گفتگوهای صمیمی 676

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (676)

مقدمه

این مجموعه، بازتابی از خاطراتی است که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند. اکنون، با نگاهی عمیق‌تر، آن‌ها را با شما به اشتراک می‌گذارم تا لحظه‌های زندگی‌ام، تأملات فلسفی‌ام، و تجربه‌های معنوی و علمی‌ام را از نزدیک لمس کنید. این روایت‌ها، نه‌تنها شرح گذشته‌اند، بلکه دعوتی‌اند برای تأمل در هستی، فلسفه، و راهی که عالمان دینی در مسیر معرفت پیموده‌اند. با زبانی صمیمی و در عین حال متین، شما را به دنیای این گفتگوها می‌برم، جایی که کودکی کنجکاو، پرسش‌های عمیق فلسفی، و نقدهای سازنده بر علم دینی در هم تنیده‌اند.

بخش اول: جرقه‌های کنجکاوی در کودکی

شوق به فلسفه در کودکی

، کودکی بودم که هنوز معنای فلسفه را نمی‌فهمیدم، اما شوق شنیدن سخنان عالمان بزرگ مرا به سوی کلاس‌هایشان می‌کشاند. مرحوم آقای الهی نقل می‌کردند که در کودکی، پشت در کلاس درس میرزا رضا قمشه‌ای می‌نشستم. او که فلسفه درس می‌داد، چنان با شور و زیبایی سخن می‌گفت که حتی بدون درک معانی، دلم به سوی سخنانش پر می‌کشید. گویی ذات او با فلسفه عجین بود، انگار فیلسوف به دنیا آمده بود. این جاذبه، مرا به فکر فرو می‌برد که برخی آدمیان، گویی برای فلسفه‌ورزی زاده شده‌اند، و این استعداد فطری، آن‌ها را از دیگران متمایز می‌کند.

نکته کلیدی: جاذبه ذاتی فلسفه، حتی برای کودکی که معانی آن را درک نمی‌کند، نشان‌دهنده تأثیر عمیق گفتمان فلسفی بر ذهن‌های کنجکاو است.

برداشت‌های کودکانه از متون

، در کودکی، کتاب‌های درسی را که صفحات آغازینشان با خط ریز نوشته شده بود، برمی‌داشتم و گمان می‌کردم قرآن است. با شوق، آن‌ها را می‌خواندم، نه از سر فهم، بلکه از سر زیبایی آن خطوط ریز که برایم مقدس می‌نمود. این برداشت کودکانه، ریشه در تخیل و شهودی داشت که بعدها دریافتم در فلسفه نیز می‌تواند به خلق مفاهیم نو منجر شود. گویی ذهن کودک، با سادگی و پاکی، به دنبال معنا در هر پدیده‌ای است.

نکته کلیدی: کنجکاوی کودکانه در برابر متون ریز، نشان‌دهنده شهود و تخیل اولیه‌ای است که می‌تواند مبنای تفکر فلسفی در بزرگسالی شود.

پرسش‌های وجودی در کودکی

یکی از پرسش‌هایی که در کودکی ذهنم را به خود مشغول کرده بود، این بود که انسان پس از مرگ چگونه نفس می‌کشد. کنار قبرها می‌ایستادم و با حسرتی عمیق، به این می‌اندیشیدم که زیر خاک، چگونه می‌توان زیست. این پرسش، که شاید ساده به نظر آید، ریشه‌ای عمیق در تفکر متافیزیکی داشت. بعدها دریافتم که چنین سؤالاتی، مبنای تأملات فلسفی درباره نفس و بقای آن پس از مرگ است، چنان‌که در آثار ابن‌سینا و ملاصدرا نیز به آن پرداخته شده است.

نکته کلیدی: پرسش‌های کودکی درباره مرگ، نشان‌دهنده کنجکاوی وجودی است که بعدها به تفکر فلسفی عمیق منجر می‌شود.

شگفتی در برابر فناوری و اشیاء

، در خانه‌مان رادیویی بود که اخبار از آن پخش می‌شد. با تعجب به آن نگاه می‌کردم و نمی‌فهمیدم چگونه دو نفر در این جعبه کوچک جای گرفته‌اند و سخن می‌گویند. حتی پول را در دست می‌گرفتم و به آن خیره می‌شدم، نمی‌فهمیدم این چیست که چنین ارزشی دارد. این کنجکاوی‌ها، که شاید خنده‌دار به نظر آیند، نشان‌دهنده ذهن پرسشگری بود که به دنبال درک مکانیزم‌های جهان بود. این پرسش‌ها، بعدها مرا به سوی معرفت‌شناسی و متافیزیک فناوری هدایت کرد.

نکته کلیدی: کنجکاوی درباره اشیاء و فناوری، ریشه در تفکر فلسفی دارد که به تبیین علل و چگونگی پدیده‌ها می‌پردازد.

تحسین زیبایی طبیعت

هنوز هم عاشق چشم‌های الاغم. آن چشم‌های درشت و زیبا، که گویی با جوانمردی به جهان می‌نگرند، همیشه مرا به شگفتی وامی‌دارند. در کودکی، وقتی به طویله می‌رفتم، این چشم‌ها را می‌دیدم و با خود می‌گفتم: چگونه به این موجود می‌گویند خر؟ حتی آیه إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ (قرآن کریم، لقمان: 19، «ناپسندترین صداها، صدای خران است») مرا قانع نمی‌کرد. صدای الاغ، که گویی با بیات شش‌دانگ می‌خواند، برایم زیبا بود. سی سال غصه خوردم تا دریافتم این آیه به ذکر الاغ اشاره دارد، نه صوتش. این تجربه، مرا به این باور رساند که باید با نگاهی تجربی و مستقل به جهان نگریست.

نکته کلیدی: نگاه تجربی و مستقل به پدیده‌ها، حتی در برابر پیش‌فرض‌های سنتی، می‌تواند به درک عمیق‌تری از حقیقت منجر شود.

بخش دوم: نقد و تأمل در فلسفه اسلامی و غربی

استعداد ذاتی در فلسفه

درباره میرزا رضا قمشه‌ای می‌گفتند او گویی فیلسوف به دنیا آمده بود. این استعداد ذاتی، که در برخی از حکمای ما دیده می‌شود، موهبتی است که آن‌ها را از دیگران متمایز می‌کند. اما عیب کار اینجاست که بسیاری از فیلسوفان ما، به ایده‌آلیسم گرایش یافتند و درگیر مباحث ذهنی شدند. این در حالی است که فیلسوفان غربی، با رویکردی تجربی، به مسائل عینی مانند اقتصاد، جامعه‌شناسی، و روان‌شناسی پرداختند. این تفاوت، هم حسن است و هم عیب. حکمای ما چکیده فلسفه‌اند، اما در تبیین مسائل عینی، مانند مفهوم هیولا (ماده اولیه)، ضعف دارند. در مقابل، فیلسوفان غربی، که شاید ذاتاً فیلسوف نباشند، با تکیه بر تجربه، فلسفه را به علوم عملی پیوند زده‌اند.

نکته کلیدی: تفاوت میان ایده‌آلیسم فلسفه اسلامی و تجربه‌گرایی فلسفه غربی، نشان‌دهنده ضرورت تلفیق حکمت متعالیه با علوم تجربی است.

نقد ایده‌آلیسم و تأکید بر عینیت

همیشه بر این باور بوده‌ام که فلسفه باید با جهان عینی پیوند داشته باشد. وقتی به مباحث ذهنی محدود می‌شود، از تأثیرگذاری بر زندگی واقعی بازمی‌ماند. در درس‌گفتارهایم، بر این نکته تأکید می‌کردم که فلسفه باید تجسم عینی داشته باشد. برای مثال، در بحث هیولا، فیلسوفان ما در تبیین‌های ذهنی قوی‌اند، اما وقتی به واقعیت خارجی می‌رسند، خسته می‌شوند و نمی‌توانند استقرار یابند. این ضعف، مرا به این فکر واداشت که باید نظامی فلسفی تدوین شود که هم ریشه در حکمت متعالیه داشته باشد و هم با علوم تجربی پیوند یابد.

نکته کلیدی: فلسفه‌ای که تنها در ذهن باقی بماند، از تأثیرگذاری بر جهان واقعی ناتوان است و نیازمند پیوند با عینیت است.

نقد ابن‌سینا در عرفان

ابن‌سینا، حکیمی بزرگ بود، اما در عرفان، به دلیل نداشتن شهود عمیق، تنها به آن «چسبیده» بود، نه اینکه چکیده عرفان باشد. او در فلسفه، استاد بود، اما وقتی به عرفان می‌رسید، مشکل پیدا می‌کرد. این نکته مرا به این باور رساند که فلسفه و عرفان، هرچند نزدیک‌اند، اما نیازمند تجربه‌های متفاوتی‌اند. عرفان، شهود می‌خواهد، و فلسفه، تأمل عقلانی. این تمایز، برایم همیشه درس‌آموز بوده است.

نکته کلیدی: تمایز میان فلسفه و عرفان، نشان‌دهنده نیاز به شهود در عرفان و تأمل عقلانی در فلسفه است.

بخش سوم: تجربه‌های آموزشی و نقد علم دینی

یاد مرحوم علامه

مرحوم علامه، شخصیتی نجیب و بااخلاق بود که تخلق به اخلاق اولیای الهی داشت. او چنان مومن و بی‌آزار بود که هر کس با او معاشرت می‌کرد، تحت تأثیر صفای باطنش قرار می‌گرفت. اما حیف که ده سال از عمرش را در تبریز به کشاورزی گذراند. اگر این سال‌ها را به علم‌آموزی اختصاص می‌داد، چه بسا به جایگاه رفیع‌تری می‌رسید. این تجربه، مرا به این فکر واداشت که شرایط اجتماعی و اقتصادی، چگونه می‌تواند استعدادهای علمی را محدود کند.

نکته کلیدی: شرایط اجتماعی و اقتصادی، می‌توانند استعدادهای علمی را محدود کنند و نیازمند حمایت‌اند.

نقد نظام آموزشی علم دینی

در تدریس نهایه، روشی غیرمتعارف داشتم. کتاب را سر و ته می‌گرفتم و به طلاب می‌گفتم مطالعه نکنند، اما همه قبول می‌شدند! این کار، نقدی بود بر روش‌های سنتی آموزش که بر حفظ متون تأکید دارند، نه فهم عمیق. بدایه و نهایه، هرچند ارزشمندند، اما تحقیق علمی نیستند و نمی‌توان آن‌ها را در محافل آکادمیک ارائه کرد. به طلاب می‌گفتم: «فلسفه را باید معاینه کرد، نه اینکه به الفاظ اکتفا کرد.» این باور، مرا به این نتیجه رساند که علم دینی نیازمند نوسازی است.

نکته کلیدی: متون سنتی علم دینی، مانند نهایه و بدایه، نیازمند بازنگری و نوسازی‌اند تا به نیازهای معاصر پاسخ دهند.

نیاز به فیلسوفان معاصر

همیشه آرزو داشتم که نظامی فلسفی تدوین شود که هستی را معاینه کند و ابستن سازد. فیلسوفان ما باید از بازی با الفاظ دست بکشند و به تبیین واقعیت‌های عینی بپردازند. بحث‌های ماده و صورت، که گاهی به پیچیدگی‌های غیرضروری منجر می‌شوند، باید ساده‌سازی شوند و با علوم مدرن پیوند یابند. این آرزو، مرا به این باور رساند که فلسفه اسلامی، با تلفیق با تجربه‌گرایی، می‌تواند به اوج برسد.

نکته کلیدی: فلسفه اسلامی نیازمند فیلسوفانی است که هستی را معاینه کنند و با علوم مدرن پیوند یابند.

جمع‌بندی

این گفتگوها، که از درس‌گفتارهایم برآمده‌اند، روایتی‌اند از زندگی، تأملات، و نقدهایم بر فلسفه و علم دینی. از کودکی کنجکاو که در پی فهم جهان بود، تا استادی که به دنبال نوسازی فلسفه اسلامی است، این مسیر، پر از درس‌ها و تجربه‌هاست. امیدوارم این روایت‌ها، شما را به تأمل در هستی، فلسفه، و نقش علم دینی در جهان معاصر دعوت کند. فلسفه، وقتی با عینیت و تجربه پیوند یابد، می‌تواند راهگشای زندگی و معرفت باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)