متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۴۳۰
مقدمه
این مجموعه، روایتی است از تأملات و تجربیات من در مسیر زندگی، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. این گفتگوها، نهتنها شرح وقایع و اندیشههایم، بلکه دعوتی است به تأمل در مسائل بنیادین دین، جامعه، علم و فرهنگ. هر بخش، چون قطعهای از یک پازل، گوشهای از این مسیر را روشن میکند و در عین حال، بهتنهایی معنایی کامل و مستقل دارد. آنچه پیش روی شماست، تلاشی است برای بازسازی این لحظات با زبانی صمیمی و در عین حال عمیق، تا شما را به دنیای این تأملات ببرد.
بخش اول: در جستوجوی معنای پول و ایدئولوژی
روزی در جمع شاگردانم، سخن از پول و جایگاهش در زندگی به میان آمد. گفتم: «پول به چه کارم میآید وقتی نمیتوانم با آن کاری کنم که روحم را سیراب کند؟ نه قمار میکنم، نه شراب میخورم، نه میتوانم ماشین یک میلیاردی بخرم، و نه ویلایی در جزیره قناری. پول، بیهدف و بیایده، چه سودی دارد؟» این پرسش، نه از سر ناسپاسی، بلکه از عمق دلم برمیخاست. ما در جامعهای هستیم که گاه قافیه را باختهایم، نه بهخاطر کمبود منابع، بلکه بهخاطر فقدان یک ایدئولوژی منسجم که جهت بدهد به این داراییها.
این سخن، با آیهای از قرآن کریم در ذهنم گره خورد: وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ (قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۵: «و اموالتان را به سفیهان ندهید»). پول، اگر در مسیر رشد و تعالی جامعه خرج نشود، به هدر میرود. ما نیاز به برنامهای داریم که منابعمان را به سوی پیشرفت معنوی و اجتماعی هدایت کند. این فقدان جهتگیری، گویی جامعه را در گردابی از روزمرگی گرفتار کرده است.
بخش دوم: مجتهد، گذرگاه دین به زمان
همیشه به شاگردانم گفتهام که مجتهد، مانند معبری است که خواب را تعبیر میکند و راه را نشان میدهد. او باید دین را از هزار و چهارصد سال پیش به امروز بیاورد، آن را با نیازهای زمان تطبیق دهد. اما اگر مجتهد تخصص نداشته باشد، چگونه میتواند این گذر را هموار کند؟ یک روز، در بحثی داغ، گفتم: «من قسم میخورم که بسیاری از کسانی که ادعای اجتهاد دارند، مجتهد نیستند. چرا؟ چون تخصص ندارند. اگر چهار آمار بانکی را جلویشان بگذارید، نمیفهمند چیست. ربا چیست؟ حرام چیست؟ اینها را نمیتوانند تمیز دهند.»
این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت: وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ (قرآن کریم، سوره قمر، آیه ۱۷: «و ما قرآن را برای یادآوری آسان کردیم»). دین باید با زبان زمان سخن بگوید. مجتهد واقعی، کسی است که با دانش و تخصص، این پل را میسازد و جامعه را به سوی فهم درست هدایت میکند. اما اگر این تخصص نباشد، چگونه میتوان انتظار داشت که احکام دینی در دنیای پیچیده امروز کارآمد باشند؟
بخش سوم: نقدی بر آموزشهای منسوخ
یادم میآید روزی در مدرسه معصومیه، با طلاب جوانی نشسته بودم. گفتم: «چرا این کتابهای تاریخمصرفگذشته را به شما میدهند؟ اینها دیگر به درد دنیای امروز نمیخورد.» علم دینی ما باید بهروز باشد، باید پاسخگوی مسائل امروز باشد. وقتی کتابهای قدیمی را بدون بازنگری به خورد طلاب میدهند، نتیجهاش میشود نسلی که نمیتواند با چالشهای زمانه روبهرو شود. این سخن، با آیهای در ذهنم تداعی شد: وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۳۶: «و چیزی را که به آن علم نداری دنبال نکن»). اگر علم دینی ما بهروز نشود، چگونه میتوانیم ادعای هدایت جامعه را داشته باشیم؟
بخش چهارم: آموزش تدریجی، پازلی برای فهم
یادم میآید در حوزه، با طلابی روبهرو میشدم که سوادشان کم بود. نمیشد یکباره همه چیز را به آنها آموخت. باید پازلگونه، قطعهقطعه، مفاهیم را به آنها منتقل کرد. یک روز گفتم: «اگر بخواهم به این طلبه چیزی یاد بدهم، باید امروز یک تکه، فردا یک تکه، و سال دیگر تکهای دیگر بگویم.» این روش، مرا به یاد آیهای انداخت: وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُكْثٍ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۱۰۶: «و قرآنی که آن را بخش بخش کردیم تا آن را بر مردم بهآرامی بخوانی»). آموزش باید با صبر و تدریج باشد، تا ذهن آماده پذیرش شود.
بخش پنجم: ورزش، ضرورتی فراموششده
همیشه به شاگردانم گفتهام که ورزش، بخشی از زندگی من است. در کتابخانهام، از دمبل و هالتر تا تردمیل پیدا میشود. حتی در شصت سالگی، ورزش میکنم و عرق میریزم. اما در جامعه ما، فرهنگ ورزشی غریب است. ما در کشوری هستیم که از نظر استعداد ورزشی، جزو برترینهای جهان است، اما این پتانسیل را هدر دادهایم. ستارگانمان را کوچک کردهایم، مربیانمان را خوار کردهایم. این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۶۰: «و برای آنان هرچه در توان دارید از نیرو آماده کنید»). ورزش، بخشی از این قوت است که جامعه ما از آن غافل مانده.
بخش ششم: ورزش، تغذیهای برای جسم و روح
روزی در بحثی گفتم: «ورزش، فقط حرکت بدن نیست؛ نوعی تغذیه است. مثل غذایی که جسم را زنده نگه میدارد، ورزش هم روح و جسم را تقویت میکند.» اما ورزش علمی میخواهد؛ محیطی پاک، تنفسی درست، و برنامهای دقیق. بدون اینها، ورزش به شوخی بدل میشود. این سخن، با آیهای در ذهنم گره خورد: وَفِی أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (قرآن کریم، سوره ذاریات، آیه ۲۱: «و در وجود خودتان نشانههایی است، آیا نمیبینید؟»). ورزش، نشانهای از توجه به جسم و روان است که ما از آن غافل شدهایم.
بخش هفتم: علم دینی و غفلت از ورزش
بارها گفتهام که علم دینی ما از ورزش غافل مانده. عالمان ما، با همه سلامت اخلاقیشان، گرفتار بیماریهاییاند که از کمتحرکی میآید. چرا؟ چون ورزش را واجب نمیدانند. گفتم: «اگر ورزش را واجب کنند، شاید دیگر کسی ورزش نکند، مثل برخی واجبات که از ترس، ترک میشود!» این انتقاد، با آیهای همخوان است: وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹۵: «و خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید»). ورزش، راهی است برای دوری از هلاکت جسمی و روانی.
بخش هشتم: نماز، ایروبیک روح و جسم
نماز، برای من همیشه بیش از یک عبادت بوده است. روزی به شاگردانم گفتم: «نماز، هم ورزش است، هم فرهنگ. مثل ایروبیک، جسم را به حرکت درمیآورد و مثل یک درس معنوی، روح را صیقل میدهد.» حرکاتش، از قیام و رکوع تا سجده، جسم را زنده میکند و ذکرش، دل را آرام. این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت: إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ (قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه ۴۵: «همانا نماز از فحشا و منکر بازمیدارد»). نماز، تمرینی است برای جسم و روح، که هم فرهنگ میسازد و هم سلامت میآورد.
بخش نهم: ورزش، واجبی برای سلامت
من خودم از کودکی ورزش کردهام؛ از کاراته و تکواندو تا کشتی و والیبال. همیشه به شاگردانم گفتهام: «ورزش، جزو واجبات است. مثل آب روان، جسم را زنده نگه میدارد. اگر آب راکد بماند، کرم میزند، اما آب روان، پاک میماند.» جامعه ما از بیماریهای کلان رنج میبرد، چون ورزش نمیکند. این سخن، با آیهای همخوان است: وَفِی أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (قرآن کریم، سوره ذاریات، آیه ۲۱: «و در وجود خودتان نشانههایی است، آیا نمیبینید؟»). ورزش، نشانهای از توجه به سلامت انسان است.
بخش دهم: رد ترسهای غیرعلمی از ورزش
یادم میآید وقتی از ورزشهای رزمی میگفتم، برخی میترسیدند و میگفتند: «آسیب میبینی!» من میگفتم: «مگر در خیابان تصادف نمیکنید؟ مگر هوای آلوده تهران را نفس نمیکشید؟ چرا ورزش را حرام میدانید؟» ورزش، نمایش اقتدار انسانی است. این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت: تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ (قرآن کریم، سوره مؤمنون، آیه ۱۴: «تبارک الله، بهترین آفرینندگان»). ورزش، راهی است برای نشان دادن توانمندیهای خلقت انسانی.
بخش یازدهم: روانشناسی، کلید آموزش
روزی در دبستانی پرهیاهو، معلمان از شاگردان شلوغ شکایت داشتند. گفتم: «بگذارید من با آنها حرف بزنم.» وارد کلاس شدم، شوخی کردم و گفتم: «من غیبم میزند! میدانم بیست سال دیگر کجایید؛ زندانید یا موفق؟» بچهها ساکت شدند و گوش دادند. با روانشناسی، آرامشان کردم و نشان دادم که میتوانند بهتر باشند. این تجربه، با آیهای تداعی شد: وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۳۱: «و به آدم همه نامها را آموخت»). روانشناسی، راهی است برای آموزش مؤثر و اصلاح رفتار.
بخش دوازدهم: نیاز آموزش به روانشناسی
همیشه گفتهام که نظام آموزشی ما روانشناس میخواهد. معلم شیمی و ریاضی، بدون دانش روانشناختی، نمیتواند رفتار دانشآموزان را هدایت کند. روزی به معلمان گفتم: «این بچهها بد نیستند، روانشناس ندارند.» این سخن، با آیهای همخوان است: وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا (قرآن کریم، سوره طه، آیه ۱۱۴: «و بگو پروردگارا، بر دانشم بیفزا»). روانشناسی، دانشی است که آموزش را زنده میکند.
بخش سیزدهم: ورزش، درمانی برای کمتحرکی
یادم میآید در مجلسی، عالمی از سردرد شکایت کرد. دستش را گرفتم و گفتم: «من چهل کیلو سنگ به پایم بستم و از بلوار امین تا باجک پیاده آمدم، تو چرا ورزش نمیکنی؟» یک ساعت نشستن، سردرد آورد، اما ورزش، جسم را زنده نگه میدارد. این تجربه، با آیهای تداعی شد: وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹۵: «و خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید»). ورزش، راهی است برای پیشگیری از بیماریهای ناشی از کمتحرکی.
بخش چهاردهم: اصلاح رویکرد علم دینی به ورزش
بارها گفتهام که علم دینی ما از ورزش غافل است. اگر ورزش را واجب بدانیم، شاید فرهنگ ورزشی در جامعه جان بگیرد. اما این غفلت، به بیماریها دامن زده است. این سخن، با آیهای همخوان است: إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ (قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۱۱: «خدا حال قومی را تغییر نمیدهد تا زمانی که خودشان حال خود را تغییر دهند»). علم دینی باید ورزش را بهعنوان بخشی از سلامت جامعه به رسمیت بشناسد.
جمعبندی
این گفتگوها، تأملاتی است از عمق وجودم، که از دل درسگفتارهایم برآمدهاند. از پول و ایدئولوژی تا ورزش و روانشناسی، هر بخش، دعوتی است به بازنگری در دین، آموزش و سلامت جامعه. امیدوارم این روایتها، شما را به تأمل در این مسائل بنیادین دعوت کند و راهی برای اصلاح و پیشرفت بگشاید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!