متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 523
مقدمه
این مجموعه، شرحی است از خاطراتی که در گذر درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند. لحظات زندگیام، آمیخته با تأملات عمیق دینی، اخلاقی و اجتماعی، در این گفتگوها به رشته تحریر درآمده تا مخاطب را به جهانی از معرفت، معنویت و تعهد به ارزشهای انسانی دعوت کند. در این روایتها، تلاش کردهام با زبانی صمیمی، اما متین و عمیق، تجربههایم را با شما به اشتراک بگذارم، گویی در محضرتان نشستهام و از دل سخن میگویم. آنچه در این بخشها میخوانید، نهتنها بازتابی از زندگی و اندیشههای من است، بلکه دعوتی است به تأمل در مسائل روزگار، از ضرورت نشاط و پویایی در علمآموزی تا نقد فرهنگ معاصر و بازخوانی احکام دینی در چارچوب عقلانیت و اخلاق.
بخش اول: ضرورت نشاط و چالاکی در طلاب
یادم میآید در جوانیام، از کودکی چنان تربیت شدم که نیرومندی و خودکفایی، بخشی از وجودم بود. استادانم به من آموختند که انسان باید چون عیاران و آزادمردان، محکم و استوار باشد. طلبهای که خمود و بیانرژی است، چگونه میتواند بار سنگین علم و دین را به دوش بکشد؟ روزی در محفلی گفتم: «من هنوز هم اگر دستی زیر بغلم بگذارند، نمیتوانند مرا از جا بلند کنند، چون از کودکی اینگونه بار آمدهام.» این سخن، نه از سر غرور، که از باور به اهمیت قوت جسم و روح است.
این باور ریشه در تعالیم دینی دارد. وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (قرآن کریم، سوره انفال، آیه 60). این آیه به ما میآموزد که برای هر چالشی، باید نیرو و توان خود را آماده کنیم، چه در میدان علم و چه در میدان عمل. طلبهای که جسمش ناتوان است و روحش خسته، چگونه میتواند پرچمدار معرفت و معنویت باشد؟
بخش دوم: خودکفایی و استقلال طلاب
از همان کودکی، مربیانم به من آموختند که نباید به دیگران وابسته باشم. یادم میآید روزگاری که در محلهمان، جوانان را به ورزش و مبارزه ترغیب میکردند، نه برای خودنمایی، بلکه برای آنکه آزادمرد باشند. گفتم: «طلبه باید چنان تربیت شود که اگر پای کار بیفتد، بتواند از خود دفاع کند، نه اینکه منتظر حمایت دیگران باشد.» این خودکفایی، نهتنها در جسم، بلکه در علم و روح نیز ضروری است.
این سخن با کلام الهی همخوان است: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (قرآن کریم، سوره طلاق، آیه 2). خداوند برای کسی که تقوا پیشه کند، راه خروج از مشکلات را میگشاید. طلبهای که مستقل است، با اتکا به ایمان و علم خود، میتواند راهش را بیابد.
بخش سوم: شادابی و تفریح در زندگی طلاب
همیشه به شاگردانم گفتهام: «طلبهای که خمود و بیحال است، به درد نمیخورد. باید شاد باشید، ورزش کنید، گاهی به گردش بروید.» یادم میآید روزی به طلاب گفتم: «جمعهای ماشین بگیرید، با خانواده به دشت و دمن بروید. شادی و نشاط، روح شما را تازه میکند.» مگر نه اینکه شادابی، نعمت خداست؟ طلبهای که روحش افسرده است، چگونه میتواند دیگران را به سوی نور هدایت کند؟
این نگاه با آیهای از قرآن کریم همسوست: وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه 103). نعمتهای الهی، از جمله سلامت و شادابی، باید قدر دانسته شود و در مسیر رشد و تعالی به کار گرفته شود.
بخش چهارم: نقد ضعف جسمانی و روحی
بارها دیدهام طلابی را که هنگام عبادت یا فعالیت، از ضعف جسم و روح ناتوان میشوند. روزی در جمعی گفتم: «طلبه باید مثل فنر باشد، پرنشاط و قوی. اگر زانوهایش تلقتلوق کند، چه طلبهای است؟» این سخن از سر دلسوزی بود، نه سرزنش. طلبهای که جسمش ضعیف است، چگونه میتواند در راه دین استوار قدم بردارد؟
این دیدگاه ریشه در کلام الهی دارد: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (قرآن کریم، سوره صف، آیه 4). خداوند کسانی را دوست دارد که در راه او استوار و محکم چون بنایی پولادین باشند.
بخش پنجم: بهروز بودن در علوم و فناوری
همیشه به شاگردانم تأکید کردهام که علم دینی، بدون آگاهی از علوم روز، ناقص است. روزی گفتم: «طلبه باید کامپیوتر بداند، بهروز باشد، مدرن باشد.» چرا باید طلبه از فناوری عقب بماند؟ اگر در حوزه، دو دستگاه کامپیوتر بگذاریم و یکی که بلد است، به دیگران یاد بدهد، هزینه کمتری دارد و سلامت علمی ما بیشتر میشود.
این سخن با آیهای از قرآن کریم همخوان است: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه 36). دنبال کردن چیزی که به آن علم نداریم، ما را از مسیر حقیقت دور میکند.
بخش ششم: نقد ابتذال در موسیقی معاصر
یادم میآید وقتی بچه بودیم، خوانندههایی مثل دلکش و مرضیه را میشنیدیم. چه نجابتی در صدایشان بود! سنگین و باوقار میخواندند. اما حالا، موسیقی به سمتی رفته که گاه با هرزگی و ابتذال همراه است. روزی در محفلی گفتم: «این موسیقیهای امروزی، با رقص و صحنههای ناشایست، دیگر به هیچ دینی نمیگنجد.» این ابتذال، فرهنگ ما را به انحطاط میکشاند.
این نقد با کلام الهی همسوست: وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ (قرآن کریم، سوره انعام، آیه 151). دوری از فحشا، چه آشکار و چه پنهان، وظیفهای دینی است.
بخش هفتم: نجابت در موسیقی گذشته
وقتی به گذشته نگاه میکنم، خوانندههایی مثل دلکش و مرضیه، با آن نجابت و سنگینی، هنوز در ذهنم زندهاند. اما حالا، برخی خوانندگان با رقص و صحنههای غیراخلاقی، هنر را به ابتذال کشاندهاند. روزی گفتم: «نجابت، روح هنر است. بدون آن، موسیقی فقط سر و صداست.»
این سخن با آیهای از قرآن کریم همخوانی دارد: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 13). گرامیترین انسانها نزد خدا، پرهیزگارترین آنهاست.
بخش هشتم: فقدان تخصص موسیقی در عالمان دینی
در گذشته، برخی عالمان، مانند فلاسفهای چون مرحوم الهی قمشهای، به موسیقی سنتی آگاه بودند. اما امروز، کمتر عالمی را میبینیم که به این هنر مسلط باشد. روزی به شاگردانم گفتم: «موسیقی، اگر در چارچوب درست باشد، میتواند روح را صیقل دهد. اما باید آن را شناخت.»
این دیدگاه با کلام الهی همسوست: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه 36). بدون علم دقیق، نمیتوان درباره موضوعی قضاوت کرد.
بخش نهم: تحلیل احکام موسیقی
درباره موسیقی، بارها گفتهام که در قرآن کریم، دلیل صریحی بر حرمت آن نیست. برخی روایات درباره غنا، به زمینههای تاریخی خاص، مانند سوءاستفاده بنیامیه و بنیعباس، برمیگردد. روزی گفتم: «موسیقیای که برای ساکت کردن حق باشد، حرام است، اما موسیقیای که روح را تعالی دهد، چرا حرام باشد؟»
این نگاه با آیهای از قرآن کریم همخوان است: وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَٰذَا حَلَالٌ وَهَٰذَا حَرَامٌ (قرآن کریم، سوره نحل، آیه 116). نباید بدون دلیل، چیزی را حلال یا حرام بدانیم.
بخش دهم: سوءاستفاده سیاسی از موسیقی
یادم میآید در درسگفتاری گفتم: «بنیامیه و بنیعباس، با موسیقی و رقص، میخواستند صدای معصومان را خاموش کنند.» این سوءاستفاده، ریشه برخی روایات درباره حرمت موسیقی است. موسیقیای که برای براندازی حق باشد، بیتردید حرام است.
این سخن با کلام الهی همسوست: وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ (قرآن کریم، سوره ابراهیم، آیه 42). خداوند از کارهای ظالمان غافل نیست.
بخش یازدهم: نقد پارازیت در فعالیتهای دینی
روزی در محفلی گفتم: «صلوات فرستادن برای قطع سخنرانی، مانند موسیقیای است که برای ساکت کردن حق باشد.» این کار، نهتنها به دین احترام نمیگذارد، بلکه به بیاحترامی منجر میشود. صلوات، مقدس است، اما وقتی به پارازیت تبدیل شود، حرمتش را از دست میدهد.
این دیدگاه با آیهای از قرآن کریم همخوان است: وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمَانِكُمْ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه 224). نباید خدا را دستاویز سوءاستفاده قرار دهیم.
بخش دوازدهم: محدودیتهای جسمانی و گفتوگو
یادم میآید وقتی در کودکی لوزههایم را عمل کرده بودم، در بیمارستان با جامعهشناسی همصحبت شدم. نمیتوانستم حرف بزنم، پس مینوشتم و او پاسخ میداد. روزی گفت: «خدا یا باید این صدا را از زن میگرفت یا زیر بغلش میگذاشت!» خندیدم و نوشتم که این سلایق گذشته است، اما درس بزرگی از آن گرفتم: گفتوگو، حتی با محدودیت، میتواند عمیق و معنادار باشد.
این تجربه با آیهای از قرآن کریم همسوست: وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ (قرآن کریم، سوره انفال، آیه 1). اصلاح روابط، حتی در شرایط دشوار، وظیفهای الهی است.
بخش سیزدهم: احترام به اساتید
در سنتهای موسیقایی، احترام به استاد چنان بود که شاگرد زانوی او را میبوسید. روزی گفتم: «چرا در میان عالمان دینی، این احترام کمتر دیده میشود؟» این سنت، نهتنها در موسیقی، بلکه در علم دینی نیز باید احیا شود. استاد، چراغ راه است.
این سخن با آیهای از قرآن کریم همخوان است: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (قرآن کریم، سوره مجادله، آیه 11). خداوند عالمان را درجات بالا میبرد.
بخش چهاردهم: تأثیر محیط بر اخلاق
همیشه گفتهام که محیط، روح آدمی را شکل میدهد. روزی گفتم: «اگر در باغ و هوای آزاد زندگی کنید، نشاطتان بیشتر است تا در زندان و جای بسته.» محیط باز، پرخاشگری را کم میکند و اخلاق را صیقل میدهد.
این نگاه با آیهای از قرآن کریم همسوست: وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (قرآن کریم، سوره مطففین، آیه 26). در خیر و نیکی باید رقابت کرد.
بخش پانزدهم: نقد فقدان تخصص در خوانندگان
امروزه بسیاری از خوانندگان، تارهای صوتی مناسب ندارند. روزی گفتم: «اینها از کوچه و خیابان جمع شدهاند، نه خوانندهاند!» موسیقی، هنری است که نیاز به تخصص دارد، نه فقط سر و صدا.
این نقد با آیهای از قرآن کریم همخوان است: وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ (قرآن کریم، سوره قصص، آیه 77). باید کارها را به بهترین شکل انجام داد.
بخش شانزدهم: نقد تقلید و سرقت در موسیقی
بارها از سرقت آثار موسیقایی قدیمی گلایه کردهام. روزی گفتم: «هشتصد سیدی از آرشیوهای رادیو و تلویزیون به سرقت رفت. حالا میبینید که آهنگها و شعرها را کپی میکنند.» این تقلید، اصالت هنر را از بین میبرد.
این سخن با کلام الهی همسوست: وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه 188). نباید اموال و آثار دیگران را به ناحق تصرف کرد.
بخش هفدهم: ابتذال در موسیقی معاصر
ابتذال موسیقی امروز، حتی در جوامع غیرمسلمان هم مورد نقد است. روزی گفتم: «این موسیقیها، با صحنههای غیراخلاقی، انسان را از شخصیت میاندازد.» این ابتذال، روح هنر را نابود میکند.
این نقد با آیهای از قرآن کریم همخوان است: وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ (قرآن کریم، سوره انعام، آیه 151). دوری از فحشا، وظیفهای همگانی است.
بخش هجدهم: مشکلات اجتماعی و ابتذال فرهنگی
مشکلات اجتماعی، مانند فقدان امکانات برای جوانان، به ابتذال فرهنگی دامن زده است. روزی گفتم: «جوانی که انرژیاش را در چارچوب عفیفانه تخلیه نکند، به سوی ابتذال میرود.» باید برای جوانان، راههای سالم فراهم کرد.
این نگاه با آیهای از قرآن کریم همسوست: وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ (قرآن کریم، سوره انفال، آیه 1). اصلاح ساختارهای اجتماعی، وظیفهای دینی است.
بخش نوزدهم: کمیابی خوانندگان برجسته
امروز، خوانندهای مثل گلپا یا ایرج بهسختی پیدا میشود. روزی گفتم: «ده خواننده برجسته پیدا نمیکنید، اما دو هزار ترانهخوان بیکیفیت داریم.» این فقدان کیفیت، هنر را به انحطاط کشانده است.
این سخن با آیهای از قرآن کریم همخوان است: وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ (قرآن کریم، سوره قصص، آیه 77). باید کارها را با کیفیت و اصالت انجام داد.
بخش بیستم: نقد صحنههای غیراخلاقی در موسیقی
صحنههای تحریکآمیز در موسیقی امروز، به جای هنر، آزاردهنده است. روزی گفتم: «این صحنهها، مخاطب را شکنجه میدهد، نه لذت میبخشد.» هنر باید روح را تعالی دهد، نه تحریک کند.
این نقد با آیهای از قرآن کریم همسوست: وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ (قرآن کریم، سوره انعام، آیه 151). دوری از فحشا، وظیفهای الهی است.
بخش بیست و یکم: نجابت در موسیقی گذشته
صدای نجیب خوانندگانی مثل آقاسی، هنوز در دلها مانده است. روزی گفتم: «آقاسی وقتی میخواند، رود کارون را جاودانه کرد.» این نجابت، روح هنر را زنده نگه میدارد.
این نگاه با آیهای از قرآن کریم همخوان است: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 13). تقوا و نجابت، معیار برتری است.
بخش بیست و دوم: نقد فقدان پوشش مناسب
در برخی اجراهای امروزی، فقدان پوشش مناسب، نجابت را از بین برده است. روزی گفتم: «وقتی هیچی به پا ندارند، این دیگر هنر نیست، ابتذال است.» هنر باید با وقار و زینت همراه باشد.
این سخن با آیهای از قرآن کریم همسوست: يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ (قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 31). زینت و پوشش مناسب، نشانه احترام به ارزشهاست.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، آینهای است از زندگی و اندیشههایم، از روزهایی که در پی معرفت و معنویت بودم تا لحظاتی که با دغدغههای اجتماعی و فرهنگی سخن گفتم. از ضرورت نشاط و چالاکی در طلاب تا نقد ابتذال در موسیقی، هر بخش، دعوتی است به تأمل در ارزشهای دینی و انسانی. امیدوارم این خاطرات، نهتنها شما را به گذشتهام ببرد، بلکه چراغی باشد برای آیندهای روشنتر، آکنده از علم، اخلاق و معنویت.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!