما من گفتم: «این برای طلبه‌هاست، تا بفهمند چه حلال است و چه حرام.»

ده جلد غزل نوشتم، با عروض و قافیه، که موسیقی‌اش دل‌ها را جلا دهد. این کار، از باورم به «الجمال فی‌الدین» سرچشمه می‌گرفت که زیبایی را جزء دین می‌داند. همچنین، هفت جلد درباره استخاره نوشتم تا این علم را از خرافات پاک کنم. این آثار، با آیه «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (قرآن کریم، نحل: ۴۳) هم‌سوست که مشورت با اهل علم را توصیه می‌کند.

اما باز هم موانع بود. برخی، به دلیل ندانستن، موسیقی را حرام می‌دانستند تا نقص خود را بپوشانند. این، مرا به یاد حدیث «مَنْ قَالَ لا أَدْرِي فَقَدْ أَفْتَى» می‌اندازد که پذیرش ندانستن را نشانه حکمت می‌داند.

نکات کلیدی:

  • شناخت موسیقی برای فتوای فقهی ضروری است.
  • آثار علمی در موسیقی و استخاره، دین را جذاب‌تر می‌کنند.
  • عدم شناخت موضوعات فقهی، به احکام غیرعلمی منجر می‌شود.

جمع‌بندی

این خاطرات، روایتی است از عمری که در راه علم، دین و خدمت به جامعه سپری شد. از جوانی در فیضیه تا تلاش برای نشر آثار علمی، همیشه به دنبال دینی بودم که کاربردی، مردم‌گرا و دلشادکننده باشد. با وجود موانع، هرگز از تلاش بازنایستادم، مانند کارگری که شب و روز برای هدفی والا می‌کوشد. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به تأمل در چالش‌های علم دینی و ضرورت اصلاح آن، تا دین، چون نوری درخشان، راه جامعه را روشن کند.

با نظارت صادق خادمی

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)