گفتگوهای صمیمی 1135

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 1135

مقدمه

سال‌ها پیش، در هنگامه‌ای که ذهنم در پی حقیقت و معرفت بود، درس‌گفتارهایی را در جمع شاگردانم ارائه می‌دادم که گویی شرحی گذرا از تجربه‌های زندگی‌ام بودند. اکنون، این خاطرات را با دلی پر از اشتیاق و تأمل بازگو می‌کنم تا شاید نوری بر مسیر جویندگان حقیقت بتابانم. این روایت‌ها، که از عمق وجودم برمی‌خیزند، نه‌تنها بازتاب‌دهنده تجربه‌های شخصی من‌اند، بلکه تأملاتی عمیق در علم دینی، فقه، عرفان و مسئولیت عالمان در برابر جامعه را در بر دارند. در این مجموعه، که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیده‌ام، می‌کوشم تا با زبانی صمیمی و در عین حال متین، شما را به دنیای تأملاتم دعوت کنم.

بخش نخست: تأملاتی در علم دینی و فقه

ابهام در ماهیت قمار

روزهایی را که در درس خارج فقه، به بحث قمار می‌پرداختم. سال‌ها پیش، هنگامی که در محضر شاگردانم بودم، دریافتم که ماهیت این بازی، که در فقه ما بسیار درباره‌اش سخن گفته شده، هنوز در هاله‌ای از ابهام است. بسیاری از عالمان، با وجود تقوا و پارسایی، از حقیقت قمار آگاهی نداشتند. آنها، که انسان‌هایی نیک‌سرشت بودند، هرگز در میان قماربازان نزیسته و این بازی را از نزدیک تجربه نکرده بودند. به همین دلیل، فتاوایشان درباره قمار، گاه از عمق لازم برخوردار نبود.

من به شاگردانم می‌گفتم: «اصلاً قمار چیست؟» این پرسش ساده، اما بنیادین بود. چگونه می‌توان حکمی شرعی صادر کرد، بی‌آنکه ماهیت موضوع را به‌درستی شناخت؟ در قرآن کریم آمده است: «وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ» (نحل: 116)؛ یعنی به دروغ نگویید این حلال است و آن حرام. این آیه مرا به تأمل وامی‌داشت که شناخت دقیق موضوع، پیش‌نیاز هر حکمی است.

نکته کلیدی: ضرورت شناخت دقیق موضوعات پیش از صدور فتوا، بنیادی‌ترین اصل در فقه اسلامی است. بدون آگاهی عمیق، فتاوا از اعتبار لازم برخوردار نخواهند بود.

نقد فتاوای ناآگاهانه

در آن درس‌گفتارها، از فتاوایی سخن گفتم که بدون شناخت کافی صادر شده‌اند. برخی عالمان، به دلیل دوری از تجربه عملی قمار، نتوانستند احکام آن را به‌درستی تبیین کنند. این ناآگاهی، فتاوایشان را بی‌اثر کرده بود. در قرآن کریم آمده است: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء: 36)؛ یعنی چیزی را که به آن علم نداری، دنبال مکن. این آیه، گویی هشداری بود به ما که بدون علم و آگاهی، حکمی صادر نکنیم.

من جزوه‌ای درباره قمار و موسیقی نگاشتم که اگر منتشر شود، می‌تواند بسیاری از مشکلات مردم را در این زمینه‌ها برطرف کند. این جزوه، نه‌تنها فتاوای ناآگاهانه را اصلاح می‌کند، بلکه مردم را از قید احکامی که بدون پشتوانه صادر شده‌اند، آزاد می‌سازد. باور داشتم که علم دینی باید در خدمت جامعه باشد، چنان‌که در قرآن کریم آمده است: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ» (یوسف: 108)؛ یعنی بگو این راه من است که با بصیرت به سوی خدا دعوت می‌کنم.

نکته کلیدی: علم دینی باید در خدمت رفع مشکلات جامعه باشد و فتاوای غیرمستند را اصلاح کند تا مردم از قید احکام نادرست آزاد شوند.

بازنگری در فتاوای پیشینیان

در درس‌گفتارهایم، گاه به فتاوای عالمان پیشین اشاره می‌کردم. یکی از این عالمان، فقیهی پخته و منطقی بود که با وجود دانش فراوان، از ماهیت قمار آگاهی نداشت. او این بازی را دسته‌بندی کرده و حتی در جایی تحسینش کرده بود، اما پرسش من این بود: «این بازی چه عیبی دارد؟» چرا باید با فتاوای محدودکننده، برای مردم مشکل ایجاد کرد؟ در قرآن کریم آمده است: «وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ» (زمر: 55)؛ یعنی از بهترین چیزی که به سوی شما نازل شده، پیروی کنید. این آیه مرا به بازنگری در فتاوا و تطبیق آنها با نیازهای روز وامی‌داشت.

برخی فتاوا، مانند حرمت نگاه به آکاردئون، چنان بی‌اساس بودند که گویی از تخیلات سرچشمه گرفته‌اند. آیا نگاه به یک ساز، تار عنکبوت می‌تند؟ این‌گونه احکام، چه سودی برای جامعه دارند؟ در قرآن کریم آمده است: «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» (بقره: 185)؛ یعنی خدا برای شما آسانی می‌خواهد و سختی برایتان نمی‌خواهد. این آیه، مرا به این باور رساند که فقه باید راهگشا باشد، نه مشکل‌آفرین.

نکته کلیدی: فقه پویا نیازمند بازنگری فتاوای پیشینیان و تطبیق آنها با نیازهای روز است تا از ایجاد مشکلات غیرضروری برای مردم جلوگیری شود.

بزرگنمایی مسائل فرعی

در آن روزها، از بزرگنمایی مسائل فرعی چون قمار و موسیقی گلایه می‌کردم. گویی در این سرزمین، مشکلی جز اینها وجود ندارد! در حالی که مشکلات اصلی جامعه، از چشم‌ها پنهان مانده بود. به شاگردانم می‌گفتم: «ما قافیه را باخته‌ایم!» مانند آن شاعر که گفت: «خانه از پای‌بست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است.» این بیت، گویی وصف حال ما بود که به جای پرداختن به مسائل بنیادین، به امور دست‌دوم چسبیده‌ایم. در قرآن کریم آمده است: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» (بقره: 83)؛ یعنی با مردم به نیکی سخن گویید. این آیه، مرا به اولویت‌بندی در علم دینی و توجه به مصالح کلان جامعه هدایت می‌کرد.

ریشه واژه قمار را نیز بررسی کرده بودم. «قمار» از «قمر» به معنای ماه گرفته شده است. قماربازان آن را «قُمار» و عالمان «قِمار» می‌خوانند. این تفاوت تلفظ، گویی نمادی از فاصله میان تجربه عملی و دانش نظری بود. در قرآن کریم آمده است: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء: 36)؛ یعنی چیزی را که به آن علم نداری، دنبال مکن. این آیه، مرا به دقت در اصطلاحات و شناخت عمیق موضوعات وامی‌داشت.

نکته کلیدی: بزرگنمایی مسائل فرعی مانند قمار و موسیقی، ما را از توجه به مشکلات اصلی جامعه بازمی‌دارد. علم دینی باید به مصالح کلان جامعه اولویت دهد.

لزوم نوگرایی در علم دینی

در درس‌گفتارهایم، از فقدان نوگرایی در علم دینی انتقاد می‌کردم. چرا عالمان، دست روی دست گذاشته‌اند و روش‌های پیشینیان را بدون بررسی می‌پذیرند؟ نوگرایی در فقه چه عیبی دارد؟ من دو سال و نیم به بحث قمار و موسیقی پرداختم، در حالی که دیگران در چند جلسه آن را مختصر می‌کردند. این بررسی عمیق، برایم نتیجه‌بخش بود و مسائل را شفاف کرد. در قرآن کریم آمده است: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ» (فصلت: 53)؛ یعنی به زودی آیات خود را در آفاق و در نفوسشان به آنها نشان خواهیم داد. این آیه، مرا به پذیرش کشفیات جدید و پویایی در فقه ترغیب می‌کرد.

به یاد گالیله می‌افتم، دانشمندی که نظریه‌اش درباره حرکت زمین و خورشید، با مخالفت کلیسا روبه‌رو شد. او اشتباه نکرد، بلکه کشفی علمی داشت. چرا عالمان ما نباید راه او را در پیش گیرند و با نوگرایی، علم دینی را با نیازهای زمان هماهنگ کنند؟

نکته کلیدی: نوگرایی در علم دینی، ضرورتی است برای تطبیق فقه با نیازهای روز و پذیرش کشفیات جدید، تا علم دینی پویا و کارآمد باقی بماند.

بخش دوم: تأملات عرفانی و معنوی

خاطره‌ای از کودکی و عالم ربانی

کودکی‌ام را، هنگامی که در مدرسه‌ای، چشمانم به عالمی ربانی افتاد که در وسط حیاط، غرق در نماز بود. مردم از کنارش می‌گذشتند، اما او گویی هیچ‌کس را نمی‌دید. من، که کودکی کنجکاو بودم، به او خیره شده بودم. شخصی از من پرسید: «چرا این‌گونه نگاه می‌کنی؟» گفتم: «هرچه توجهم را جلب کند، تماشا می‌کنم.» آن شخص گفت: «این عالم، غیر خدا را نمی‌بیند. او در نمازش، از ریا به دور است.» این سخن، در دلم نشست و مرا به تأمل در اخلاص واداشت.

در قرآن کریم آمده است: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه: 5)؛ یعنی تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. این آیه، گویی شرح حال آن عالم ربانی بود که در عبادتش، جز خدا نمی‌دید.

نکته کلیدی: اخلاص در عبادت، نشانه کمال معنوی است. عالمی که جز خدا نمی‌بیند، از ریا به دور است و به مقام والای عرفانی دست یافته است.

ریا، رذیلتی کودکانه

در آن درس‌گفتار، از ریا سخن گفتم. ریا، گویی رذیلتی کودکانه است. کودکان، وقتی بزرگ‌ترها به آنها نگاه می‌کنند، خودنمایی می‌کنند، اما وقتی نگاه‌ها قطع شود، دست از کار می‌کشند. ریا نیز چنین است؛ حتی نگاه یک کودک، ریاکار را به خودنمایی وا می‌دارد. در قرآن کریم آمده است: «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» (کهف: 110)؛ یعنی هر که به دیدار پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نکند.

من باور داشتم که عبادت بدون اخلاص، بدتر از عدم عبادت است. در قرآن کریم آمده است: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ» (ماعون: 4-6)؛ یعنی وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند و ریا می‌کنند. این آیات، مرا به این باور رساندند که اخلاص، روح عبادت است.

نکته کلیدی: ریا، رذیلتی است که قلب را از اخلاص دور می‌کند. عبادت بدون اخلاص، نه‌تنها بی‌ارزش، بلکه زیان‌بار است.

والایی مقام عرفانی

در آن درس‌گفتار، از آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه: 5) سخن گفتم. این آیه، گویی اوج مقام عرفانی است. هیچ مقامی در دین، والاتر از این نیست که انسان جز خدا را نبیند و جز او را نپرستد. این مقام، مرا به یاد آن عالم ربانی می‌انداخت که در نمازش، غرق در حضور بود و جز خدا نمی‌دید.

نکته کلیدی: آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» نشانه اوج مقام عرفانی است که اخلاص و توحید در عبادت را متجلی می‌سازد.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، که از عمق دل و تجربه‌هایم برمی‌خیزند، تلاشی است برای بازتاب تأملاتم در علم دینی، فقه و عرفان. در این روایت‌ها، کوشیدم تا نقدی سازنده بر روش‌های سنتی علم دینی ارائه کنم و بر ضرورت نوگرایی، شناخت دقیق موضوعات و اولویت‌بندی در مسائل جامعه تأکید ورزم. خاطره عالم ربانی، مرا به یاد اخلاص و حضور قلب در عبادت انداخت، و آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» را چون نوری در مسیر سلوک یافتم. امیدم این است که این خاطرات، نه‌تنها تأمل‌برانگیز، بلکه الهام‌بخش جویندگان حقیقت باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)