گفتگوهای صمیمی 615

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۶۱۵

مقدمه

این مجموعه، بازتابی از خاطراتی است که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا به آن‌ها اشاره کرده‌ام؛ خاطراتی که ریشه در سال‌ها تدریس، تأمل و تجربه در حوزه‌های علمیه دارند. این روایت‌ها، نه‌تنها شرح لحظات زندگی من، بلکه تلاشی برای بازتاب عمق معرفت قرآنی، نقد علوم دینی، و نقش عالمان متعهد در حفظ و ترویج معارف الهی است. در این بخش، با یادآوری یکی از جلسات درس‌گفتارم (جلسه ۶۱۵)، به سراغ تجربه‌ای می‌روم که از عالمی وارسته و متعهد آموختم؛ عالمی که با اخلاص و صداقت، شاکله حوزه را حفظ کرد و درس‌هایی عمیق از معرفت و معنویت به من آموخت.

بخش اول: اخلاص در علم‌آموزی

یادم می‌آید روزهایی که در حوزه علمیه درس می‌خواندم، عالمی بزرگوار را دیدم که درس مکاسب را با چنان دقتی تدریس می‌کرد که گویی هر کلمه‌اش از عمق جانش برمی‌خاست. آن عالم، که خدا روحش را شاد کند، انسانی بود به‌تمام‌معنا متعهد و بی‌ریا. روزی از او شنیدم که یکی از بزرگان حوزه به او پیشنهاد داده بود درس خارج را آغاز کند. اما او با فروتنی گفت: «من شهوت درس خارج گفتن ندارم. همین مکاسب که می‌گویم، برایم کافی است.» این سخن، مرا به فکر فرو برد. اخلاص او در آموزش، چنان بود که مقام و نام برایش اهمیتی نداشت. او به کیفیت درسش می‌اندیشید، نه به جاه و جلال ظاهری.

این خاطره، مرا به یاد آیه‌ای از قرآن کریم می‌اندازد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ (سوره مائده، آیه ۸)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای خدا به عدالت قیام کنید». اخلاص او در تدریس، مصداقی از این آیه بود که عالم دینی باید برای خدا قیام کند، نه برای طمع مقام.

نکته کلیدی: اخلاص در علم‌آموزی، عالم را از شهوت مقام و ریا دور می‌سازد و او را به خدمت خالصانه به معارف دینی سوق می‌دهد.

بخش دوم: نقد ریا و دروغ در میان مدعیان تقدس

آن عالم وارسته، که سجاده‌اش همواره گسترده بود و شب و روز در حال عبادت و تدریس بود، به من آموخت که صداقت، جوهره عالم حقیقی است. او با صراحت، برخی مدعیان تقدس را که با ریا و دروغ عمل می‌کردند، نقد می‌کرد. می‌گفت: «من راست می‌گویم، اما آن‌ها دروغ می‌گویند. من به حضرت عباس قسم، هرگز دروغ نمی‌گویم.» این صداقت او، مرا به یاد آیه‌ای دیگر انداخت: يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ (سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۷)؛ «با زبان‌هایشان چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست». این آیه، هشداری است به عالمانی که ادعای تقدس دارند، اما عملشان با گفتارشان یکی نیست.

من از او آموختم که عالم دینی باید آیینه صداقت باشد. ریا، مانند زنگاری است که قلب را تیره می‌کند و مانع از دریافت نور معرفت می‌شود. این درس، مرا به بازسازی علوم دینی با محوریت صداقت و اصالت در رفتار و گفتار فراخواند.

نکته کلیدی: صداقت، ویژگی اصلی عالم حقیقی است و ریا، بزرگ‌ترین آفت علوم دینی.

بخش سوم: ناشناخته ماندن عالمان متعهد

سال‌ها در حوزه‌های علمیه تدریس کرده‌ام و دیده‌ام که برخی عالمان، که شاکله حوزه‌ها را با زحمات شبانه‌روزی خود حفظ کرده‌اند، ناشناخته مانده‌اند. آن عالم وارسته، که سال‌ها مکاسب و رسائل را درس می‌گفت، از همین گروه بود. شاید عکسی از او نمانده باشد، شاید فرزندانش راه او را ادامه نداده باشند، اما او و امثال او بودند که حوزه را زنده نگه داشتند. این ناشناخته ماندن، مرا به فکر فرو برد که چرا ما نسبت به این عالمان، که عمری برای حفظ معارف دینی زحمت کشیده‌اند، بی‌توجهیم؟

خاطرم هست که روزی با خودم فکر می‌کردم: در این پنجاه سال، چند نفر در حوزه‌ها درس گفته‌اند؟ چند نفر هزاران ساعت مکاسب و رسائل را تدریس کرده‌اند؟ چرا نامی از آن‌ها نیست؟ این پرسش، مرا به این باور رساند که حوزه‌های علمیه باید میراث علمی و معنوی این عالمان را حفظ کنند و از زحماتشان قدردانی کنند.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمیه باید با ثبت و ضبط آثار عالمان متعهد، میراث علمی و معنوی آن‌ها را حفظ کنند.

بخش چهارم: مسئولیت حوزه‌ها نسبت به عالمان گذشته و حال

من همیشه باور داشته‌ام که حوزه‌های علمیه، نه‌تنها نسبت به طلاب کنونی، بلکه نسبت به عالمان گذشته نیز مسئول‌اند. آن‌هایی که عمری در حوزه‌ها درس گفته‌اند، شاکله معارف دینی را حفظ کرده‌اند. اما ما چه کرده‌ایم؟ نه برای زنده‌ها کاری کرده‌ایم و نه برای مرده‌ها. این مسئولیت، مرا به یاد روزهایی می‌اندازد که در حوزه‌ها، در زمان‌های دشوار و خفقان، عالمانی بودند که با تمام سختی‌ها، درس می‌گفتند و حوزه را زنده نگه می‌داشتند. ما باید زحمات آن‌ها را پاس بداریم و آثارشان را ثبت کنیم.

نکته کلیدی: حفظ میراث علمی و معنوی عالمان گذشته، وظیفه اصلی حوزه‌های علمیه است.

بخش پنجم: تأثیر شهوت بر معرفت

آن عالم وارسته به من آموخت که شهوت، انسان را کور و کر می‌کند و مانع از کسب معرفت حقیقی می‌شود. او می‌گفت: «شهوت، انسان را کوچک می‌کند.» این سخن، مرا به یاد آیه‌ای از قرآن کریم انداخت: كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (سوره مطففین، آیه ۱۴)؛ «نه، بلکه آنچه مرتکب می‌شدند، بر دل‌هایشان زنگار بسته است». این آیه، هشداری است که شهوات، قلب را از دریافت نور معرفت محروم می‌کند.

من از این درس آموختم که پالایش قلب از شهوات، شرط لازم برای کسب معرفت الهی است. عالم دینی باید با دوری از شهوات، قلبش را برای دریافت نور الهی آماده کند.

نکته کلیدی: شهوات، مانع دریافت معرفت الهی است و پالایش قلب، شرط لازم برای علم‌آموزی حقیقی.

بخش ششم: محدودیت علم بشری

یادم می‌آید روزی در درس، به آیه‌ای اشاره کردم: وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (سوره اسراء، آیه ۸۵)؛ «و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است». این آیه، مرا به تأمل واداشت که علم بشری، در برابر علم الهی، اندک است. اما این محدودیت، شامل همه نیست. معصومین و اولیاء خدا، از این قاعده مستثنی‌اند. آن‌ها، پیش از خلقت مادی، در عالم بالا برگزیده شده‌اند و دارای علوم وافر هستند.

این تفاوت میان انسان‌های عادی و برگزیدگان الهی، مرا به یاد سخن آن عالم وارسته انداخت که می‌گفت: «برخی انسان‌ها، قبل از اینکه به دنیا بیایند، در عالم بالا انتخاب شده‌اند.» این سخن، ریشه در آیه‌ای دیگر دارد: وَرُوحٌ مِنْهُ (سوره نساء، آیه ۱۷۱)؛ «و روحی از اوست».

نکته کلیدی: علم بشری محدود است، اما معصومین و اولیاء خدا از علوم وافر برخوردارند.

بخش هفتم: نقد مباحث غیرضروری در علوم دینی

سال‌ها تدریس در حوزه به من آموخت که تمرکز بر مباحث غیرواقعی و غیرضروری، علوم دینی را از نیازهای روز جامعه دور کرده است. آن عالم وارسته، همیشه بر مسائل واقعی و کاربردی تأکید داشت. من نیز باور دارم که حوزه‌های علمیه باید به موضوعات روز و نیازهای جامعه توجه کنند. بحث‌هایی که وجود خارجی ندارند، عمر طلاب را تلف می‌کنند و از رسالت اصلی حوزه دورشان می‌سازند.

نکته کلیدی: علوم دینی باید بر مسائل روز و کاربردی متمرکز شوند تا پاسخگوی نیازهای جامعه باشند.

بخش هشتم: نقد تحریفات دینی

یکی از دردناک‌ترین درس‌هایی که از آن عالم آموختم، خطر تحریف در علوم دینی بود. او به آیه‌ای اشاره می‌کرد: يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ (سوره بقره، آیه ۷۵)؛ «سخن خدا را می‌شنوند، سپس آن را پس از فهمیدن تحریف می‌کنند». این آیه، هشداری است به عالمانی که با آگاهی، معارف دینی را تحریف می‌کنند. من از این درس آموختم که عالم دینی، امانت‌دار سخن خداست و باید با صداقت و امانت، معارف را منتقل کند.

نکته کلیدی: عالم دینی، امانت‌دار سخن خداست و باید از تحریف معارف دینی پرهیز کند.

بخش نهم: تواضع و گوش دادن به دیگران

آن عالم وارسته به من آموخت که عالم دینی باید شنونده خوبی باشد. او با تواضع، به سخنان دیگران گوش می‌داد و از آن‌ها می‌آموخت. این درس، مرا به یاد سیره معصومین انداخت که با فروتنی، به سخنان دیگران توجه می‌کردند. عالم باید پذیرای نقد باشد و از دیگران، حتی غیرعالمان، درس بگیرد تا از خطاها مصون بماند.

نکته کلیدی: تواضع و پذیرش نقد، عالم دینی را از خطاها مصون می‌دارد.

بخش دهم: عرضه دین به معصومین

یادم می‌آید روزی از سیره حضرت عبدالعظیم حسنی شنیدم که هرگاه نزد معصوم می‌رفت، دین خود را عرضه می‌کرد و می‌گفت: «این دین من است، آیا درست است؟» این سیره، مرا به فکر فرو برد که چرا ما نیز چنین نکنیم؟ عرضه دین به معصومین، راهی است برای تصحیح باورها و اعمال. این درس، مرا به بازسازی علوم دینی با محوریت رجوع به اهل بیت دعوت کرد.

نکته کلیدی: عرضه دین به معصومین، راهی برای تصحیح معارف دینی و رشد معنوی است.

بخش یازدهم: ضرورت تصحیح روایات

آن عالم وارسته، کتب روایی را به گنجینه‌ای تشبیه می‌کرد که نیاز به تصحیح و بررسی دارد. او می‌گفت: «روایات، مانند بخچه‌هایی هستند که بزرگان ما جمع‌آوری کرده‌اند تا از نابودی حفظ شوند. حالا نوبت ماست که آن‌ها را بررسی و تصحیح کنیم.» این سخن، مرا به یاد روزهایی انداخت که با دقتی طاقت‌فرسا، متون روایی را مطالعه می‌کردم. باور دارم که حوزه‌های علمیه باید مراکز تحقیقاتی برای بررسی و تصحیح روایات ایجاد کنند تا معارف دینی با دقت و صحت به نسل‌های آینده منتقل شوند.

نکته کلیدی: تصحیح و بررسی روایات، وظیفه حوزه‌های علمیه برای حفظ اصالت معارف دینی است.

بخش دوازدهم: تحول در علوم دینی

در پایان این درس‌گفتار، به این باور رسیدم که تحول در علوم دینی، وظیفه اصلی حوزه‌های علمیه است. این تحول، باید با محوریت قرآن و اهل بیت، و با تأکید بر اخلاص، صداقت، و توجه به نیازهای روز انجام شود. من از آن عالم وارسته آموختم که علوم دینی باید پاسخگوی مسائل واقعی جامعه باشند و از مباحث غیرضروری پرهیز کنند.

نکته کلیدی: تحول در علوم دینی، با محوریت قرآن و اهل بیت، وظیفه اصلی حوزه‌های علمیه است.

جمع‌بندی

این خاطره، که ریشه در درس‌گفتارهایم دارد، مرا به سفری عمیق در معرفت قرآنی و نقد علوم دینی برد. از آن عالم وارسته آموختم که اخلاص، صداقت، و تعهد، جوهره علم دینی است. حوزه‌های علمیه باید با حفظ میراث عالمان گذشته، به مسائل روز جامعه توجه کنند و معارف دینی را با دقت و امانت منتقل کنند. این درس‌ها، نه‌تنها برای من، بلکه برای هر عالم و طلبه‌ای، نقشه راهی است برای تحول در علوم دینی و خدمت به دین خدا.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)