گفتگوهای صمیمی 1187

متن تحقیق






گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 1187

مقدمه

این مجموعه، روایتی است صمیمی از خاطراتی که در گذر سال‌ها، در بستر درس‌گفتارهایم شکل گرفته‌اند. این خاطرات، نه‌تنها شرح تجربیات شخصی من در مواجهه با مسائل فرهنگی، اجتماعی و دینی است، بلکه تأملی است بر چالش‌های عمیقی که جامعه ما با آن‌ها دست‌به‌گریبان بوده است. از تعاملاتم با رمال‌ها و جادوگران گرفته تا تلاش‌هایم برای اصلاح مسیر انقلاب و بازسازی فرهنگ دینی، این روایت‌ها بازتاب‌دهنده تعهد من به حقیقت‌جویی، خدمت به مردم و جست‌وجوی راهی برای پیوند فرهنگ و معنویت است. هر بخش از این خاطرات، گویی تکه‌ای از پازل زندگی من است که با صداقت و دقت برای شما بازگو می‌کنم تا شاید نوری بر مسیر پیش رو بیفکند.

بخش اول: در جست‌وجوی حقیقت در میان رمال‌ها

، سال‌ها پیش، زمانی که کنجکاوی‌ام مرا به سوی مطالعه فرهنگ عامه کشاند، تصمیم گرفتم به شهر قزوین سفر کنم. شنیده بودم که در اطراف حرم شخصیتی به نام مشتی حسین، گروهی از رمال‌ها و جادوگران گرد هم می‌آیند. آن‌ها با فال‌گیری و جادوگری، به مردمان خدماتی ارائه می‌دادند، از پیش‌بینی آینده گرفته تا ادعای حل مشکلات زنان نازا. کنجکاو بودم که این حرفه را از نزدیک ببینم، نه از پشت کتاب‌هایی که به نظرم فاقد عمق و اعتبار بودند.

وقتی وارد جمعشان شدم، خود را یکی از آن‌ها معرفی کردم و گفتم: «من هم فال می‌گیرم.» به سرعت دریافتم که این گروه، نفوذپذیرند و می‌توان بر آن‌ها تأثیر گذاشت. به آن‌ها پیشنهاد دادم که می‌توانم سبک‌های جدیدی به آن‌ها بیاموزم، البته در ازای دستمزد. این کار برایم ساده بود، نه به خاطر فریب، بلکه به این دلیل که می‌خواستم از نزدیک با ذهنیت و روش‌هایشان آشنا شوم. چگونه با طرح‌هایم، آن‌ها را به خود جذب کردم و حتی مبالغی کلان پرداختند تا از من چیزی بیاموزند. اما حقیقت این بود که هدفم، نه کسب درآمد، بلکه شناخت عمیق‌تر این حرفه و تأثیراتش بر جامعه بود.

آنچه در قزوین دیدم، نشان‌دهنده جایگاه ویژه‌ای بود که این حرفه در گذشته داشت. اما امروز، رمال‌ها دیگر آن اقتدار پیشین را ندارند. این حرفه به حاشیه رانده شده و به‌صورت مخفیانه و زیرزمینی ادامه می‌یابد. جنجال‌هایی که گاهی درباره رمال‌ها به گوش می‌رسد، بیشتر به طبقات بالای جامعه مربوط است تا متن مردم. شایعاتی هم در این میان شکل می‌گیرد، مانند اینکه بازپرسی در مواجهه با جادوگران سکته کرده است. من با شامه تیزی که در این مسائل دارم، این شایعات را کذب می‌دانم. رمال‌ها خودشان این افسانه‌ها را می‌سازند تا به کارشان اعتبار بخشند و سیاست‌های خاصی را پیش ببرند.

نکته کلیدی: حرفه رمالى و فال‌گیرى در گذشته از جایگاه اجتماعی و اقتصادی مهمی برخوردار بود، اما در دوران معاصر، به دلیل تغییرات فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی، به حاشیه رانده شده و به‌صورت زیرزمینی ادامه می‌یابد. این تغییر، فرصتی برای اصلاح فرهنگی است، مشروط بر اینکه با برنامه‌ریزی دقیق همراه باشد.

بخش دوم: پیشنهادهایی برای ساماندهی و اصلاح

در جریان تحقیقاتم، به این نتیجه رسیدم که می‌توان رمال‌ها و جادوگران را ساماندهی کرد، اما این کار نیازمند تضمین‌هایی است. چندین بار از من خواستند تا برای مشکلات این حوزه چاره‌ای بیندیشم. گفتم: «اگر شخصی ضمانت کند که این افراد آسیب نبینند و به زندان نیفتند، می‌توانم از کسانی که در این حرفه هستند کمک بگیرم تا همه را گردآوری کرده و ساماندهی کنیم.» پیشنهادم این بود که این افراد در بیمارستان بستری شوند، مدتی تحت مراقبت قرار گیرند و سپس به زندگی عادی بازگردند. این رویکرد، نه‌تنها از مجازات‌های غیرضروری جلوگیری می‌کرد، بلکه راهی برای اصلاح و هدایت آن‌ها باز می‌کرد.

اما حقیقت این است که بساط رمالى دیگر رونق گذشته را ندارد. جنجال‌های کنونی، بیشتر فضاسازی رسانه‌ای است تا واقعیتی عینی. این شایعات، مانند فشفشه‌ای هستند که در مرکز شهر به هوا پرتاب شده و دودش دیگران را رنگین می‌کند. این هیاهوها ارزش چندانی ندارند و نباید آن‌ها را جدی گرفت. آنچه مهم است، این است که ما در زمینه فرهنگ‌سازی برای این مسائل کاری نکرده‌ایم و این خلأ فرهنگی، به ظهور گروه‌هایی در میان جوانان منجر شده که به رمالى و فال‌گیری روی آورده‌اند.

نکته کلیدی: ساماندهی رمال‌ها و جادوگران با تضمین امنیت و اصلاح، راهکاری عمل‌گرایانه برای مدیریت این حرفه است. جنجال‌های رسانه‌ای کنونی، بیشتر فضاسازی است تا واقعیتی عینی، و خلأ فرهنگی، زمینه‌ساز ظهور گروه‌های جدید در میان جوانان شده است.

بخش سوم: نقد علم دینی و ضرورت بازسازی

یکی از شاگردانم روزی نظر جالبی مطرح کرد. او معتقد بود که ورود موضوعات مختلف، حتی رمالى، به دانشگاه‌ها اشکالی ندارد، چراکه آزادی بیان و اندیشه به مردم قدرت انتخاب می‌دهد. او می‌گفت اگر کرسی‌های آزاداندیشی برقرار شود، مردم می‌توانند نظراتشان را مطرح کنند، بحث کنند و در نهایت، یا غالب شوند یا مغلوب. این آزادی، به نفع جامعه و دین است. اما من پاسخ دادم که این دوره، فصل آزادی نیست. جامعه ما از نظر فرهنگی و فکری در وضعیت اضطراری است، مانند بیماری که در بخش اورژانس بیمارستان قابل درمان نیست و باید به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شود.

مردم امروز به ما نه به خاطر موعظه و سخن، بلکه به دلیل عمل و صداقتمان نگاه می‌کنند. اگر درباره عدالت سخن بگویم، حتی اگر دو ساعت هم صحبت کنم، برای مردم خنده‌دار است، چون حرف بدون عمل، شعاری بیش نیست. مردم از ما صداقت و تخصص می‌خواهند، اما این فضیلت‌ها در علم دینی ما یافت نمی‌شود. علم دینی ما کاربردی نیست و در ظواهر کردار ما صداقتی دیده نمی‌شود. در چنین شرایطی، آزادی مطلق می‌تواند به سوءاستفاده منجر شود و اوضاع را بدتر کند.

منابع علمی سنتی، مانند آثار غزالی و ابن‌سینا، را بررسی کردم. این آثار، پر از اشتباهات روان‌شناختی و علمی‌اند و برای مخاطب دانشگاهی غیرقابل قبول. کسی که این کتاب‌ها را معرفی می‌کند، نه‌تنها توانایی نقد آن‌ها را ندارد، بلکه دانشش کمتر از نویسندگان آن‌هاست. این ضعف، بلای جامعه علمی ماست. مکاتب مخالف، فضای دانشگاه‌ها را تسخیر کرده‌اند و ما حضوری مؤثر در این عرصه نداریم.

نکته کلیدی: علم دینی کنونی فاقد صداقت و تخصص است و برای مخاطب دانشگاهی جذابیت ندارد. وضعیت فرهنگی جامعه مانند بیماری در بخش مراقبت‌های ویژه است که نیازمند راهکارهای عمیق و بلندمدت است.

بخش چهارم: انقلاب و انحرافات اولیه

انقلاب اسلامی ایران، بر پایه احساسات دینی و مذهبی شکل گرفت. عالمان دینی با هشدار درباره خطراتی که دین را تهدید می‌کرد، مردم را تهییج کردند. این حرکت، واقعی و صادقانه بود، اما فاقد برنامه‌ریزی دقیق فرهنگی. در اوایل انقلاب، شاهد سوءاستفاده‌هایی از اوضاع آشوب‌زده بودم. برخی افراد، بدون تدبیر، دست به اقدامات وحشتناکی می‌زدند. من تلاش کردم این مسائل را با یکی از عالمان دینی مطرح کنم، اما حالات عرفانی و روحی او اجازه گفت‌وگو نداد. او گویی در جهانی دیگر بود، میان زمین و آسمان.

نگرانی از انحراف انقلاب و وقوع کودتا، ذهن عالمان را مشغول کرده بود. برخی انقلابیون معتقد بودند که مردم آن‌ها را حامی خود می‌دانند و نیازی به بازخواست ندارند. این ساده‌انگاری، به انحرافاتی منجر شد. انقلابیون، افراد مرتبط با رژیم سابق را دستگیر می‌کردند، از تیمسار و سرهنگ گرفته تا وزیر. آن‌ها را تحقیر می‌کردند و با وضع رقت‌باری به زندان می‌فرستادند. من اعتراض می‌کردم که این افراد، سرمایه‌های علمی و انسانی کشورند. به جای تحقیر، باید از دانششان استفاده کنیم و سپس آن‌ها را آزاد کنیم.

نکته کلیدی: انقلاب اسلامی بر پایه احساسات دینی شکل گرفت، اما فقدان برنامه‌ریزی فرهنگی و اقدامات نسنجیده، مانند دستگیری گسترده سرمایه‌های انسانی، به انحرافاتی در مسیر انقلاب منجر شد.

بخش پنجم: تجربه‌های عملی در خدمت‌رسانی

من همیشه باور داشتم که خدمت به مردم، کلید جلب اعتماد و اصلاح جامعه است. در مناطقی مانند کیش، ماهشهر و اسفراین، ایده‌هایم را به‌صورت عملی اجرا کردم. به طلبه‌ها گفتم: «فقط به مردم خدمت کنید و نان شبشان را تأمین کنید. جهنم و بازخواست را به من بسپارید.» عصرها به کمیته سر می‌زدم و حتی به معتادان نیازمند، مواد می‌دادم، نه برای تشویق، بلکه برای جذب و اصلاحشان. از آن‌ها می‌خواستم که درباره این موضوع حرفی نزنند، اما مسئولین متوجه می‌شدند و اعتراضی نمی‌کردند.

یک بار با زنی ملاقات کردم که به جرم فساد دستگیر شده بود. او از مأموران گله داشت که رعایت محرم و نامحرم را نمی‌کنند. گفت که فرزند پنج‌ساله‌اش در روستا تنها مانده و مأموران اجازه نمی‌دهند او را بیاورد. من ضمانتش را بر عهده گرفتم و گفتم: «به روستا برو و فرزندت را بیاور.» طلبه‌ها هشدار دادند که او بازنخواهد گشت، اما صبح روز بعد، او با فرزندش برگشت و گفت: «حرمت شما را نگه داشتم.» این واقعه، ایمان عمیق مردم به روحانیت را نشان می‌داد. من برایش زمینه ازدواج فراهم کردم، پولی به او دادم و زندگی‌اش را اصلاح کردم. این تجربه نشان داد که با حمایت و اعتماد، می‌توان خطاکاران را به مسیر درست هدایت کرد.

نکته کلیدی: خدمت‌رسانی و اعتمادسازی، به‌ویژه در برابر خطاکاران و نیازمندان، راهی مؤثر برای اصلاح اجتماعی است. تجربه‌های عملی نشان داد که حمایت، به جای مجازات، به نتایج درخشانی منجر می‌شود.

بخش ششم: پیشنهاد پیوند فرهنگی و بازسازی علم دینی

من همیشه باور داشتم که برای حل مشکلات فرهنگی و علمی، نیاز به پیوندی عمیق داریم، مانند پیوند سیب به درخت گلابی. این پیوند فرهنگی، می‌تواند منجی فرهنگ و علم ما باشد. اما تحقق آن دشوار است، چرا که شناخت من از انسان‌ها، چه دانشگاهیان و چه روحانیون، نشان می‌دهد که خودخواهی و ضعف‌های نفس، مانع بزرگی است. با این حال، اگر ایده‌هایم دقیق اجرا شوند، نتایج درخشانی خواهند داشت.

پیشنهادم این است که ابتدا پانصد هزار جلد کتاب علمی و معتبر چاپ شود. این کتاب‌ها در جلسات نقد و بررسی شوند و سپس دانشگاهی فرهنگی تأسیس شود که در آن، طلبه‌ها و اندیشمندان گرد هم آیند و جوی علمی و فرهنگی ایجاد کنند. سیاست نباید محور کار باشد، بلکه فرهنگ و دین باید محور قرار گیرند. در کرمان، مردم غرق در سیاست بودند، اما من به آن‌ها گفتم: «سیاست محیط شما را آلوده کرده است. دین و معنویت را محور کارتان قرار دهید.» مردم دین را دوست دارند و اگر ساختاری فرهنگی مبتنی بر معارف دینی ایجاد کنیم، نتایج درخشانی به دست خواهد آمد.

نکته کلیدی: پیوند فرهنگی و تأسیس دانشگاهی برای نقد و بررسی معارف دینی، راهکاری برای بازسازی فرهنگ و علم دینی است. تمرکز بر دین و فرهنگ به جای سیاست، می‌تواند به نتایج درخشانی منجر شود.

جمع‌بندی نهایی

این خاطرات، شرح سفری است که در آن، از دل فرهنگ عامه تا عمق مسائل انقلاب و علم دینی، به جست‌وجوی حقیقت پرداختم. از تعامل با رمال‌ها در قزوین تا تلاش برای اصلاح مسیر انقلاب و خدمت به مردم، هر تجربه درس‌هایی عمیق به من آموخت. دریافتم که جامعه ما نیازمند صداقت، تخصص و خدمت است. علم دینی ما باید بازسازی شود، نه با شعار، بلکه با عمل و برنامه‌ریزی دقیق. پیشنهاد پیوند فرهنگی و تأسیس ساختارهای علمی، نقشه‌راهی است که می‌تواند ما را به سوی آینده‌ای روشن‌تر هدایت کند. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به تأمل در گذشته و اندیشیدن به وظایف امروزمان برای ساختن فردایی بهتر.

در این مسیر، قرآن کریم راهنمای ماست: إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ (قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۱۱)؛ خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه خودشان آنچه را در درونشان است تغییر دهند. این آیه، یادآور مسئولیت ماست در برابر خود و جامعه‌مان.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)