متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره جلسه 1402
مقدمه
این روایتها، گسترش همان اشارههای کوتاهی است که در درسگفتارهایم به آنها پرداختهام. اکنون، با نگاهی عمیقتر، تجربیاتم در عرصه روانشناسی و مطالعات زنان را با شما در میان میگذارم. این خاطرات، نه تنها بازتابی از مسیر علمی و معرفتیام هستند، بلکه دعوتیاند به تأمل در چالشهای جامعه و نقش دانش در حل آنها. در این گفتگوها، عمق تعهد معنوی و علمیام به روشنگری حقیقت آشکار میشود، و امیدوارم شما را به دنیای این تجربیات بکشانم.
بخش اول: جایگاه روانشناسی در آموزش و جامعه
در یکی از جلسات درسگفتارم، بحث به اهمیت روانشناسی در نظام آموزشی کشید. نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی نیازمند روانشناسان متخصص است تا سلامت روانی دانشآموزان و دانشجویان را پایش کنند. بسیاری از ناسازگاریها و نابهنجاریها ریشه در اختلالات روانی دارند که با بررسی ساده قابل شناسایی و رفعاند. معلم یا استاد، هرچند در رشته خود ماهر باشد، تخصص روانشناس را ندارد.
روزی مرا به دبیرستانی دعوت کردند. مدیر میگفت برخی دانشآموزان شلوغ و بیاحترامی میکنند. به مدیر و معلمان گفتم: «همه بنشینید و هیچکس همراهم نیاید.» دبیرستان حدود ششصد دانشآموز داشت. ابتدا با شوخی شروع کردم، سپس گفتم: «من غیب میدانم؛ یعنی میدانم بیست سال دیگر کجایی؟» به یکی ناآرام، بر اساس تحلیل روانشناختی گفتم: «تو یکی از زندانیها خواهی بود.» به دیگری: «تو مدرک میگیری و شخصیت علمی مهمی میشوی.» و بدون اشاره به کسی: «تو مردهای؟» بچهها گوش تیز کردند تا بشنوند جایگاه آیندهشان را. هم شوخی میکردم، هم بحث علمی طرح میکردم، هم بر اساس دادههای روانشناسی سخن میگفتم. به یکی گفتم: «تو خیلی از چاقو خوشت میآید.» پرسیدم: «تو اینطور نیستی؟» او مجسم میدید که از علایقش حرف میزنم. سپس به مدیر و معلمان گفتم: «بیایید و متانت دانشآموزان را ببینید که با سخن عینی و تصویری آرام شدهاند.»
سالهاست در روانشناسی کار و تحقیق میکنم. از چهل سال پیش، بیش از سی جلد کتاب نوشتهام. اگر منتشر شوند، منبع غنیای میشوند؛ نه روانشناسی تکبعدی غربی، بلکه روانشناسی مداراگرا که با آیات قرآن کریم و روایات هماهنگ است. کشور ما توسعه لازم را نداشته؛ همانطور که کشاورز خودش سیبزمینی میکارد، داشت و برداشت میکند و عرضه مینماید، در تحقیقات علمی هم محققان همه هزینهها را خود بر عهده دارند. نه تنها حمایتی نمیشویم، بلکه بدخواهان و ظاهرگرایان خشکمغز با ما برخورد سلبی دارند. مراکز علمی آزاد نیستند و سرسپردگی حاکم است، تحقیقات را ارج نمینهند و گاه تضعیف میکنند تا کسی صاحب نام نشود. سیاست موجسواران بیمحتوا این است که نامی بالاتر از آنها نگیرد، تا موجسواریشان حفظ شود و غرور کاذبشان نشکند؛ اما خیال باطل.
روانشناسی مداراگرا، پلی است میان علم و معرفت الهی، که جان انسان را با نور قرآن روشن میسازد.
نتیجهگیری بخش
این تجربیات نشان میدهد روانشناسی نه تنها ابزاری برای حل مشکلات است، بلکه راهی برای تعالی جامعه. تعهد معنویام به این دانش، مرا به ابداع رویکردی نو واداشت که با عمق معرفتی هماهنگ است.
بخش دوم: مطالعات زنان و نقد نظرگاهها
در درسگفتارهایم، گاه به مطالعات زنان اشاره کردهام. کتابهایی که درباره زن نوشتهام، به بیست جلد میرسد. این کتابها نقد باورهای متفکران شرقی و غربی نسبت به زن است. مجموع آنها بانکی اطلاعاتی از خصوصیات ظاهری و باطنی زنان است. هیچ مطلبی درباره زن گفته نشده که در این کتابها اشاره نشده باشد، حتی غیرضروریها. اصل اتمام را در هر کاری رعایت میکنم. کتاب چهار جلدی «زن؛ مظلوم همیشه تاریخ» چهار جلد نخست است. از طلبهها خواستم کتابهای مرتبط با زن را جمعآوری کنند، سپس بحثهای جاافتاده را بیابند. کتابها آوردند، مطالعه کردند و مطمئن شدند چیزی جا نیفتاده. موضوعات زنان را علمی تشریح کردهایم و نگاهی منتقدانه به بحثهای سنتی و نوین داشتهایم. در کتاب زن، سه کتاب شهید مطهری درباره زن و کتاب «زن در آینه جلال و جمال» را تفصیلاً بررسی و نقد کردهایم. رويهام توجه به سخن است نه گوینده. نظريات روانشناسان درباره جنس زن آمده است. بخشی را در مقام روانشناس بیان کردهام. این بخش منتشر نشده. در دو جلد، در مقام دانشمند مسلمان به احکام و ویژگیهای زنان پرداختهام. عبارات محصول فکر و قلم خودم است، سابقه ندارد. گزارههای بدیع در روانشناسی زنان دارم. مدعیام از روانشناسی انسانها اطلاع دارم؛ اگر سمیناری با برجستهترین دانشمندان روانشناسی باشد، بهتر و علمیتر سخنرانی میکنم. از جمع کسب انرژی میکنم، آنها از وضعیت روانی جامعه مطلع میشوند. این ادعا باید در عمل ثابت شود. این را برای روشنگری میگویم، نه خودستایی. در جامعهشناسی و روانشناسی تحقیقات کردهام، همچنین در قرآن و حقوق. قرآن تخصص نخستام است. یکی از استادانم میگفت برای فهم مغنی نیاز به مطالعه ندارد، اما کتابهای دیگر را مطالعه میکند. برخی در فهم علوم استعداد خاص دارند. برای روانشناسی و جامعهشناسی، نیاز به این علوم احساس شود و عظمتشان درک گردد. تحقیقات باید مدرن و پیشرفته باشد تا گفتهبافی نشود. رجال این علوم شناخته شوند. دانشمندان جامعهشناسی نظريهپردازی کردهاند که در کتاب «جامعهشناسی عالمان دینی» به برخی اشاره کردهام. زحمات دانشمندان را هدر نمیدهم، از آنها استفاده میکنم. دانشمندان، پدران ما هستند، چه کافر چه مسلمان. آنها زحمت کشیدهاند.
در گذشته جلساتی درباره جامعهشناسی و روانشناسی داشتم که چندان موفق نبود، زیرا حاضران سواد کافی نداشتند. قبل از انقلاب، سه چهار ماه جلساتی برگزار کردم. رجال علمی – نه مذهبی – شرکت میکردند. جوانترین حدود پنجاه سال داشت. یکی مغز متفکر کشور بود. برخی نزدیکان محمدرضا شاه شرکت میکردند. آقای پسندیده هشدار داد اگر مأموران شناسایی کنند خطرناک است. اطمینان دادم امنیت رعایت میشود. جوان بودم، برخی باور نداشتند. میگفتند به سخنرانی کودک دعوت میکنید. پس از جلسه آرام میشدند و باور میکردند نابغهام. اشخاص بزرگ بودند، من انرژی میگرفتم و در سطحشان سخن میگفتم. امکانات نداشتیم، دوستان و طلبههای ساده زحمت کشیدند تا موفق شدیم. کارها در جرگههای خصوصی نتیجه میدهد. اوایل انقلاب در یخچال قاضی درس خارج میگفتم. از هفت هشت طلبه خواستم جمع تشکیل دهیم تا کفایه را دقیق بررسی کنیم. روزانه یک خط را یک ساعت مطالعه میکردیم. اگر دیر میآمدند جریمه میدادند. کتابهای مختلف مطالعه میکردند. استاد بودند و درس خارج میگفتند. مطالب جدیدی مییافتند که تعجب میکردند. سوادشان را شناختم، کتاب را دقیق بحث کردیم. یک سال ادامه دادند. برای اصول مشکلی نداشتند. همه مسائل چنین است، اگر عمیق شویم نتایج بهتر است.
تجربهگرایی مهم است. از طفولیت علوم را با تجربه به دست میآوردم. تحقیقات موفق مهندسیاش بر تجربه است. محقق مهندسیاش را امتحان کند، اگر مثبت بود قابل اعتماد است. تجربهگرایی در روانشناسی کاربرد دارد. خاطرات مضحک دارم: ساعتها در طویلهها میگذراندم یا به مکانهای عجیب سرک میکشیدم. سؤال: سنتان چقدر است که کارهای متعدد کردید؟ پاسخ: از وقتم خوب استفاده کردم. اگر والامقام نیستیم، دستکم عادی هستیم. ما هیچ هستیم. مدعیان وقتی برخورد میکنند میگویند عادی هستید. درست است. خودم را معنا میکنم: شش متر قد، چهل سانت عرض، اگر دست بخورد ترک برمیدارم. قد کوتاه است، چگونه قدم برمیدارید؟ من و پروردگار با هم حرکت میکنیم. اگر جدا شوم فاتحهام خوانده است. در حوزه حاضر کسی توجهم را جلب نکرده. داعیهای ندارم تا درگیر شوم. سطحم زیر خط فقر است. اگر مخالفان سنگ بکوبند مخالفت نمیکنم، چای تعارف کنید. خسته میشوند، من قدرت مخالفت ندارم. اندیشهای دارم که مطالب را تحلیل میکنم. اوقات فراغت را حذف کردم. به یکی از اعاظم گفتم سالهای تحصیلی حوزه پنج سال واقعی درس است، بقیه آخوندی. «لا رأی لمن لا یطاع». قدرت افضل از علم است. به تجربه معلوم شد قدر مرد به علم است و قدر علم به مال. علم بدون مال کارگشا نیست.
مطالعات زنان، دریچهای است به سوی عدالت معرفتی، که با نقد و تحلیل، حقیقت را آشکار میسازد.
نتیجهگیری بخش
این مطالعات، با تأکید بر نقد و تجربه، ابعاد علمی و معنویام را برجسته میکند. تعهد به حقیقت، مرا به کاوش عمیق در روانشناسی زنان واداشت.
بخش سوم: زن؛ مظلوم همیشه تاریخ
وقتی کتاب چهار جلدی «زن؛ مظلوم همیشه تاریخ» منتشر شد، خانم پورمحمدی خواهر وزیر دادگستری دولت یازدهم – که آن زمان وزیر کشور بود – آمد و ضمن تمجید، از عنوان گلایه کرد: در جمهوری اسلامی زن مظلوم نیست. با تعصب دفاع کرد. گفتم حتی здесь زنان مظلوماند. همسران محکومان دادگاهها را مثال زدم. دادگاه شوهر جنایتکار را زندان میبرد، به او تخت، لیوان، قاشق، حوله، خوراک و پزشک میدهد. زندانی بیخیال میشود، اما زنش پناه از دست میدهد. دخترش اگر دیر برگردد، همسر در آشوب است. تنبیه مجرم بر زن بیگناه واقع میشود. این ظلم نظام قضایی نیست؟ اسلامی هم نیست؛ در فقه حکمتگرا گفتهام برای تنبیه مجرم خانوادهدار، قانون خانوادهاش را تحت سرپرستی گیرد. زندان برای برخی هتل است، اما برای زن ظلم همیشه تاریخ. زن nowhere جا ندارد؛ نه غرب، نه کشورهای اسلامی. دو عامل: نادانی و ضعیف نگهداشتن عمدی زن برای استثمار توسط مردان و کارتلهای اقتصادی و ارباب سیاست، و ظلمپذیری زنها. او خود از امنیت واهمه داشت، خواهر وزیر بود، با ترفندهای امنیتی جابهجا میشد. آمده بود زیرزمین، ندیدهام ترسیده بود، برگشته بالا. گفت وقتی دیدمت خیالم راحت شد. کسی که میترسد چگونه اداره کند؟ زنان اکنون مظلوماند.
از طرحها: ایجاد بانک اطلاعاتی پیشرفته پیوند بر اساس روانشناسی. فناوری ممکن کرده. وظیفه: شناسایی پسران و دختران کفو و معرفی. معضل خانوادهها: همسر مناسب برای پسر یا شوهر برای دختر. بر دولت اسلامی واجب است سازمانی برای این مهم داشته باشد، مانند ثبت احوال. اطلاعات میلیونها دختر نگهداری شود، هیچ شبکه مجازی به قدرتش نرسد. با تأسیس، از زنان حمایت کند و فضای مجازی پاکسازی شود. ریشه طلاقها ازدواج نامناسب است. بدون آگاهی و مشاوره روانشناختی. بدون سازمان، خانوادههای مهاجر در غربت میمانند. اگر رضاشاه ثبت احوال کرد، شما بانک ایجاد کنید تا ریشه طلاق کم شود.
زنان اکنون مظلوماند. میلیونها زن و دختر مشکل شهوت دارند. مسئله حاد کشور این است، نه بحثهای تزویری امنیت ملی. کشور نیاز به مسکن، شغل، اقتصاد دارد. فشار بر زنان وارد میشود. مانند قناتها و چاههای خشک در کشاورزی، جوانها با سیاستهای غلط خشک شدهاند. حرفهایم مرا به بند میکشد.
زنستیزی برای خشکمزاجهای نهروانی فرهنگ شده. جنس زن را دشمن میدارند. زنان را حتی در موقعیتهای ویژهشان خرد میکنند، شخصیت تحقیر، توانمندیها کوچک. اما زنان امروز رشد کردهاند، پیشرفتهتر از برخی مردان. در تهران چند زن را با باتوم زدند، مأموری با قساوت به کمر و پای دختری زد، فیلم منتشر شد. بسیاری دختران دفاع شخصی و رزمی مانند ووشو، کاراته، تکواندو یاد گرفتند. اگر متلکی بگویند کتک میخورند، با جفت پا گردن میشکنند. دورهای است که زنان اجازه دست بلند کردن نمیدهند. زنان از کسی نمیترسند. مانکنها روی هوا بلند میشوند که سکرات بدخواه تمام میکند. دختران جوان تربیت ضعیف گذشته ندارند. حتی حرف مادر باور نمیکنند. میگویند دیدیم میزنند، نباید بایستیم. زنان ثابت کردهاند مجتهد شوند و شاگرد فقهی داشته باشند. زنان ایران ریاضیدان چیره دنیا یا فضانورد شوند. فمینیست نیستیم، واقعیتها میگوییم. زنان تابع فرهنگ ضعیفنگهداشتن نیستند. در دنیا زنان رزمیکار استخوان مردان میشکنند، از رینگ خونین بیرون میاندازند. گاهی زن کمر مرد خم میکند تا صدای شکستن وحشت آورد. زنان بدلکار فیلمها موجود. در لرستان زنی سلحشور روی اسب جفت میزد که کمر اسب تا میشد. زنان ضعیفه نیستند، فرهنگ منحط گذشته مانع بوده، ضعیف نگهداشته شدهاند. در کتابی نوشتهام اگر کارهای بودم نصف کابینه از زنان انتخاب میکردم. زنان باشعورتر، وظیفهشناستر، متعهدتر. زنان تربیت درست بخل ندارند، کار کم نمیگذارند. بسیاری تایپ و آمادهسازی کتابها زناناند، با عشق و صفا کار میکنند. به برخی طلبههای مرد میگویم شما درس خواندهاید اما به قدر یکی از این زنان کار نمیآید. زنان مادران، خواهران، دختران ما هستند، فرهنگ ارتجاعی غریبه میپندارد، خرد و تحقیر میکند. جامعه ایام انتخابات زنان بیرون میکشد، فردا به زور داخل خانه. فرهنگ غلط ارتجاعی زنان را جز یک روز در خانه میخواهد. نمیتوانند برای مردان کار تولید کنند، میخواهند فلج کنند. یک روز تبلیغ دو بچه کافی، زنان عقیم تشویق، امروزه زایش بیشتر. زن مانند ماشین میخواهند. در کتاب بیست جلدی زن، این فرهنگ غلط از نطفه شوم با قدرت خلفای جور تا حال نقد کردهام. هرچه عالم یا فیلسوفی علیه زن گفته نقل و با دید روانشناختی تحلیل و نقد، سپس بحث فقهی آوردهام، ثابت کردهام فقه اهلبیت مبرا است، هرچند تاوان سخت دادهام. به زنان احترام گذاشت، شخصیت والا ارج نهاد. طلبهای تبلیغ رفته سخنانم گفته، مردم پول فراوان داده. آمد گفت پولها مال شماست؟ گفتم چرا؟ گفت حرفهای شما گفتم استقبال کردند. گفتم باركالله برو بازار تمام پول برای خانمت طلا بگیر. زن بفهمد شوهر چیزی میدهد، محترم است، عزت و احترام دارد.
از مسائل گیر داده در انفرادی، تفاوت پوشش با حجاب و چادر. میگویم خداوند از زن پوشش یعنی ستر خواسته، در فقه حجاب نداریم، عروه از ستر سخن گفته. چادر پوشش برتر اسلامی نمیدانم، هرچند به نوهام میگویم بپوشد. میگویم چادر عرفی است نه شرعی، اما به خاطر من بپوش. زن در چادر نمیتواند آزاد کار کند یا دفاع داشته باشد. چادر روی سر گرد نمیماند، زن با دست و دندان یا کش نگه میدارد. با چادر رانندگی نمیشود، بچه بغل گرفت، ساک گرفت. سنگین میشود میافتد، در گرما مانتو و مقنعه بپوشد. کجای چنین حجابی برتر است. انتخاب به عنوان پوشش ملی نه علمی، نه دینی، نه انصاف، نه عاقلانه. چادر بدترین بدحجابی و ظلم به زن امروز است. برای زنان گذشته در خانه آزار نداشت، اما زنان امروز برای تحصیل یا کار بیرون میروند، رانندگی میکنند، مستقلاند، نمیتوانند استفاده کنند.
زن، نماد مظلومیت تاریخ است، که با دانش و عدالت، میتوان جایگاه والایش را بازستاند.
نتیجهگیری بخش
این روایتها، مظلومیت زن را در تاریخ برجسته میکند. تأثیر فرهنگی و سیاسیام در دفاع از حقوق زنان، با عمق فقهی و عرفانی، راهی به سوی عدالت میگشاید.
جمعبندی
این گفتگوها، بازتابی از زندگیام در پیگیری دانش روانشناسی و مطالعات زنان است. با تعهد معنوی و علمی، کوشیدم حقیقت را روشن کنم و جامعه را به تأمل واداشتهام. این مجموعه، الهامبخش تأمل در معرفت و عدالت است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!