گفتگوهای صمیمی 431

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۴۳۱

مقدمه

این مجموعه، روایتی است از لحظه‌های زندگی من، خاطراتی که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند و اکنون به تفصیل بازگو می‌شوند. هر خاطره، پنجره‌ای است به سوی تجربه‌های زیسته، تأملات عمیق و دیدگاه‌هایم درباره دین، علم، معرفت و جامعه. در این گفت‌وگوهای صمیمی، می‌کوشم شما را به دنیای خود ببرم، جایی که دانش و معنویت، نقد و اصلاح، و عشق به حقیقت در هم آمیخته‌اند. این روایت‌ها نه‌تنها شرح گذشته‌اند، بلکه دعوتی‌اند برای تأمل در اکنون و آینده.

بخش اول: سودای آشغال و ارزش بازیافت

روزی با طلبه‌ای هم‌سخن شدم که در کار خرید و فروش ضایعات بود. او با اطمینان می‌گفت که سود تجارت آشغال از طلا بیشتر است. برایم از قیمت‌ها گفت: شیشه شربت‌ها، کاغذها، و هر آنچه به نظر بی‌ارزش می‌آید. با دقت قیمت هر جزء را برشمرد و نشان داد که بازیافت، گنجی نهفته در دل چیزهای به‌ظاهر بی‌مقدار است. این گفت‌وگو مرا به فکر فرو برد. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که منابعش را نادیده می‌گیریم، گویی کبکی که سرش را زیر برف کرده است. اما حقیقت این است که مدیریت هوشمندانه منابع، راهی است به سوی ثروت پایدار.

نکته کلیدی: بازیافت مواد، مانند شیشه و کاغذ، از نظر اقتصادی سودآورتر از سرمایه‌گذاری در طلاست. این دیدگاه به اهمیت مدیریت هوشمندانه منابع و سرمایه‌گذاری پایدار تأکید دارد.

این نگاه با کلام الهی هم‌خوانی دارد: وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ (قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۵؛ «و اموالتان را به سفیهان ندهید»). این آیه مرا به یاد این حقیقت انداخت که باید با حکمت، منابعمان را حفظ کنیم و از اسراف بپرهیزیم.

بخش دوم: در جست‌وجوی علم و معرفت

من چهل جلد کتاب درباره محبوبین نوشته‌ام، آن هم در روزگاری که حتی یک جلدش در هزار سال گذشته نوشته نشده بود. در این بیابان علم، جایی که گمان می‌کنید کشور است، اما کشوری نیست، هزار کتاب دیگر نیز تألیف کردم. دویست‌سیصدتایشان را خودم چاپ کردم، یک‌تنه و بدون هیچ امکاناتی. این کار، نه فقط از سر عشق به علم، که از ایمان به رسالتی بود که بر دوشم احساس می‌کردم. علم و معرفت، دو بال قدرت‌اند. قدرت بدون این دو، پوچ است. علم، صفت‌شناسی است؛ مثل وقتی در ادبیات می‌گفتید: «ایقنت انه شاعر» یا «ظننت انه سارق». اما معرفت، باطن‌شناسی است، شناخت ذات و حقیقت. معرفت، ویژه انبیا و اولیاست، حال آنکه علم برای همه در دسترس است.

نکته کلیدی: قدرت بدون علم و معرفت امکان‌پذیر نیست. علم به صفت‌شناسی و معرفت به باطن‌شناسی اشاره دارد، و معرفت ویژه انبیا و اولیا بوده، در حالی که علم برای عموم قابل دسترسی است.

این دیدگاه با آیه شریفه هم‌خوانی دارد: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۶۰؛ «و برای آنان هرچه در توان دارید از نیرو آماده کنید»). همچنین آیه عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَىٰ غَیْبِهِ أَحَدًا (قرآن کریم، سوره جن، آیه ۲۶؛ «او دانای غیب است و غیبش را بر کسی آشکار نمی‌کند») بر تفاوت علم ظاهری و معرفت باطنی تأکید دارد. من همیشه باور داشتم که انبیا و اولیا، با معرفتشان به حقیقت، راه را نشان داده‌اند، نه با علم مکتبی.

اما علم دینی ما، گاه در متون کهنه گرفتار شده است. متونی که تاریخ مصرفشان گذشته و نمی‌توانند به نیازهای امروز پاسخ دهند. این نقد من به علم دینی است که باید روزآمد شود، باید به زبان امروز سخن بگوید. این سخن با آیه وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۳۶؛ «و چیزی را که به آن علم نداری دنبال نکن») هم‌راستاست.

نکته کلیدی: تمرکز علم دینی بر متون کهنه و تاریخ‌مصرف‌گذشته، مانع از پاسخگویی به نیازهای معاصر جامعه است و نیازمند به‌روزرسانی است.

اسلام، دینی انبساطی است، مانند چتری که باز می‌شود و به بالا می‌رود. اما گاه علم دینی ما در انقباض گرفتار شده، گویی مرده‌ای را می‌خوریم و از حقیقت دور می‌مانیم. این انبساط با آیه یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۸۵؛ «خدا برای شما آسانی می‌خواهد و سختی برایتان نمی‌خواهد») هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: اسلام دینی انبساطی است و رویکردهای انقباضی در علم دینی مانع از پیشرفت و توسعه جامعه می‌شوند.

فقه ما نیز نیاز به تخصص دارد. فقیهی که روان‌شناسی و جامعه‌شناسی نداند، چگونه می‌تواند به نیازهای مردم پاسخ دهد؟ این سخن با آیه قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ (قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۹؛ «بگو آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟») هم‌راستاست.

نکته کلیدی: فقیه بدون دانش جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نمی‌تواند به‌درستی به نیازهای جامعه پاسخ دهد.

بخش سوم: قرائت قرآن در کودکی

یادم می‌آید در ده‌دوازده سالگی، در مسابقه قرائت قرآن در تهران شرکت کردم. با کلاهی بر سر و پالتویی که از کسی قرض گرفته بودم، رفتم و در میان پنج نفر اول پذیرفته شدم. آن روزها، قاریان بزرگی بودند، اما من، کودکی کم‌تجربه، با تلاش و ایمان توانستم جایگاهی به دست آورم. یکی از قاریان به من گفت: «با این مداح‌ها قاطی نشو، اخلاقشان درست نیست.» من که مداح نبودم، فقط از سر عشق به قرآن آمده بودم. این تجربه به من آموخت که توانایی کودکان را باید به رسمیت شناخت و از محدودیت‌های غیرعلمی پرهیز کرد.

نکته کلیدی: توانایی‌های کودکان باید به‌رسمیت شناخته شود و از محدودیت‌های غیرعلمی در فعالیت‌های دینی پرهیز گردد.

این خاطره با آیه وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ (قرآن کریم، سوره قمر، آیه ۱۷؛ «و ما قرآن را برای یادآوری آسان کردیم») هم‌خوانی دارد. قرآن، دریچه‌ای است که حتی کودکان می‌توانند از آن به سوی حقیقت گام بردارند.

بخش چهارم: نقد انقباض در دین

یادم می‌آید روزگاری که بلندگو، رادیو و تلویزیون را حرام می‌دانستند. یکی از عالمان دینی می‌گفت نگاه به تلویزیون، گویی گناهی بزرگ است. اما زمان که گذشت، این ابزارها حلال شدند. این انقباض فکری، مانع پیشرفت بود. من همیشه باور داشتم که دین باید باز باشد، باید با زمانه پیش برود. این محدودیت‌ها، مانند قفسی بودند که دین را در خود محبوس کرده بودند.

نکته کلیدی: رویکردهای انقباضی در استفاده از فناوری‌های جدید، مانند بلندگو و تلویزیون، مانع از پیشرفت دینی و اجتماعی شده‌اند.

این دیدگاه با آیه وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ (قرآن کریم، سوره حجر، آیه ۸۵؛ «و آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌هاست جز به‌حق نیافریدیم») هم‌راستاست. فناوری، اگر در راه حق باشد، می‌تواند خدمت‌گزار دین باشد.

بخش پنجم: قدرت و منابع کشور

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که ثروت‌های بی‌پایانی دارد: نفت، گاز، طلا، مس، و اورانیوم. اما این منابع، بدون مدیریت درست، به هدر می‌روند. من بارها گفته‌ام که اقتصاد، مدیریت سرمایه است. بدون بانک اطلاعاتی دقیق، نمی‌توانیم ارزش دارایی‌هایمان را بدانیم. روزی از من پرسیدند که قیمت یک خانه چقدر است. گفتم اگر یک خانه را بتوان قیمت گذاشت، چرا نتوان کل کشور را ارزش‌گذاری کرد؟ این فقدان مدیریت، ما را از قدرت واقعی‌مان دور کرده است.

نکته کلیدی: فقدان مدیریت اقتصادی و بانک اطلاعاتی جامع، مانع از بهره‌برداری مؤثر از منابع طبیعی و انسانی کشور شده است.

این سخن با آیه وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا (قرآن کریم، سوره جاثیه، آیه ۱۳؛ «و آنچه در آسمان‌ها و زمین است همه را برای شما مسخر کرد») هم‌خوانی دارد. خداوند منابع را برای ما فراهم کرده، اما ما باید با حکمت از آن‌ها بهره ببریم.

بخش ششم: نقد سوءمدیریت منابع دینی

گاه می‌شنوم که می‌گویند فلان مکان دینی، ثروت هنگفتی دارد، اما هیچ‌کس نمی‌داند این منابع کجا می‌روند. این سوءمدیریت، به اعتبار دین آسیب می‌رساند. باید شفافیت باشد، باید حسابرسی دقیقی وجود داشته باشد. این انتقاد با آیه وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ (قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۵؛ «و اموالتان را به سفیهان ندهید») هم‌راستاست.

نکته کلیدی: سوءمدیریت منابع مالی اماکن دینی، به دلیل فقدان حسابرسی دقیق، به هدررفت منابع و آسیب به اعتبار دین منجر شده است.

همچنین سوءاستفاده‌های مالی برخی افراد، آفتی است که به علم دینی ضربه می‌زند. این با آیه وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلًا (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۴۱؛ «و آیات مرا به بهای اندک نفروشید») هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: سوءاستفاده‌های مالی برخی افراد به اعتبار علم دینی آسیب می‌رساند و باید از آن جلوگیری شود.

بخش هفتم: معرفت ذاتی و ارزش تولیدات علمی

روزی شنیدم که برخی مرا به نپرداختن شهریه متهم کردند و گفتند گویی از آسمان بر سرشان شیرجه زده‌ام. خندیدم و گفتم: این تعریف بزرگی است! من از بالا آمده‌ام، نه از پایین. از کودکی، معرفت در وجودم بود، گویی با جن و انس زیسته‌ام. هزار نوشته‌ام گواه این حقیقت است. ارزش این تولیدات، فراتر از انتقادات است. این سخن با آیه وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ (قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۱۰۵؛ «و بگو عمل کنید که خدا عملتان را خواهد دید») و آیه فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا (قرآن کریم، سوره روم، آیه ۳۰؛ «پس فطرت مردم را بر آن نهاد») هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: ارزش تولیدات علمی فراتر از انتقادات غیرمنصفانه است، و معرفت ذاتی از کودکی در وجود برخی افراد نهفته است.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از زندگی من است: از کودکی و عشق به قرآن تا تلاش برای تولید علم و معرفت، از نقد انقباض‌های دینی تا دعوت به انبساط و اصلاح. هر خاطره، گامی است برای بازسازی گفتمان دینی و اجتماعی. من باور دارم که با علم، معرفت و مدیریت درست، می‌توانیم جامعه‌ای قدرتمند و معنوی بسازیم. این روایت‌ها، دعوتی‌اند برای تأمل در حقیقت و حرکت به سوی آینده‌ای روشن.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)