گفتگوهای صمیمی 1148

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره جلسه (1148)

مقدمه

در درس‌گفتارهایم، گاه به فراخور بحث، خاطراتی از زندگی و تأملاتم در باب علم، فرهنگ و دین بیان کرده‌ام. این گفتارها، که بخشی از آن‌ها در این مجموعه گرد آمده، شرحی است از دغدغه‌هایم برای اصلاح و اعتلای دانش و فرهنگ در جامعه‌ای که به‌رغم توانایی‌های فراوان، گرفتار کاستی‌هایی است. در این مجموعه، با عنوان «گفتگوهای صمیمی»، می‌کوشم تا با زبانی صمیمی و در عین حال عمیق، شما را به دنیای اندیشه‌ها و تجربیاتم دعوت کنم؛ جهانی که در آن، علم و ایمان، فرهنگ و معنویت، در پیوندی ناگسستنی، راهی به سوی حقیقت می‌جویند.

بخش نخست: نقدی بر کهنگی دانش

سال‌هاست که در محافل علمی و درس‌گفتارهایم، از کاستی‌های نظام کنونی دانش سخن گفته‌ام. بارها تأکید کرده‌ام سخنان برخی از مؤلفان با اصول و قواعدی که در نظام فلسفی‌ام تدوین کرده‌ام، سازگار نیست. مفاهیمی چون «ممکن عام» و «ممکن خاص» که در فلسفه سنتی به کار می‌روند، از نظر من صرفاً مفاهیم ذهنی‌اند. قصد من از این نقد، نه تخریب، بلکه اصلاح و تصحیح عبارات و تطبیق آن‌ها با نیازهای زمانه است. اگر فلسفه‌ای را که من بدان باور دارم ملاک قرار دهیم، آنچه امروز در برخی متون می‌خوانیم، دست‌کم دویست سال از زمانه خود عقب است.

این عقب‌ماندگی، تنها به فلسفه محدود نمی‌شود. جامعه ما، با همه توانایی‌هایش، از سامان‌مندی لازم در حوزه‌های علمی و فرهنگی بی‌بهره است. در درس‌گفتارهایم، این نکته را بارها گوشزد کرده‌ام که وابستگی ما به منابع بیگانه، نشانه‌ای از ناتوانی فرهنگی ماست. کتاب‌های درسی‌مان، که گاه به هفتصد یا هشتصد سال پیش بازمی‌گردند، نمی‌توانند پاسخگوی نیازهای امروز باشند. وقتی استادی از روی کتاب تدریس نمی‌کند و از اندیشه خود سخن می‌گوید، فوری مورد اعتراض قرار می‌گیرد که «از جانب خودش حرف می‌زند». اما مگر تولید علم جز این است؟ ابتدا باید اندیشه‌ای نو خلق کرد و سپس آن را به زبان آورد.

نکته کلیدی: نظام آموزشی کنونی، با تأکید بیش از حد بر متون کهن، مانع از خلاقیت و نوآوری علمی می‌شود. تولید علم، نیازمند آزادی در ابراز اندیشه‌های شخصی است.

چالش‌های فرهنگی و علمی

در یکی از درس‌گفتارهایم، جامعه کنونی را به فرزندان دقیانوس تشبیه کردم؛ کسانی که با فانوس‌های کم‌سو در تاریکی به جستجوی حقیقت می‌روند، اما ابزارشان کهنه است. این تشبیه، از عمق دل‌نگرانی‌ام برای وضعیت کنونی سرچشمه می‌گیرد. ما ایرانیان، با همه هوش و ذکاوتی که داریم، گرفتار رویکردهایی هستیم که مانع رشدمان می‌شود. دانش ما، گویی در گونی و جوال بایگانی شده و کمتر کسی از آن بهره می‌برد. این حقایق، که خداوند نصیب جامعه ما کرده، به دلیل همین کاستی‌ها به هدر می‌رود.

در جهانی که دانشمندان، نظریه‌هایشان را به سرعت منتشر می‌کنند و دیگران از آن بهره می‌برند، ما هنوز درگیر موانع فرهنگی هستیم. اگر دانشمندی نظریه‌ای نو ارائه کند، در جوامع پیشرفته، آن نظریه به سرعت منتشر می‌شود، اما در جامعه ما، گاه سال‌ها در گوشه‌ای خاک می‌خورد. این تفاوت، ریشه در ساختارهای فرهنگی و علمی ماست که نیازمند بازنگری است.

نکته کلیدی: عقب‌ماندگی علمی ما، نتیجه موانع فرهنگی و عدم انتشار و بهره‌برداری از نظریه‌های نو است. اصلاح این ساختارها، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

بخش دوم: دغدغه‌های دینی و معنوی

در یکی از درس‌گفتارهایم، از عقب‌ماندگی در مسائل دینی سخن گفتم. علم دینی، که باید پویا و پاسخگوی نیازهای زمانه باشد، در جامعه ما گرفتار کهنگی است. کسانی که به دین اعتقادی ندارند، دست روی دست نگذاشته‌اند؛ آن‌ها فعال‌اند و از فرصت‌ها بهره می‌برند، اما ما گاه به کته‌پلوی ساده بسنده کرده‌ایم. در یکی از گفت‌وگوهایم، به طنز گفتم: «شخصی به آشپزباشی توصیه کرد که آب کته‌پلو را دور نریزد، که اسراف است. آشپز چنین کرد و نتیجه، چاقی بود!» این تمثیل، اشاره‌ای است به هوش ایرانی که اگر در مسیری درست هدایت شود، می‌تواند شگفتی‌آفرین باشد.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم
(قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۱۱). یعنی: «خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی‌دهد تا زمانی که خودشان آنچه در وجودشان است را تغییر دهند.» این آیه، مرا به تأمل وامی‌دارد که تغییر، از درون خودمان آغاز می‌شود. اگر ما ایرانیان، با آن سابقه علمی و فکری درخشان، خود را از تحقیر و سرزنش رها کنیم، می‌توانیم پله‌های ترقی را به سرعت طی کنیم.

نکته کلیدی: پویایی علم دینی، نیازمند بازنگری در روش‌ها و تطبیق آن با نیازهای معاصر است. انفعال در این حوزه، به عقب‌ماندگی منجر می‌شود.

هویت و توانایی ایرانیان

همیشه به توانایی‌های ایرانیان ایمان داشته‌ام. ما مردمانی مختاریم، با تاریخی چند هزار ساله و سابقه‌ای درخشان در علم و اندیشه. ایرانیان، از دیرباز انسان‌هایی بزرگ بوده‌اند، اما تحقیر و سرزنش، گاه روحیه‌مان را تضعیف کرده است. گویی هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزیم، خود یا دیگران را سرزنش می‌کنیم، و این، مغزهایمان را سست کرده است. اما حقیقت این است که ما، به تعبیر فلسفی‌ام، نتیجه نزولات پروردگاریم؛ ثمره عشقی والا و بلندمرتبه. متأسفانه، گاه با کارهای نادانسته، گرد و خاک در چشمان خود می‌پاشیم و از دیدن این حقیقت بازمی‌مانیم.

انسان وقتی گرفتار نیازهای مادی، مانند گرسنگی یا فقدان پول می‌شود، همه ارزش‌ها را فراموش می‌کند. در درس‌گفتارهایم، از شخصی گفتم که وقتی پولش گم شد، جز اندیشه سرمایه‌اش به چیزی فکر نمی‌کرد. این غفلت، ما را از حقیقت دور می‌کند. باید از نظر روحی و فکری آماده باشیم تا مانند رخش قدرتمند، راه زندگی را با شجاعت بپیماییم.

نکته کلیدی: ایرانیان، با ظرفیت‌های تاریخی و فکری درخشان، نیازمند رهایی از تحقیر و تقویت روحیه برای شکوفایی استعدادهایشان هستند.

بخش سوم: خاطره‌ای از تنکابن

چندی پیش به شهر تنکابن سفر کردم. در آنجا، رسمی جالب توجهم کرد: مردم تصویر خود را بر ظروف چاپ می‌کنند و این برایشان لذت‌بخش است. با مردی گفت‌وگو کردم که به این شهر مهاجرت کرده بود. از او پرسیدم: «چرا تنکابن را برای زندگی انتخاب کردی؟» پاسخ داد: «اینجا مشتری فراوان است. مردم دوست دارند تصویرشان را بر بشقاب و لیوان ببینند.» سپس از من پرسید که آیا چنین چیزی دیده‌ام. به او گفتم که سال‌ها پیش، لیوانی به من هدیه داده بودند که تصویرم بر آن چاپ شده بود. وقتی آب در آن می‌ریختی، رنگش باز می‌شد و با خنک شدن آب، دوباره بسته می‌شد. این خاطره ساده، مرا به فکر فرو برد که خلاقیت‌های محلی، حتی در امور ساده، نشان از ظرفیت‌های بزرگ مردمان ماست.

نکته کلیدی: خلاقیت‌های محلی، مانند چاپ تصاویر بر ظروف در تنکابن، نشان‌دهنده پتانسیل‌های نهفته در جامعه است که باید شناسایی و حمایت شوند.

بخش چهارم: تأملات پس از انقلاب

در درس‌گفتارهایم، گاه به سی سال پس از پیروزی انقلاب اشاره کرده‌ام. در این سال‌ها، پیشرفت‌هایی دیده شده، اما نه به اندازه‌ای که شایسته این ملت باشد. مبتکران و خلاقان، گاه بدون حمایت کافی، تنها با اندک امکانات به کار خود ادامه داده‌اند. اما علما، متأسفانه، هنوز در قرنطینه‌اند. برخی می‌گویند فعالیت‌های علمی آن‌ها ممکن است به نتایج غیرمنتظره‌ای منجر شود، و این ترس، مانع از شکوفایی علم دینی شده است. این در حالی است که مردم عادی، گاه با دستان باز، خلاقیت‌های خود را به نمایش گذاشته‌اند.

نیکی بیش از حد ایرانیان، گاه به ضررشان تمام شده است. در یکی از گفت‌وگوهایم گفتم: «کاش این نیکی، اندکی کمتر بود تا فراموشی، گریبانمان را نگیرد.» ایرانی، سریع فراموش می‌کند و این، مانع از آن شده که از گذشته درس بگیریم و به آینده بنگریم.

نکته کلیدی: عدم حمایت کافی از علما و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آن‌ها، مانع از شکوفایی علم دینی شده است. نیکی بیش از حد ایرانیان، گاه به انفعال و فراموشی منجر می‌شود.

جمع‌بندی

این گفت‌وگوهای صمیمی، بازتابی است از دغدغه‌هایم برای اعتلای علم، فرهنگ و دین در جامعه‌ای که با همه توانایی‌هایش، گرفتار کاستی‌هایی است. من، با ایمان به ظرفیت‌های والای ایرانیان، بر این باورم که با اصلاح نظام آموزشی، تقویت خودکفایی علمی، حمایت از خلاقیت و ایجاد توازن میان مادیات و معنویات، می‌توانیم راه حقیقت را با فانوسی پرنور بپیماییم. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در گذشته و ساختن آینده‌ای که شایسته این ملت بزرگ باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)