متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 903
مقدمه
زمانی در جمع شاگردانم، از دغدغههایم برای فهم حقیقت و اصلاح علم دینی سخن میگفتم. این گفتگوها، که گاه در خلوت تأملاتم جرقه میزد و گاه در محفل درس و بحث شکوفا میشد، بازتابی از عمق جانم بود که در پی پیوند دین با عقل و اخلاص است. آنچه در این مجموعه میخوانید، شرحی تفصیلی از آن گفتارهای گذرا در درسگفتارهایم است که با تأمل و ژرفنگری، به رشته تحریر درآمده تا شاید راهگشای نسلی باشد که در جستوجوی حقیقت و کمال است.
بخش اول: چالش فهم حقیقت در علم دینی
روزی از دشواری فهم حقیقت سخن گفتم. مشکل بزرگ ما، نه تنها در علم دینی، بلکه در همه ادیان، ناتوانی در تشخیص حق و مقتضای واقع است. برخی میگویند حق این است، برخی دیگر نظری دیگر دارند. یکی از احتیاط سخن میگوید، دیگری از اقوی و احوط. این همه اختلاف، حقیقت را در هالهای از ابهام فرو میبرد. فهم حق، آسان نیست، اما دشوارتر از آن، صداقت در عمل است. آیا برای خدا حرکت میکنیم یا برای منافع خود؟ این پرسش، مرا به تأمل واداشت که عالم ربانی، کسی است که حقیقت را فهمیده و با اخلاص برای خدا گام برمیدارد. این تأمل، مرا به یاد آیهای از قرآن کریم انداخت:
إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ
قرآن کریم: از بندگان خدا، تنها عالمان از او میترسند (فاطر: 28). این آیه، نشان میدهد که عالم حقیقی، با فهم حقیقت و اخلاص، به مقام اولیای خدا میرسد.
در آن لحظه، به شاگردانم گفتم: اگر کسی این دو چالش را حل کند – فهم حقیقت و اخلاص در عمل – از مومنان راستین است. اما گاه عالمان، در دام خیالات خود گرفتار میشوند و از حقیقت دور میمانند. این سخن، دعوتی است به بازنگری در علم دینی، تا با عقل و اخلاص، راه حقیقت را هموار کنیم.
بخش دوم: جایگاه امام رضا (ع) و نقد تعطیلیهای غیرضروری
روزی مصادف با میلاد امام رضا (ع) بود. گفتم: ایشان، هدیه الهی به این دیار است، گویی خداوند این امام همام را برای خیر و برکت ایران برگزیده است. اما چرا شادی این میلاد، به تعطیلی و رکود میانجامد؟ اگر 365 روز سال را در نظر بگیریم، گاه تا دو سوم آن را به بهانه مناسبتهای دینی تعطیل میکنیم. این تعطیلیها، نه تنها علم دینی را تضعیف میکند، بلکه بهانهای برای تنبلی و بیبهرهگی میشود. به شاگردانم گفتم: درس بخوانید، شادی کنید، اما چرا باید کار و علم را تعطیل کنیم؟ این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ
قرآن کریم: بگو چه کسی زینتهای خدا را که برای بندگانش پدید آورده حرام کرده است؟ (اعراف: 32). این آیه، مرا به تأمل واداشت که شادی و مناسبتهای دینی، باید با کار و تلاش همراه باشد، نه با رکود و تعطیلی.
در همان جلسه، از شکلگرایی در مناسبتهای دینی انتقاد کردم. چرا تولد و وفات هر معصوم، بهانهای برای تعطیلی میشود؟ اگر برای هر معصوم، یک دهه تعطیل کنیم، چه بر سر علم و پیشرفت میآید؟ این شکلگرایی، مانع رشد علمی است و علم دینی را به حاشیه میراند. گفتم: اگر قرار است حوزههای علمیه پیشرو باشند، باید درس و بحث را در اولویت قرار دهند، نه تعطیلیهای بیفایده.
بخش سوم: نقد بینظمی و مشکلات معیشتی طلاب
روزی از بینظمی در مدیریت علم دینی سخن گفتم. حوزههای علمیه، گویی صاحب ندارند. هر کس به دلخواه خود، درس را تعطیل میکند یا برنامهای میچیند. این بینظمی، بهرهوری را کاهش میدهد و طلاب را در تنگنا قرار میدهد. بسیاری از طلاب، از خانوادههای ساده و محروماند. اگر به جای درس و تلاش، در کنار پدران و مادران پیرشان باشند، دنیا و آخرتشان را آباد میکنند. اما گاه، به نام دین، از خانواده دور میمانند و در تنگنای معیشتی گرفتار میشوند. این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت:
وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ
قرآن کریم: و در نیکوکاری و تقوا با یکدیگر همکاری کنید (مائده: 2). این آیه، مرا به ضرورت توجه به نیازهای طلاب و مدیریت نظاممند علم دینی واداشت.
در آن لحظه، به شاگردانم گفتم: اگر طلبهای در زادگاهش بماند و به والدینش خدمت کند، ارزشی بس والا دارد. اما گاه، به نام دین، از این وظیفه دور میمانند. این بینظمی، نیازمند نظامی است که با مشورت و نظم، علم دینی را پیش ببرد. قرآن کریم میفرماید:
وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ
قرآن کریم: و کارشان به مشورت میان خودشان است (شوری: 38). این آیه، مرا به اهمیت مدیریت مشورتی و نظاممند در علم دینی واداشت.
بخش چهارم: نقد مصرفگرایی و رکود اجتماعی
روزی از فرهنگ مصرفگرایی و تفریحمحوری در جامعه انتقاد کردم. برخی، به جای کار و تلاش، همه وقت خود را صرف تفریح میکنند. گویی ایران به تفرجگاهی بدل شده که همه در پی گردشاند، بیآنکه به تولید و پیشرفت بیندیشند. این فرهنگ، به رکود اقتصادی و اجتماعی دامن زده است. گفتم: زندگی ما، نیازمند حکمت نظری و عملی است. باید بدانیم چه کاری درست است و چه میزان استراحت لازم داریم. این تأمل، مرا به یاد آیهای انداخت:
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
قرآن کریم: و اینکه برای انسان جز آنچه کوشیده نیست (نجم: 39). این آیه، مرا به ضرورت کار و تلاش در کنار شادی و تعادل واداشت.
در همان جلسه، به شاگردانم گفتم: در جهان، برای یک رویداد بزرگ، گاه تنها یک دقیقه سکوت میکنند، اما ما برای هر مناسبت، روزها و هفتهها تعطیل میکنیم. این افراط، نه تنها به علم دینی آسیب میزند، بلکه جامعه را از پیشرفت بازمیدارد. باید تعادلی میان شادی و کار برقرار کنیم، نه اینکه همه چیز را به تعطیلی بکشانیم.
بخش پنجم: نقد خرافات و ضرورت فهم دقیق قرآن
روزی در اهواز، با گروهی از سیکها دیدار کردم. آنها از نشان دادن کتاب دینی خود اکراه داشتند، گویی چیزی را پنهان میکردند. اما قرآن کریم، با شفافیت خود، از این نقص مبراست. گفتم: چرا به حرزهای جعلی و خرافات دل میبندیم؟ پذیرش بدون یقین، به انحراف میانجامد. این سخن، مرا به یاد آیهای انداخت:
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
قرآن کریم: و چیزی را که به آن علم نداری دنبال مکن (اسراء: 36). این آیه، مرا به ضرورت خرافهزدایی و فهم دقیق در علم دینی واداشت.
در همان روز، از سوءاستفاده برخی رسانهها از آیات قرآنی انتقاد کردم. گاه تعابیری چون «صل الله» به اشتباه به کار میروند، بیآنکه معنای دقیق آنها فهمیده شود. این نادرستی، به تحریف حقیقت میانجامد. قرآن کریم میفرماید:
وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ
قرآن کریم: و حق را با باطل نیامیزید (بقره: 42). این آیه، مرا به اهمیت استفاده دقیق از آیات و پرهیز از تحریف واداشت.
بخش ششم: تکثر و تمایز در عالم هستی
روزی از یکتایی هر موجود در عالم سخن گفتم. خداوند، هر پلکی که میزنیم، هر نفسی که میکشیم، و هر انگشتی را یکتا آفریده است. این تکثر و تمایز، مانع از حسادت و تنگنظری میشود. گاه عالمان، در دام رقابت و ریاگرفتار میشوند، اما عالم ربانی، با اخلاص عمل میکند. این تأمل، مرا به یاد کلام امیرمؤمنان (ع) انداخت که ریا را مانع اخلاص دانست. قرآن کریم نیز میفرماید:
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ
قرآن کریم: و هیچ گناهکاری گناه دیگری را بر دوش نمیکشد (انعام: 164). این آیه، بر استقلال وجودی هر فرد تأکید دارد و مرا به تأمل در یکتایی هر موجود واداشت.
در همان جلسه، از تفاوت دنیا و آخرت سخن گفتم. آخرت، شکوفه دنیاست، تازه و نو. آنچه در دنیا بوی کهنگی میدهد، در آخرت یکتا و آک است. قرآن کریم میفرماید:
نَسُوا بَنَانًا
قرآن کریم: ما انگشتانش را بازمیسازیم (قیامت: 4). این آیه، مرا به شگفتی واداشت که چگونه خداوند، هر موجود را در آخرت نو و یکتا میآفریند.
بخش هفتم: نقد اجرای کامل احکام و خاتمیت اسلام
روزی از اجرای احکام اسلامی سخن گفتم. برخی گمان میکنند باید همه احکام را بیکموکاست اجرا کنیم، اما این ممکن نیست. ما به قدر توانمان مکلفیم و آنچه نمیتوانیم، به عهده دیگران است. یکی از عالمان برجسته در اوایل انقلاب گفت: از جزیه سخن نگویید، بقای اسلام مهمتر است. این هوشمندی، مرا به یاد آیهای انداخت:
لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
قرآن کریم: خدا هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمیکند (بقره: 286). این آیه، مرا به انعطاف در اجرای احکام و اولویت بقای دین واداشت.
در همان روز، از خاتمیت اسلام سخن گفتم. با ورود اسلام، ادیان پیشین اعتبار شرعی خود را از دست دادهاند. قرآن کریم میفرماید:
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
قرآن کریم: آن امتی است که گذشته است، برای اوست آنچه کسب کرده و برای شماست آنچه کسب کردهاید و از آنچه آنان انجام میدادند بازخواست نمیشوید (بقره: 141). این آیه، نشان میدهد که با خاتمیت اسلام، ادیان پیشین تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتاب دغدغههایم برای اصلاح علم دینی و پیوند آن با عقل و اخلاص است. از نقد تعطیلیهای غیرضروری و مصرفگرایی تا تأکید بر یکتایی موجودات و خاتمیت اسلام، همه در پی ساختن جامعهای است که در آن، دین با عقل و عمل همراه شود. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در حقیقت و خرافهزدایی، تا علم دینی به جایگاه والای خود بازگردد. همیشه به شاگردانم میگفتم: برای خدا حرکت کنید، که این، راه سعادت است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!