متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 1177
مقدمه
این مجموعه، روایتهایی است از زندگی و تأملات من، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. در این گفتگوهای صمیمی، تلاش دارم تا تجربههای زیستهام را با شما به اشتراک بگذارم؛ خاطراتی که نهتنها بازتابدهندهی مسیر معنوی و علمی من است، بلکه دعوتی است به تأمل در مسائل عمیق دینی، اجتماعی و فرهنگی. هر روایت، پنجرهای است به سوی لحظههایی که مرا شکل دادهاند و مرا به این باور رساندهاند که دین، در هر زمان و مکان، میتواند راهنمای انسان باشد، مشروط بر آنکه با عقل و معرفت همراه شود.
بخش اول: دین در سدهی پانزدهم
سالها پیش، در خلوت تأملاتم، این پرسش ذهنم را مشغول کرد: اگر امروز، در سدهی پانزدهم هجری، معصومی در میان ما حضور یابد، چگونه به دین اسلام و احکام آن مینگرد؟ به باور من، دیدگاه معصوم با آنچه من به آن ایمان دارم، همسوست. او نیز، همچون من، به جاودانگی احکام الهی باور دارد. حتی در این عصر مدرن، با همهی پیشرفتهای صنعتی و تحولات اجتماعی، احکام دین ثابت میمانند. این باور از عمق وجودم برمیخیزد، چرا که خداوند در قرآن کریم فرموده است: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (سوره الحجر، آیه ۹)؛ «ما خود ذکر را نازل کردیم و بیتردید ما نگهبان آنیم.» این آیه، گواهی است بر اینکه احکام الهی از گزند زمان مصوناند.
اما چرا دین، گاه در جامعه رنگ میبازد؟ پاسخ را در حاکمیت غیرمعصومان مییابم. حاکمان غیرمعصوم، هرچند نیکخواه باشند، در حصار زمان گرفتارند. آنها مانند ظرفی کوچکاند که نمیتوانند ساقی علم و معرفت برای دیگران باشند. معصوم اما، فرازمانی است. او ناطق است و میتواند قرآن را استنطاق کند؛ یعنی سخن آن را به زبان روزگار بیاورد. من باور دارم که میتوانم، با تکیه بر قرآن و سنت معصوم، این دو ثقل گرانسنگ را در جامعهی مدرن مجسم کنم و احکامشان را به اجرا درآورم. این راه، دشوار اما ممکن است، مشروط بر آنکه حاکم، ظرفیتی بزرگ داشته باشد.
امروز، دین از فقدان ایدئولوگ رنج میبرد. بسیاری از عالمان، هرچند با نیت خیر، نمیتوانند نظم دینی را بهگونهای نظاممند و مؤثر ارائه کنند. کشتی نجات دین، گاه به گل مینشیند، نه به دلیل ضعف دین، بلکه به سبب ناتوانی در مهندسی آن. من اما، شب و روز در این مسیر گام برمیدارم. به هر ریسمانی چنگ میزنم، نه از سر ناامیدی، بلکه با امیدی راسخ به تحقق این آرمان. اگر امروز به هدف نرسم، فردا را میجویم. وظیفهام این است که آنچه میدانم، بیان کنم و به آن عمل کنم. نتیجه را به خدا میسپارم.
نکته کلیدی: احکام الهی در هر عصری ثابتاند، اما اجرای آنها نیازمند حاکمیتی فرازمانی و ظرفیتی عظیم است. فقدان ایدئولوگهای توانمند، چالش اصلی دین در عصر مدرن است.
بخش دوم: تجربهی بانک تعاون اسلامی
، پیش از انقلاب، در منطقهای که ساکن بودیم، بانکی تأسیس کردیم به نام بانک تعاون اسلامی. ده تا دوازده نفر از دوستان و همکاران در این بانک شریک بودند و با هم برای خدمت به مردم تلاش میکردیم. روزی به بانک سر زدم و صحنهای دیدم که دلم را شکست. برخی از شرکا مشغول مصرف مواد مخدر بودند. با دیدن این صحنه، حالم دگرگون شد. آنها، که متوجه ناراحتیام شدند، گفتند: «ما از بیتالمال خرج نمیکنیم، این مواد را با هزینهی شخصی تهیه کردهایم.» پاسخ دادم: «مساله این نیست.» برایم قابلقبول نبود که در آن روزگار، که مردم در کوچه و خیابان برای آرمانهایشان مبارزه میکردند و زیر ضربات کماندوها آسیب میدیدند، برخی از ما، که ادعای خدمت به دین داریم، در گوشهای نشستهایم و به چنین کاری مشغولایم.
به آنها گفتم: «از مردم بپرسید که کارتان درست است یا نه. مردمی که شما آنها را نادان میپندارید، در خیابانها جانشان را فدا میکنند. شما نه مجتهدید، نه مقلد، پس از همان مردم دربارهی رفتار خود سؤال کنید.» مساله، درستی یا نادرستی عملشان نبود؛ فاصلهی عمیقی بود میان آنچه آنها میکردند و آنچه مردم در خیابانها برایش جان میدادند. این تجربه، مرا به این باور رساند که عالمان دینی باید با مردم همگام باشند، نه جدا از آنها.
نکته کلیدی: رفتار عالمان دینی باید با شرایط اجتماعی و مبارزات مردم همسو باشد. فاصله میان ادعا و عمل، اعتبار نهادهای دینی را خدشهدار میکند.
بخش سوم: روایت بیبی تمیز
روزی شنیدم از پیرزنی به نام بیبی تمیز که هرگاه «الله اکبر» میگفت، خوابش میبرد. وقتی بیدار میشد، به نماز میایستاد و میگفت: «من که وضو گرفتهام.» این داستان، هرچند ساده، مرا به فکر فرو برد. بیبی تمیز، با نیت خالص اما بدون آگاهی کافی، عبادتش را انجام میداد. این روایت، نشان از نیاز به آموزش صحیح احکام دارد. دین، تنها با نیت پاک پیش نمیرود؛ معرفت و آگاهی، بال دیگر پرواز به سوی خداست.
نکته کلیدی: عبادت بدون آگاهی، ناقص است. آموزش صحیح احکام، لازمهی دینداری عالمانه است.
بخش چهارم: معبری جز درسخواندن
شبی در خانه، برنامهای از تلویزیون پخش میشد که عالمی بزرگ از زندگیاش سخن میگفت. او در بیست و هفت سالگی به درجهی اجتهاد رسیده بود، اما سی سال پس از آن، همچنان در کلاسهای درس اساتید دیگر شرکت میکرد. پسرم، مهدی، که شاهد این برنامه بود، با تعجب پرسید: «اگر او مجتهد است، چرا هنوز درس میخواند؟» با خود اندیشیدم که شاید این عالم، به دنبال بهرهگیری از دانش و تجربهی دیگران بوده است. اما این پرسش، مرا به تأمل واداشت. آیا جهاد علمی، تنها در کلاس درس خلاصه میشود؟ بسیاری از طلاب و عالمان، تمام عمرشان را صرف درسخواندن میکنند، گویی معبری جز این برای خدمت به دین نیافتهاند. این رویکرد، هرچند ارزشمند، گاه از هدف اصلی بازمیماند. جهاد علمی، باید به خدمت به جامعه و حل مسائل آن منجر شود.
نکته کلیدی: جهاد علمی، فراتر از درسخواندن است. عالمان دینی باید معبرهای نوین برای خدمت به دین و جامعه بیابند.
بخش پنجم: خیرخواهی یا خودنمایی
در کودکی، در مجلسی حضور داشتم که درویشی با عبایی گرانقیمت و انگشترهای عقیق، بالای مجلس نشسته بود. او به فقرا محبت میکرد، اما با رجزخوانی و خودستایی، میگفت: «شما مرا نمیشناسید و از جایگاهم بیخبرید، اما من دوست دارم با شما همنشین باشم.» این رفتار، مرا آزرد. خیرخواهی، اگر با خودنمایی همراه شود، رنگ میبازد. به یاد امیرمؤمنان افتادم که یتیمان را نوازش میکرد، بیآنکه سخنی از مقام و جایگاهش بگوید. خیرخواهی واقعی، در گمنامی و اخلاص است.
نکته کلیدی: خیرخواهی باید با اخلاص همراه باشد. خودستایی، ارزش عمل نیک را از بین میبرد.
بخش ششم: تعلقات موهوم
زمانی که در تهران بودیم، مرد ثروتمندی درگذشت. فرزندانش بر سر ارث به جان هم افتادند و کارشان به کلانتری کشید. در مجلس ختم او، همسایگان به عزاداران تسلیت میگفتند، اما این صحنه برای مردم خندهدار شده بود. اگر آن مرحوم، آدمی فقیر بود، شاید این وضعیت برای دیگران عادی مینمود. اما ثروت، فرزندانش را به بدبختی کشاند. این ماجرا، مرا به این فکر واداشت که تعلقات مادی، انسان را به موجودی موهوم تبدیل میکند. قرآن کریم میفرماید: وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ (سوره الأنعام، آیه ۳۲)؛ «زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست.» انسان باید به خود بخندد که گاه انباری از علم و مال بیفایده با خود حمل میکند.
نکته کلیدی: تعلقات مادی، انسان را به موجودی موهوم تبدیل میکند. ارزش واقعی، در رهایی از دنیا و توجه به معنویت است.
بخش هفتم: زیارت با ادب
بارها در اماکن مقدسه دیدهام که زائران، بهجای آرامش و متانت، به یکدیگر فشار میآورند و مزاحمت ایجاد میکنند. گویی برخی میگویند: «دیگران به جهنم، من باید زیارتم را انجام دهم.» در سفری به عتبات عالیات، دوستانم از شلوغی حرم شکایت داشتند و میگفتند زیارت غیرممکن است. به آنها گفتم: «با من بیایید.» آنها را به خارج از شهر بردم و گفتم: «زیارت، حتماً نباید کنار ضریح باشد. از دور هم میتوان طواف کرد.» طواف از دور، نهتنها مزاحمتی برای دیگران ندارد، بلکه باطن زیارت را زنده نگه میدارد. زیارت، در دل انسان است، نه در فاصلهی چند متری از ضریح.
گاه دیدهام برخی، حتی عالمان، در بالاسر ضریح، نماز یا دعایی طولانی میخوانند و دیگران را از زیارت محروم میکنند. این رفتار، نه از عقل و خرد، که از حظوظ نفسانی سرچشمه میگیرد. مرحوم الهی، عالمی بزرگ، میگفت: «سالک باید کون مطلق باشد؛ یعنی هر چه پیش آید، خوش آید.» این سخن، مرا به یاد سفری به مشهد میاندازد. در اتاقی کوچک و تنگ اقامت داشتیم. مرحوم الهی، با آرامش، مساحت اتاق را دور میزد و میگفت: «در هر مکانی، عیبی هست. سالک باید هر شرایطی را بپذیرد.» این نگاه، مرا آموخت که عبادت، نباید با شرطگذاری همراه باشد. برخی برای وضو، آب خنک میخواهند یا برای زیارت، جای خاصی را طلب میکنند. این وسواسها، با ذات عبادت منافات دارد.
مسلمان باید در رفتارش چنان متین و باادب باشد که حتی غیرمسلمانان به شخصیت او اعتماد کنند. زیارت در اماکن مقدسه، باید برنامهریزیشده و با ریتمی منظم باشد تا جهان، ما را بهعنوان انسانهایی مودب و محترم بشناسد، نه کسانی که برای زیارت، دیگران را آزار میدهند.
نکته کلیدی: زیارت باید با ادب و متانت همراه باشد. رفتار دینی، باید الگویی از اخلاق و احترام به دیگران باشد تا جهان، زیبایی اسلام را در رفتار ما ببیند.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتهایی است از قلب و ذهن من، که در آنها کوشیدهام تجربههایم را با شما در میان بگذارم. از تأمل در جاودانگی احکام دینی تا نقد رفتارهای ناسازگار با روح دین، از ضرورت اخلاص در خیرخواهی تا اهمیت ادب در زیارت، همهی اینها مرا به این باور رساندهاند که دین، راهی است به سوی عقلانیت و اخلاق. من، با تمام وجود، در این مسیر گام برمیدارم و امیدوارم این روایتها، شما را نیز به تأمل در این راه دعوت کند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!