متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 1095
مقدمه
سالها پیش، در خلال درسگفتارهایم، گاه به فراخور موضوع، خاطراتی از زندگی و تجربیاتم را بازگو میکردم. این خاطرات، که گاه بهصورت گذرا در میان بحثهای علمی و فقهی مطرح میشدند، روایتهایی از زیستن در بطن جامعهای پرتلاطم و تلاش برای حفظ ارزشهای دینی و انسانیاند. در این مجموعه، که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیدهام، کوشیدهام این خاطرات را با دقتی دوباره بازگو کنم تا نهتنها یادمانهای شخصیام، بلکه تأملاتی عمیق در باب عدالت، امانتداری، و مسئولیت اجتماعی را با شما به اشتراک بگذارم. این روایتها، بازتابی از عمق اعتقادم به خدمت به خلق خدا و پایبندی به اصول اسلامی است که در طول سالیان، راهنمای مسیرم بودهاند.
بخش اول: نقد فساد و پذیرش مسئولیتهای غیرمشروع
روزی در گفتوگویی با یکی از دوستان، از اسبی سخن گفتم که قلادهای بر گردنش مینهند تا گاریای را بکشد. اسب، بیاختیار و بیاراده، سر خم نمیکند تا بار بر دوشش نهند، اما انسان، که عقل و شعور دارد، گاه خود گردن به سوی بارهای غیرمشروع دراز میکند. این رفتار، نشانهای از بیماری در جامعه است؛ بیماریای که فساد را در پی دارد و اصلاح آن جز با آگاهی و عزم همگانی ممکن نیست.
این تأمل، مرا به یاد آیهای از قرآن کریم میاندازد: وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ (سوره هود، آیه 113)؛ «به سوی کسانی که ستم کردند متمایل نشوید که آتش شما را فرو میگیرد.» این آیه، هشداری است به ما که از همسویی با ظلم و فساد بپرهیزیم، چه در قالب پذیرش مسئولیتهای ناحق و چه در دنبالهروی از انگیزههای مادی.
بخش دوم: اخلاص در علم دینی
گفتوگویی با یکی از عالمان دینی که از گذشتهای سخن گفت که علم دینی، خالی از طمع مادی بود. اما امروز، گاه شاهدیم که برخی مسئولیتهای دینی را به انگیزههای مالی میپذیرند. به او گفتم: «اگر مرجعیت را به خاطر پول بخواهی، این دیگر مرجعیت نیست، بلکه تصدی است؛ و چه عاقلی چنین باری را بر دوش میکشد؟» این سخن، نه از سر طعنه، که از دغدغهای عمیق برای حفظ اخلاص در علم دینی بود.
قرآن کریم در این باره میفرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى (سوره بقره، آیه 264)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدقات خود را با منت و آزار باطل نکنید.» این آیه، بر لزوم اخلاص در اعمال دینی تأکید دارد، و من همواره کوشیدهام این اصل را در زندگیام پاس دارم.
بخش سوم: سلطه رسانهای و ورزش به مثابه ابزار استعمار
در درسگفتاری، از سلطه رسانهها و حتی ورزش سخن گفتم. دموکراسی بدون آگاهی ممکن نیست، و امروز، رسانهها و ورزشهایی چون فوتبال، گاه به ابزاری برای سلطه فرهنگی بدل شدهاند. در کتابخانهام، که بیش از هر باشگاهی وسایل ورزشی دارد، خود بیش از پنجاه سال است که ورزش میکنم، اما باور دارم که ورزش، اگر از مسیر خود خارج شود، به جای رهایی، به سلطهای نوین منجر میشود.
این دیدگاه، مرا به تأمل در نقش جهاد فرهنگی در اسلام واداشت. باید با آگاهی و استقلال، از سلطه فرهنگی بیگانگان رهایی یافت و هویت اسلامی را حفظ کرد.
بخش چهارم: نهجالبلاغه، منبعی برای عدالتخواهی
روزگاری که نهجالبلاغه، کتاب مصدر جامعه انقلابی ما بود. اما امروز، گویی این منبع گرانسنگ به حاشیه رانده شده است. نهجالبلاغه، با سخنان عدالتمحور و انقلابیاش، باید دوباره در کانون توجه ما قرار گیرد. چرا که این کتاب، راهنمای حقطلبی و مبارزه با سلطه است.
بخش پنجم: انفاق و عدالت در توزیع اموال
اوایل انقلاب، در جزیره کیش، مسئولیت توزیع اموال را بر عهده داشتم. هر چه بود، از ماشین و خانه گرفته تا پلاژهای ساحلی، سند میکردم و به فقرا میدادم. در نماز جمعه اعلام کردم: «هر که نیاز دارد، بیاید و بگیرد، وگرنه روز قیامت از او شکایت خواهم کرد!» این کار، نه از سر قدرت، که از تعهدی عمیق به انفاق و عدالت بود.
این خاطره، مرا به یاد آیهای از قرآن کریم میاندازد: وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا (سوره انسان، آیه 8)؛ «و به عشق او به مسکین و یتیم و اسیر طعام میدهند.»
بخش ششم: درس امانتداری از یک قیچی شکسته
روزی در بازار فرانسویها، یکی از همراهانم قیچی شکستهای را برداشت. به او گفتم: «چرا این را برمیداری؟ بگذار سر جایش!» او شرمنده شد، اما این ماجرا درس بزرگی از امانتداری به من داد. به یاد سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام افتادم که حتی در جزئیات، امانت را پاس میداشت. گفتم: «اگر قیچی شکسته را برداری، فردا قیچی سالم را هم برمیداری، و این راه به سوی فساد است.»
این ماجرا، مرا به یاد حدیثی از امیرالمؤمنین علیهالسلام انداخت: «الأمانة مغنما»؛ امانت، گنجی است که باید حفظ شود.
بخش هفتم: ضرورت دقت در علم دینی
محضر یکی از عالمان دینی بودم که روزی درس شرایع را خواند و فردا همان درس را تکرار کرد، گویی فراموش کرده بود. این ماجرا، مرا به فکر فرو برد که علم دینی نیازمند دقت و بهروز بودن است. پیری و ضعف حافظه، عذری برای کمکاری علمی نیست.
بخش هشتم: دشواریهای زمان جنگ
در ایام جنگ، مردی از سختیهای بمبارانها گلایه میکرد. میگفت: «شبها باید با لباس بخوابیم، چون هر لحظه ممکن است بمباران شود.» این سخن، مرا به فکر فرو برد که جنگ، نهتنها جسم، بلکه روح و روان مردم را نیز آزرده میکند.
بخش نهم: سلامت روان و تأثیر فرهنگ
آماری را از اختلالات روانی در اروپا و آمریکا در مقایسه با آسیا مطالعه کرده بودم. در غرب، رفتارهای غیرعادیای دیده میشود که نشانه انحطاط فرهنگی است، در حالی که در آسیا، این اختلالات کمتر است. این تفاوت، مرا به تأمل در تأثیر فرهنگ بر سلامت روان واداشت.
بخش دهم: صداقت در سیاست
گفتوگویی با یکی از عالمان دینی که از تغییر سیاستمداران سخن گفت. در گذشته، سیاستمداران کوشش میکردند سخنانشان هماهنگ باشد، اما امروز، گاه دروغ را سیاست میدانند. این سخن، مرا به تأمل در اهمیت صداقت و آگاهی عمومی واداشت.
بخش یازدهم: پاکی منابع مالی در علم دینی
به یکی از دوستان گفتم: «میترسم شهریهات را بگیرم و گرفتار بیماری شوم!» این سخن، طنزی بود برای تأکید بر پاکی منابع مالی در علم دینی. منابع مالی باید پاک باشند تا علم، از آلودگی مصون بماند.
این باور، ریشه در آیهای از قرآن کریم دارد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ (سوره بقره، آیه 267)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از پاکیزههای آنچه به دست آوردهاید انفاق کنید.»
بخش دوازدهم: فقر و نابرابری در زندانها
روزی از زندانها بازدید کردم، دیدم صفهای ملاقات پر است از فقرا و ضعفا. در اتوبوسی دیگر، مردی مضطرب کنارم نشسته بود که سیگارهایی برای فروش داشت تا قرضش را بپردازد. به او گفتم: «نگران نباش، سیگارها را زیر پای من بگذار تا گرفتار نشوی.» این ماجرا، مرا به تأمل در نابرابری اجتماعی واداشت. چرا زندانها پر از فقراست، در حالی که ثروتمندان کمتر گرفتار میشوند؟
این تأمل، با اصل فقهی «السبب أقوى من المباشر» همخوانی دارد؛ باید علل جرم را درمان کرد، نه تنها معلول را مجازات.
بخش سیزدهم: حمایت از ضعفا
در بازدید از زندانی، دیدم که برای یکی از اشراف، حمام ویژهای ترتیب داده بودند. با اعتراض گفتم: «مگر عروس است که او را جدا ببرید؟» این ماجرا، مرا به یاد حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله انداخت: «المضعف أمیر الرکب»؛ «ضعیف، پیشوای قافله است.» ضعفا باید در اولویت حمایت باشند، نه آنکه قربانی شوند.
این حدیث، با آیهای از قرآن کریم همخوانی دارد: وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ (سوره ضحی، آیه 10)؛ «و سائل را مران.»
بخش چهاردهم: همدلی با زندانیان
در ماه رمضان، به زندان رفتم و با زندانیان سخن گفتم. پرسیدم: «چند نفرتان یهودی یا ارمنی هستید؟» همه از میان مردم عادی بودند، با نامهایی چون حسن و قاسم. گریه کردند و من نیز با آنها گریستم. گفتم: «ما بیعرضه بودیم که نتوانستیم شما را نگه داریم.» این همدلی، وظیفه عالمان دینی است که نه تنها مجازات کنند، بلکه هدایت و حمایت کنند.
بخش پانزدهم: عدالتخواهی در کودکی
در دوران مدرسه، گروهی از دوستانم را برای دفاع از حق تشکیل داده بودم. روزی کودکی از روستا را به جرم نمرههای خوبش کتک زدند. گروه ما او را حمایت کرد و با تنبیه زورگویان، عدالت را برقرار کرد. این روحیه، از کودکی در من ریشه داشت و بعدها در مسیر انقلاب و خدمت به مردم، پررنگتر شد.
بخش شانزدهم: امانتداری در وجوهات شرعی
مردی یک کیلو و نیم طلا برای خمس آورد. با طنز گفتم: «بریز پای این گلدان، شاید سبز شود!» اما هدفم این بود که این اموال را برای نیازمندان خرج کنم. خمس و زکات، باید برای فقرا باشد، نه برای هدررفت.
این باور، ریشه در آیهای از قرآن کریم دارد: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ (سوره توبه، آیه 60)؛ «صدقات تنها برای فقرا و مساکین است.»
بخش هفدهم: شفافیت در مدیریت وجوهات
مردی چکی برای خمس آورد، اما سالها غایبش شد. وقتی بازگشت، گفتم: «چکهایت را پاره کردم، چون دیر کردی.» این کار، برای تأکید بر شفافیت و امانتداری بود. وجوهات شرعی، مال مردم نیست که به دلخواه خرج شود؛ باید با دقت مدیریت شود.
جمعبندی نهایی
این خاطرات، که از دل درسگفتارهایم برخاستهاند، نهتنها روایت زندگی من، بلکه تأملاتی در باب مسئولیتهای اجتماعی، عدالت، و امانتداریاند. من، که عمری را در خدمت به علم دینی و مردم سپری کردهام، باور دارم که جامعه اسلامی باید بر پایه عدالت، آگاهی، و حمایت از ضعفا بنا شود. نهجالبلاغه، بهعنوان چراغ راه، و آیات قرآن، بهعنوان هدایتگر، مرا در این مسیر یاری کردهاند. امید دارم این گفتگوهای صمیمی، شما را به تأمل در این ارزشها وادارد و گامی در راستای اصلاح جامعه باشد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!