گفتگوهای صمیمی 816

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (816)

بخش اول: قرآن، کتابی برای تمام هستی

در یکی از درس‌گفتارهایم، هنگامی که از جامعیت قرآن سخن می‌گفتم، دلم پر بود از این که چرا این کتاب عظیم را در تنگنای مرزهای دینی و مذهبی محصور کرده‌ایم. قرآن، کتابی نیست که تنها برای مؤمنان یا خانه‌هایشان باشد؛ این کتاب، هسته‌ای است که تمام هستی را در بر می‌گیرد. از ریگ و سنگ گرفته تا گیاه و انسان، و حتی تا خود حق تعالی. با شوق می‌گفتم: «قرآن کریم، مانند سفره‌ای گسترده است که هر کس، از هر کجا، می‌تواند از آن بهره‌مند شود.» این سخن از عمق جانم برمی‌خاست، چرا که باور دارم قرآن، کتابی برون‌مرزی است، نه محصور در چارچوب‌های تنگ مذهبی.

لَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۵۹: هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتاب مبین ثبت است). این آیه، گواهی است بر این که هیچ چیز در عالم نیست که در قرآن جای نداشته باشد. از کوچک‌ترین ذره تا عظیم‌ترین حقیقت، همه در این کتاب جای دارند. اما ما، با خودخواهی، آن را به خودمان محدود کرده‌ایم و گفته‌ایم: «این کتاب مال ماست!» خیر، این کتاب مال همه عالم است.

نکته کلیدی: قرآن کریم، کتابی برای تمام هستی است و نه صرفاً متعلق به گروهی خاص یا مؤمنان. این کتاب، هسته‌ای جامع نسبت به عالم هستی دارد و فراتر از مرزهای دینی عمل می‌کند.

نقد خودمحوری در فهم قرآن

بارها در درس‌گفتارهایم از این گلایه کرده‌ام که خودمحوری ما در نگاه به قرآن، مانع از رواج جهانی آن شده است. می‌گفتم: «ما قرآن را مثل گنجی پنهان در جیبمان نگه داشته‌ایم و به دیگران گفته‌ایم: دست نزنید، نجس است! خب، اگر نفهمیم این کتاب به چه درد می‌خورد، چه فایده‌ای دارد؟» این خودمحوری، خطری بزرگ است. قرآن، کتابی نیست که فقط برای مؤمنان باشد؛ بلکه برای همه انسان‌ها، از هر دین و آیینی، سخنی دارد. با حسرتی عمیق می‌گفتم: «ما نتوانستیم قرآن را به دنیا معرفی کنیم. نتوانستیم حتی خودمان آن را بشناسیم.» این درد، همیشه در قلبم بود که چرا این کتاب عظیم، در تنگنای تفسیرهای تکراری و محدود به مسائل صرف و نحو گرفتار شده است.

نکته کلیدی: رویکرد خودخواهانه‌ای که قرآن را صرفاً متعلق به مؤمنان می‌داند، مانع از رواج جهانی آن شده و این خطری بزرگ برای تحقق رسالت جهانی قرآن است.

صدور قرآن به جهانیان

یکی از آرزوهایم همیشه این بوده که قرآن را به‌عنوان کتابی جهانی به دنیا عرضه کنیم. در یکی از جلسات، با شور و حرارت می‌گفتم: «صدور انقلاب، یعنی صدور قرآن! نه این که آن را گونی گونی به جایی ببریم، بلکه باید آن را به‌عنوان کتابی جهان‌بین به جهانیان نشان دهیم.» قرآن، کتابی است که از طبیعت تا الهیات، همه چیز را در بر می‌گیرد. این کتاب، قانون اساسی هستی است. مثال می‌زدم: «قوانین اساسی دنیا کلیات را می‌گویند، اما قرآن می‌فرماید: من همه چیز را به تفصیل بیان می‌کنم.»

نَفَصَّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۹۷: آیات را برای قومی که می‌دانند تفصیل دادیم). این آیه، گواه است که قرآن نه‌تنها کلیات، بلکه جزئیات هدایت را نیز ارائه می‌دهد. من همیشه باور داشتم که اگر قرآن را بدون پیش‌داوری‌های تفسیری به دنیا عرضه کنیم، همه اقوام و ملل از آن بهره خواهند برد.

نکته کلیدی: صدور انقلاب، به معنای ارائه قرآن به‌عنوان کتابی جهان‌شمول است که باید فراتر از چارچوب‌های مذهبی و خانگی به جهانیان عرضه شود.

بخش دوم: نقد محدودیت‌های تفسیری و آموزشی

یکی از دغدغه‌های همیشگی‌ام، محدودیت‌های نظام‌های آموزشی علم دینی بود. در درس‌گفتارهایم، بارها از این گله می‌کردم که چرا تفسیرهای قرآنی ما به مسائل صرف و نحو محدود شده‌اند. مثلاً، در تفسیر آیه الم * ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱-۲: این کتابی است که در آن هیچ شکی نیست، هدایتی است برای پرهیزکاران)، بسیاری از مفسران به‌جای پرداختن به محتوای هدایتی آن، درگیر این شده‌اند که «الف لام میم» مبتداست یا «ذلک الکتاب» خبر مقدم است! با طنزی تلخ می‌گفتم: «بابا، مگر من می‌خواهم صرف و نحو بخوانم؟ این‌ها به چه درد می‌خورد؟» این تمرکز بر مسائل حاشیه‌ای، مانع از درک عمق قرآن شده است.

نکته کلیدی: رویکردهای سنتی در تفسیر قرآن، به دلیل تمرکز بر مسائل صرف و نحوی، از محتوای عمیق و اجتماعی آن غافل مانده‌اند.

نقد انحصارگرایی در علم دینی

همیشه از انحصارگرایی در علم دینی انتقاد می‌کردم. ما نباید قرآن را فقط برای خودمان بخواهیم. این کتاب، برای همه عالم است. می‌گفتم: «قرآن را از قم و ایران بیرون ببرید، اما نه با تفسیرهای محدودکننده. فقط متن خالص قرآن را به دنیا بدهید تا خودشان آن را بفهمند.» این انحصارگرایی، که قرآن را فقط برای مؤمنان یا گروه خاصی می‌داند، مانع از بهره‌مندی جهانیان شده است. باورم این بود که قرآن، کتابی است که حتی کفار و ملحدان نیز می‌توانند از آن بهره ببرند، اگر ما پیش‌داوری‌هایمان را کنار بگذاریم.

نکته کلیدی: رویکرد انحصارطلبانه‌ای که قرآن را متعلق به گروه خاصی می‌داند، مانع از بهره‌مندی جهانیان از آن شده است.

تحول در نظام‌های آموزشی

یکی از آرزوهایم، تحول در نظام‌های آموزشی علم دینی بود. در یکی از جلسات، با حسرتی عمیق می‌گفتم: «چرا حوزه‌های علمیه ما یک قرن عقب هستند؟ چرا نباید پیشتاز جامعه باشیم؟» باور داشتم که طلاب باید با همه جنبه‌های خوب و بد جهان آشنا شوند. مثالی می‌زدم: «یک طلبه را از روستا می‌آوریم، مجتهدش می‌کنیم، اما اگر چشم و گوشش بسته باشد، به چه درد می‌خورد؟» باید طلاب را به دنیا ببریم، به آن‌ها نشان دهیم که جهان چگونه است، تا بتوانند در دیالوگ جهانی شرکت کنند.

نکته کلیدی: نظام‌های آموزشی علم دینی باید خردمندانه و علمی شوند و به مسائل اجتماعی و جهانی توجه کنند.

بخش سوم: تقوا و صیانت در هستی

یکی از موضوعاتی که همیشه در درس‌گفتارهایم بر آن تأکید داشتم، مفهوم تقوا بود. می‌گفتم: «تقوا، یعنی صیانت. این صیانت، در همه موجودات، از سنگ تا انسان، وجود دارد.» حتی سنگ هم به دنبال حفظ بقای خود است، تا زمانی که پتکی به آن نخورد. این دیدگاه، از آیه وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۴۴: هیچ چیز نیست مگر اینکه به حمد او تسبیح می‌گوید) الهام گرفته بود. اما برخی تفسیرها، مانند آنچه مرحوم ملاصدرا درباره تقوا گفته‌اند، آن را به معانی متعددی مانند ایمان یا توبه تفسیر کرده‌اند که به نظرم نادرست است. تقوا، صرفاً صیانت است، و این صیانت، در همه موجودات جاری است.

نکته کلیدی: تقوا، به معنای صیانت، در همه موجودات، از سنگ تا انسان، وجود دارد و حتی سنگ نیز به‌دنبال حفظ بقای خود است.

نقد تفسیرهای نادرست

در درس‌گفتارهایم، از تفسیرهای نادرست گلایه می‌کردم. مثلاً، مرحوم ملاصدرا، با همه عظمتش، درباره تقوا گفته بود که به معانی مختلفی مانند ایمان، توحید، یا توبه آمده است. اما من باور داشتم که این تفسیرها بی‌اساس‌اند. با طنزی می‌گفتم: «به حضرت عباس، تقوا فقط یعنی صیانت! چرا این‌قدر پیچیده‌اش می‌کنیم؟» این نقد، از عمق اعتقادم به سادگی و جامعیت قرآن برمی‌خاست. قرآن، خودش معنا می‌کند؛ نیازی به پیچیدگی‌های غیرضروری نیست.

نکته کلیدی: برخی تفاسیر، مانند تفسیر مرحوم ملاصدرا، تقوا را به معانی متعددی مانند ایمان، توحید، یا توبه تفسیر کرده‌اند که نادرست است. تقوا در قرآن، صرفاً به معنای صیانت است.

بخش چهارم: هدایت عام و خاص

یکی از نکات کلیدی که همیشه در درس‌گفتارهایم بر آن تأکید داشتم، تفاوت هدایت عام و خاص بود. می‌گفتم: «قرآن، هم هدایت برای ناس دارد و هم هدایت برای متقین.»

هُدًى لِلنَّاسِ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۸۵: هدایت برای مردم) و هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲: هدایتی برای پرهیزکاران). هدایت عام، شامل اصول اجتماعی مانند بهداشت، سواد، و نظافت است. با حسرتی عمیق می‌گفتم: «ما از هدایت عام غافل شده‌ایم. چرا به مردم نمی‌گوییم که نظافت، بخشی از ایمان است؟ چرا از بهداشت، از سواد، از اخلاق شهروندی سخن نمی‌گوییم؟»

نکته کلیدی: قرآن، هم هدایت عام (برای همه ناس) و هم هدایت خاص (برای متقین) را در بر می‌گیرد.

نقد فقدان هدایت عام

یکی از دردهایم این بود که چرا عالمان دینی، در منابرشان از هدایت عام سخن نمی‌گویند. مثالی می‌زدم: «اگر کسی جورابش کثیف باشد، اگر بدنش بو بدهد، اگر دندانش را مسواک نزند، این چه ایمانی است؟» باور داشتم که هدایت عام، مبنای هدایت خاص است. بدون بهداشت، بدون سواد، بدون نظافت، چگونه می‌توان به تقوا و معنویت رسید؟ با طنزی تلخ می‌گفتم: «مسجد جمکران را نگاه کنید! ۸۰ درصد مهرهایش کثیف است. این چه ایمانی است که با مهر کثیف نماز می‌خوانیم؟»

نکته کلیدی: هدایت عام، شامل اصول اجتماعی مانند بهداشت، سواد، و نظافت است و بدون آن، هدایت خاص محقق نمی‌شود.

بخش پنجم: جامعه اسلامی و حفظ حرمت‌ها

همیشه باور داشتم که جامعه اسلامی، جامعه‌ای است که حرمت‌ها در آن حفظ می‌شود. می‌گفتم: «اگر در جامعه‌ای حرمت پدر، معلم، دین، و قرآن شکسته شود، آن جامعه اسلامی نیست.»

وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (قرآن کریم، سوره حج، آیه ۳۲: هر کس شعائر خدا را بزرگ بدارد، این از تقوای دل‌هاست). این آیه، گواهی است بر این که حفظ حرمت‌ها، نشانه تقوای قلبی است. اما ما گاهی با خشونت، این حرمت‌ها را شکسته‌ایم. با ناراحتی می‌گفتم: «چرا در فقهمان مسئله‌ای طرح می‌کنیم که اگر مردی همسرش را زد، دیه بدهد یا ندهد؟ این چه مسئله‌ای است؟ قرآن کجا گفته که بزنید؟»

نکته کلیدی: جامعه اسلامی، جامعه‌ای است که حرمت‌ها (مانند حرمت پدر، معلم، دین، و قرآن) در آن حفظ می‌شود.

نقد خشونت در روابط خانوادگی

یکی از موضوعاتی که همیشه قلبم را به درد می‌آورد، خشونت در روابط خانوادگی بود. با حسرتی عمیق می‌گفتم: «اگر زنی از شوهرش بترسد، این جهنم است!»

خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا (قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۳۴: اگر از نافرمانی شوهرش ترسید). این آیه را برخی بد فهمیده‌اند و فکر کرده‌اند که اجازه خشونت می‌دهد. خیر، قرآن هرگز خشونت را تأیید نمی‌کند. باور داشتم که این سوءتفاهم‌ها، دین را از معنای واقعی‌اش دور کرده است.

نکته کلیدی: خشونت در روابط خانوادگی، مانند کتک زدن همسر، با هدایت قرآنی سازگار نیست و نشانه‌ای از فقدان هدایت است.

جمع‌بندی

در درس‌گفتارهایم، همیشه آرزو داشتم که قرآن را به‌عنوان کتابی جهان‌شمول به دنیا معرفی کنیم. این کتاب، نه‌تنها برای مؤمنان، بلکه برای همه ناس است. هدایت عام، که شامل بهداشت، سواد، و نظافت است، زیربنای هدایت خاص است. بدون این زیربنا، نمی‌توان به تقوا و معنویت رسید. نقدهایم به علم دینی، نه از سر خشم، بلکه از عشق به این کتاب عظیم بود. باور داشتم که اگر حوزه‌های علمیه ما خردمندانه و علمی شوند، اگر از حاشیه‌ها به متن قرآن بازگردیم، می‌توانیم جهانی را هدایت کنیم. این آرزو، همیشه در قلبم زنده بود.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)