گفتگوهای صمیمی 846

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 846

مقدمه

این گفتگوها، که از درس‌گفتارهایم برگرفته شده‌اند، تأملاتی هستند که در لحظه‌های تدریس و تأمل در آیات قرآن و مسائل زندگی به ذهنم خطور کرده‌اند. گویی هر کلمه، هر آیه، و هر پرسشی که از دل برمی‌خیزد، دریچه‌ای است به سوی حقیقت و معرفت. در این خاطرات، می‌کوشم آنچه را که در سال‌های تدریس و تفکر در حوزه‌های علمی تجربه کرده‌ام، با شما به اشتراک بگذارم. این‌ها نه صرفاً درس‌هایی نظری، بلکه تأملاتی زنده و کاربردی‌اند که از دل زندگی و نیازهای روزمره انسان سرچشمه گرفته‌اند. با من همراه شوید تا در این سفر معنوی و علمی، به عمق معارف الهی و مسائل اجتماعی نقب بزنیم.

بخش اول: ضرورت علم کاربردی و زنده

وقتی به علوم دینی می‌اندیشم، همیشه این پرسش در ذهنم شکل می‌گیرد: علمی که نتواند نان بر سر سفره مردم بیاورد، چه ارزشی دارد؟ ما در حوزه‌های علمی، باید به دنبال دانشی باشیم که زنده، پویا و کاربردی باشد؛ دانشی که ظهر که شد، بتوان با آن به نانوایی رفت و نان پخت. این سخن شاید ساده به نظر آید، اما عمقش را در زندگی روزمره می‌بینم. روزهایی را که در حوزه درس می‌دادم و طلاب با اشتیاق گوش می‌دادند، اما گاه از خود می‌پرسیدم: آیا این درس‌ها گره‌ای از کار مردم باز می‌کند؟ آیا این علوم می‌توانند نیازهای واقعی جامعه را پاسخ دهند؟

علم دینی باید بتواند معیشت مردم را تأمین کند. این باور من است که دانش، اگر به ثروت و رفاه جامعه منجر نشود، ناقص است. ما باید علمی تولید کنیم که نه تنها در حوزه‌ها، بلکه در جهان عرضه شود و ارزشی جهانی بیابد. این دیدگاه، ریشه در آیات قرآنی دارد که انسان را موجودی توانمند و خلاق معرفی می‌کند، موجودی که می‌تواند با علم و معرفت، جهان را به جای بهتری بدل سازد.

نکته کلیدی: علم دینی باید کاربردی و زنده باشد، به گونه‌ای که نیازهای روزمره جامعه را تأمین کند و به تولید ثروت و رفاه منجر شود.

بخش دوم: نقد وابستگی مالی و ضرورت استقلال

یکی از دردهای بزرگ حوزه‌های علمی، وابستگی مالی به منابع ناچیز است. روزهایی را که می‌دیدم برخی برای دریافت مبالغ اندک، چه نزاع‌ها که به راه نمی‌افتاد. این صحنه‌ها برایم دردناک بود. آیا شأن عالم دینی این است که برای صد تومان راه‌بندان ایجاد کند؟ این وابستگی، نه تنها عزت عالمان را خدشه‌دار می‌کند، بلکه مانع از تولید دانشی ارزشمند می‌شود که بتواند جامعه را به پیش ببرد.

من همیشه به طلابم می‌گفتم: «علم بفروشید، اما نه به ضعفای جامعه. علم خود را به جوامع جهانی عرضه کنید، به دانشمندان، به کشورهای دیگر. بگذارید علم‌تان میلیاردها ارزش داشته باشد.» این سخن از عمق قلبم برمی‌آید، از سال‌هایی که دیدم چگونه حوزه‌ها می‌توانند با تولید دانش، نه تنها خود را، بلکه فقرای عالم را نیز سیر کنند. این وظیفه ماست که با علم، رزق فقرا را تأمین کنیم، چه شیعه، چه سنی، چه یهودی، چه نصرانی، و حتی کافر و بت‌پرست.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمی باید از وابستگی مالی به منابع ناچیز رها شوند و با تولید و عرضه علم ارزشمند به جهان، استقلال مالی و معنوی خود را حفظ کنند.

بخش سوم: خلقت انسان و توانمندی‌های او

وقتی به آیات قرآن می‌نگرم، به ویژه آیه‌ای که خداوند به ملائکه می‌فرماید: إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۳۰: من در زمین جانشینی قرار می‌دهم)، قلبم از شگفتی این خلقت به تپش می‌افتد. ملائکه با تعجب پرسیدند: أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ (آیا در زمین کسی را قرار می‌دهی که فساد کند و خون‌ها بریزد، در حالی که ما تو را با ستایش تسبیح می‌کنیم و تو را تقدیس می‌کنیم؟). پاسخ خداوند عمیق و تکان‌دهنده است: إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ (من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید).

این آیه برایم همیشه یادآور توانمندی بی‌نظیر انسان است. ملائکه مقدس‌اند، متعهدند، گناه نمی‌کنند، اما انسان، با همه ظرفیتش برای فساد، توانمندی‌ای دارد که ملائکه از آن بی‌بهره‌اند: قدرت انتخاب، خلاقیت، و توانایی تغییر جهان. این توانمندی، همان چیزی است که خداوند به آدم آموخت: وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۳۱: و به آدم همه نام‌ها را آموخت). علم اسماء، علمی لدنی است که انسان را از ملائکه متمایز می‌کند. این علم، گویی کلیدی است که درهای معرفت را به روی انسان می‌گشاید.

نکته کلیدی: انسان با دریافت علم اسماء و توانمندی‌های بی‌نظیرش، از ملائکه متمایز می‌شود و این ظرفیت او را به خلیفه الهی تبدیل می‌کند.

بخش چهارم: علم اسماء و علوم لدنی

علم اسماء برایم همیشه چون گوهری گران‌بها بوده است. این علم، نه صرفاً دانشی نظری، بلکه علمی لدنی است که با تعبیر، ولایت، و استخاره پیوند دارد. زمانی که در حوزه تدریس می‌کردم، از کمرنگ شدن این علوم در میان طلاب دلم می‌گرفت. حوزه‌ها روزگاری این علوم را داشتند، اما کم‌کم گم شدند. من تلاش کردم بخشی از این علوم، مانند استخاره، را نظام‌مند کنم. سال‌ها وقت گذاشتم تا قواعدش را تدوین کنم، تا هر کس بتواند با یادگیری این قواعد، به علمی اکتسابی دست یابد. اما چه سود که برخی نهادهای دینی با این علوم مشکل دارند و گویی نمی‌خواهند این گنج‌ها را باز کنند.

علم اسماء، مانند کلیدی است که کدها و اسرار الهی را می‌گشاید. هر انسان، نامی دارد، ربی دارد، کدی دارد که اگر آن را بیابد، به قرب الهی می‌رسد. این علم، چنان ارزشمند است که می‌تواند ثروتی عظیم بیافریند، نه فقط برای خودمان، بلکه برای همه فقرای عالم. من همیشه به طلاب می‌گفتم: «این علم را عمومی کنید، سیستمی کنید، تا همه بتوانند از آن بهره ببرند.»

نکته کلیدی: علم اسماء، به‌عنوان علمی لدنی، باید نظام‌مند و عمومی شود تا به رفع نیازهای معنوی و مادی جامعه کمک کند.

بخش پنجم: نقد سنت‌های غیرضروری و ضرورت شادی

یکی از چیزهایی که همیشه دلم را به درد می‌آورد، تبدیل شادی‌ها به عزا در جامعه ماست. روزی را که به مناسبت روز دختر، همه جا پر از چادرهای سیاه و عزاداری بود. مگر شادی چه اشکالی دارد؟ چرا باید مناسبت‌های شادمانه را به عزا بدل کنیم؟ این فرهنگ، روح جامعه را خسته می‌کند. من همیشه باور داشتم که دین باید نشاط بیاورد، نه غم. حتی در سنت‌هایی مانند خواستگاری، چرا باید زن را از این حق محروم کنیم؟ چه اشکالی دارد که زنی پیش‌قدم شود؟ این سنت‌ها، گاه استثمار زنان را در پی دارد و باید شکسته شوند.

نکته کلیدی: دین باید نشاط و شادی را در جامعه ترویج کند و سنت‌های غیرضروری و استثماری باید بازنگری شوند.

بخش ششم: معرفت، صداقت، و کفایت

در سال‌های تدریسم، همیشه به طلاب می‌گفتم که هر مسئولیت، از رهبری گرفته تا یک کاسب ساده، سه چیز لازم دارد: معرفت، صداقت، و کفایت. بدون تخصص، تعهد دروغ است. اگر کسی نتواند کاری را اداره کند، باید کنار بکشد، وگرنه مفسد فی الارض است. این سخن را از عمق قلبم می‌گویم، چون دیده‌ام که ناکارآمدی چه بلایی بر سر جامعه می‌آورد. در فقه هم همین است. تقلید از غیرمجتهد یا غیرعادل باطل است. تخصص و عدالت، دو بال مرجعیت‌اند.

نکته کلیدی: هر مسئولیت اجتماعی و دینی نیازمند معرفت (تخصص)، صداقت، و کفایت است، و فقدان هر یک به فساد منجر می‌شود.

بخش هفتم: تأثیر اذکار الهی

اذکار الهی برایم همیشه چون دارویی شفابخش بوده‌اند. باور دارم که بسیاری از بیماری‌های روحی و روانی جامعه با اذکار الهی درمان می‌شود. زمانی که از تأثیر این اذکار سخن می‌گفتم، برخی با تعجب نگاه می‌کردند. اما من می‌گویم: باید بیمارستان‌ها و داروخانه‌های دینی بسازیم، جایی که اذکار الهی به‌عنوان درمان عرضه شود. این اذکار، گناه را کم می‌کند، وسواس را کاهش می‌دهد، و آرامش را به قلب‌ها بازمی‌گرداند.

نکته کلیدی: اذکار الهی می‌توانند به‌عنوان درمانی برای بیماری‌های روحی و روانی جامعه عمل کنند و باید در قالب نهادهای علمی عرضه شوند.

بخش هشتم: نقد رساله‌های فقهی و ضرورت بازنگری

یکی از دغدغه‌هایم همیشه رساله‌های فقهی بوده است. برخی از این متون، به جای هدایت، وسواس می‌آورند. می‌دیدم چگونه برخی طلاب و مردم، با خواندن این رساله‌ها، در دام وسواس گرفتار می‌شدند. باید این متون را بازنگری کنیم، بیمارگونه‌هایش را اصلاح کنیم، تا به جای آسیب، شفابخش باشند. فقه باید پویا باشد، با نیازهای روز همگام شود، و به سلامت روان جامعه کمک کند.

نکته کلیدی: رساله‌های فقهی باید بازنگری شوند تا از ایجاد وسواس و آسیب‌های روانی جلوگیری کنند و با نیازهای روز هماهنگ شوند.

بخش نهم: مدرسه الهی و تعلیم بی‌واسطه

همیشه باور داشتم که مدرسه الهی با همه مدارس فرق دارد. در این مدرسه، نه سن مهم است، نه ترتیب. کافی است دلت را برای خدا باز کنی. شب‌هایی که در خلوت خود، رو به خدا می‌نشستم و از او می‌خواستم معلمم شود. گویی در آن لحظه‌ها، چشمه‌های حکمت از قلبم به زبانم جاری می‌شد. این تعلیم، بی‌واسطه است، مستقیم از خدا به قلب انسان. هر کس می‌تواند در این مدرسه ثبت‌نام کند، فقط باید دلش را آماده کند.

نکته کلیدی: مدرسه الهی، با تعلیم بی‌واسطه و بدون محدودیت‌های سنی و ترتیبی، راهی برای دریافت علوم لدنی است.

جمع‌بندی

این گفتگوها، که از دل درس‌گفتارهایم برآمده‌اند، دعوتی‌اند به تأمل در علم، دین، و زندگی. من همیشه باور داشتم که علم دینی باید زنده، کاربردی، و در خدمت بشریت باشد. از خلقت انسان و علم اسماء گرفته تا اذکار الهی و بازنگری در فقه، همه این‌ها راه‌هایی‌اند برای نزدیک شدن به خدا و خدمت به خلق. امیدوارم این خاطرات، جرقه‌ای در دل شما بیفکند تا به دنبال علمی بروید که نه تنها خودتان را، بلکه جهان را به جای بهتری بدل کند.

با نظارت صادق خادمی

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)