متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۷۳۷
مقدمه
در درسگفتارهایم، گاه به فراخور موضوع، خاطراتی از تجربیاتم در مسیر سلوک و تعلیم بیان کردهام. این خاطرات، گویی آیینهای هستند که لحظههای تأمل، تجربه و مواجهه با حقیقت را بازتاب میدهند. در این مجموعه، که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیدهام، میکوشم با زبانی ساده اما عمیق، شما را به دنیای این تجارب ببرم؛ جایی که ناسوت و ملكوت در هم میآمیزند و انسان در جستوجوی کمال، راهی به سوی حقیقت میجوید. این روایتها نهتنها شرح وقایع گذشتهاند، بلکه تأملاتیاند بر چگونگی زیستن در دنیا با دلی که به سوی ملكوت پر میکشد. در این بخش، از اعتکاف و رابطهاش با ناسوت سخن میگویم؛ موضوعی که در یکی از درسگفتارهایم به آن اشارهای گذرا داشتم و اکنون با جزئیات بیشتری آن را بازگو میکنم.
بخش اول: اعتکاف و صحت ناسوت
اعتکاف، نه ترک دنیا، که سلامت ناسوت
درباره اعتکاف سخن میگفتم و همواره بر این نکته تأکید داشتم که کمال انسانی در گرو ترک ناسوت نیست. انسان برای رسیدن به قرب الهی نیازی ندارد که دنیا را رها کند یا از جامعه کناره گیرد. آنچه اهمیت دارد، صحت ناسوت است؛ یعنی زیستنی متعادل و سالم در این جهان مادی که انسان را به سوی ملكوت هدایت کند. این دیدگاه ریشه در قرآن کریم دارد:
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا
(قرآن کریم، قصص: ۷۷)؛ یعنی در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بجوی و بهرهات را از دنیا فراموش نکن. این آیه به ما میآموزد که تعادل میان دنیا و آخرت، کلید سلوک معنوی است. من همیشه به شاگردانم میگفتم که اعتکاف، فرصتی است برای تصفیه نفس در بستر ناسوت، نه جدایی از آن.
در این مسیر، عبارتی که همواره در ذهنم طنینانداز بود، این است: «کن فی الناس و لا تکن مثلهم»؛ یعنی در میان مردم باش، اما مانند آنها زندگی نکن. این سخن، گویی چراغ راهی است که انسان را به میانهروی در تعاملات اجتماعی دعوت میکند. قرآن کریم نیز میفرماید:
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا
(قرآن کریم، بقره: ۱۴۳)؛ یعنی شما را امتی میانهرو قرار دادیم. این میانهروی، به معنای زیستن در جامعه با حفظ ارزشهای الهی است، نه انزوا و نه همرنگی با رفتارهای ناپسند.
نقدی بر اعتکافهای بیروح
سفری که به دعوت گروهی برای شرکت در اعتکافی در یکی از شهرهای کشور رفته بودم. با شوق وارد مسجد شدم، اما آنچه دیدم، مرا به شگفتی واداشت. درهای مسجد بسته شده بود و فضای اعتکاف، به جای عبادت و خلوت با خدا، به گعدهای برای سرگرمی و گفتوگوهای بیحاصل تبدیل شده بود. برخی مشغول تماشای فیلم بودند و برخی دیگر، حواسشان به بیرون از مسجد بود؛ گویی دلشان در دنیا جا مانده بود. این صحنه، مرا به یاد آیهای از قرآن کریم انداخت:
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
(قرآن کریم، بینة: ۵)؛ یعنی به آنان جز این فرمان داده نشده بود که خدا را بپرستند و دین را برای او خالص کنند. اعتکافی که به جای اخلاص، به سرگرمی و حواسپرتی آلوده شود، از حقیقت خود دور است.
در آن روز، تصمیم گرفتم نماز ظهر را طولانیتر بخوانم تا شاید این فضای پراکنده را به سوی تمرکز و عبادت سوق دهم. اما واکنشها شگفتانگیز بود! برخی از معتکفان با ناراحتی اعتراض کردند که چرا نماز را طولانی کردهام. با لحنی طنزآمیز و در عین حال صمیمی، از آنها عذر خواستم: «ببخشید، فکر کردم شما برای اعتکاف آمدهاید و دنیا را ترک کردهاید! خواستم به برکت شما، نمازی طولانیتر بخوانم، اما گویا دلتان هنوز در دنیاست!» این سخن، گویی آینهای پیش رویشان گذاشت و برخی را به تأمل واداشت. قرآن کریم میفرماید:
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ
(قرآن کریم، ماعون: ۴-۵)؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند. این آیه، هشداری است به ما که عبادتمان را با حضور قلب و اخلاص همراه کنیم.
نکات کلیدی:
- اعتکاف به معنای ترک ناسوت نیست، بلکه نیازمند صحت و سلامت ناسوت است.
- انسان باید در میان مردم باشد، اما از رفتارهای ناپسند آنها پیروی نکند.
- اعتکاف بدون اخلاص و تمرکز، از حقیقت خود دور است.
جهانشمولی قرب به ملكوت
همیشه باور داشتم که ظرفیت قرب به ملكوت، نهتنها به مؤمنان محدود نیست، بلکه در ساختار وجودی همه انسانها نهفته است. کافر و مؤمن، هر دو میتوانند به سوی ملكوت گام بردارند، هرچند مسیرها و درجاتشان متفاوت باشد. قرآن کریم میفرماید:
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
(قرآن کریم، شمس: ۸)؛ یعنی به نفس انسان، بدی و پرهیزگاریاش را الهام کرد. این ظرفیت عام، گویی معدنی است که در وجود هر انسانی نهفته و با تربیت صحیح، میتواند به گوهر معرفت تبدیل شود. من در درسگفتارهایم بارها تأکید کردهام که حتی اقوام و ملل مختلف، از بتپرستان تا دهريين، در جستوجوی حقیقتاند و گاه به کشف و کراماتی دست مییابند که نمیتوان همه آنها را انکار کرد.
نقد رهبانیت و چلهنشینی غیرشرعی
یکی از آفتهای مسیر سلوک، گرایش به رهبانیت و انزوای غیرشرعی است. در درسگفتارهایم، این رویکرد را استعماری و انحرافی میخواندم. قرآن کریم نیز میفرماید:
وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ
(قرآن کریم، حدید: ۲۷)؛ یعنی رهبانیت را که خود ابداع کرده بودند، بر آنان ننوشتیم. این آیه، هشداری است به انحرافاتی که به نام معنویت، انسان را از مسیر الهی دور میکند. چلهنشینیهایی که به ترک وظایف روزمره و انزوا منجر میشوند، نهتنها شرعی نیستند، بلکه بدعتاند. چله حقیقی، آن است که انسان در دل زندگی روزمره، از نماز و کار گرفته تا تعاملات اجتماعی، به ذکر و عبادت متعهد باشد. قرآن کریم میفرماید:
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلًا
(قرآن کریم، انسان: ۲۵)؛ یعنی نام پروردگارت را صبح و شام یاد کن.
داستانی طنزآمیز از درویشی که به من مراجعه کرد و از عدم حال در چلهنشینیاش گله داشت. به او گفتم: «برو در حمام عمومی، لنگ بر سر بگذار، دوش آب داغ را باز کن و ذکر بگو!» او این کار را کرد، اما چنان غوغایی به پا شد که مردم او را دیوانه خواندند! وقتی بازگشت، گفت که حال آمده، اما این حال، نه از ذکر، که از هیاهوی حمام بود! این داستان، گویی تمثیلی است از انحرافات در عرفان. قرآن کریم میفرماید:
وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
(قرآن کریم، مؤمنون: ۳)؛ یعنی کسانی که از بیهودگی رویگردانند. این آیه، ما را به پرهیز از کارهای بیثمر دعوت میکند.
نکات کلیدی:
- ظرفیت قرب به ملكوت در همه انسانها وجود دارد.
- رهبانیت و چلهنشینی غیرشرعی، انحراف از مسیر الهی است.
- چلهنشینی شرعی، با انجام وظایف روزمره و عبادت همراه است.
ملكوتی شدن ناسوت
آنچه در این مسیر اهمیت دارد، ملكوتی شدن ناسوت است. انسان باید بدن و روان خود را چنان تربیت کند که در عین زیستن در ناسوت، به ملكوت نزدیک شود. اولیای خدا اینگونهاند؛ در خواب و بیداری، در سخن و سکوت، ذکرشان جاری است. روایت است که «الصَّلَاةُ مِعْرَاجُ الْمُؤْمِن»؛ یعنی نماز، معراج مؤمن است. این معراج، پلی است میان ناسوت و ملكوت. در درسگفتارهایم میگفتم: عارف واقعی، کسی نیست که تنها متون عرفانی را حفظ کرده باشد، بلکه آن است که شهود و روایت دارد. قرآن کریم میفرماید:
كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ
(قرآن کریم، غافر: ۱۳)؛ یعنی اینگونه خدا آیاتش را به آنان نشان میدهد. این شهود، نتیجه تربیت ناسوت برای ملكوتی شدن است.
مثالی که برای شاگردانم میزدم: انسان در مقام جمع، مانند کسی است که با یک دست، هزار هندوانه برمیدارد! قرآن کریم میفرماید:
وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا
(قرآن کریم، انبیاء: ۷۹)؛ یعنی به هر یک حکم و علم عطا کردیم. این ظرفیت جمع، انسان را قادر میسازد که ناسوت و ملكوت را در هماهنگی کامل به سوی کمال هدایت کند.
تصفیه ناسوت، راه قرب الهی
در پایان این بخش، باید بگویم که راه قرب الهی، نه در ترک ناسوت، که در تصفیه و سلامت آن است. قرآن کریم میفرماید:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا
(قرآن کریم، شمس: ۹)؛ یعنی بهراستی رستگار شد کسی که نفسش را پاک کرد. این تصفیه، نیازمند تعهد به وظایف دینی و اجتماعی، عبادت با اخلاص، و زیستنی متعادل است. من همیشه به شاگردانم میگفتم: ناسوت را چنان بسازید که ملكوتی شود؛ آنگاه خواهید دید که دنیا و آخرت، در وجود شما به وحدت میرسند.
نکات کلیدی:
- ناسوت باید چنان تربیت شود که ملكوتی گردد.
- عارف واقعی، کسی است که به شهود و معرفت الهی دست یافته است.
- تصفیه ناسوت، شرط رستگاری و قرب الهی است.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، گویی سفری است به عمق حقیقت انسانی. از تجربه اعتکاف و نقد رفتارهای بیروح گرفته تا تأکید بر صحت ناسوت و جهانشمولی قرب به ملكوت، تلاش کردم راهی را نشان دهم که انسان در آن، نه از دنیا کناره میگیرد و نه در آن غرق میشود. این مسیر، همان است که اولیای خدا پیمودهاند؛ زیستن در ناسوت با دلی که به ملكوت پر میکشد. امیدوارم این خاطرات، چراغی باشد برای شما که در جستوجوی کمال و حقیقت هستید.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!