گفتگوهای صمیمی 442

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 442

مقدمه

این مجموعه، روایتی است صمیمی از خاطراتی که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا ذکر شده‌اند و اکنون با جزئیات بیشتری به رشته تحریر درمی‌آیند. این خاطرات، تأملاتی هستند از زندگی‌ام که در آن‌ها، تجربه‌های زیسته‌ام با عالمان دینی، طلاب، و مردمان عادی در هم آمیخته است. هر روایت، دریچه‌ای است به سوی درک عمیق‌تر از انسانیت، معنویت، و مسئولیت‌های اجتماعی و علمی که بر دوش یک عالم دینی نهاده شده است. در این گفتگوهای صمیمی، می‌کوشم تا با صداقت و سادگی، شما را به لحظه‌های زندگی‌ام ببرم و تأملاتی را در باب علم، اخلاق، و انسانیت با شما به اشتراک بگذارم.

بخش اول: دیدار با عالم سالخورده

روزی از روزها، یکی از نزدیکان عالمی برجسته بارها از من خواست تا به دیدارش بروم. ابتدا به دلیل مشغله‌های درسی و نبود ضرورتی آشکار، میلی به این دیدار نداشتم. اما سرانجام، یک عصر که درس داشتم، پذیرفتم و راهی شدم. وقتی به منزل آن عالم رسیدم، فضایی شلوغ دیدم؛ ده‌ها نفر منتظر نوبت برای گفت‌وگو با او بودند. من که ترجیح می‌دادم آرام در گوشه‌ای بنشینم، همان دم در جای گرفتم. هنوز چای در دستم گرم بود که یکی از همراهان گفت: «حاج آقا، بفرمایید داخل!» گفتم: «مگر نوبت نیست؟» پاسخ داد: «نه، شما بفرمایید!»

وارد اتاق شدم و آن عالم سالخورده را دیدم، نشسته کنار گاوصندوقی پر از پول، گویی تمام وجودش به حفاظت از آن وابسته بود. چهره‌اش خسته بود، انگار باری سنگین بر دوشش سنگینی می‌کرد. دلم برایش سوخت؛ عالمی که باید در آرامش به تأمل و عبادت بپردازد، حالا در سنین پیری، گرفتار نگرانی‌های مادی شده بود. این صحنه مرا به یاد این آیه انداخت:

وَالَّذِينَ يُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ

(قرآن کریم، حشر: ۹) به این معنا که کسانی دیگران را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خود در تنگدستی باشند. این آیه مرا به فکر فرو برد که چرا عالمان ما، که باید الگوی ایثار باشند، گاهی در چنین تنگناهایی گرفتار می‌شوند؟

با او گفت‌وگویی کوتاه کردم. حال و احوال کرد و از موفقیت‌هایم سخن گفت. سپس با اشاره‌ای ظریف، گفت شنیده‌ام بدهکاری داری. خنده‌ام گرفت. با طنزی که در وجودم ریشه دارد، پاسخ دادم: «رزقمان با مرتضی علی است و قرضمان با خدا!» یعنی به او ربطی ندارد! او هم چیزی نگفت و پیشنهادی برای کمک مالی نداد. این پاسخ، نه از سر بی‌ادبی، بلکه از اعتماد به رزق الهی بود، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:

وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ۝ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ

(قرآن کریم، طلاق: ۲-۳) یعنی هر کس از خدا پروا کند، برای او راه خروجی قرار دهد و از جایی که گمان نبرد، به او روزی دهد.

بعدها فهمیدم که این دعوت، نه صرفاً برای دیدار، بلکه با انگیزه‌ای دیگر بود. یکی از همراهان پیشنهاد داد که در مدرسه‌ای خاص درس بدهم. پاسخ دادم: «من جایی که به نام کسی باشد، درس نمی‌دهم. برای طلاب ساده و نیازمند درس می‌گویم، نه در مکان‌های خصوصی با انگیزه‌های خاص.» این پاسخ، ریشه در تعهد من به استقلال علمی و خدمت بی‌منت داشت.

نکته کلیدی: عالمان دینی باید از فشارهای مادی رها شوند تا کرامتشان حفظ شود. استقلال علمی و تعهد به آموزش عادلانه، از ارزش‌های بنیادین یک عالم متعهد است.

این خاطره مرا به تأمل در وضعیت علم دینی واداشت. وابستگی به انگیزه‌های مادی، صفا و معنویت را از زندگی علمی می‌گیرد. گاهی از شاگردانم خجالت می‌کشم، که با وجود توانایی‌هایشان، بی‌منت در خدمت علم‌اند. این فروتنی، مرا به یاد این آیه می‌اندازد:

وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ

(قرآن کریم، توبه: ۱۰۵) یعنی بگو عمل کنید که خدا عمل شما را خواهد دید.

بخش دوم: نقد رفتارهای غیرانسانی در میان طلاب

یکی از دردهایم، درگیری‌های بی‌دلیل میان طلاب است. گاهی سر مسائل ناچیز با یکدیگر یا با دیگران نزاع می‌کنند. این رفتارها، برخلاف روحیه انسانی و مردمی است که باید در یک عالم دینی باشد. مردم عادی پس از دعوا آشتی می‌کنند، اما برخی طلاب سخت‌گیری‌هایی دارند که به مشکلات بزرگ‌تر منجر می‌شود. این رفتار، مرا به یاد این آیه می‌اندازد:

وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ

(قرآن کریم، انفال: ۴۶) یعنی با یکدیگر نزاع نکنید که سست شوید و قدرتتان از دست برود.

خاطره‌ای از مشاوره به زنی که با همسرش دچار بحران شده بود، به یادم می‌آید. او با گریه تماس گرفت و گفت همسرش به دلیل دوستی ساده‌اش با بقال محله، قصد طلاق دارد. به او گفتم: «سکوت کن و چیزی نگو. هرچه او گفت، فقط گوش بده.» چند روز بعد تماس گرفت و گفت که بحران حل شده و همسرش او را بخشیده است. این تجربه، نشان داد که گاهی با سادگی و انعطاف، می‌توان مشکلات بزرگ را حل کرد. سخت‌گیری‌های غیرمنطقی در زندگی خانوادگی، به جای حل مسئله، آن را پیچیده‌تر می‌کند.

نکته کلیدی: انعطاف‌پذیری و گذشت در روابط اجتماعی و خانوادگی، کلید حل بسیاری از بحران‌هاست. عالم دینی باید با رفتار انسانی، الگویی برای دیگران باشد.

من همیشه بر انسانیت تأکید داشته‌ام، نه تظاهر به آخوندی. اگر عالمی با مردم خاکی و صمیمی باشد، تأثیرش عمیق‌تر است. رفتارهای متکبرانه یا عیب‌جویی، مانع ارتباط انسانی می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ

(قرآن کریم، حجرات: ۱۱) یعنی از یکدیگر عیب‌جویی نکنید.

طبیعی بودن، خاکی بودن، و دوری از توهم و خودبرتربینی، انسان را به مردم نزدیک می‌کند. این ویژگی، در هر محیطی، از خانه تا جامعه، اثرگذار است.

بخش سوم: انسانیت در زندان

یکی از خاطراتم به روزهایی برمی‌گردد که در سال‌های پیش از انقلاب، به زندان افتادم. شب‌هنگام، در بجنورد، مرا به زندان عمومی بردند. رئیس شهربانی که بچه تهران بود، با احترام با من برخورد کرد و پتوهای تمیز برایم آورد. وقتی وارد بند شدم، زندانیان دورم جمع شدند و پرسیدند: «حاج آقا، برای چه آمدی؟» با خنده گفتم: «دزدی کردم! مگر دزدها را اینجا نمی‌آرند؟» خندیدند و گفتند: «نه، تو آدم کشتی؟» باز با شوخی گفتم: «خارج از زندان روضه می‌خواندم، حالا اینجا روضه بخوانم، می‌برندم بیرون!»

تا نیمه‌شب، با آن‌ها گفتم و خندیدم. هیچ‌کس نخوابید. در تاریکی، دور من جمع شده بودند و از شوخی‌هایم لذت می‌بردند. حتی وقتی مأموران برق‌ها را خاموش کردند و فریاد زدند که بخوابید، کسی گوش نداد. آن شب، من آخوند نبودم؛ فقط یک انسان بودم، مثل خودشان. با رفتار انسانی و بدون موعظه مستقیم، توانستم با صدها نفر از آن‌ها، از لات و قاچاقچی تا دیگران، ارتباطی صمیمی برقرار کنم. این تجربه، مرا به یاد این آیه انداخت:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ

(قرآن کریم، صف: ۲) یعنی ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید.

آن شب، بدون نصیحت یا سخنرانی، توانستم جمع بزرگی را تحت تأثیر قرار دهم. این قدرت انسانیت است؛ آدم بودن، یعنی طبیعی بودن، خاکی بودن، و مردمی بودن.

نکته کلیدی: انسانیت و سادگی در رفتار، در هر محیطی، حتی در دشوارترین شرایط مانند زندان، می‌تواند تأثیر عمیقی بر دیگران بگذارد.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، روایت‌هایی از زندگی‌ام هستند که در آن‌ها، انسانیت، فروتنی، و تعهد به علم و معنویت را با شما به اشتراک گذاشتم. از دیدار با عالمی سالخورده که زیر بار فشارهای مادی بود، تا نقد رفتارهای غیرانسانی در میان طلاب، و تجربه‌ای در زندان که قدرت انسانیت را نشان داد، همه این‌ها به ما می‌آموزند که عالم دینی باید در درجه اول انسان باشد. رفتارهای متکبرانه، عیب‌جویی، و وابستگی به مادیات، مانع ارتباط مؤثر با مردم است. من همیشه کوشیده‌ام با سادگی و صداقت، الگویی از یک عالم متعهد و مردمی باشم. این خاطرات، دعوتی هستند به تأمل در ارزش‌های انسانی و معنوی که باید در زندگی و علم دینی جاری باشند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)