متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 695
مقدمه
سالها پیش، در خلوت تأملاتم، به دغدغههایی ژرف در باب علم دینی و جایگاه آن در جهان معاصر اندیشیدم. این گفتگوها، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند، روایتهایی هستند از دلمشغولیهایم برای اصلاح نظام آموزشی حوزهها و پیوند آن با علوم مدرن. آنچه در پی میآید، نهتنها بازتاب تأملات فلسفی و علمی من است، بلکه دعوتی است به تأمل در مسیری که علم دینی باید بپیماید تا همگام با نیازهای زمانه، پویا و اثرگذار باشد.
بخش اول: نقدی بر ناکارآمدی علم دینی
چالشهای نظام آموزشی حوزهها
با شوق و امید، به وضعیت حوزههای علمیه مینگریستم، اما اندوهی عمیق قلبم را فرا میگرفت. چرا که گویی این حوزهها، با همه عظمتشان، نتوانستهاند حق علم را آنگونه که شایسته است ادا کنند. طلاب جوان، این فرزندان پاک و بااستعداد، از گوشه و کنار شهرها و روستاها میآیند، با شور و ایمانی که از شیره جان پدرانشان به ارث بردهاند. اما چه میشود که این استعدادها، در نظام آموزشی کنونی، گاه به موجوداتی مأیوس و ناکارآمد بدل میشوند؟ گویی دستهایشان بسته است و ذهنهایشان در قفس مفاهیم کهنه گرفتار شده.
این ناکارآمدی، نه از فقدان ایمان است و نه از کمبود استعداد، بلکه از سیستمی است که گاه به جای پرورش خلاقیت، به حفظ و تکرار بسنده کرده است. میگفتم: اگر این نظام به همین منوال پیش رود، هزار سال دیگر نیز جز روضهخوانی و تکرار مفاهیم کهنه، ثمری نخواهد داشت. این سخن، نه از سر ناامیدی، بلکه از عشق به اصلاح و پویایی علم دینی بود.
روانشناسی غربی و خلأ معرفتی
در دانشگاهها، دانشجویان ما به مطالعه روانشناسی غربی مشغولاند، اما این دانش، گاه چیزی جز خرتوپرت نیست. با حسرتی عمیق میگفتم: این جوانان بیچاره، بیست سال بعد خواهند دید که چگونه از معرفت راستین محروم ماندهاند. روانشناسیای که ریشه در فرهنگ و باورهای ما ندارد، چگونه میتواند نیازهای روحی و فکری این نسل را پاسخ دهد؟ اینجاست که باید به سراغ گنجینههای معرفتی خودمان برویم، به آرای بزرگانی چون ابنسینا و غزالی، اما نه بهگونهای که هزار سال پیش گفتهاند، بلکه با نگاهی نو و متناسب با نیازهای امروز.
این نقد، از سر درد بود. میگفتم: چرا باید مفاهیم ابنسینا و غزالی را، که هزار سال پیش نگاشته شدهاند، بدون بازنگری به دانشجویان امروز بیاموزیم؟ این مفاهیم، هرچند گرانقدر، برای پاسخ به پرسشهای مدرن، مانند انرژی هستهای یا فناوریهای نوین، کافی نیستند. باید این گنجینهها را با نگاهی تازه بازخوانی کرد.
بخش دوم: بازاندیشی در فلسفه دینی
نقد مفاهیم سنتی فلسفه
در درسگفتارهایم، بارها از مفاهیمی چون واجبالوجود، ممکنالوجود، و ممتنعالوجود سخن گفتم و آنها را به چالش کشیدم. این مفاهیم، که قرنها محور فلسفه دینی ما بودهاند، گاه مانند شاسیای فرسوده، از هم پاشیدهاند. وقتی ماهیت را از فلسفه برداریم، گویی کل بنای آن فرومیریزد. اما این فروپاشی، نه پایان راه، بلکه آغاز مسیری نو است. من باور دارم که اگر این مفاهیم کهنه را کنار بگذاریم و فلسفهای پویا بنا کنیم، میتوانیم با جهان علم پیوندی معنادار برقرار کنیم.
این سخن، دعوتی بود به بازاندیشی. میگفتم: اگر فلسفه دینی ما بخواهد با علم مدرن همنشین شود، باید از بند ماهیتگرایی رها گردد. فلسفهای که در خلأ ماهیت خفه میشود، نمیتواند پاسخگوی جهانی باشد که در حرکت و ظهور است.
پل ارتباطی میان علم دینی و مدرن
آرزویم این بود که روزی حوزههای ما پلی شوند میان علم دینی و علوم مدرن. با شور و اشتیاق میگفتم: اگر از مفاهیم کپکزده دست بکشیم، فلسفه دینی ما میتواند در هر شاخه علمی بدرخشد. این فلسفه، اگر پویا شود، با چنان استقبالی از سوی جهان علم روبهرو خواهد شد که پاسخگوی هر پرسشی خواهد بود. اما این کار، نیاز به جرأت و خلاقیت دارد. باید دستهایمان را باز کنیم، ابزارهای علمی را به دست گیریم و از نشستن و تکیه دادن دست بکشیم.
قرآن کریم میفرماید: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» (سوره شرح، آیه ۵)؛ با هر سختی، آسانی است. این آیه به من امید میداد که با وجود دشواریهای این مسیر، میتوان با تلاش و همت، به پویایی علم دینی دست یافت.
بخش سوم: ضرورت عملگرایی در حوزهها
انفعال علما و طلاب
گاه با حسرتی عمیق به حال علما و طلاب مینگریستم. آنها که باید پیشگام علم و عمل باشند، گاه در انفعال گرفتارند. گویی دستهایشان بسته است، یا به تکیه دادن و نشستن اکتفا کردهاند. این انفعال، نه شایسته عالم دینی است و نه درخور نظامی که با خون شهدا آبیاری شده. من باور دارم که عالم دینی باید دو زانو بنشیند، با جدیت و پویایی، ابزار علم را به دست گیرد و به میدان عمل قدم بگذارد.
این سخن، از سر درد بود. میگفتم: اگر عالم به جای عمل، تنها به گفتار بسنده کند، گویی مغزش نیز بسته میشود. این محدودیت، نه تنها به علم دینی آسیب میزند، بلکه استعدادهای پاک طلاب را نیز نفله میکند.
نقد نظام آموزشی و هدررفت استعدادها
از نظام آموزشی حوزهها گلهمند بودم. این نظام، گاه استعدادهای ناب طلاب را، که از دل روستاها و شهرها با ایمانی پاک میآیند، به موجوداتی مأیوس و بیانگیزه بدل میکند. گویی این جوانان، که روزی سرشار از شور و استعداد بودند، در گذر زمان، به دلیل مطالعه بیش از حد بدون خلاقیت، به کُندی و ناکارآمدی میرسند. این نظام، به جای آنکه آنها را به اوج برساند، گاه به موجوداتی شل و ول تبدیل میکند.
این نقد، از عشق به اصلاح بود. من باور دارم که اگر حوزهها آموزشگاههای عملی و آزمایشگاههای تحقیقاتی داشته باشند، میتوانند این استعدادها را به شکوفایی برسانند. باید دستهای طلاب باز شود تا با ابزار علم و عمل، به میدان آیند.
بخش چهارم: دعوت به تحول و پویایی
ضرورت آموزشگاههای عملی
بارها آرزو کردم روزی فرا رسد که حوزههای ما، به جای تکیه بر گفتار، به آموزشگاههای عملی مجهز شوند. عالمان دینی باید ابزارهای علمی را به دست گیرند، نه آنکه تنها به حفظ و تکرار بسنده کنند. این آموزشگاهها، میتوانند پلی باشند میان علم دینی و علوم مدرن، تا طلاب نهتنها در گفتار، بلکه در عمل نیز پیشگام باشند.
این آرزو، از ایمان به ظرفیتهای علم دینی سرچشمه میگرفت. من باور دارم که اگر این تحول رخ دهد، علم دینی میتواند به نظامی که با خون شهدا پابرجاست، خدمت کند و پاسخگوی نیازهای جامعه باشد.
تمرکز بر وظایف علمی
گاه از برخی عالمان گله میکردم که به جای تمرکز بر وظایف علمیشان، به مشاغلی چون باغبانی روی میآورند. این کار، نهتنها شایسته عالم دینی نیست، بلکه از رسالت اصلی او دورش میکند. عالم باید کار خودش را انجام دهد، علمی که به جامعه و نظام اسلامی خدمت کند. این سخن، دعوتی بود به تخصصگرایی و تعهد به رسالت علمی.
این تأکید، از باور به نقش عالمان در پیشرفت جامعه بود. من باور دارم که اگر عالمان به جای گفتار، دست به کار شوند، میتوانند علم دینی را به جایگاهی شایسته برسانند.
جمعبندی
این گفتگوها، نهتنها تأملاتی در باب علم دینی بودند، بلکه فریادی از سر عشق به اصلاح و پویایی. من باور دارم که علم دینی، اگر از بند مفاهیم کهنه رها شود، میتواند با جهان علم همنشین گردد و پاسخگوی نیازهای زمانه باشد. این مسیر، دشوار اما ممکن است. باید دستهایمان را باز کنیم، ابزار علم را به دست گیریم و با ایمان و خلاقیت، به سوی آیندهای روشن گام برداریم. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی هستند به تأمل و عمل، تا علم دینی بار دیگر درخشش خود را بازیابد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!