گفتگوهای صمیمی 1237

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۱۲۳۷

مقدمه: سفری به عمق معرفت و معنویت

سال‌ها پیش، در خلوت درس و بحث‌های حوزوی، دغدغه‌ای عمیق در دلم ریشه دوانده بود: چگونه می‌توان علوم انبیا را، که در قرآن کریم از آن سخن گفته شده، در زندگی و آموزش‌های حوزوی زنده کرد؟ این پرسش، نه‌تنها در درس‌گفتارهایم که گاه به‌صورت گذرا در جمع شاگردان بازگو می‌شد، بلکه در لحظه‌لحظه‌های زندگی‌ام جاری بود. آنچه در این گفتگوهای صمیمی می‌خوانید، روایت‌هایی است از تأملاتم درباره علوم الهی، فضیلت‌های انبیا، و رسالت عالمان دینی در جهانی پرچالش. این خاطرات، بازتابی از عمق وجودم و تعهد قلبی‌ام به بازسازی علم دینی است که با زبانی صمیمی و در عین حال ژرف برای شما روایت می‌کنم.

نکته کلیدی: این گفتگوها دعوتی است به تأمل در علوم انبیا و بازسازی علم دینی، با تأکید بر استقلال معنوی و فکری عالمان و ضرورت همسویی با هدایت الهی.

بخش اول: فضیلت‌های الهی داود و بازشناسی علوم انبیا

گاهی در خلوت مطالعه و تدریس، آیات قرآن کریم درباره حضرت داود (ع) مرا به خود مشغول می‌داشت. در قرآن کریم آمده است:

وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا ۖ يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ ۖ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ

و به‌راستی به داود از جانب خود فضیلتی عطا کردیم: ای کوه‌ها، با او هم‌آواز شوید و ای پرندگان [نیز]، و آهن را برای او نرم کردیم (سوره سبأ، آیه ۱۰).

این آیه مرا به فکر فرو می‌برد: این فضیلت چیست که خداوند به داود (ع) عطا کرده است؟ آیا صرف و نحو است؟ فقه و اصول است؟ یا فلسفه و عرفان؟ نه، این‌ها علوم متعارفی‌اند که در همه جای دنیا یافت می‌شوند. فضیلت الهی داود، چیزی فراتر از این‌هاست؛ قدرتی است که کوه‌ها و پرندگان را با او هم‌نوا می‌کند، آهن را برایش نرم می‌سازد. این است علم انبیا، علمی که با هدایت الهی و ارتباط با عالم غیب همراه است. در درس‌گفتارهایم بارها به شاگردانم می‌گفتم: ما وارثان انبیاییم، اما چه از آن‌ها به ارث برده‌ایم؟ اگر علوم متعارف را علم انبیا بدانیم، راه را گم کرده‌ایم. علم انبیا، آن ارتباط عمیق با هستی است که داود را با کوه‌ها و پرندگان هم‌آواز می‌کرد.

این تأملات، مرا به نقد نظام آموزشی حوزه‌ها کشاند. در جوانی، وقتی متون سنتی مانند صرف میر و معلقات سبعه را می‌خواندم، دشواری‌هایشان گاه مرا خسته می‌کرد. نه به این معنا که این علوم بی‌ارزش‌اند، بلکه به این دلیل که روش‌های تدریس، گاه غیرمنعطف و دور از نیازهای روز بود. به شاگردانم می‌گفتم: علم دینی باید زنده و پویا باشد، باید ما را به همان قدرتی برساند که داود (ع) با آن آهن را نرم می‌کرد.

بخش دوم: سلیمان و قدرت تسخیر طبیعت

وقتی به داستان حضرت سلیمان (ع) می‌رسیدم، قلبم از شگفتی پر می‌شد. قرآن کریم می‌فرماید:

وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ۚ وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ

و برای سلیمان باد را [رام کردیم] که به فرمان او به سوی سرزمینی که در آن برکت نهاده بودیم، می‌وزید، و ما به هر چیزی داناییم (سوره انبیاء، آیه ۸۱).

در درس‌گفتارهایم، این آیه را با شوق برای شاگردانم تفسیر می‌کردم. سلیمان (ع) با باد حرکت می‌کرد، آن هم نه بادی معمولی، بلکه بادی که در یک روز، مسافت دو ماه را می‌پیمود! این چه قدرتی است؟ آیا این همان بادی است که ما برای ماشین‌هایمان تنظیم می‌کنیم؟ خیر، این قدرت الهی است که طبیعت را در خدمت سلیمان قرار داده بود. به شاگردانم می‌گفتم: این است علم انبیا، نه صرف و نحو و نه فلسفه‌های متعارف. این قدرت، نشانه‌ای از ارتباط عمیق با خداوند و تسخیر طبیعت به اذن اوست.

این تأملات مرا به این پرسش می‌رساند: ما در حوزه‌هایمان چه می‌کنیم؟ آیا به دنبال چنین قدرتی هستیم؟ در خلوت خود، بارها از خودم می‌پرسیدم: چرا ما به جای تسخیر طبیعت، درگیر علوم خشک و بی‌روح شده‌ایم؟ این پرسش، مرا به نقد روش‌های سنتی آموزش کشاند. در جوانی، وقتی معلقات سبعه را می‌خواندم، گاه از دشواری و پیچیدگی آن‌ها به ستوه می‌آمدم. نه اینکه این متون بی‌ارزش باشند، بلکه روش‌های تدریس، گاه از روح علم دینی دور بود.

نکته کلیدی: علوم انبیا، فراتر از علوم متعارف، با هدایت الهی و ارتباط با عالم غیب همراه است و حوزه‌های علمیه باید به دنبال دستیابی به این علوم باشند.

بخش سوم: نقد روش‌های سنتی و ضرورت بازسازی علم دینی

گاهی در حوزه، ساعت‌ها صرف مطالعه متون سنتی مانند صرف میر، مطول و معلقات سبعه می‌کردم. این متون، گاه چنان دشوار بودند که طلاب را از ادامه راه بازمی‌داشتند. به شاگردانم می‌گفتم: این علوم، اگرچه ارزشمندند، اما نباید ما را از هدف اصلی دور کنند. هدف ما، دستیابی به علوم انبیاست، همان علمی که داود (ع) را با کوه‌ها هم‌نوا می‌کرد و سلیمان (ع) را بر باد سوار می‌ساخت. در درس‌گفتارهایم، بارها از دشواری‌های غیرضروری این متون سخن گفتم. مثلاً معلقات سبعه، با همه زیبایی ادبی‌اش، گاه طلاب را درگیر ظواهر می‌کرد، نه معانی عمیق.

یک روز، به یکی از طلاب که شیفته این متون شده بود، گفتم: «این‌ها فنون‌اند، نه علم حقیقی. علم حقیقی، آن است که تو را به خدا نزدیک کند، نه اینکه در پیچ و خم الفاظ گم شوی.» این نقد من، نه از سر انکار ارزش این علوم، بلکه از سر دغدغه‌ای بود که علم دینی باید پویا و زنده باشد. قرآن کریم می‌فرماید:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

و ما این ذکر [قرآن] را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به سویشان فرو فرستاده شده است بیان کنی و باشد که بیندیشند (سوره نحل، آیه ۴۴).

این آیه، مرا به این باور رساند که علم دینی باید تبیین‌کننده حقایق الهی باشد، نه صرفاً مجموعه‌ای از فنون پیچیده.

بخش چهارم: استقلال مالی و معنوی عالمان

در جوانی، برای مطالعه متون ادبی مانند معلقات سبعه، هزینه‌های سنگینی می‌پرداختم. هر ماه، دویست تومان، که در آن زمان پول یک خانه بود، برای یادگیری این متون خرج می‌کردم. مادرم گاه می‌پرسید: «محمد، این پول‌ها کجا می‌رود؟» و من با خنده می‌گفتم: «مادرجان، همه‌اش سر جایش است!» اما در دلم، این دغدغه بود که عالم دینی باید مستقل باشد، چه از نظر مالی و چه از نظر معنوی. قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ

و به سوی کسانی که ستم کردند متمایل نشوید که آتش [دوزخ] به شما خواهد رسید (سوره هود، آیه ۱۱۳).

این آیه، مرا به این باور رساند که عالم دینی باید از هرگونه وابستگی به جریان‌های ناحق پرهیز کند. در درس‌گفتارهایم، بارها به شاگردانم تأکید می‌کردم: عالم باید پولاد باشد، نه حلب! حلب با یک جوش فرومی‌ریزد، اما پولاد استوار می‌ماند. استقلال مالی و معنوی، عالم را قادر می‌سازد تا با آزادی کامل به هدایت جامعه بپردازد.

نکته کلیدی: استقلال مالی و معنوی عالمان دینی، کلید تأثیرگذاری آن‌ها در جامعه و حفظ اصالت علم دینی است.

بخش پنجم: نقد فرهنگ گداپروری و تأکید بر زحمت‌کشی

در حوزه، بسیاری از طلاب از خانواده‌های زحمت‌کش و روستایی بودند. پدرانشان با بیل زدن و رنج کشیدن، آن‌ها را به حوزه فرستاده بودند. اما گاهی، فرهنگ وابستگی مالی، طلاب را از مسیر اصلی منحرف می‌کرد. به شاگردانم می‌گفتم: طلبه باید زحمت‌کش باشد، باید پولاد باشد، نه اینکه به دنبال گداپروری باشد. قرآن کریم می‌فرماید:

أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا

پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز و گام‌هایمان را استوار دار (سوره بقره، آیه ۲۵۰).

این آیه، مرا به این باور رساند که طلبه باید صبور و مقاوم باشد، نه اینکه به دنبال آسودگی و وابستگی باشد. به یکی از شاگردانم گفتم: «اگر قرار است طلبه شوی، باید استیل داشته باشی، باید محکم باشی، وگرنه حلب نمی‌تواند بار سنگین رسالت را تحمل کند.»

بخش ششم: ضرورت آمادگی در برابر چالش‌های جهانی

در درس‌گفتارهایم، بارها از چالش‌های جهانی سخن می‌گفتم. جهان امروز، پر از دشمنانی است که علیه جامعه اسلامی صف‌آرایی کرده‌اند. به شاگردانم می‌گفتم: عالم دینی باید آماده باشد، نه‌تنها از نظر فکری و معنوی، بلکه از نظر عملی. قرآن کریم می‌فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ

و برای [مقابله با] آنها هر چه در توان دارید از نیرو آماده کنید (سوره انفال، آیه ۶۰).

این آیه، مرا به این باور رساند که عالم دینی باید قدرتمند باشد، نه‌تنها در علم، بلکه در عمل. روزی به یکی از شاگردانم گفتم: «اگر نمی‌توانی در برابر دشمنان ایستادگی کنی، چگونه می‌خواهی وارث انبیا باشی؟» این دغدغه، مرا به تأمل در نقش عالمان در حفظ استقلال و عزت جامعه اسلامی واداشت.

بخش هفتم: روح‌القدس و جست‌وجوی علوم انبیا

یکی از عمیق‌ترین تأملاتم، درباره روح‌القدس بود. قرآن کریم می‌فرماید:

وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا

و بدین‌سان روحی از امر خود به تو وحی کردیم (سوره شوری، آیه ۵۲).

در درس‌گفتارهایم، بارها از شاگردانم می‌پرسیدم: این روح‌القدس چیست؟ آیا ما در حوزه‌هایمان به دنبال آن هستیم؟ روح‌القدس، همان هدایت الهی است که انبیا را به علوم بی‌نهایت خداوند متصل می‌کرد. به شاگردانم می‌گفتم: اگر بخواهیم وارث انبیا باشیم، باید این روح را در خود زنده کنیم. این علم، نه در کتاب‌های صرف و نحو، بلکه در ارتباط عمیق با خداوند یافت می‌شود.

نکته کلیدی: روح‌القدس، کلید دستیابی به علوم انبیا و پویایی علم دینی است که حوزه‌های علمیه باید به دنبال آن باشند.

بخش هشتم: نقد فعالیت‌های بی‌ثمر و مسئولیت‌پذیری

روزی با یکی از همسایگانم درباره کبوتربازی صحبت کردم. او کبوترهایش را در حیاط هوا می‌کرد و این کار، گاه برای دیگران مزاحمت ایجاد می‌کرد. به او گفتم: «اگر این کار تو برای دیگران اضطراب می‌آفریند، چرا ادامه می‌دهی؟» او با تواضع پذیرفت و گفت: «از این پس در حیاط بازی نمی‌کنم.» این ماجرا مرا به فکر فرو برد: عالم دینی نباید درگیر فعالیت‌های بی‌ثمر شود. قرآن کریم می‌فرماید:

وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به شکیبایی سفارش کردند (سوره عصر، آیه ۳).

این آیه، مرا به این باور رساند که عالم دینی باید مسئول باشد، باید به حق و صبر پایبند باشد، نه اینکه وقت خود را صرف کارهای بی‌ثمر کند.

جمع‌بندی: دعوت به بازسازی علم دینی

این گفتگوهای صمیمی، روایت‌هایی از عمق وجودم و تأملاتم در مسیر علم و معنویت است. همیشه به شاگردانم می‌گفتم: ما وارثان انبیاییم، اما این وارث بودن، مسئولیت سنگینی است. علوم انبیا، که با هدایت الهی و ارتباط با عالم غیب همراه است، باید در حوزه‌هایمان زنده شود. استقلال مالی و معنوی، زحمت‌کشی، و آمادگی در برابر چالش‌های جهانی، از وظایف عالمان دینی است. روح‌القدس، آن حقیقت الهی است که ما را به سوی علوم بی‌نهایت خداوند هدایت می‌کند. این گفتگوها، دعوتی است به شما، خوانندگان عزیز، برای تأمل در این رسالت عظیم و تلاش برای بازسازی علم دینی در جهانی پرچالش.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)