متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 457
مقدمه
این مجموعه، روایتهایی است از تجربهها و تأملات من، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. اکنون، این خاطرات را با دلی پر از اخلاص و نگاهی به گذشته بازگو میکنم تا شاید نوری بر مسیر جویندگان حقیقت بتابد. این گفتگوها، بازتابی است از زیستن در راه علم و دین، با انگیزهای که جز قربت به درگاه الهی نیست. هر بخش، دریچهای است به سوی جهانی که در آن، علم و معنویت در هم تنیدهاند و اخلاص، تنها نیروی محرکه است.
بخش اول: چالشهای نشر و اخلاص در علم
سالها پیش، هنگامی که تصمیم گرفتیم جزوههایی را منتشر کنیم، با موجی از انتقادات روبهرو شدیم. برخی میگفتند این نوشتهها جز فحش و ناسزا چیزی به همراه ندارند. من اما گفتم: «پدرجان، بگذارید این فحشها نصیب من شود. چرا شما هم در این وادی گرفتار شوید؟» همیشه باور داشتم که عالم باید بار نقد را به دوش کشد و از آن نهراسد. این تجربه، مرا به یاد عالمان پیشین میاندازد که با وجود آزارها و تحقیرها، با اخلاصی بینظیر راه خود را ادامه دادند.
آنچه مرا در این مسیر استوار نگه داشت، بیاعتنایی به واکنشهای منفی بود. مردم ممکن است نخرند، تحقیر کنند یا حتی به سخره گیرند، اما من کار خودم را میکنم. هدفم نه کیف سامسونت بود، نه ماشین و خانه. تنها میخواستم در راه مولایم قدم بردارم و رضایت او را جلب کنم. این همان قربتی است که عالمان قدیم را سربلند کرد؛ کسانی که با زندگیهایی ساده و بیآلایش، کوههای مشکلات را در هم شکستند.
بخش دوم: استقامت عالمان در برابر سختیها
به یاد دارم حکایتی از یکی از عالمان بزرگ که به خاطر شومی از ماشین پیادهاش کردند. میگفتند: «این عالم باعث پنچری ماشین شده!» اما همان عالم، مفاتیحالجنان را نگاشت که امروز در خانهها و حرمها، از قرآن هم بیشتر دست به دست میشود. مفاتیح، با دعاها و زیاراتش، به نیازهای روزمره مردم پاسخ داد و نشان داد که اخلاص، چگونه اثری را جاودانه میکند. این کتاب، با آن که از آیات الهی گردآوری شده، در فرهنگ عامه جایگاهی ویژه یافت.
با این حال، گاه با حسرت میبینم که قرآن کریم، این کتاب آسمانی، کمتر خوانده میشود. مردم به دعاهای مفاتیح برای دنداندرد و کمردرد روی میآورند، اما قرآن، که همهچیز در آن است، گاه بکر و دستنخورده میماند. این ضعف، نشانهای از کمرنگ شدن قربت در میان ماست. عالمان قدیم اما، با انگیزهای الهی، نهتنها قرآن میخواندند، بلکه با آن زندگی میکردند. آنها با صفر امکانات، کارهای بزرگی کردند، چون دلشان به قربت الهی گره خورده بود.
امروز اما، گاه میبینم که طلاب، به محض بهبود وضع مالی، از تبلیغ دین دست میکشند. میگویند: «نیازی به این پول ندارم!» این وابستگی به مادیات، همان ویروسی است که انگیزههای معنوی را بیمار کرده است. اگر قربت در دل ما محکم باشد، میتوانیم کوه را خرد کنیم، یخ را آب کنیم و عالم را زیر و رو کنیم. این همان نیروی عظیمی است که عالمان قدیم را به اوج رساند.
بخش سوم: ماندگاری آثار علمی و اخلاص
در اوایل انقلاب، روزی کتاب جامعالشتات مرحوم میرزای قمی زیر بغلم بود. یکی از دوستان گفت: «اینها دیگر تمام شده، دور بریز!» خندیدم و گفتم: «این آثار ماندگارند، اما سخنان زودگذر شما به زودی فراموش میشوند.» امروز میبینیم که همان حرفهای پرطمطراق، حالا مضحکه مردم شدهاند. آثار علمی و دینی، اگر با اخلاص نوشته شوند، در گذر زمان میمانند و قلبها را تسخیر میکنند.
حتی در سختیها، انگیزه الهی مرا نگه داشت. اگر زندان بروم یا کتکم بزنند، باز هم کارم را میکنم. من با خدا طرفم، نه با دنیا. این همان قربتی است که عالمان را در برابر یأس و ناامیدی مصون میکند. گاه میبینم طلاب امروزی از نخریدن آثارشان یا تحقیر شدن مینالند. این یأس، ریشه در ضعف قربت دارد. اگر قربتمان درست باشد، هیچ مانعی نمیتواند ما را متوقف کند.
به یاد دارم عالمی را که در زمان رضاشاه، وقتی روضهخوانی ممنوع شد، نغمه حسینی سرود. او برای امام حسین (ع) نوشت، نه برای شهرت یا پول. این انگیزه، کارش را جاودانه کرد. عشق به اهل بیت، نیرویی است که هیچگاه خاموش نمیشود و آثار را در دل تاریخ زنده نگه میدارد.
بخش چهارم: نبوغ کودکی و تعهد به اخلاق
از کودکی، عشق به علم در من شعلهور بود. در دهدوازده سالگی، آثاری در اصول و اخبار نوشتم که نشان از انگیزهای قوی داشت. اما وقتی خواستند آنها را چاپ کنند، مانع شدم. استادم زنده بود و حرمتش بر من واجب. نمیخواستم اختلافات اصولی و اخباری، بهانهای برای بیحرمتی به او شود. این احترام به استاد، بخشی از هویت علمی من بود.
برخی از آثارم را خودم نفله کردم، چون معتقد بودم کیفیت آنها برای نشر کافی نیست. نمیخواستم وقت مردم را تلف کنم. علم باید فاخر و مفید باشد، نه چیزی که فقط سر هم شده باشد. این تعهد به کیفیت، همیشه راهنمای من بود.
در جوانی، شعری 2500 بیتی علیه خاندان پهلوی سرودم. لحن آن تند و آتشین بود، اما به دلیل ترس از سوءتفاهم و پیامدهای سیاسی، آن را منتشر نکردم. این شعر، با اخلاص و برای ریختن عطش روحم سروده شده بود، اما احتیاط، مرا از انتشار باز داشت. عالم باید محتاط باشد و جایگاه علمی خود را حفظ کند.
بخش پنجم: اولویتبندی و توکل
همیشه وقت کم داشتم. بیستوچهار ساعت کار میکردم، اما فرصت پیگیری چاپ آثارم نبود. این کار را به دیگران واگذار کردم، چون باور داشتم وظیفه من، خلق علم است، نه دویدن دنبال چاپخانه. عالمان قدیم، مانند شیخ انصاری، با کمترین امکانات، آثاری خلق کردند که دنیا را تکان داد. انگیزه آنها چنان قوی بود که اگر همه دنیا را به آنها میدادند، یکهزارم آن انگیزه را نداشتند.
امروز اما، گاه میبینم که طلاب از نخریدن آثارشان یا عدم استقبال شکایت میکنند. این همان وبا و ویروسی است که قربت را بیمار کرده است. اگر قربتمان درست باشد، حتی اگر آثارمان را آتش بزنند، باز هم کار خودمان را میکنیم. به قول حضرت ابوطالب:
أَنَا رَبُّ الإِبِلِ وَلِلْبَيْتِ رَبٌّ
من پروردگار شترانم و خانه را پروردگاری است.
من کار خودم را میکنم و نتیجه را به خدا واگذار میکنم. این توکل، مرا از همه موانع عبور داده است.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتهایی است از زیستن در راه علم و دین، با قلبی پر از اخلاص و انگیزهای که جز قربت الهی نیست. از کودکی تا بزرگسالی، از نگارش آثار در طفولیت تا نفله کردن آنها به خاطر کیفیت، از استقامت در برابر سختیها تا توکل بر خدا، همه اینها مرا به یک حقیقت رساند: عالم دینی باید با قربت زندگی کند. این مجموعه، دعوتی است به تأمل در اخلاص، استقامت و تعهد به وظیفه الهی. امیدوارم این روایتها، نوری باشد بر مسیر جویندگان علم و معنویت.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!