متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۴۲۲
آنچه در این مجموعه میخوانید، شرح تفصیلی خاطراتی است که گاه بهصورت گذرا در درسگفتارهای من بیان شدهاند. این روایتها، بازتابی از زیستن در مسیر معرفت، تعهد معنوی و تلاش برای اصلاح جامعه است. هر خاطره، دریچهای است به جهانی که در آن، دین، انسانیت و عدالت در هم تنیدهاند و مرا به تأمل در جایگاه انسان، بهویژه زنان، و نقش عالمان دینی در اصلاح ناهنجاریهای اجتماعی واداشته است.
بخش اول: نقد ادعاهای بیاساس در عرفان
روزی مردی نزد من آمد، بر صندلی نشست و با تردید گفت: «حاجآقا، سخنی دارم، اما قول دهید که نه دعوا کنید و نه بیرونم کنید.» خندیدم و گفتم: «بگو، حتی اگر بگویی ماست سیاه است، گوش میدهم.» او با جدیت گفت: «من امام زمانم.» مهندس بود و تحصیلکرده. ادامه داد که در جمکران هم این ادعا را مطرح کرده و نزدیک بود گرفتارش کنند، اما کسی گفت: «این دیوانه است، رهایش کنید.» من آرام گوش دادم. او سخن گفت و گفت، تا اینکه سرم را بالا بردم و با لبخند گفتم: «مبارک باشد، من خود خدا هستم!» خندهاش گرفت و فضا سبک شد.
پرسیدم: «چگونه به این باور رسیدی؟» گفت چند ماهی نزد عالمی عرفان خوانده و اینگونه شده است. این ماجرا مرا به فکر فرو برد. عرفان، اگر از مسیر عقل و منطق خارج شود، میتواند ذهن را به وادی توهم بکشاند. وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۳۶؛ «و چیزی را که به آن علم نداری دنبال نکن»). این آیه، چراغ راه من بود تا بر آموزش عرفانی مبتنی بر عقل تأکید کنم و از ادعاهای بیاساس برحذر دارم.
بخش دوم: مظلومیت تاریخی زنان و نابرابری در عدالت
روزی خواهری نزد من آمد و از عنوان کتابی که نوشته بودم گله کرد. گفتم: «مگر حقیقت جز این است؟» او پرسید: «چگونه؟» گفتم: «در نظام قضایی، مردی که جرمی مرتکب میشود، به زندان میرود. آنجا تخت، قاشق، چنگال، پزشک و آشپز دارد. او بیخیال غزل میخواند و تکلیفی ندارد. اما همسر و فرزندانش چه میکنند؟ دخترش از مدرسه بازنمیگردد، همسرش نمیداند چگونه روزگار بگذراند. این خانواده چه جرمی کردهاند که باید مجازات شوند؟»
از نظر اسلام، قانون باید پیش از مجازات مجرم، خانواده او را تحت حمایت بگیرد. مردی که جرم کرده، باید پاسخگو باشد، اما چرا همسر و فرزندانش در تنگنا بمانند؟ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ (قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۹۰؛ «خداوند به عدالت و احسان فرمان میدهد»). این آیه، مرا به این باور رساند که نظام قضایی باید حامی خانوادههای آسیبدیده باشد.
بخش سوم: ریشههای مظلومیت زنان
زنان، در طول تاریخ، همواره مظلوم بودهاند. دو عامل اصلی این مظلومیت، نادانی و استثمار است. مردان گاه میگویند: «اگر زنان به جایگاه خود برسند، جای ما را میگیرند.» پس با نادانی و استثمار، آنان را در جایگاهی پایینتر نگه میدارند. اما زنان نیز گاه ظلمپذیری را پذیرفتهاند. وَلَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۷۹؛ «نه ظلم کنید و نه ظلم ببینید»). این آیه، مرا به این اندیشه واداشت که آگاهیبخشی و توانمندسازی زنان، کلید رهایی از این مظلومیت است.
بخش چهارم: تلاش برای تبیین جایگاه انسان و زن در دین
زندگی من، شب و روز در چالش و تلاش برای تبیین حقیقت دین، انسان و جایگاه زن گذشته است. دانشگاه مجازیام در سطح جهان، از بیست کشور شاگردانی دارد که درسهایم را میخوانند و تفسیرهایم را در مراکز استانها تدریس میکنند. این تلاشها، در جهان بیش از ایران شناخته شده است، زیرا در ایران گاه با شناخته شدن، مشکلاتی پدید میآید. يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ (قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۳؛ «ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم»). این آیه، برابری بنیادی زن و مرد را به من آموخت و مرا به اصلاح برداشتهای نادرست از جایگاه زنان در دین واداشت.
بخش پنجم: ترویج علم از طریق نقد و مباحثه
من همیشه شاگردانم را به نقد علمی و مباحثه تشویق کردهام. کتابهایم را در پانصد دوره به دانشپژوهان سپردم تا بخوانند، امتحان دهند و کنفرانس کنند. آنها مباحثه کردند، سیدی ضبط کردند و حتی به من اشکال گرفتند. گفتم: «ننشستهام که هر چه میگویم بپذیرید. نقد کنید، حرف بزنید.» قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ (قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۹؛ «بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟»). این آیه، مرا به پویایی فکری و ترویج علم از طریق نقد واداشت.
بخش ششم: اهمیت تربیت دینی و سبک زندگی سالم
مادرم، که خدا رحمتش کند، در نود و پنج سالگی همچنان ورزش میکرد، نماز میخواند و قرآن و مفاتیح را پارهپاره کرده بود از بس خوانده بود. هفتهای دو بار حمام میرفت و موهایش را با حنا طلایی میکرد. به فرزندانش میگفت: «داغم شد، سرم را نوازش کنید.» او نمونهای بود از تربیت دینی و نظم در زندگی. وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (قرآن کریم، سوره طلاق، آیه ۲؛ «و هر کس از خدا پروا کند، برای او راه خروجی قرار میدهد»). این آیه، مرا به اهمیت تلفیق تربیت دینی با سلامت جسمانی و نظم آگاه کرد.
بخش هفتم: نقد سبک زندگی غیرفعال
گاه خودم را با کارگری مقایسه میکنم که شب و روز زحمت میکشد. برخی خسته میشوند و از پای درمیآیند، چون فعالیتی هدفمند ندارند. من اما شب و روز در تلاشم، نه فقط برای خود، بلکه برای اصلاح جامعه. وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ (قرآن کریم، سوره نجم، آیه ۳۹؛ «و برای انسان جز آنچه کوشیده است، نیست»). این آیه، مرا به پشتکار و فعالیت مستمر در راه دین و جامعه فراخواند.
بخش هشتم: آموزش عملی و تأثیرگذاری اجتماعی
پیش از انقلاب، تابستانها به ییلاقی خنک میرفتم. آنجا پنجاه طلبه بودند، اما مردم محلی پشت سرشان نماز نمیخواندند، چون کاری برای جامعه نمیکردند. من اما دست به کار شدم. به زنان و مردان آشپزی آموختم، گفتم: «نخود در قیمه نریزید، لپه بهتر است.» انبارهای کاه را بازسازی کردیم، جادهها را درست کردیم و کبابی راه انداختیم. بوی کباب که بلند شد، همه آمدند. کمکم همه کبابخور شدند! وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ (قرآن کریم، سوره مائده، آیه ۲؛ «و در نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری کنید»). این تجربه، مرا به نقش عالمان دینی در تأثیرگذاری عملی بر جامعه آگاه کرد.
بخش نهم: اصلاح فرهنگ اقتصادی و اجتماعی
در همان ییلاق، دیدم مردم پول دارند، اما خرج نمیکنند. انبارهایشان پر از کاه بود و زندگیشان راکد. گفتم: «اجازه دهید از مالتان خرج کنم.» جاده ساختیم، خانهها را بازسازی کردیم و کبابی راه انداختیم. کمکم فرهنگ خرج کردن و سرمایهگذاری در امور اجتماعی جا افتاد. وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹۵؛ «و در راه خدا انفاق کنید»). این آیه، مرا به اصلاح فرهنگ اقتصادی و تشویق به مشارکت در امور عامالمنفعه هدایت کرد.
بخش دهم: ترویج ازدواج و اصلاح روابط خانوادگی
در آن ییلاق، دیدم دختران بسیاری هستند، اما دامادی نبود. گفتم: «باید داماد بیاورید.» طلبههایی را دعوت کردم و بهترین دختران را به عقدشان درآوردم. به جوانان گفتم: «هر روز یک جعبه گردو و بادام پوست کنید.» آنها کار کردند و حاصل دسترنجشان را به جامعه بازگرداندم. وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ (قرآن کریم، سوره نور، آیه ۳۲؛ «و مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید»). این آیه، مرا به تقویت بنیانهای خانوادگی از طریق ازدواج و کار سوق داد.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتی است از تلاشهای من برای تبیین حقیقت دین، اصلاح ناهنجاریهای اجتماعی و ارتقای جایگاه انسان، بهویژه زنان. از نقد ادعاهای بیاساس در عرفان تا اصلاح نظام قضایی، از ترویج علم و نقد تا تقویت بنیانهای خانوادگی، هر خاطره، گامی است در مسیر عدالت، معرفت و تعهد به جامعه. این روایتها، دعوتی است به تأمل در نقش دین در پاسخگویی به نیازهای معاصر، با تکیه بر عقل، عدالت و انسانیت.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!